رفتن به محتوای اصلی
پنجشنبه ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶
پنج‌شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵

تبارشناسی تاریخی مبارزات و سازمان‌یابی نیروی کار در ایران از اصناف قاجاری تا جنبش کارگری مدرن

تبارشناسی تاریخی مبارزات و سازمان‌یابی نیروی کار در ایران از اصناف قاجاری تا جنبش کارگری مدرن

بررسی روند دوره پهلوی اول ـ از مشروطه تا شهریور ۱۳۲۰

فصل دوم ـ قسمت سوم

 

بخش سیزدهم

آیا رضاشاه طبقه کارگر را ساخت؟

این پرسش پاسخ دوگانه دارد.

پاسخ اول: بله، از نظر مادی

دولت رضاشاه: کارخانه ساخت؛ راه‌آهن ایجاد کرد؛ صنایع جدید را توسعه داد؛ بازار داخلی را گسترش داد و نیروی کار مزدبگیر را افزایش داد.

در پایان دهه ۱۳۱۰ حدود ۴۷ تا ۴۸ هزار نفر در واحدهای صنعتی جدید و مدرن مشغول بودند.

پاسخ دوم: نه، از نظر سیاسی

همان دولت: اتحادیه مستقل را محدود کرد؛ اعتصاب را سرکوب کرد؛ فعالان کارگری را زندانی کرد؛

فعالیت کمونیستی را جرم‌انگاری کرد و شبکه‌های مستقل سیاسی را از میان برد.

بنابراین فرمول دقیق‌تر این است:

رضاشاه شرایط مادی پیدایش طبقه کارگر صنعتی را گسترش داد، اما شرایط سیاسی شکل‌گیری یک جنبش کارگری مستقل را محدود کرد.

بخش چهاردهم

کارگر، دولت و سرمایه خارجی

جنبش کارگری ایران از همان ابتدا با یک سرمایه‌داری کاملاً داخلی مواجه نبود.

سه نوع رابطه سرمایه وجود داشت:

۱. سرمایه خارجی

نمونه اصلی: صنعت نفت.

۲. سرمایه خصوصی داخلی

نمونه اصلی: بخشی از کارخانه‌های نساجی و صنایع مصرفی.

۳. سرمایه دولتی

نمونه‌ها: صنایع نظامی؛ کارخانه‌های قند؛ سیمان؛ تنباکو و پروژه‌های زیربنایی.

بنابراین کارگر ایرانی گاه با شرکت خارجی، گاه با کارفرمای خصوصی ایرانی و گاه با دولت مواجه بود.

این ویژگی بعدها ساختار جنبش کارگری ایران را از بسیاری از الگوهای کلاسیک اروپایی متمایز کرد.

بخش پانزدهم

از مطالبات کارگری به ملی‌شدن نفت

۳۵. اعتصاب آبادان و مسئله ملی

اعتصاب آبادان فقط درباره دستمزد نبود.

کارگران با یک شرکت خارجی مواجه بودند که بر یکی از مهم‌ترین منابع طبیعی ایران کنترل داشت.

به همین دلیل، مبارزه اقتصادی می‌توانست به مبارزه ملی تبدیل شود.

این مسیر در دهه‌های بعد چنین شد:

شرایط بد کار

تبعیض میان ایرانی و خارجی

اعتراض به شرکت نفت

اعتراض به امتیاز نفت

ملی‌گرایی اقتصادی

ملی‌شدن نفت

این پیوند یکی از مهم‌ترین میراث‌های اعتصاب ۱۳۰۸ بود.

بخش شانزدهم

میراث دوره رضاشاه در دهه‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰

۳۶. انفجار اتحادیه‌ای

پس از ۱۳۲۰ فعالیت اتحادیه‌ای به شکل بی‌سابقه‌ای رشد کرد.

منابع تاریخ اجتماعی ایران دوره ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ را دوره اوج فعالیت اتحادیه‌ای می‌دانند و شورای متحده مرکزی اتحادیه‌های کارگران و زحمتکشان ایران، تحت رهبری رضا روستا، به یکی از مهم‌ترین سازمان‌های کارگری تبدیل شد.

این اتفاق حاصل یک «شروع از صفر» نبود.

فعالان دهه ۱۳۲۰ وارث: تجربه اتحادیه‌های ۱۳۰۰؛ حزب کمونیست؛ اعتصاب آبادان؛ اعتصاب وطن تجربه زندان و ادبیات کارگری بودند.

۳۷. نفت و دهه ۱۳۳۰

در دهه ۱۳۳۰، صنعت نفت بار دیگر در مرکز تاریخ ایران قرار گرفت.

این بار کارگران نفت فقط مطالبه‌کننده دستمزد نبودند.

آنها در کشمکش بزرگ ملی‌شدن نفت و سپس منازعات سیاسی پس از آن نقش داشتند.

از اینجا به بعد، تاریخ کارگر ایرانی دیگر فقط تاریخ «کار» نیست.

تاریخ:

کار + نفت + ملی‌گرایی + چپ + دولت + بریتانیا + شوروی

است.

بخش هفدهم

کودتای ۲۸ مرداد و بازگشت سیاست کنترل

کودتای ۱۳۳۲ ساختار سیاسی جدیدی ایجاد کرد.

پس از آن، فعالیت حزب توده و بسیاری از سازمان‌های مستقل سیاسی سرکوب شد.

اما صنعتی‌شدن ادامه پیدا کرد.

این یکی از میراث‌های مهم دوره رضاشاه بود:

دولت می‌توانست صنعتی‌شدن را بدون آزادی سیاسی ادامه دهد.

این مدل در دهه‌های بعد نیز به اشکال مختلف ادامه پیدا کرد.

بخش هجدهم

از کارخانه‌های رضاشاهی تا کارگران دهه ۱۳۵۰

در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، صنعت ایران بسیار بزرگ‌تر شد.

اما بسیاری از ویژگی‌های بنیادی که در عصر رضاشاه ایجاد شده بود، پابرجا ماند:

نقش بزرگ دولت؛ تمرکز صنایع در شهرهای بزرگ؛ اهمیت نفت؛ کارگران دولتی؛ وابستگی بخشی از اقتصاد به درآمد نفت و رابطه پیچیده میان دولت و سازمان‌یابی کارگری.

در آستانه انقلاب ۱۳۵۷، کارگران نفت، صنایع دولتی، کارخانه‌ها و خدمات عمومی به یکی از مهم‌ترین نیروهای اعتصابی تبدیل شدند.

از این منظر، اعتصاب‌های نفتی ۱۳۵۷ را نمی‌توان بدون شناخت تاریخ اعتصاب آبادان ۱۳۰۸ فهمید.

بین این دو واقعه ۴۹ سال فاصله است؛ اما یک خط تاریخی مشترک وجود دارد:

آبادان، نفت، کارگر، اعتصاب و سیاست ملی

 

بخش نوزدهم

جدول تفصیلی رویدادهای مهم

سال

رویداد

نیروی اجتماعی

اهمیت

۱۲۸۵

انقلاب مشروطه

پیشه‌وران، تجار، روشنفکران، کارگران شهری

ورود جامعه شهری به سیاست مدرن

۱۲۸۶/۱۹۰۷

اعتصاب مطبوعاتی و پیوستن چاپگران

روزنامه‌نگاران و چاپگران

تجربه همبستگی صنفی ـ سیاسی

۱۲۸۷/۱۹۰۸

شکل‌گیری تشکل چاپگران تهران

چاپگران

یکی از نخستین اتحادیه‌های کارگری

۱۲۸۶۱۲۸۸

فعالیت سوسیال‌دموکرات‌ها

روشنفکران و کارگران

ورود سازمان‌یافته اندیشه سوسیالیستی

۱۲۹۶/۱۹۱۷

انقلاب روسیه

چپ ایران

تغییر محیط ژئوپلیتیک

۱۲۹۹/۱۹۲۰

تشکیل حزب کمونیست ایران

چپ و کارگران

سازمان‌یابی حزبی

۱۲۹۹۱۳۰۰

اتحادیه‌های تهران

نانواها، خیاطان، کفاشان، پست و تلگراف

گسترش سازمان‌یابی صنفی

۱۳۰۴

سلطنت رضاشاه

دولت مرکزی

آغاز تمرکز شدید سیاسی

۱۳۰۸/۱۹۲۹

اعتصاب آبادان

کارگران نفت

نخستین اعتصاب بزرگ صنعتی

۱۳۱۰

اعتصاب کارخانه وطن

کارگران نساجی

مطالبه هشت ساعت کار و حقوق کار

۱۳۱۰

قانون ضدکمونیستی

دولت و چپ

امنیتی‌شدن فعالیت چپ

۱۳۱۵/۱۹۳۶

مقررات کارخانه‌ها

دولت و صنعت

نخستین تنظیم گسترده‌تر شرایط کارخانه

۱۳۱۶/۱۹۳۷

دستگیری ارانی و همراهان

روشنفکران چپ

تشدید سرکوب

۱۳۱۷/۱۹۳۸

محاکمه ۵۳ نفر

چپ

ضربه به شبکه روشنفکری چپ

۱۳۲۰

سقوط رضاشاه

جامعه سیاسی و کارگری

آزادی نسبی فعالیت سیاسی

۱۳۲۰

تأسیس حزب توده

چپ و روشنفکران

بازسازی سازمان‌یافته چپ

۱۳۲۰۱۳۳۲

رشد اتحادیه‌ها

کارگران صنعتی

نخستین دوره گسترده سازمان‌یابی مدرن

۱۳۳۰۱۳۳۲

ملی‌شدن نفت

کارگران، ملی‌گرایان و چپ

پیوند کار و ملی‌گرایی

۱۳۳۲

کودتای ۲۸ مرداد

دولت و مخالفان

سرکوب دوباره سازمان‌یابی مستقل

۱۳۵۷

اعتصاب‌های نفت

کارگران نفت

یکی از عوامل مهم سقوط سلطنت

بخش بیستم

جدول سازمان‌ها و جریان‌های مؤثر

سازمان/جریان

دوره

پایگاه اصلی

نقش

انجمن‌های مشروطه

۱۲۸۵ به بعد

شهرها

تجربه سازمان‌یابی سیاسی

اتحادیه چاپگران

۱۲۸۷ به بعد

تهران

پیشگام تشکل کارگری

سوسیال‌دموکرات‌ها

مشروطه

تهران، تبریز، قفقاز

انتقال مارکسیسم و سازمان سیاسی

حزب عدالت

پیش از ۱۹۲۰

قفقاز

پیوند مهاجران کارگر با بلشویسم

حزب کمونیست ایران

۱۲۹۹ به بعد

شمال و شهرهای بزرگ

سازمان‌دهی چپ و کارگران

شورای مرکزی اتحادیه‌ها

حدود ۱۳۰۰

تهران

هماهنگی اتحادیه‌های اولیه

سازمان‌های مخفی کارگری

دهه ۱۳۰۰

آبادان و شهرهای صنعتی

تداوم سازمان‌یابی در شرایط سرکوب

گروه ارانی

دهه ۱۳۱۰

تهران

پیوند علم، روشنفکری و مارکسیسم

پنجاه‌وسه نفر

۱۳۱۶۱۳۲۰

تهران

نماد مقاومت روشنفکری چپ

حزب توده ایران

از ۱۳۲۰

سراسر کشور

سازمان‌یابی گسترده چپ

شورای متحده مرکزی

دهه ۱۳۲۰

مراکز صنعتی

سازمان‌دهی اتحادیه‌های کارگری

 

بخش بیست‌ویک

جدول آماری                                        

 

شاخص

رقم تقریبی

دوره

توضیح

اشتغال در صنعت مدرن

حدود ۸۵۰ نفر

آغاز قرن ۲۰

برآورد تاریخی

کارخانه‌های مدرن

حدود ۲۳۰

۱۹۳۱

کوچک و بزرگ

کارخانه‌های جدید

حدود ۲۶۰–۲۶۵

پایان دهه ۱۳۱۰

دولتی و خصوصی

اشتغال صنعتی

حدود ۴۷–۴۸ هزار

پایان دهه ۱۳۱۰

واحدهای صنعتی مورد بررسی

اعضای اتحادیه‌ها در تهران

حدود ۱۰ هزار

حدود ۱۳۰۰

شامل اتحادیه‌های صنفی

اعضای اتحادیه‌ها در کشور

حدود ۲۰ هزار

حدود ۱۳۰۰

برآورد منابع آن زمان

طول راه‌آهن سراسری

۱٬۳۹۴ کیلومتر

۱۹۳۸

از خزر تا خلیج فارس

بازداشت‌شدگان اعتصاب آبادان

۴۵ نفر

۱۳۰۸/۱۹۲۹

مرحله نخست سرکوب

کارگران اعتصاب وطن

حدود ۵۰۰ نفر

۱۳۱۰/۱۹۳۱

برآورد پژوهش‌های موجود

واحدهای صنعتی جدید

۲۶۵

۱۹۳۰۱۹۴۰

برآورد اقتصادی

کارگران این واحدها

حدود ۴۷ هزار

۱۹۳۰۱۹۴۰

برآورد اقتصادی

منابع اصلی این ارقام، ایرانیکا و پژوهش‌های دانشگاهی درباره صنعتی‌شدن و جنبش کارگری هستند.

نکته روش‌شناختی: در مورد ایران دوره رضاشاه سرشماری جامع و منظم نیروی کار به شیوه امروز وجود نداشت. بنابراین ارقام کارخانه‌ها و کارگران در منابع مختلف ممکن است متفاوت باشد. همچنین «واحد صنعتی»، «کارگر صنعتی» و «عضو اتحادیه» تعاریف یکسانی ندارند. بنابراین نباید ارقام فوق را با دقت آماری سرشماری‌های معاصر مقایسه کرد.

بخش بیست‌ودوم

چند خطای رایج در روایت تاریخ کارگری دوره رضاشاه

خطای اول: «در دوره رضاشاه هیچ جنبش کارگری وجود نداشت

نادرست است.

اعتصاب آبادان ۱۳۰۸ و اعتصاب وطن ۱۳۱۰ نشان می‌دهند که اعتراض صنعتی وجود داشت. پژوهش‌های جدید نیز بر اهمیت این دو واقعه تأکید کرده‌اند.

خطای دوم: «کارگران ایران پس از سقوط رضاشاه ناگهان به وجود آمدند

نادرست است.

طبقه کارگر صنعتی در دهه‌های ۱۳۰۰ و ۱۳۱۰ به‌تدریج رشد کرده بود.

خطای سوم: «هر اتحادیه دهه ۱۳۰۰ اتحادیه مدرن بود

نادرست است.

بسیاری از تشکل‌ها هنوز ساختار صنفی و پیشه‌وری داشتند.

خطای چهارم: «صنعتی‌شدن رضاشاه کاملاً خصوصی بود

نادرست است.

دولت در ایجاد، مالکیت، تأمین مالی و کنترل بسیاری از صنایع نقش اساسی داشت.

خطای پنجم: «چپ ایران کاملاً وابسته به شوروی بود

این نیز ساده‌سازی است.

ارتباط با شوروی بسیار مهم بود، اما چپ ایران ریشه‌های اجتماعی، فکری و سازمانی داخلی نیز داشت؛ ضمن آن‌که منافع شوروی در مواردی با فعالیت انقلابی برخی کمونیست‌های ایرانی تعارض پیدا می‌کرد.

بخش بیست‌وسوم

ارزیابی نهایی: عصر رضاشاه را چگونه باید فهمید؟

رضاشاه را نمی‌توان فقط با معیار «مدرن‌سازی» ارزیابی کرد و نه فقط با معیار «استبداد».

از نظر دولت‌سازی:

دولت بسیار نیرومندتر شد.

از نظر زیرساخت:

راه، راه‌آهن، ارتباطات و صنایع توسعه یافتند.

از نظر صنعتی:

تعداد کارخانه‌ها و کارگران صنعتی به‌طور چشمگیری افزایش یافت.

اما از نظر سیاسی:

فضای فعالیت مستقل جامعه مدنی محدود شد.

و از نظر کارگری:

کارگر صنعتی رشد کرد، ولی قدرت سازمان‌یابی مستقل او سرکوب شد.

این دو فرایند نه تنها متناقض نیستند، بلکه یکدیگر را توضیح می‌دهند.

دولت برای صنعتی‌شدن به نظم، سرمایه، زیرساخت و نیروی کار منضبط نیاز داشت؛ اما همان دولت از سازمان‌یابی مستقل نیروی کار هراس داشت.

بنابراین «کارگر مطلوب» دولت رضاشاه، کارگری بود که:

کار کند، تولید کند، منظم باشد و دستمزد بگیرد؛

اما نه لزوماً کارگری که:

اتحادیه مستقل بسازد، اعتصاب کند و در سیاست دخالت کند.

 

بخش بیست‌وچهارم

نتیجه تاریخی

اگر بخواهیم تبار جنبش کارگری ایران را در یک فرمول خلاصه کنیم، می‌توان چنین نوشت:

مشروطه، زبان حق و انجمن را به جامعه داد؛ قفقاز، تجربه کارخانه و سوسیال‌دموکراسی را وارد کرد؛ انقلاب روسیه، افق سوسیالیستی و سازمان حزبی را گسترش داد؛ دولت رضاشاهی، از طریق صنعتی‌شدن، راه‌آهن و تمرکز اقتصادی، طبقه کارگر صنعتی را بزرگ‌تر کرد؛ اما با سرکوب اتحادیه‌ها و چپ، سازمان‌یابی مستقل آن را محدود ساخت؛ و سقوط رضاشاه در ۱۳۲۰ باعث شد نیروی اجتماعی انباشته‌شده در دو دهه قبل با سرعتی کم‌سابقه به عرصه عمومی بازگردد.

از این زاویه، دوره رضاشاه نه نقطه پایان جنبش کارگری ایران است و نه آغاز آن.

این دوره مرحله تبدیل کارگر پراکنده به طبقه اجتماعی بالقوه است.

مشروطه، سیاست جمعی را به جامعه معرفی کرد.

قفقاز، کارگر ایرانی را با صنعت و سوسیالیسم آشنا کرد.

انقلاب روسیه، افق جدیدی ایجاد کرد.

رضاشاه، صنعت و دولت مدرن متمرکز را توسعه داد.

اعتصاب آبادان، ظهور کارگر صنعتی سازمان‌یافته را آشکار کرد.

اعتصاب وطن، حقوق کار را به موضوعی عمومی تبدیل کرد.

قانون ۱۳۱۰ و سرکوب ۵۳ نفر، فضای سیاسی را بست.

و شهریور ۱۳۲۰ این سد را شکست.

از این منظر، تاریخ کارگری ایران در سال ۱۳۲۰ از نو شروع نشد؛ بلکه یک تاریخ نیمه‌تمام دوباره آشکار شد

 

بهروز فدائی  ـ دهم سپتامبر 2025

 

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید