گرگ و میش وضع سوریه

سه‌شنبه, 1. ژانویه 2019 - 21:27

وضع سوریه مدتهاست که در اساس تعادل نااستواری بوده است بین قدرت روسیه و ضعف امریکا در سوریه. ترامپ این را دریافته است. او دریافته است که سودی از ادامۀ حضور امریکا در سوریه نصیب اش نخواهد شد. پس چه ایراد اگر ادامۀ وضع را، که به زعم او یک منجلاب است، به روسیه بسپارد؟

تنها دو روز پس از آن که مولود چاووش اوغلو، وزیر امورخارجۀ ترکیه، آمادگی کشورش را برای اعزام سریع نیروهای نظامی به سوریه اعلام کرده بود، سخنگوی دولت سوریه از اعزام نیروهای این کشور به منبج و استقرار آنان در این شهر خبر داد. معنای بی شبهۀ خبر نقل شده از چاووش اوغلو تدارک ترکیه برای حمله به منبج، مقر اصلی کردهای سوریه، و قلع و قمع آنان بود، چنان که در خلال دو روز فاصلۀ بین این دو خبر، موجی از هراس و هشدار، و نفرت و نفرین نسبت به آنچه در انتظار کردهای سوریه بود، بر تحلیلهای داده شده حاکم شد. اعزام نیروهای سوری به منبج، که به دنبال درخواست کردها از اسد برای محافظت از منبج در برابر حملۀ قریب الوقوع ترکیه و گروه های سوری طرفدار آن انجام شد، مقدمتاً موجبی برای تخفیف نگرانیهای آنی نسبت به سرنوشت کردهای سوریه بود. باید بر قید "آنی" تأکید کرد، زیرا در تعادل جدید حاصله در سوریه، به نظر دشوار می رسد که برای کردهای این کشور بین اسد - که در صدد احیای کنترل خویش بر آنان است - و اردوغان که هدف نابودی آنان را تعقیب می کند، انتخاب فوری دیگری وجود داشته باشد.

خبر اعزام نیروهای سوری به منبج و ترمز گذاشتن بر جولان مقامات ترک، همچنین موجب روشنی بیشتری در وضعیت به شدت تار و مه آلوده ای بود که اعلام خروج نیروهای امریکائی از سوریه ایجاد کرده بود. در مواجهه با وضعیت کنونی غالباً از این واقعیت غفلت می شود که [اعلام] بیرون کشیدن نیروهای امریکائی از سوریه، نقطۀ عطف این وضعیت است، و باقی رویدادها، از جمله اعلام آمادگی ترکیه برای ورود به سوریه و اقدام کردها و اعزام نیروهای سوری به منبج از تبعات آن اند. در این باره، یعنی در برخورد به اعلام خروج نیروهای امریکائی از سوریه، تا کنون نظرات زیر ابراز شده اند:

  1. اسرائیل ترامپ را تشویق به خروج از سوریه کرده است، زیرا برنامۀ حمله به حزب الله را دارد؛
  2. تهدید ایران دایر بر این که نیروهای امریکا در سوریه در تیررس نیروهای ایران اند، موجب تصمیم ترامپ بوده است؛
  3. این تصمیم جزئی از پاکت مفصل تری از توافقات بین ترامپ و اردوغان است. پاکتی از جمله با محتوای به فراموشی سپردن قتل خاشقجی، خرید سه و نیم میلیارد دلاری اسلحه از امریکا توسط ترکیه، باز گذاشتن دست ترکیه در سوریه علیه کردهای این کشور، و ...
  4. موشکافی اظهارات ترامپ نشان می دهد که او قصد بیرون آمدن از سوریه را ندارد،
  5. خروج امریکا بخشی از نقشۀ مشترک این کشور همراه با اسرائیل و عربستان برای حمله به ایران است.

اگرچه هر یک از این تحلیلها، خاصه تحلیل سوم، کم یا زیاد حاوی عناصری از روندهای آتی است، اما هیچ یک از آنها توضیح دهندۀ عامل اصلی در تصمیم ترامپ نیست. ترامپ همانی را تصمیم گرفته که بیشتر از دو سال پیش اعلام کرده است. معاملۀ اسلحه با ترکیه می تواند توضیح چراغ سبز دادن به ترکیه برای حمله به کردهای سوریه باشد، اما نمی تواند توضیح تصمیم ترامپ باشد که چنان که انتظار می رود، به سوریه محدود نخواهد ماند و شامل افغانستان نیز خواهد شد.

وضع سوریه مدتهاست که در اساس تعادل نااستواری بوده است بین قدرت روسیه و ضعف امریکا در سوریه. ترامپ این را دریافته است. او دریافته است که سودی از ادامۀ حضور امریکا در سوریه نصیب اش نخواهد شد. پس چه ایراد اگر ادامۀ وضع را، که به زعم او یک منجلاب است، به روسیه بسپارد؟ تد کاتاوف، سفیر پیشین امریکا در سوریه، این واقعیت را چنین توصیف می کند: "... سطح کنونی حضور امریکا در سوریه برای تغییر اوضاع نامرتبط به داعش – که اکیداً توسط روسیه، ایران و اسد دیکته می شود- ناکافی است." https://www.newyorker.com/news/our-columnists/is-trumps-plan-for-syria-a-withdrawal-or-a-surrender

ترامپ در قامت تیپیک‌اش تصمیم به خروج نیروهای امریکا از سوریه گرفته است: تصمیمی با انگیزه های روشن سودبری کوتاه مدت و برای تحکیم موقعیت داخلی خویش. اقتصاد امریکا، علیرغم دورۀ رونق اش، دارد به سرعتی بیشتر از آنچه مرسوم است و تصور می رفت، نشانه های بحران را بروز می دهد. ابداً تصادفی نیست که تصمیم ترامپ برای خروج از سوریه مورد استقبال پایگاه اجتماعی تیپیک او درامریکا واقع شده است.

کم نیستند تحلیلهائی که ترکیه را با فاصلۀ بسیاری برندۀ اصلی وضع کنونی در سوریه ارزیابی می کنند. آری، ترکیۀ یکی از برندگان وضع کنونی است، اما خطای تحلیلهای گفته شده نیز در پرتو اعزام نیروهای سوری به منبج آشکار می شود: در همان روزهای نخست پس از اعلام خروج نیروهای امریکا از سوریه، بودند تحلیل گرانی که این نکته را که اسد بیکار نخواهد نشست و دست به اقدام برای تثبیت حاکمیت خود بر سراسر سوریه خواهد زد، پیش بینی کرده بودند. چنان که گفته شد مدتهاست که وضع سوریه را در اساس تعادل نااستوار بین قدرت روسیه و ضعف امریکا در سوریه رقم می زند، و نه تعادلی بین ترکیه و امریکا. بسیار نامحتمل است که با تحکیم موقعیت اسد، او شاهد خاموش لشکرکشی ترکیه به سوریه شود، و همچنین بسیار نامحتمل است که روسیه – هم به عنوان آکتور نقش اول صحنۀ سوریه و هم حال که پای نیروهای اسد نیز در مناقشه بین ترکیه و کردهای سوریه به میان کشیده شده است، و نه به سائقۀ مناسبات خودش با کردها - لشکرکشی ترکیه را برتابد.

سوای جهات تحلیلی، نکتۀ واجد اهمیت در برخورد به روندهای کنونی سوریه همانا بیرون کشیدن نیروهای امریکائی از این کشور است. آیا باید از این اقدام استقبال کرد یا نه؟ آری، باید از این اقدام استقبال کرد، اما آن را در کادر انزواگرائی ترامپ که کار را به افزایش تنش در بسیاری از عرصه ها و ناامنی بیشتر حیات بر زمین کشانده است، قرار داد. همچنین باید نسبت به کش و واکشی که در محافل امریکا، اسرائیل و عربستان برای سمت دادن به این تصمیم، از جمله علیه ایران وجود دارد، هشدار داد و بر لزوم اعلام آمادگی جمهوری اسلامی برای خروج نیروهایش از سوریه تأکید کرد.

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
لطفا حروف را با خط فارسی و از چپ به راست، یعنی از آخر به اول، و بدون فاصله وارد کنید CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.