مذاکرات اسلام آباد بە قراری کە طرفین مذاکرە بعد از ٢١ ساعت بحث و جدل با هم کردە بودند و بنا بە تعبیر و تفسیر عراقچی در آستانە رسیدن بە نتیجە، مانند آخرین دورە مذاکرات قبل از جنگ در عمان بە رغم حمایت متحدین غربی و عربی و اکثر مردم ایران از آن ظاهرا بدون نتیجە ملموسی بە پایان رسید.
اگر چە بسیاری آنرا شکست خوردە خواندند، ولی از لابلای اظهارات اعضای ذینفوذ دو طرف مذاکرە، بە رغم شکستن آتش بس در روز اول توسط اسرائیل و اعلام محاصرە دریایی ایران توسط ترامپ بە نظر می رسد احتمال از سرگیری مذاکرات منتفی نیست.
کما اینکە ترامپ بلادرنگ بعد از اعلام محاصرە دریایی علیە ایران ، بە سبک و سیاق خود با گفتن اینکە ایرانی ها برای مذاکرە با او تماس گرفتەاند، تمایل خود برای مذاکرە را اعلام کرد.
نظر بە اجماع بزرگ و بیسابقەای کە در جهان حول پایان دادن بە جنگ و برقراری صلح در خود امریکا، ایران، اروپا، خاورمیانە، امریکای جنوبی، آسیا بە شمول متحدین نزدیک امریکا در غرب و شرق عالم تا چین ، روسیە، هند، دبیرکل سازمان ملل، و حتی پاپ رهبر کاتولیکهای جهان بهوجود آمدە است، واقعیت این است کە تداوم جنگ برای هیچ یک از طرفین بهخصوص امریکا و اسرائیل کە ان را وسیلە تهدید قرار دادەاند، نە آسان است و نە کم هزینە. اینها همگی محدودیت های زیادی بر سر راە پیشبرد سیاستهای جنگطلبانە و بحران زای دولت های آمریکا و اسرائیل بوجود می آورد. و امکان برقراری صلح را تقویت کردە است.
.در میان سرکردگان حکومت در مورد نحوە برخورد با جنگ تجاوزگرانە اسرائیل و امریکا مانند سایر موارد اختلاف نظر وجود دارد. یک طیف راهکار مذاکرە و چانە زنی را دنبال می کند، طیف دیگر نظامیگری را دنبال می کند و اساسا مذاکرە با امریکا را بی حاصل می داند. اقدامات ترامپ و ناتانیاهو و سنگ اندازی پیاپی آنان درست در "چند قدمی رسیدن بە توافق" بەرغم پذیرش اکثر درخواستها آمریکا مواضع این طیف را تقویت کردەاست. با این وصف طیف طرفدار مذاکرە همچنان توانستەاست باب مذاکرە را باز نگە دارد و مانع مسدود شدن آن شود.
سنگ اندازی این بار هیئت نمایندگی امریکا و بهکار گیری اقدامات جنگی بعد از بە بن بست کشاندن مذاکرات بە وسیلەای در دست ترامپ برای گرفتن امتیازات بیشتر تبدیل شدەاست. اما این امکان هر بار در اثر مخالفت جهانی با اقدامات باج خواهانە ترامپ و اسرائیل در جهان کم اثرتر می شود.
با این حال بروز شکاف دردرون متحدین سنتی آمریکا و اسرائیل و کشورهای حوزە خلیج فارس را نباید همیشگی و پایدار تلقی کرد. اگر بپذیریم کە وجود این شکافها بخشا ناشی از رقابت میان چین و آمریکا بر سر برتری در نظم جدید جهان است، در آن صورت، امریکا و متحدینی کە در جبهە آن باقی می مانند نیاز بە وجود یک اسرائیل قدرتمند در منطقە و سلطە بر کشورهای نفت خیز و ثروتمند منطقە دارند. بنا بر این شعار نابودی اسرائیل یک شعار انحرافی و غیر عملی است کە بدون کنار گذاشتن آن برقرای صلح در منطقە میسر نیست.
اکنون کە اجماع جهانی بهوجود آمدە علیە جنگ و جهت برقراری صلح، از یکسو و شکست اهداف جنگی اسرائیل و آمریکا از سوی دیگر شانس پایان دادن بە جنگ و برقراری صلح را تقویت کردە است و قدرت چانە زنی ایران در اثر تحولات بعد از تجاوز امریکا و اسرائیل نسبت بە مذاکرات پیش از جنگ بیشتر شدە است، فرصت پیش آمدە را نباید از دست داد و با تکرار خطاهای فاجعە بار رخ دادە در جنگ ٨ سالە بعد از بیرون راندن ارتش متجاوز عراق از خرمشهر، بە دشمنانی کە قصد نابودی کشور ما و تسلط بر مردم و منابع آن را در سر می پرورانند، فرصت داد بە اهداف خود برسند. توهم پیروزی درجنگ با قدرتهای نظامی را کنار باید گذاشت و اختلافات با آنها را تلاش کرد تا حد ممکن از طریق مذاکرە پیش برد و امکانات کشور را بیش از این در جنگ هدر نداد. جنگ چهل روزە و جنگ دوادە روزە هر دو اهداف و قدرت ویرانگری جنگ را بە ما نشان دادند.
افزودن دیدگاه جدید