رفتن به محتوای اصلی
شنبه ۴ آوریل ۲۰۲۶
شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵

برداشت ما از «کنگره آزادی ایران» و داوری پیرامون آن، استقبال از دعوت به مشارکت با رویکردی خودبنیاد!

برداشت ما از «کنگره آزادی ایران» و داوری پیرامون آن، استقبال از دعوت به مشارکت با رویکردی خودبنیاد!

ما – بهزاد کریمی و پرویز نویدی - که در «کنگره آزادی ایران» شرکت داشتیم، لازم دیدیم برداشت خود از این رخداد سیاسی و نیز داوری‌‌مان پیرامون چند و چون آن را با علاقمندان در میان نهیم.

ما در پی مشورت با هم، این گردهمایی را کلاً دمکراتیک ارزیابی کردیم و تصمیم به مشارکت در آن گرفتیم. با این تاکید که می‌باید در «کنگره» نگرانی خود از ادامه‌ی جنگ را اعلام بداریم و با سخن گفتن علیه تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران و نقش مخرب جمهوری اسلامی در کشاندن کشور به این پرتگاه، خواهان قطع بی درنگ جنگ بشویم.

این جمع‌آمد دو روزه که‌‌ با نام «کنگره آزادی ایران» در لندن برگزار شد، تجمعی بود سمینار – کنفرانس گونه، که کماً و کیفاً در زمره نشست‌های پربار اپوزیسیون طی چند دهه‌ی اخیر به شمار می‎رود. نشستی که می‌توان آن را از نظر سطح بالای مباحث گفتمانی و برخوردار بودن از مدیریت خوب و سازماندهی امور، حتی کم مانند نامید.

پیش از هر چیزی باید مصرح بداریم که ایده‌ی برگزاری این «کنگره» و تدارک آن، نشانگر تشخیص درست موقعیتی بود که در آن اشتیاق به همایش و جمع‌آمدها میان اپوزیسیون دمکرات شعله برمی‌کشد. نشست برگزار شده در ۲۸ و ۲۹ مارس، توانست جمع متنوعی از باورمندان به راهبرد عبور از جمهوری اسلامی و استقرار دمکراسی را گرد هم آورد.    

آنچه اما این «کنگره»ی مصمم بر سر سکولار دمکراسی را خصلتی والا ‌بخشید، رواداری کم همتا و طراز بالایی بود که از خود نشان داد. در این جمع متکثر، حس تفاهم به ویژه آنجایی به شایستگی رسید که شرکت‌کنندگانش نه فقط نسبت به همدیگر رواداری شایان نشان دادند، بلکه در حق بدخواهان و مخالفان «کنگره» هم بردبار و روادار ماندند.

این در حالی بود که انواع تیرهای زهرآگین و نه نقدهای مستدل، از همان آغاز تدارک «کنگره» بی وقفه و از چند سو بر آن باریدن گرفته بود. تخریب کردن‌هایی که، متاسفانه باز هم ادامه دارد. حتی در پایان کار اجلاس، جمعی از شرکت‌کنندگان در آن، هنگام ترک محل با فحاشی و حملات گروهی از لمپن‌های طرفدار آقای پهلوی مواجه گردیدند. 

درب این «کنگره» بر روی هر طیف از اپوزیسیونی که مدعی تساهل و تسامح‌اند و در رفتارها و هنجارهایشان اقتدارگرا و انحصار طلب نیستند، باز بود. با این‌همه، بافتار این «کنگره» تشخص در سکولار دمکراسی داشت و اکثریت نزدیک به مطلق ترکیب آن را، دمکرات‌های جمهوریخواه تشکیل می‌داد.  

بلوغ این گردهمایی به ویژه آنجایی به نمایش درآمد که در هر میزگرد از آن و نیز سخنرانی‌ها، تاکید مکرر بر افق گشایی جنبش انقلابی «زن – زندگی – آزادی» بود. شروع سخن در بیشترین کلام‌ها اگر ابراز تاثر ژرف از جانباختن هزاران تن از بپاخاستگان خیزش دی ماه ۱۴۰۴ بود، پایان آنها اما تجلی در زنده باد «زن – زندگی – آزادی» می‌یافت.

زن در این همایش بلندآوازه بود و صدایش نه تنها بسی رسا که پژواکی کلان داشت. مباحث عرضه‌شده در زمینه‌ی تبعیض‌ستیزی جنسیتی، پختگی‌ بالایی از خود به نمایش گذاشت که نمودی بود ‌از شراکت این «کنگره» در پیشرفت مبارزه‌ برابر حقوقی جنسی و جنسیتی در ایران و سهیم شدن فعال آن در امر پس نشاندن مردسالاری در اپوزیسیون. 

آوای دیگری که فضای کنگره را به تسخیر درآورد، فریادها بود علیه تبعیض ملی در کشور که در رنگین کمانی از زبان، لباس، فرهنگ و حق‌خواهی به نمایش درآمد. آنچه اما در این باره جنبه‌ی نمادین بیشتر یافت، آمادگی همایش بود برای گوش دادن به این بغض دیرینه. از این نظر، «کنگره آزادی ایران» ایران فردای دور از تبعیض را به تماشا نهاد.

«کنگره» اما نارسایی‌هایی گاه جدی هم داشت که بر سه مورد آن باید درنگ و درنگی هم نیازین و پرسش‌برانگیز کرد. نخستین و مهم‌ترین آن، متوجه موضوع جنگ مهلک، تجاوز به ایران و نیز زمینه‌ها و نقش طرفین جنگ – دولت‌های اسرائیل و آمریکا و جمهوری اسلامی - در برافروزی این آتش هستی‌سوز و کمبود اتخاذ موضع لازم در این رابطه بود. 

با آنکه ایده‌ی شکل‌دهی به چنین نشستی و آغاز تدارک آن، به مقطع پسا خیزش دی ماه و جنایت مهیب جمهوری اسلامی برمی‌گشت، برگذاری‌اش اما در اثنای جنگ بود که اتفاق افتاد. انطباق زمانی این نشست با موضوع محوری کشور و جامعه ایجاب می‌کرد که نه فقط پانلی از «کنگره» به موضوع جنگ اختصاص یابد، حتی نخستین میزگرد آن جلوه ‌کند. 

خوشبختانه کم نبودند سخنرانی‌هایی در کنگره که به موضوع حساس جنگ پرداختند و از پشتیبانی اکثریت قاطع آن برخوردار شدند. با اینهمه و نیز علیرغم کوشش گردانندگان نشست برای بازتاب دادن مخالفت با این جنگ و درخواست قطع بی درنگ آن، جمع بست عمومی اما خالی از این موضع ماند و فقط به مدیریت گردش کار «کنگره» واگذار شد.

این، نقیصه‌ی بزرگی در کار «کنگره آزادی ایران» بود و آن هم در حالی که مشکل بخشی از مخالفین با جمع بست پیشنهادی گردانندگان نشست، فقط هم متوجه نوع نسبت تنظیمی میان دوام جنگ و جمهوری اسلامی بود. لذا هیچ فرد منصفی نباید به خود اجازه ‌دهد که بخاطر این ایراد جدی، درونمایه و ماهیت دمکراتیک «کنگره» را زیر سئوال ببرد.

یک نارسایی دیگر «کنگره»، متاسفانه کمبود پانلی ویژه برای بررسی موضوع مهم محیط زیست بود. موضوعی که در مورد ایران کنونی بسی خطیرتر و نگران کننده‌تر شده است. «کنگره» می‌بایست در قبال نسل آتی و خود طبیعت همان اندازه حساسیت به خرج می‌داد که چه در قبال انواع تبعیضات داشت و چه بر اهمیت جنبش مدنی پای کوبید.

سرانجام باید بر یک کمبود جدی نه فقط در کادر برنامه‌ریزی «کنگره» بلکه کم کاری از سوی بیشترینه‌ی سخنرانان و حاضرین در آن نیز انگشت گذاشت. در واقع، جز تعدادی از سخنرانان که بر پرسش چیستی این گردهمایی، سمتگیری و مسیر بعدی آن مکث داشتند، آینده و سرنوشت این جمع‌آمد ارزشمند اما، کمتر مورد گفتگو قرار گرفت.

گرچه نباید ناگفته گذاشت که گردانندگان «کنگره» خوشبختانه با ارایه‌ی فرم نظرخواهی حاوی رشته پرسش‌‌هایی پیرامون چیستی جهتگیری حرکت «کنگره»، چشم‌انداز و نیز چگونگی روال کار آن، در صدد برآمدند تا این کمبود در گفتگوهای دو روزه به جبران برآید. این جدی گرفتن امر مشارکت جمعی را می‌توان پشتوانه‌ی دوام رواداری‌ در این تجمع دانست.

ما نیز به سهم خود کوشیدیم در وقت بسیار تنگی که داشتیم با جهاتی از این مهم تماس بگیریم و اشاراتی حداقل به چند و چون روند حرکتی این همایش داشته باشیم. سخنان هر یک از ما، ناظر بر این مهم بود که «کنگره» فعلاً لازم است کارکرد خود را در سامان‌دهی گفتگوها میان اپوزیسیون دمکرات و امر هماهنگی‌ها در این عرصه تعریف کند.

ما بر تجارب در این زمینه و نیز از زوایای مختلف تاکید ورزیدیم تا این تجمع ارزشمند مبادا که با ماندن در خود فرو بکاهد و نه خود را محور تلقی کند. این تجربه را یادآور شدیم که اگر «کنگره» بخواهد در راستای نهادی فراگیر تکوین بیابد، لازم است از تجمع اتمیزه فراتر رفته و بی تعجیل، خود را به ائتلاف نمایندگی‌های سیاسی قایم بر خود ارتقاء دهد.

ما که همپای این مشارکت هستیم، در پایان برداشت خود از کار دو روزه «کنگره» لازم می‌دانیم به تکرار بر این پای بفشاریم که موفقیت «کنگره» را آن می‌دانیم که خود را فعلاً واقع در ایستگاه تثبیت گفتگو‌ها بشناسد و بشناساند و در تکثیر تکثر تعریف و تثبیت کند. گفتگویی که نیل به هماهنگی‌ سکولار دمکراتیک مشترک را در چشم انداز خود دارد.

ما دیگربار تصریح می‌داریم که میان منتقدین دلسوز نسبت به نارسایی‌ها و حتی ابهامات این برآمد با مخالفان هیستریک آن تفاوت بنیادی قائلیم، اگرچه در قبال هر دو طیف روادار هستیم. گفتگوی واکاوانه را اما متوجه طیف نخست می‌دانیم؛ طیفی که، اهدافی مشترک ولو با شیوه‌های ناهمسان و ناهمخوان دارند. مهم در این میان، پرهیز از سکتاریسم است. 

ما برآنیم که در شرایطی که کشور از یکسو در لهیب جنگ تجاوزگرانه می‌سوزد و از سوی دیگر مواجه با نظامی است که پرده‌ی آخر جنایات‌ ۴۷ ساله‌اش قتل عام دی ماه بود، نقد و نقدپذیری را ‌باید با فهم روانشناسی‌ دو قطبی حاضر همراه کرد. جنگ خانمانسوز قطع خواهد شد و نظام دیر یا زود سقوط خواهد کرد، همگرایی دمکراتیک اما، نیازی پابرجاست.      

پرویز نویدی – بهزاد کریمی   

  ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ برابر با ۳ آوریل ۲۰۲۶           

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید