سرانجام آمریکا – این اصلیترین حامی اسرائیل - موضع حمایت قاطع از این کشور در تجاوز به غزه و کشتار ۳۰ هزاری از مردمان آن را تعدیل کرد و روز گذشته، سه شنبه ۲۰ فوریه، متن قطعنامه ای را به شورای امنیت سازمان ملل پیشنهاد داد که در آن اجرای یک "آتش بس موقت" از اسرائیل خواسته می شود. متن قطعنامۀ پیشنهادی آمریکا همچنین اسرائیل را از حمله به رفح برحذر داشته است. این در حالی است که آمریکا در خلال چندین ماه که از کشتار مردم غزه می گذرد، تمام پیشنهادهای مشابه را وتو کرده است.
در همان روز گذشته آمریکا قطعنامۀ پیشنهادی الجزایر را وتو کرد. این پیشنهاد خواستار آتش بس فوری در غزه شده بود. استدلال آمریکا این بود که فرمولبندی آن دایر بر آتش بس فوری، "می تواند مذاکراتی را که برای تحقق آتش بس و آزادی گروگانهای اسرائیلی در جریان است، مختل کند". از این رو قطعنامۀ پیشنهادی آمریکا خواهان "آتش بس، به محض آن که عملی باشد"، شده است.
تردیدی نیست که قیدی چون "به محض آن که عملی باشد" یا حتی "در اسرع وقت"، یعنی هر قید تفسیرپذیر، تفسیر نهائی خود را به دست دولت فوق راست اسرائیل و ارتش آن می سپرد؛ خاصه این که در مذاکرات مورد نظر آمریکا، نه اسرائیل و نه حماس، شتابی برای نیل به توافق نشان نمیدهند. همچنین روشن است که این چرخش نسبی دولت بایدن با ملاحظۀ رقابتهای انتخاباتی در آمریکا همراه است. در این رقابت، انفعال بایدن و دولت او در قبال کشتار مردم غزه ابداً به نفع او عمل نمی کرده است.
با این حال این چرخش را باید نشانهای از پیروزی افکار عمومی نیز تلقی کرد. در خلال ماه های گذشته که کشتار غزه جریان داشته، شاهد فاصلۀ فزایندۀ بین افکار عمومی و موضع دولتها در بسیاری از کشورها، خاصه کشورهای غربی بوده ایم. به عنوان آخرین نمونه، بریتانیا در رأیگیری دیروز در شورای امنیت از وتوی قطعنامۀ پیشنهادی الجزایر خودداری کرد. هرچه پیشتر آمده ایم، این فاصلۀ فزاینده و تعادل ناپایدار بیشتر علیه دولتها عمل کرده است.
افزودن دیدگاه جدید