رفتن به محتوای اصلی
جمعه ۱۰ آوریل ۲۰۲۶
جمعه ۲۱ فروردین ۱۴۰۵

چند سئوال از تنظيم کنندگان سند سياسی با عنوان "در راستای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و برپایی جمهوری سکولار دموکرات فدرال"

چند سئوال از تنظيم کنندگان سند سياسی با عنوان "در راستای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و برپایی جمهوری سکولار دموکرات فدرال"

سند "در راستای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و برپایی جمهوری سکولار دموکرات فدرال" با همان نگاه ناظر بر "سند هفت ‌امضا" که به کنگره چهارم حزب ارائه شده بود، نوشته شده است. در همان زمان، در چند مطلب اين نگاه را نقد کردم. همان نقدها بدرجاتی در مورد اين سند هم صادق است. در ان سند آمده بود که: "ایران در شرایط پیشا انقلابی قرار دارد." و "در این‌کە انقلاب دیگری در پیش است و نیروهای دمکراتیک و مترقی باید از همین حالا خود را آمادە  برای آن کنند، تردید نبایدکرد." رويدادهای پس از آن کنگره تا کنون نشان داد که چقدر سندی که می گفت که در وقوع انقلاب نبايد ترديد کرد، ذهنی بود و از واقعيت ها فاصله داشت. نگاه ناظر بر آن سند به توازن قوا، توان سرکوب و وحشيگری حکومت توجه نداشت و فقط نارضايتی مردم را می ديد. در اينکه نارضايتی مردم از حکومت در آن فاصله زمانی به اوج رسيده بود که به خيزش دی ماه انجاميد، شکی نيست. ولی می دانيم که نارضايتی مردم برای وقوع انقلاب لازم است، ولی کافی نيست. شرط کافی اين است که رژيم حاکم نتواند به سلطه سياسی خود ادامه دهد. ديديم که جمهوری اسلامی جنايتکار با کشتار هزاران تظاهرکننده به حکومت خود ادامه داد و انقلابی صورت نگرفت.  

سند می گويد انسجام حکومت فروپاشيده و "ما بر این باوریم که پایان جنگ، می‌تواند سرآغاز فوران خشم جامعه‌ای باشد که دیگر اقتدار رژیم تضعیف‌شده را برنمی‌تابد." و اضافه می کند که "وظیفه حیاتی ما، پیشدستی در سازماندهی انقلابی است." فروپاشی حکومت به معنی آن است که حکومت ديگر نمی تواند فوران خشم مردم را سرکوب کند. به بيان سند، خشم جامعه بعد از جنگ میتواند فوران کند و حکومت هم نمی تواند اعتراضات را سرکوب کند.  لذا وظيفه حياتی ما سازماندهی انقلابی مردم است. از ديد سند، بعد از جنگ، انقلاب در راه است. سئوالات زيادی در همين رابطه مطرح است:

۱. برچه پايه ای اين حکم  صادر شده است که انسجام حکومت فروپاشيده است؟ در حالی  که حکومت در جريان جنگ توانسته است عليرغم ضربات وارده، انسجام خود را حفظ کند. در ماه های بعد از جنگ احتمال شکل گيری شکاف در بين بلوک قدرت وجود دارد. ولی در حال حاضر شکافی که توان سرکوب حکومت را مختل کند، ديده نمی  شود. 

۲. برچه اساسی گفته می شود که خشم مردم بعد از جنگ فوران خواهد کرد ؟ در حالی پيآمدهای جنگ در مقابل جامعه قرار دارد و خيابان ها از دست مردم خارج شده و دست نيروهای بسيج و طرفداران حکومت افتاده است. بعلاوه حکومت وحشتی تر شده و به اعدام زندانيان سياسی روی آورده است. 

۳. گفته شده است که وظيفه حياتی ما پيش دستی سازماندهی انقلابی جامعه است. چگونه از خارج از کشور و آنهم توسط يک حزب می توان مردم را سازماندهی انقلابی کرد؟ آيا نويسندگان سند از خارج از کشور می خواهند مردم را سازماندهی انقلابی کنند و يا می خواهند چمدان های خودشان را بينند تا به ايران بروند و  پيش دستانه به سازماندهی انقلابی بپردازند. 

۴. سازماندهی انقلابی جامعه چيست؟ چگونه سازماندهی است و مشخصه های آن چيست؟ آيا اين سازماندهی مسالمت آميز است يا قهرآميز؟ اگر منظور سازمان‌دهی اعتصاب‌ها، شبکه‌های محلی ، نهادهای خودسازمان‌یافته و اشکال متکثر مداخله‌ی توده‌ای است، آن ها نهادهای مدنی هستند نه سازمان های انقلابی. 

چند سئوال ديگر:

۱. در سو تيتر آمده است: "تحلیل دوران و ضرورت مداخله انقلابی". چرا در متن تحليلی از دوران کنونی و مشخصه مداخله انقلابی مشاهده نمی شود؟

۲. منظور از سرنگونی انقلابی چيست و چه تفاوتی با سرنگونی دارد؟ 

۳.  در بخش "مطالبات فوری در دوران گذار از نگاه ما" آمده است: "برچیدن نهادهای سرکوب و استقرار دموکراسی شورایی و حق عزل".  نويسندگان در دوران گذار میخواهند دموکراسی شورائی را بر کشور حاکم کنند. دموکراسی شورائی در انقلاب سوسياليستی مطرح است و آندسته از جريان های چپ مثل حزب کمونيست کارگری که معتقد به تحول سوسياليستی هستند، دموکراسی شورائی را مطرح می کنند. آيا نويسندگان سند می خواهند در دوره گذار ساير جريان های چپ و دموکرات را که به دموکراسی شورائی باور ندارند، کنار بگذارند؟ چگونه از ایجاد بلوک وسیع دموکراتیک صحبت می کنند؟ 

۴. دموکراسی شورائی بيان ديگر تحول سوسياسی است. آيا مدافعان سند معتقد به تحول سوسياليستی در مرحله کنونی هستند؟ آن ها در تيتر و متن سند جمهوری سکولار دموکرات فدرال مطرح کرده اند. چه پاسخی به اين تناقض دارند؟ 

سند به جنگ پرداخته و بدرستی  جنگ را محکوم کرده و خواستار برقراری صلحی پایدار شده است. اما جنگ در متن سند تنيده نشده و تجاوز دولت امريکا و اسرائيل را محکوم نکرده است. مهمتر از همه سند تغييراتی را که در جامعه، ذهنيت گروه هائی از جامعه و در حکومت در جريان جنگ به وجود آمده است، نمی بيند ذهنيت حاکم بر سند و مضامين آن به قبل از جنگ بر می گردد و لذا با وضعيت کنونی فاصله دارد. بنظر نويسندگان سند جنگ وقفه در روندی که قبل از جنگ در کشور جاری بود، به وجود آورده است. با پايان يافتن جنگ همان روند ادامه خواهد يافت. تنها تفاوت در فروپاشی انسجام حکومت براثر ضربات امريکا و اسرائيل است. 

ذهنيت قبل از جنگ و نديدن تغييرات در صحنه سياسی کشور در جريان جنگ، قادر نخواهد بود که سپهر  سياسی کشور را تبيين کند و سياست منطبق بر واقعيت های کنونی را تدوين کند. 

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید