چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۱ اوت ۲۰۱۹

مذاکره، بدون قید و شرط

جنگی در راه نیست، می تواند هرگز هم نباشد!

۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۸

نه موضع ظاهراً رسمی هیئت حاکمۀ امریکا دایر بر این که جمهوری اسلامی 12 شرط اعلام شده توسط پمپئو را بپذیرد و به پای میز مذاکره بیاید، و نه موضع جمهوری اسلامی دایر بر نفی مطلق مذاکره یا حتی گونه‌های "دیپلماتیک تر" آن، به صورت "مذاکره با دولت کنونی، نه" یا مذاکره به شرط برگشت آمریکا به برجام، هیچ کدام راهی به دهی نمی برد. برونرفت از این وضعیت انفجاری نیازمند سیاستی است معارض این هر دو سیاست، که درعین حال بتواند گوشهای شنوائی را در میانۀ معرکه - یعنی مشخصاً در میان طرفهای اصلی معرکه، پیدا کند.

علیرغم بالا گرفتن تنش میان جمهوری اسلامی و امریکا به حدی که گاه زمان، لحظه به لحظه، در انتظار نفس گیر انتشار خبری دایر بر آغاز درگیریهای نظامی بین آنها می گذرد، هنوز ارزیابی مسلط در این باره این است که جنگی در راه نیست؛ به این معنا که کانون اصلی قدرت در هیچ یک از دو طرف قصد و برنامه ای برای توسل به جنگ به منظور برونرفت از بن بست کنونی را ندارد. این ارزیابی البته بر وجود تمایل قدرتمندی در هر دو طرف برای این که جنگ وقوع یابد، واقف است. همچنین به درستی بر این نکته انگشت می گذارد که "جنگ را نمی کنند، بلکه جنگ می شود!" به واقع هم، با توجه به فضای فوق تنش آلودۀ کنونی و حضور فعال جنگ طلبانی در اردوی هر دو طرف، که تضمین و نظارتی بر اقدامات آنان نیست، هر جرقه می تواند به آتش جنگی مهیب و بی سرانجام بیانجامد.

در کنار این ارزیابی مسلط گاه با این ارزیابی نیز مواجه ایم که قصد "یک کم جنگ" است: جنگی محدود که بتوان به دلخواه آن را آغاز کرد و به دلخواه به پایان اش برد. این قصد گاه به جمهوری اسلامی نسبت داده می شود و گاه به دولت امریکا و شخص ترامپ. به جمهوری اسلامی نسبت داده می شود، با این توضیح که یک جنگ محدود، نعمتی برای جمهوری اسلامی است تا بتواند مسائلی داخلی اش را با دستاویزهای ناسیونالیستی تحت الشعاع کشمکشهای خارجی قرار دهد، زیرا مسائل داخلی چنان و چندان حدت و ابعادی یافته اند که مواجهۀ سازنده با آنها به مراتب دشوارتر از مواجهۀ کنترل شده با کشمکشهای خارجی است. و گاه به دولت امریکا نسبت داده می شود، زیرا سوای انگیزه های شخص ترامپ و مشخصاً پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری امریکا، ایجاد و حفظ فضای تنش و تشنج بهترین موقعیت را برای حضور امریکا در منطقه و تجارت صدهامیلیاردی اسلحه فراهم می آورد. این ارزیابی البته در پرهیز از یک رویکرد اراده گرا به جنگ، بروز "یک کم جنگ" را وضعی ناپایدار می داند و فراموش نمی کند که شروع جنگ اگر بسیار آسان هم باشد، خاتمه دادن به آن قطعاً بسیار دشوار است.

