بخش هشتم
تعریف پریکاریا - ادامه
درست نیست پریکاریا را با "شاغلان تهیدست" یا صرفاً با اشتغال ناامن یکی بدانیم، هرچند که این اشکال با هم و با بیثباتی مرتبط اند. بیثباتی همچنین به معنای فقدان هویت شغلی امن و باثبات است، در حالی که برخی کارگران در مشاغل کم درآمد ممکن است در حال ساختن یک مسیر شغلی باشند. برخی مفسران این مفهوم را به نداشتن کنترل بر کار خود مرتبط کرده اند. این موضوع پیچیده است، زیرا فرد ممکن است بر جنبه های گوناگونی از کار و اشتغال خود کنترل داشته باشد؛ از جمله بر پرورش و به کارگیری مهارتها، میزان زمانی که باید صرف کار کند، زمانبندی کار و اشتغال، شدت کار، تجهیزات، مواد اولیه و غیره. همچنین انواع مختلفی از کنترل و کنترل کننده وجود دارد و تنها سرپرست یا مدیری که به طور معمول بالای سر کارگر ایستاده است، کنترل کننده نیست.
این ادعا که "پریکاریای ناپایدار" از افرادی تشکیل شده است که هیچ کنترلی بر نیروی کار یا کار خود ندارند، بیش از حد محدودکننده خواهد بود؛ زیرا همواره نوعی دوگانگی و چانه زنی ضمنی بر سر میزان تلاش، همکاری و به کارگیری مهارتها وجود دارد و همچنین امکان اقداماتی مانند خرابکاری، کمکاری و وقت گذرانی یا کارهای بیهوده نیز هست. بااینحال، جنبههای مربوط به کنترل، برای ارزیابی وضعیت دشوار آنان اهمیت دارند.
شاید خط تمایز به همان اندازه جالب دیگری را بتوان در چیزی یافت که میتوان آن را "ناهمخوانی منزلتی" نامید. افرادی که از سطح نسبتاً بالایی از تحصیلات رسمی برخوردارند، اما ناچارند مشاغلی را بپذیرند که از نظر منزلت یا درآمد پائینتر از آن چیزی است که به باور خودشان با مدارک و

صلاحیتهایشان تناسب دارد، احتمالاً دچار سرخوردگی منزلتی میشوند. این احساس در میان جوانان پریکاریای ناپایدار در ژاپن رواج داشته است.
برای مقصود ما، پریکاریای ناپایدار شامل افرادی است که فاقد هفت وجه فوق الذکر امنیت مرتبط با کار اند که در کادر بالا خلاصه شده اند: همان هفت نوع امنیتی که سوسیال دموکراتها، احزاب کارگر و اتحادیه های کارگری پس از جنگ جهانی دوم، در چارچوب دستورکار "شهروندی صنعتی" خود برای طبقه کارگر یا پرولتاریای صنعتی دنبال میکردند. البته همه کسانی که در زمره پریکاریای ناپایدار قرار میگیرند، لزوماً برای هر هفت شکل امنیت ارزش یکسانی قائل نیستند، اما آنان از همه جهت در وضعیت نامساعدی قرار دارند.
در بحثهای مربوط به ناامنی کار در دوران معاصر، بیشترین توجه به ناامنی اشتغال معطوف است؛ یعنی فقدان قراردادهای بلندمدت و نبود حمایت در برابر از دست دادن شغل. این امر قابل درک است. بااینحال، ناامنی شغلی نیز یکی از ویژگیهای تعیین کننده این وضعیت است.
افزودن دیدگاه جدید