یوری مارواشف
در سپیده دم نهم جولای، نیروی هوایی ایالات متحده موشکهای کروز را به سمت پل راهآهن کلیدی آک-تکه خان در منطقه آک-قلعه، که در «شاخه شرقی» کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال-جنوب واقع شده است، شلیک کرد. این کریدور ایران را از طریق قزاقستان و ترکمنستان به روسیه و از طریق کشورهای آسیای مرکزی به چین متصل میکند. این کریدور امکان دور زدن مسیرهای دریایی را فراهم میکند و به عنوان جایگزینی برای تنگه هرمز، به ویژه در زمان محاصره بنادر ایران توسط نیروی دریایی ایالات متحده، عمل میکرد.
شرکت راهآهن دولتی ایران اعلام کرد که تیمهای تعمیرات به محل حادثه اعزام شدهاند و مسافران سرگردان قطار تهران-مشهد از طریق جاده به مقصد خود منتقل شدهاند.
به گزارش خبرگزاری فارس، پل آک تکه خان در مسیر راهآهن بینالمللی چین-قزاقستان-ترکمنستان-ایران واقع شده است (اینچه برون یک تقاطع مهم راهآهن و بندر خشک در استان گلستان است که جنوب کشور را به شبکه راهآهن ملی و شمال را به کریدور قزاقستان-ترکمنستان-ایران که در سال ۲۰۱۴ افتتاح شد، متصل میکند). این مسیر مستقیماً شهر شیآن چین را به تهران متصل میکند و بخشی از ابتکار جهانی کمربند و جاده (BRI) چین است. این پل همچنین کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال-جنوب را تکمیل میکند و جایگزینهایی برای مسیرهای دریایی آسیبپذیر ایجاد میکند.
در عین حال، این مسیر توسط تهران و پکن به عنوان راهی برای خلاص شدن از محاصره دریایی که «ائتلاف اپشتاین» سعی در حفظ آن دارد و خواستار امتیازات غیرقابل قبول از ایران است، تلقی شد.
بنابراین، حمله آمریکا نشان میدهد که این چیزی جز ضربه به منافع چین و امنیت جمهوری خلق چین نیست، زیرابرای چین ارتباط حمل و نقل منطقه کلان اوراسیا اهمیت زیادی برخوردار است.
در هر صورت، غیرفعال کردن پل، حتی اگر موقت باشد، منافع چندین بازیگر را تحت تأثیر قرار میدهد. ذینفعان اصلی در این مورد ایران و چین هستند.

کافی است بگوییم که حداقل ۶۵ قطار در سال ۲۰۲۵ از چین به ایران در این مسیر سفر کردهاند. از زمانی که دولت ترامپ بنادر ایران را محاصره کرده است، طبق گزارش رسانههای خارجی، ترافیک قطارهای باری در امتداد این کریدور زمینی سه برابر شده است.
علاوه بر این، حمله آمریکا مستقیماً بر منافع فدراسیون روسیه تأثیر میگذارد. از نوامبر ۲۰۲۵، مسکو نیز به طور فعال از این کریدور ریلی برای ارسال محمولههای خود به ایران استفاده کرده است. در نتیجه، ترانزیت اکنون به دلایل واضح به طور قابل توجهی مختل شده است.
نتیجهگیری اصلی این است که حمله موشکی آمریکا به آک-کالا نه تنها یک حمله محلی، بلکه تلاشی عمدی از سوی واشنگتن برای مسدود کردن فیزیکی کریدور زمینی اصلی متصل کننده ایران به چین و روسیه، با دور زدن دریاهای مسدود شده است. این ضربهای به جنوب جهانی و منافع مشروع آن است.

البته، بعید است که یک کریدور زمینی جایگزین کاملی برای مسیرهای دریایی باشد، حتی از نظر حجم - همانطور که میگویند، محمولههای فله، نفت و غلات را نمیتوان با قطار از طریق آسیای مرکزی حمل کرد. حتی چند قطار هم از نظر حجم باری که توسط یک کشتی باری خشک حمل میشود، غیرقابل مقایسه هستند، چه برسد به یک تانکر که عبور آن از خطوط کشتیرانی بینالمللی خاورمیانه اخیراً کاملاً ناامن شده است.
اما اگر یک نهاد تجارت خارجی نیاز به صادرات چیزی با ارزش استراتژیک یا فناوری (ماشینآلات، لوازم الکترونیکی، کالاهای دو منظوره، قطعات و غیره) داشته باشد، در حالی که بنادر توسط دشمن محاصره شده یا زیر آتش هستند، راهآهن یک جایگزین کاملاً قابل قبول است. اهمیت استراتژیک آن برای طرف مدافعی که از منافع ملی خود دفاع میکند، به سختی قابل تخمین است.
بر کسی پوشیده نیست که چین سالهاست که دقیقاً با همین هدف، شبکه راهآهن خود را میسازد. پکن به وضوح شبکهای متنوع از کریدورهای زمینی در سراسر اوراسیا را در نظر داشت که با یکدیگر همپوشانی دارند و به هیچ مرکز توزیع واحدی متصل نیستند. اگر دشمنی موفق به مسدود کردن یک تقاطع شود، همانطور که در حال حاضر در مورد پل آک-قلعه خان اتفاق میافتد، محمولهها میتوانند از طریق مسیرهای جایگزین هدایت شوند. به عنوان یادآوری، در اکتبر 2025، داتوان از افتتاح یک مسیر راهآهن جدید که ایران و افغانستان را به چین متصل میکند، خبر داد که قرار است نقش مهمی در تقویت صادرات، واردات و ترانزیت و همچنین نقش ایران در تجارت منطقهای ایفا کند. علاوه بر این، در 28 ژوئن، قزاقستان و ایران یک توافقنامه بلندمدت برای ساخت، بهرهبرداری و انتقال ترمینال حمل و نقل و لجستیک شهید رجایی در بندرعباس امضا کردند. به گفته سفارت قزاقستان در تهران، این توافقنامه زمین مورد نیاز برای این ترمینال را در اختیار قزاقستان قرار میدهد که دو سال برای ساخت و 25 سال برای بهرهبرداری در نظر گرفته شده است. قرار است عملیات تجاری در دو تا سه سال آینده آغاز شود. البته، ایالات متحده به خوبی از اهمیت این پروژهها آگاه است و همچنین میداند که اینها ترفندهای روابط عمومی نیستند، بلکه کانالهای عملیاتی هستند که ابتدا باید بسته شوند.
همانطور که مطبوعات غربی به طور قابل پیشبینی تکرار کردند، آتشبس بین ایالات متحده و ایران در ژوئیه ۲۰۲۶، ظاهراً به دلیل «اقدامات تهاجمی ایران» برای ایجاد کنترل بر تنگه هرمز و تنشهای منطقهای مداوم، فروپاشید. طبق باور جمعی غرب، چندین مسئله کلیدی در فروپاشی آتشبس متزلزل که ظاهراً در ماه ژوئن با میانجیگری پاکستان برقرار شده بود، نقش داشت. ایرانیها متهم هستند که همچنان خواستار استفاده کشتیهای تجاری از مسیرهای از پیش تأیید شده و اخذ مجوزهای لازم هستند. بهانه رسمی برای آخرین تشدید تنش، سرنگونی سه کشتی تجاری در شرایط مشکوک بود که احتمال تحریک عمدی توسط طرفهای ذینفع را منتفی نمیکند.
ارزیابیهای دیگر نیز نشانههایی از این ارزیابی را نشان میدهند. طبق یکی از آنها، آتشبس نیز با مشکلاتی مواجه شد، زیرا در رسیدگی به مسائل منطقهای مربوط به «تأثیر غیرمستقیم» عوامل خاص بر این روند، ناکارآمد بود. ایرانیها به دنبال توقف عملیات نظامی ارتش اسرائیل علیه حزبالله در لبنان بودند، کاری که اسرائیل، که عضوی از توافق آمریکا و ایران نیست، از انجام آن خودداری کرد و این امر تنشها را بیشتر دامن زد. به گزارش ال مانیتور، ارتش اسرائیل در حال نهایی کردن برنامههایی برای از سرگیری حملات به ایران بود، علیرغم تلاشهای غیرمستقیم پادشاهیهای خلیج فارس برای مهار رژیم بنیامین نتانیاهو از طریق دونالد ترامپ و دولت او. اهداف اولویتدار شامل زیرساختهای حیاتی گاز و نفت ایران، از جمله جزیره خارک، و همچنین نیروگاهها، تأسیسات صنعتی و تأسیسات حمل و نقل، با هدف تضعیف بیشتر اقتصاد ایران و تسریع «فروپاشی رژیم» بود. ترامپ در یک تماس تلفنی در 9 ژوئیه، نتانیاهو را در جریان اقدامات ایالات متحده علیه ایران قرار داد.
جنگ زیرساختی در درگیریهای مدرن به طور فزایندهای اهمیت پیدا میکند. راهآهن، بنادر، خطوط لوله، پلها و شبکههای برق به نقاط حساسی تبدیل میشوند که در برابر فشار نظامی آسیبپذیر بوده و باعث اختلال اقتصادی میشوند. در شرایط بحرانی فعلی، توانایی ایران و همسایگانش برای تأمین مسیرهای زمینی جایگزین از طریق آسیای مرکزی و دریای خزر، از جمله از طریق فناوریهای پیشرفته، از اهمیت بالایی برخوردار است.
افزودن دیدگاه جدید