طبعاً به این پرسش که آیا با نقشه ای برای جنگ مواجه ایم یا نه، پاسخهای دیگری نیز وجود دارند. از جمله این پاسخ که - خواه به دلیل ماهیت امپریالیستی امریکا، خواه به دلیل حضور "حاکمیتی شرور" در ایران – جنگ را قطعی می داند. از این پاسخ "از پیشی" بگذریم و جنگ را مقدر ندانیم. از این قرار، ارزیابی نخست دایر بر "جنگی در راه نیست" تداوم وضع کنونی را برای هر دو طرف ناممکن می داند و ارزیابی دایر بر "یک کم جنگ"، چنان که گفته شد، بروز آن را وضعی گذرا برای عبور به جنگی بی چشم انداز. پس پرسش حیاتی، اگر نخواهیم به استقبال از جنگ برویم، این است: "کدام سیاست می تواند مانع از بروز جنگ گردد؟"

نه موضع ظاهراً رسمی هیئت حاکمۀ امریکا دایر بر این که جمهوری اسلامی 12 شرط اعلام شده توسط پمپئو را بپذیرد و به پای میز مذاکره بیاید، و نه موضع جمهوری اسلامی دایر بر نفی مطلق مذاکره یا حتی گونه های "دیپلماتیک تر" آن، به صورت "مذاکره با دولت کنونی، نه" یا مذاکره به شرط برگشت امریکا به برجام، هیچ کدام راهی به دهی نمی برد. برونرفت از این وضعیت انفجاری نیازمند سیاست سومی است معارض این هر دو سیاست، که درعین حال بتواند گوشهای شنوائی را در میانۀ معرکه - یعنی مشخصاً در میان طرفهای اصلی معرکه، پیدا کند.

سیاست "مذاکره، بی قید و شرط" هم از این دو مشخصۀ اصلی برخوردار است و هم در لحظۀ کنونی از موقعیتی نسبتاً مساعد برای پیگیری و تحقق بهره مند است. این سیاست می تواند گوش شنوائی را، هم در درون جمهوری اسلامی بیابد و هم در درون هیئت حاکمۀ امریکا. مذاکرۀ بی قید و شرط مستلزم کنار گذاشتن شروط 12-گانه اعلام شده توسط پمپئو است: در این صورت است که جمهوری اسلامی خود را در موقعیت عاجز و آبروباخته نخواهد یافت. این سیاست همچنین مستلزم پذیرش امکان مذاکره توسط جمهوری اسلامی با دولت کنونی امریکاست: وضعی که در آن ترامپ خواست خود را برای رسیدن به توافقی به جای برجام، با جمهوری اسلامی متحقق خواهد یافت.

چنان که اشاره شد، سیاست "مذاکره، بی قید و شرط" از موقعیتی نسبتاً مساعد برای پیگیری و تحقق نیز بهره می برد. واکنش اتحادیۀ اروپا، چین و روسیه به اعلام جمهوری اسلامی دایر بر کاستن از تعهدات خود در برجام، به روشنی نشان می دهد که این سیاست می تواند روی استقبال این هر سه نیرو از آن حساب کند. به علاوه، شاید نتوان ابراز ناامیدی ترامپ را از تیم امنیتی کابینه اش – بولتون، پمپئو، شاناهان – به ترک سیاست "فشار حداکثر" تعبیر کرد و دعوت مطایبه آمیزش را از مقامات جمهوری اسلامی برای گرفتن تماس تلفنی با او، به کنار گذاشتن شروط 12-گانه؛ اما می توان این نشانه ها را دستمایۀ یک سیاست فعال برای پیشگیری از جنگ قرار داد.

شاید یگانه زاویه ای که موقعیت را برای این سیاست نامساعد می کند، واقعیت علنی شدۀ خواسته های ترامپ از جمهوری اسلامی در پشت میز مذاکرۀ احتمالی باشد. خواسته هائی که دستکم اتحادیۀ اروپا نیز در طرح آنها با ترامپ همراه خواهد شد و برآوردن شان در شرایط بدون تنش هم برای جمهوری اسلامی در قامت کنونی اش غیرممکن است.

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید