هم میهنان دردمند و مبارز!
یک سال گذشته، بیگمان، از دردناکترین سالهای زیستی ایران طی نیم قرن اخیر بود. جنگ دوازده روزهی خرداد، کشور را در شوک سنگین فروبرد. کشتار دهشتاکی که نظام روزهای ۱۸ و ۱۹ دی به راه انداخت، هزاران فرزند این آب و خاک را غرق در خون کرد. جنگ وحشتناک چهل روزه نیز، خرمن هستی ایران به آتش کشید. آتش بس شکنندهای که چراغ امید به قطع جنگ را روشن نموده است، هنوز هم قادر به کابوس زدایی از تکرار و تشدید جنگ نیست.
ما مردم ایران، در مواجهه با دو شری هستیم که درگیر یکدیگرند. ترامپ و نتان یاهو با وعدهی دروغین «رهایی مردم ایران» مشترکاً میهن ما را شخم زدند و همچنان در کمین تجاوز به آنند. جمهوری اسلامی نیز که برای تحمیل بختک خود بر ایران کشور را طی سالها با ادعای «استقلال» به قعر باتلاق رانده، با تداوم ماجراجوییهایش جان و هستی مردم را در معرض نیستی قرار میدهد. این یک سال، درسهای آموختنی بسیاری برای ما باشندگان این کشور دارد.
هم میهنان!
نخستین سخن در پیام کنگره فوق العاده حزب چپ ایران تاکید بر مشترک تلقی کردن درد است. دردی که آن را میبایست به اشتراک فریاد زد. وضعیت وخیم ناشی از حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی از یکسو و عوارض بمبارانهای مهاجمین به کشور از سوی دیگر، رنج عمومی و محنت ملیاند.
بیزاری از جمهوری اسلامی به چنان حدی از اشباع رسیده که بخشی از جامعه اصل را بر سرنگونی این نظام به هر قیمت قرار داده است. جریاناتی از اپوزیسیون هم با سرمایهگذاری روی همین استیصال، به هوراکشان متجاوزان بدل شدهاند. در مقابل، بخشی از مردم و جریانات اپوزیسیونی هم هستند که زیر وسوسهی «ملی گرایی» ولایتگران، متاسفانه کنار جمهوری اسلامی قرار گرفتهاند. به چنین قطبیتی نباید تن داد و لازم است با هشیاری بر فضای دو قطبی غلبه کرد.
اصل، همانا ایستادن روی پای خود است. این نظام هر اندازه هم سرکوبگر و غیر قابل تحمل، اما تنها به نیروی مردم برافتادنی است. جامعهی هشیار ما استعداد این را دارد که نقش و عاملیت اصلی خود برای تغییر را به غیر خود واگذار نکند. جامعهای که، با ارزیابی از پیامدهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی جنگ، آگاهتر از قبل بر اینست تا دخالت نظامی خارجی را بر نتابد و به دو قطبی ناشی از وضعیت میدان ندهد. باید بر همین بازیابی اعتماد ملی پای فشرد.
راه افتادن جنگ چهل روزهی پر پیامد در چهل روز بعد از کشتار مهیب هزاران معترض در شهرهای کشور، بهیچوجه نتوانسته ذهن به شدت آزردهی جامعه را از آن فاجعه منحرف کند. جنایت دی ماه نظام علیه بشریت، شکاف بین حکومت و جامعه را چنان تعمیق برده است که ترمیم آن دیگر میسر نیست. جنایتی که نه فراموش شدنی است و نه از آن میتوان گذشت. اعدامهای اخیر نیز، ادامهی سیستماتیک آن قتلعام هستند و کشتارهای مستمر پیشین این نظام خونریز.
برای پایان دادن به حیات سراپا جنایت و جنگ پروری جمهوری اسلامی، نیز سد کردن نیات شوم آنانی که قصد تجاوز به ایران را دارند و بمنظور نضج جنبشهای اجتماعی و مدنی در کشور، کشور به صلح پایدار نیاز دارد. این را لازم است بی قید و شرط، هدف مقدم و بلاواسطه قرار داد. تلاش برای استقرار صلح پایدار و تحمیل آن به طرفین جنگ از یکسو و نتیجهبخش افتادن مبارزه با جمهوری اسلامی از سوی دیگر، در پیوندی تنگاتنگ هستند و لازم و ملزوم همند.
آنچه که جامعهی مدنی ما در جریان جنگ با فعالیتهای مستقلانهی مبتنی بر تعاون و همکاری در سطح محلات و مراکز کار از خود نشان داد، آن نقطه اتکاء و محل اعتمادی است که تکیه را باید بر آن نهاد. این، ادامهی روانشناسی خیزشهای دهسالهی گذشته است و نیز پشتوانهای برای برآمدهای اعتراضی دیگربار در آینده، که مطمئناً هم سر بر خواهند آورد. بر این واقعیت بایستیم و آن را بازتابی همهگستر دهیم.
هم میهنان مبارز!
کنگرهی فوق العاده با باور به شور و شعور نهفته در جامعهی جنبشیمان، چشم انداز سربرآوردن خیزشهای مردمی با سمتگیری دمکراتیک را روشن تلقی میکند و یقین بر پیشرفت مبارزه برای تعیین تکلیف با جمهوری اسلامی در مسیر نیل به سکولار دمکراسی و استقرار جمهوری سکولار دمکرات دارد. کنگره با تاکید بر بلوغ و اراده در جامعهمان، دست هر تبعیضستیز علیه نظام تبعیض بنیاد را در راستای دمکراتیسم به گرمی میفشارد.
کنگره فوق العاده حزب چپ ایران
۲۳ فروردین ۱۴۰۵ برابر با ۱۲ آوریل ۲۰۲۶
افزودن دیدگاه جدید