شنبه ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶
شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵

یاد عزیزش از خاطرم نمی‌رود حمزه را میگویم

یاد عزیزش از خاطرم نمی‌رود حمزه را میگویم

رفیقی درون گرا و مهربان بود.  محبوب هر مجلس، هوشیار و فداکار، در کردستان مسئول سیاسی مقر پیرانشهر بود.  

بخش اعظم پیشمرگه های حزب دموکرات در پیرانشهر او را با نام کوچک خطاب می‌کردند 

مردمی بود و این منش از سال‌های زیستن او در میان مردمان شهرش تبریز حکایت داشت.  

با غمی سنگینی در دل و خسته از نگاه برخی مغرضان و نابخردان که بعد از مرگ صمد او را بیشتر درونگرا و فرو خورده در خود کرده بود.  

گاه که دلش میگرفت با چهره ای که بیشتر با دردی عمیق برون شده از دل هر آنچه که گذشته بود را با جزییات نقل می‌کرد تا کمی آن درد جانکاه راحتش بگذارد.  حمزه اما خنده برلب تمام درد ها را با تاسی و با منش رفیقانه اش تحمل می‌کرد.  بیاد خنده ها و خنداندن هایش که میایم دلم سخت فشرده می‌شود.  او را کم شناختیم و زود از دستش دادیم یاد حمزە  رفیق مهربان و دوست داشتنیم گرامی باد. 

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید