رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه ۲۵ ژانویه ۲۰۲۶
یکشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۴

مغالطه‌های تاریخی ساده‌سازی‌های نظری ، حمایت از مداخله خارجی یا حمله نظامی

مغالطه‌های تاریخی ساده‌سازی‌های نظری ، حمایت از مداخله خارجی یا حمله نظامی

پس از خشونت‌های هفته گذشته، شاهد برجسته‌شدن نوعی گفتمان در بخشی از فضای دیاسپورای ایرانی هستیم که می‌کوشد حمایت از مداخله خارجی یا حمله نظامی را به‌عنوان ضرورتی تاریخی و اخلاقی بازنمایی کند. این گفتمان معمولا بر سه محور استوار است: نخست، قیاس وضعیت ایران با آلمان نازی؛ دوم، تقلیل میدان سیاست به دوگانه «مداخله خارجی/بازگشت سلطنت» در برابر «وضع موجود»؛ و سوم، وعده تبدیل ایران پس از جنگ به نمونه‌ای مشابه آلمان یا ژاپن پس از ۱۹۴۵. این نوشتار استدلال می‌کند که هر سه محور، بر مغالطه‌های تاریخی، ساده‌سازی‌های نظری، و تعلیق مسئله‌دار مرزهای اخلاق سیاسی بنا شده‌اند.

۱-مغالطه آلمان نازی: وقتی تاریخ به ابزار مشروعیت‌بخشی خشونت تبدیل می‌شود

‏مقایسه ایران با آلمان نازی یکی از نادرست‌ترین و خطرناک‌ترین قیاس‌هایی است که در این فضا رواج یافته است. آلمان نازی آغازگر یک جنگ جهانی بود. بخش‌های بزرگی از اروپا را اشغال کرد. به لهستان، چکسلواکی، فرانسه، هلند و دیگر کشورها حمله نظامی مستقیم انجام داد. پروژه‌ای سازمان‌یافته برای نسل‌کشی صنعتی میلیون‌ها انسان به راه انداخت. این رژیم پروژه‌ای سازمان‌یافته برای نابودی صنعتی یهودیان اروپا، کولی‌ها، کمونیست‌ها، معلولان و دیگر گروه‌ها به راه انداخت. تمام ساخت قدرت، ایدئولوژی رسمی و ماشین دولتی‌اش حول جنگ تهاجمی و نابودی سیستماتیک «دیگری» شکل گرفته بود.

‏ایران، با همه بحران‌های عمیق سیاسی، اجتماعی و ضعف‌های اساسی در حقوق زنان و …، در هیچ سطح تحلیلی جدی با چنین موجودیتی قابل قیاس نیست. ایران نه آغازگر جنگ جهانی بوده، نه پروژه اشغال قاره‌ای داشته، نه نظام نسل‌کشی صنعتی بنا کرده است. حتی در بدترین دوره‌های تنش منطقه‌ای، ایران را نمی‌توان از حیث ساختار، ظرفیت و موقعیت در نظم بین‌المللی در جایگاه آلمان نازی نشاند.

‏بسیاری از ما ممکن است به‌درستی از سرکوب، از نقض حقوق شهروندان، از مرگ غیرنظامیان، از کشته‌شدن معترضان و از سوءمدیریت و خطاهای راهبردی در مواجهه با بحران‌های اخیر به‌شدت خشمگین و نگران باشیم. این نقدها واقعی، جدی و اخلاقا موجه‌اند. اما تبدیل این وضعیت به هم‌ارزی با نازیسم، نه تحلیل است و نه هشدار تاریخی؛ بلکه نوعی تخریب مفهومی است که کارکرد اصلی آن، طبیعی‌سازی خشونت خارجی و تعلیق مرزهای اخلاقی است. وقتی یک جامعه «نازی» تعریف شود، بمباران آن دیگر نه فاجعه، بلکه «ضرورت تاریخی» جلوه می‌کند. در سنت نظری روابط بین‌الملل، «نازی‌سازی» یک رژیم، یکی از شناخته‌شده‌ترین سازوکارهای گفتمانی برای طبیعی‌سازی جنگ و تعلیق قیدهای اخلاقی است. وقتی یک واحد سیاسی در جایگاه «شر مطلق» نشانده شود، خشونت علیه جامعه آن، از امر فاجعه‌بار به امر ضروری تبدیل می‌شود

۲-‏جعل آلترناتیو و مهندسی میدان سیاست

‏دومین ستون این گفتمان، ساخت یک دوگانه مصنوعی است: یا مداخله خارجی و بازگشت سلطنت، یا تداوم وضع موجود که شامل ضعف نهادی و انسداد و تحریم‌ها است. این صورت‌بندی، نه بازتاب واقعیت میدان سیاسی، بلکه محصول یک فرایند طولانی حذف، برجسته‌سازی گزینشی و مهندسی رسانه‌ای است. در سال‌های اخیر، بخش بزرگی از صداهای مستقل، نیروهای منتقد همزمان انسداد داخلی و مداخله خارجی، کنشگران ایران‌دوست و غیر وابسته، و روایت‌های مبتنی بر مردم‌سالاری، عدالت اجتماعی و حاکمیت ملی، به‌تدریج از میدان نمادین خارج شده‌اند. نتیجه، تولید فضایی است که در آن، یک گزینه خاص به‌عنوان «تنها امکان واقع‌گرایانه» بازنمایی می‌شود.

‏در چنین بستری، پرسش «اگر این نه، پس چه؟» به یک ابزار فشار اخلاقی بدل می‌شود. اما در فلسفه سیاسی، رد یک گزینه، لزوما مستلزم ارائه فوری یک طرح دولت جایگزین نیست. وظیفه شهروند، دانشگاهی یا کنشگر، پیش از آنکه طراحی قدرت باشد، مرزبندی اخلاقی با پروژه‌هایی است که به‌طور ساختاری بر تحمیل بیرونی، بازتولید وابستگی و پاک‌سازی حافظه تاریخی استوارند. بازگشت به پادشاهی استبدادی وابسته، در این معنا، «گزینه» نیست، بلکه ضدگزینه است؛ زیرا نه افق آینده، بلکه بازسازی اقتدار از مسیر نوستالژی سیاسی و مهندسی رضایت است.

‏تقلیل سیاست به انتخاب میان دو امر تحمیل‌شده، نمونه‌ای از آن چیزی است که در نظریه انتقادی، «بستن افق امکان» نامیده می‌شود: محدودسازی آگاهانه تخیل سیاسی برای واداشتن جامعه به پذیرش راه‌حل‌هایی که پیشاپیش از بیرون طراحی شده‌اند.

۳- توهم آلمان و ژاپن: سوءتاریخ توسعه

‏سومین مغالطه، وعده تبدیل ایران پس از مداخله به «آلمان یا ژاپن جدید» است. این قیاس نیز با بدیهیات تاریخ توسعه ناسازگار است. ژاپن از نیمه دوم قرن نوزدهم و در پی اصلاحات میجی، وارد فرایند صنعتی‌شدن دیرهنگام شد. دولت متمرکز بوروکراتیک، آموزش مدرن، صنایع سنگین، کشتی‌سازی، و ظرفیت نظامی پیشرفته، دهه‌ها پیش از جنگ جهانی دوم در این کشور شکل گرفته بود. آلمان نیز از میانه قرن نوزدهم، به‌ویژه پس از اتحاد سیاسی، یکی از موتورهای صنعتی جهان بود، با سنت‌های تثبیت‌شده در مهندسی، شیمی، تولید ماشینی و سازمان صنعتی.

‏جنگ این ظرفیت‌ها را نابود نکرد، بلکه به‌طور موقت فلج ساخت. بازسازی پساجنگ، بر بقای همین زیرساخت تاریخی استوار بود. افزون بر این، طرح مارشال را نمی‌توان خارج از منطق جنگ سرد فهم کرد. سرمایه‌گذاری ایالات متحده در اروپای غربی، بخشی از راهبرد مهار شوروی و تثبیت بلوک سرمایه‌داری بود، نه پروژه‌ای عام برای بازسازی هر جامعه جنگ‌زده.

‏ایران امروز نه دارای سنت صنعتی هم‌سنگ آلمان قرن نوزدهم است، نه مسیر مدرنیزاسیون دولتی ژاپن را طی کرده، و نه در جایگاهی قرار دارد که ویرانی نهادی بتواند به‌سادگی به بازسازی توسعه‌محور بدل شود. اقتصاد رانتی، وابستگی فناورانه، ضعف ساختاری نهادهای تولیدی، و بحران سرمایه اجتماعی، شرایطی نیستند که جنگ بتواند آنها را حل کند. تجربه عراق، لیبی و افغانستان نشان داده است که مداخله نظامی، بیش از آنکه دولت توسعه‌گرا بسازد، به فروپاشی نهادها، اقتصادهای جنگی، و چرخه‌های پایدار خشونت می‌انجامد.

‏حرف آخرم این است که نقد این گفتمان تحمیلی غالب، دفاع از وضع موجود نیست. دفاع از مرگ غیرنظامیان نیست. دفاع از فاجعه جسدهای در کاور نیست. بلکه دفاع از تمایز بنیادین میان «نقد قدرت» و «مشروعیت‌بخشی به نابودی جامعه» است. وقتی رنج واقعی مردم، خشونت خیابانی و بحران‌های انباشته، به سرمایه نمادین برای توجیه مداخله خارجی و بازتولید اشکال دیگر اقتدار بدل می‌شود، سیاست جای خود را به مدیریت ویرانی می‌دهد.

‏به عنوان شهروند و یک معلم می‌گویم، مقاومت در برابر قیاس‌های انحرافی، دوگانه‌های جعلی و وعده‌های توسعه از مسیر حمله خارجی، نه موضعی احساسی، بلکه ضرورتی تحلیلی است. هیچ جامعه‌ای از راه فروپاشی تحمیل‌شده، به دموکراسی نرسیده است. نهایتا دفاع از این اصل، دفاع از یک دولت یا یک نظام نیست؛ دفاع از امکان سیاست به‌مثابه «کنش جمعی خودبنیاد» است.

۱۵ ژانویه ۲۰۲۶

منبع:
توئیتر  @HosseinGhatib

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید