رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه ۵ ژانویه ۲۰۲۶
دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴

خالی نگذاشتن صحنه

خالی نگذاشتن صحنه

مبارزه امروز ایرانیان، تنها نزاعی برای جابه‌جایی قدرت سیاسی نیست. این مبارزه، در ژرف‌ترین لایه خود، جدالی است میان دو فرهنگ سیاسی: فرهنگ سنتی- استبدادی و فرهنگ مدرن - دموکراتیک. حقیقت آن است که فرهنگ سنتی و استبدادی، با تمام توان در برابر فرهنگ مدرن و دموکراسی‌خواهی صف‌آرایی کرده است. شکست یا پیروزی اصلی مردم ایران نه در جابجایی مهره‌ها، بلکه در فرجام این نبرد فرهنگی رقم خواهد خورد.

اشتباه راهبردیِ آن‌جاست که گمان برده شود که با تمرکز صرف بر «خیابان و اعتصابات سراسری»، «سرنگونی» یا «اتحاد سیاسی»، می‌توان از میدان فرهنگ عبور کرد. حال آن‌که تجربه تاریخی ایران نشان می‌دهد: استبداد پیش از آنکه یک نظام سیاسی باشد، یک فرهنگ مسلط است. به این دلیل بود که از «آن دیکتاتوری» به «این دیکتاتوری» افتادیم، وگرنه از مبارزه فداکارانه و پر هزینه و حتی از  قهر سیاسی، کم و کسری نداشتیم.

درست است که شرایط بحرانی و بخصوص بحران اقتصادی که مردم را به نان شب محتاج کرده است، سبب روی آوردن برخی به آلترناتیو های فریبنده است. اما تمایل به برگشت دیکتاتوری پیشین، یا "آز آن به این دیکتاتوری و از این به آن"، از بقای  فرهنگ سنتی و استبدادی خبر می دهد. هانا آرنت در ریشه‌های توتالیتاریسم هشدار می‌دهد که استبداد، پیش از آنکه در نهادها مستقر شود، در زبان، روابط و الگوهای ذهنی جا خوش می‌کند. قدرت سیاسی، محصول نهایی این فرایند است، نه نقطه آغاز آن. از همین روست که جامعه‌ای می‌تواند دیکتاتور را کنار بزند، اما دیکتاتوری را بازتولید کند.

استبداد به‌مثابه فرهنگ: از آمریت تا حذف دیگری

فرهنگ سنتی و استبدادی، صرف‌نظر از نام و پرچم، واجد ویژگی‌های ثابتی است:

  1. حقیقت مطلق: یک روایت «حق» است و باقی یا فریب‌اند یا دشمن.

  2. آمریت و تابعیت: رابطه سیاسی نه گفت‌وگو و جستجوی توافق، بلکه فرمان است.

  3. قضاوت بدون فهم: شنیدن، خواندن و پرسیدن زائد تلقی می‌شود.

  4. دگرستیزی: مخالف، نه شهروند، بلکه «مقصر» است.

این همان الگویی است که آرنت آن را «نابودی فضای میان انسان‌ها» می‌نامد.  جایی که تک‌گویی بنا به عادت مردمان، جای گفتگو را می گیرد  و سیاست و توافق باز بنا به عادت مردمان،  به فرمان تقلیل می‌یابد. با تکیه به این عادات است که  همین منطق را می‌توان هم در گفتار حزب‌اللهی دید، و هم در گونه‌هایی از اقتدارگرایی سلطنت‌طلبانه: استبداد، بیش از آنکه در ایدئولوژی و در حاکمیت  باشد، در عادات و  ذهنیت و کلام مردمان است.

«بحث نکنید».  فرمان سکوت و تولد خشونت

اصرار بر این‌که «وقت‌تان را صرف بحث با دیگران نکنید»، یک توصیه خنثی نیست. این فرمانِ فرهنگیِ استبداد است. از نظر آرنت، خشونت دقیقاً جایی متولد می‌شود که زبان از کار می‌افتد. وقتی گفت‌وگو حذف می‌شود، تنها دو امکان باقی می‌ماند: اطاعت یا حذف. تصادفی نیست که جریان‌های اقتدارگرا از میدان بحث می‌گریزند و هم‌زمان به تهدید، برچسب‌زنی و خشونت کلامی پناه می‌برند. بحث، مشروعیت تک‌گویی را فرو می‌ریزد.  و تک‌گویی، ستون فقرات استبداد است. به همین دلیل است که اگر نیروهای دموکراسی‌خواه به این میدان نیایند، رسانه‌هایی مانند ایران اینترنشنال، منو تو و ... یا چهره‌های  پرهیاهوی شبکه‌های اجتماعی، تنها سخنور میدان می‌شوند. سکوت در این میدان، راهبرد نیست، حتی بی خطر نیست.  واگذاری میدان به قدرت طلبی افراطی و حامیان خارجی آن است. کناره ماندن از میدان نبرد فرهنگی، حتی بنا به این تحلیل که تا پایان رژیم اسلامی هنوز زمانی مانده است، فرصت سوزی است برای آینده.

 تهدید به‌جای اقناع: سوریه ا‌ی سازی ذهن‌ها

یکی از خطرناک‌ترین ابزارهای فرهنگ استبدادی، دوگانه‌سازی هراس‌افکن است: یا این آلترناتیو، یا سوریه. این منطق، نه تحلیل سیاسی است و نه هشدار دلسوزانه.  بلکه ادامه همان نگرش امنیتی جمهوری اسلامی است که جامعه را با ترس اداره می‌کرد. گرامشی نشان داد که قدرت سیاسی بدون هژمونی فرهنگی پایدار نمی‌ماند. حاکم یا مدعی قدرت، پیش از آنکه فرمان دهد، باید معنا بسازد. آن‌جا که یک جریان می‌کوشد روایت خود را یگانه روایت بنشاند، شعارهای ناهمخوان را «جعل» بنامد و یا حذف کند، یا مردم را میان «پذیرش آلترناتیو» و «سوریه‌ ای شدن» مخیر کند، دقیقاً در حال تلاش برای ساخت هژمونی اقتدارگراست. این منطق، تفاوت ماهوی با منطق جمهوری اسلامی ندارد.  فقط واژگانش عوض شده است.

بحران نمایندگی: وقتی اراده شخصی جای اراده عمومی می‌نشیند

وقتی فردی به رئیس‌جمهور یک قدرت خارجی می‌نویسد که «مردم ایران مسئولیتی بزرگ به من سپرده‌اند»، ادعای نمایندگی مردم بدون سازوکار دموکراتیک، نشانه کلاسیک فرهنگ استبدادی است. پرسش «چه کسی شما را نماینده کرده است؟» پرسشی اخلاقی یا شخصی نیست.  پرسشی سیاسی–فرهنگی است. آرنت تأکید می‌کند که قدرت، فقط از کنش جمعی زاده می‌شود.

هرجا فرد یا گروهی اراده خود را جای اراده عمومی بنشاند، آنچه تولید می‌شود سلطه است، نه قدرت.

آلترناتیو واقعی کجاست؟

واقعیت این است که جنبش‌های اجتماعی اخیر، از جمله «زن، زندگی، آزادی»، از فقدان آلترناتیو سازمان‌یافته رنج می‌برند. اما پاسخ به این خلأ، نه در مصادره جنبش، بلکه در ساختن آلترناتیوی با فرهنگ دموکراتیک است. فرهنگ دموکراتیک یعنی پذیرش تکثر، حق نقد، شورای متکثر سازماندهی مرکزی به‌جای رهبر مطلق، اقناع به‌جای تهدید. بدون این فرهنگ، هر آلترناتیوی -حتی با پرچم آزادی- در عمل به بازتولید استبداد منجر خواهد شد.

دو استراتژی در برابر ماست:

استراتژی مردمی: ساخت آلترناتیو از پایین، با گفتمان، تشکل، سازماندهی محلی و مرکزی متکثر، و گذار خشونت‌پرهیز.

استراتژی مصادره: جعل، اغراق، برچسب‌زنی و حذف صداهای مستقل برای تصاحب جنبش.

تفاوت این دو، دقیقاً در فرهنگ استبدادی یا آزادیخواهانه آن‌هاست، نه فقط در شعارها.

نبرد فرهنگی تعیین‌کننده است

دموکراسی بیش از آن که یک نظام آینده باشد، یک روش امروز است. بدون شکست فرهنگ  سنتی و استبدادی، پیروزی سیاسی ناممکن است.  سیاست بدون فرهنگ، توهم قدرت است. نبرد اصلی، نبرد بر سر ذهنیت است. گذار از استبداد، پیش از هر چیز، گذار از ذهنیت استبدادی است. و این گذار، فقط در میدان نبرد فرهنگی تعیین می‌شود. در تاریخ ایران، ضعف  فرهنگ مدرن و دموکراسی‌خواه، باخت اصلی مردم ایران بوده است، نه کمبود شجاعت، نه کمبود خشم، نه کمبود قربانی. اکنون، نبرد واقعی، نه فقط در خیابان و صندوق رأی، بلکه در میدان نبرد فرهنگی، زبان و ذهنیت در جریان است. این نبرد، سرنوشت آینده ایران را تعیین می‌کند. نیروی کیفی و پر تعداد دموکراسی‌خواه بموازات شرکت در مبارزات اجتماعی، در میدان نبرد  فرهنگی و در شبکه های اجتماعی حضور خود را نشان داده است که لازم و امید بخش بوده ولی نا کافی است. این نیرو  با تمام توان بایست برآمد کند. باید آگاه بود که ضعف فرهنگ مدرن و دموکراسی‌خواه در میدان نبرد فرهنگی، سبب اصلی باخت مردم  می تواند بشود.

شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ - ۳ ژانويه ۲۰۲۶

دیدگاه‌ها

مجید
این مقاله بایدازشش ماه قبل…
دیدگاه

این مقاله بایدازشش ماه قبل ازطرف تمام جریانات چپ گفته میشد حال هم دیرنیست مدام بایدتکرارشود

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید