رفتن به محتوای اصلی

دون کیشوت جمهوریخواهی در پیکار با طوفان‌ها

دون کیشوت جمهوریخواهی در پیکار با طوفان‌ها

آیا حضور منسجم و قدرتمند چپ دموکرات در صحنه سیاسی کشور در اولویت اول قرار دارد، یا وحدت سمبلیک و شکننده جمهوریخواهانی که هر کدام ساز جداگانه‌ای می‌زنند؟ حضور وزنه سنگین و منسجم چپ دموکرات قدرتمند تا چه اندازه می‌تواند در جهت دادن به رادیکالیزم ملی دموکراتیک نیروهای سکولار و جمهوریخواه موثر باشد؟ در شرایطی که بعضی از جمهوریخواهان با قدرتمداران جمهوری اسلامی ایران در حال بده بستان می‌باشند، برخی دیگر با قدرتمداران نئولیبرالیسم جهانی، و بالاخره برخی دیگر با یک دست خویش با حاکمان جمهوری اسلامی ایران در مماشات می‌باشند، با دست دیگر با قدرتمداران غربی و در راس آن آمریکایی، ائتلاف حزب چپ ایران با این مجموعه چه برآیندی می‌تواند داشته باشد؟ ما خودمان در شرایط فعلی جهت فرار از وقعیت‌های عینی برای خودمان سازمان‌های سیاسی جمهوریخواهی می‌آفرینیم که شبح و کاریکاتوری از سازمان جمهوریخواه واقعی و ریشه‌دار در جامعه می‌باشند.

این در شرایطی است که چالش‌های مدنی مردمی در جامعه با سرعت فزاینده‌ای هم در مسیر رادیکالیسم سوسیالیستی و آزادیخواهانه دموکراتیک در حرکت می‌باشد. روز به روز در شرایط عمیق‌تر شدن شکاف میان معدود ثروتمندان میلیاردی با دارایی‌های نجومی از یک طرف و انبوه توده‌های فقیر از طرف دیگر و اختلاس‌های میلیاردی، چالش در راستای تحقق عدالت اجتماعی به نیروی محرکه محوری جنبش دموکراتیک و آزادیخواهی کشور تبدیل می‌گردد. سوال محوری باز هم این است که در تحقق بخشیدن به ضرورت‌های پیش روی چپ دموکرات ایران، چه باید کرد؟

غیرواقع‌بینانه نیست اگر بگوییم، بیش از نصف مردم ایران تحصیل کرده، روشنفکر و سکولار می‌باشند. اگرچه انبوه جمعیت سلطنت‌طلبان کشور فی‌نفسه در صف تقابل با توسعه، آزادی، عدالت و استقلال کشور قرار ندارند، و فقط انبوه کوچک، فشرده و سازمان‌یافته‌ای از آنها به دنبال پروژه‌هایی مانند ققنوس افتاده و ستون پنجم سیاست‌های نئولیبرالیسم جهانی شده‌اند، انبوه غالب توده‌های سکولار دموکرات کشور در خارج از صفوف آنها قرار دارند. با این استدلال می‌توان گفت که دور از انتظار نیست اگر بگوییم که بیش از نصف جمعیت سکولار ایران، عملا خواستار نظام جمهوری سکولار دموکراتیک برای کشور می‌باشند. در تدوام می‌شود نتیجه گرفت که انبوه توده‌های خواهان جمهوری سکولار دموکراتیک سر به میلیون‌ها نفر انسان آزاده، روشنفکر می‌زنند. در ادامه این سوال مطرح می‌شود که نمایندگان سیاسی توده‌های میلیونی جمهوریخواهان سکولار و دموکرات کشور، کدامین سازمان‌های سیاسی می‌باشند؟

با وجود پراکندگی‌ها و ویژگی‌های تاریخی فرهنگی و سیاسی سازمان‌های متنوع سیاسی چپ ایران، آنها نمایندگی سیاسی بخش‌های محدود و ویژه‌ای از توده‌های میلیونی جمهوریخواهان کشور را تشکیل می‌دهند. به موازات نیروهای چپ، جبهه ملی ایران هم با وجود سابقه تاریخی نسبتا تاثیرگذار خویش، نمایندگی سیاسی بخش کوچکی از جمهوریخواهی سکولار دموکرات جامعه را به خود اختصاص می‌دهد. واقعیت این است که دو سازمان جمهوریخواه دیگری که در لیست چهار سازمان جمهوریخواهی که همراه با حزب چپ ایران "فدائیان خلق" اعلامیه مشترک می‌دهند، شامل تعداد خیلی محدودی از اعضا و فعالان فعلی و یا گذشته سازمان‌های چپ ایران که عمدتا از فعالان نسل فدائیان خلق می‌باشند تشکیل می‌شوند.

بنابراین، اگر این دو تشکل کوچک جمهوریخواه، گرچه با نیت‌های مثبت، سازنده و تحول‌گرایانه در چنین پروسه‌ای شرکت می‌کنند، نمی‌توانند خود را بعنوان سازمان‌های سیاسی نماینده‌ی میلیون‌ها توده‌های روشنفکر جمهوریخواه سکولار و دموکرات معرفی نمایند. به همین دلیل هم نبرد جمهوریخواهی آنها به مثابه پیکار دون کیشوت در پیکار با ارتجاع جمهوری اسلامی از یک طرف و نبرد با شمشیرهای چوبی در مقابله با قهقرای ناسیونالیسم افراطی سلطنت‌گرایی آمریکایی از طرف دیگر می‌باشد.

از طرف دیگر باید به استحکام پیوند‌های مابین نحله‌های مختلف چپ دموکرات ایران با همدیگر به میزان به مراتب بیشتری اهمیت داد تا استخوان‌بندی هسته مرکزی جنبش دموکراتیک مردمی و همراه آن جمهوریخواهی را از طریق انسجام گسترده‌تر نیروهای چپ دموکرات سفت‌تر، منسجم‌تر، فشرده‌تر، رادیکال‌تر نموده و سنگینی وزنه نیروهای چپ دموکرات را در پهنای صفوف جمهوریخواهان و آزادیخواهان تحکیم نمود. سیل حرکت کاروان چپ دموکرات باید بتواند هم منفردین چپ، هم کنده‌شدگان از نحله‌های دیگر چپ را، و بالاخره در شرایط مناسب بودن نحله‌های دیگر چپ را به خود وصل نموده و به رودخانه خروشانی در چالش‌های آزادیخواهانه و عدالت‌جویانه تحول تبدیل گردد.

سوال اول استراتژیک ما این می‌باشد که در شرایطی که روند چالش‌های سیاسی در کشور به سمت رادیکالیزم توده‌ای با آرمانخواهی‌های آزادی و عدالت اجتماعی به پیش می‌رود، استراتژی چپ دموکرات جهت فراروییدن به درخت تنومند چپ منسجم با استخوان‌بندی مستحکم چگونه فورمولبندی می‌شود؟ جوهره شعارهایی که می‌تواند نیروهای چپ دموکرات را به همدیگر متصل نماید را شاید بشود در سه محور زیرین خلاصه نمود، اولی عبور کامل از نظام جمهوری اسلامی ایران، دومی تحقق کامل آزادی‌های فردی و اجتماعی، سومی اینکه چپ ایران از آرمان‌ها و راهبردهای سوسیالیستی حمایت می‌نماید.

شاید بشود سازمان‌های چپ را در ایران به دو قسمت تقسیم نمود. این دو قسمت شامل حزب توده ایران از یک طرف، و دیگرسازمان‌های متفرقه چپ از طرف دیگر می‌باشند. منش استراتژیک ما در رابطه با حزب توده ایران چگونه می‌تواند به هدف مرحله‌ای ما در رابطه با گردآوری همه زیر یک چطر واحد و تشکیل کاروان واحد نیروهای چپ دموکرات فرارویی نماید؟ همین سوال در مورد نیروهای سازمان‌های دیگر پراکنده چپ که خیلی از آنها از نسل‌های فدائیان خلق می‌باشند، با همان قوت مطرح می‌باشد. در این مورد لازم است برای هر مورد مشخصی راهکارهای جداگانه‌ای فورمول‌بندی نمود. به موازات این تلاش‌ها باید در نظر داشت که کار کردن در میان نسل‌های جدیدی که به جنبش سکولار دموکراتیک به سمت‌گیری‌های آزادیخواهانه و سوسیالیستی می‌پیوندند، به میزان به مراتب بیشتری از درجه اهمیت برخوردار می‌باشد. صدها هزار نیروی جوان و تحصیل کرده‌ای که بعد از سال پنجاه و هفت به جنبش فدائیان پیوسته بودند، از فعالین و اعضای سازمان‌های سیاسی دیگر چپ نبودند که به فدائیان پیوسته باشند.

این چالش و سوال استراتژیک را همچنین می‌توان به صورتی موازی به عرصه جمهوریخواهی بسط داده و باید در مرحله اول این سوال را مطرح نمود که آیا نیروهای سکولار دموکرات ترقیخواه کشور فقط در میان جمهوریخواهان موجود هستند؟ سپس، کدامین سازمان‌ها و احزاب سیاسی سکولار دموکرات مردمی و مدنی در صفوف اپوزیسیون موجود می‌باشند که حاضر هستند تا در این عرصه به صورت قدرتمندی در میدان چالش‌های سیاسی اجتماعی وارد کارزار تاریخی مشترک با نیروهای چپ دموکرات گردند؟ فراموش نکنیم خیلی از این جمهوریخواهان از طرفی دیگر نمیچه دستی به سوی قدرتمداران سرمایه‌داری کلان جهانی و در راس آن آمریکا دوخته‌اند. در صورت عدم حضور در صحنه چپ قدرتمند، سمت‌گیری‌های آنها به سمت همکاری با امپریالیسم قوت بیشتری خواهد یافت. از این نظر این مساله اهمیتی حیاتی دارد که چپ دموکرات بتواند نقش نیروی محرکه مرکزی را ایفا نماید تا اینکه بتواند انبوه عظیم جمهوریخواهی را در راستای رادیکالیزم مدنی و مردمی هدایت نماید.

در رابطه با چالش اول، اگر سازمان‌های سیاسی مشخصی آمادگی لازم را جهت گفتگو در راستای تکوین پلاتفورم نظری ساختاری واحد را دارا می‌باشند، این همگامی چگونه به پیش برده خواهد شد؟ اگر رهبری بعضی از سازمان‌های چپ حاضر به یک چنین همکاری نباشند، آیا ما بحث و گفتمان نظری ترویجی با بدنه‌های این سازمان‌ها را تعطیل می نماییم، یا اینکه استراتژی تاثیرگذاری بر بدنه‌های این سازمان‌ها را به صورت‌های دیگری تعقیب خواهیم نمود؟

در رابطه با چالش دوم، آیا دادن اعلامیه مشترک، میتینگ مشترک و عملکردهای مشترک با سازمان‌ها و احزاب سیاسی سکولار دموکرات آزادیخواه باید در دستور کارکرد ما قرار بگیرد تا اینکه این روند در پروسه زمانی لازم به سطح گرد آمدن همه زیر چطر واحد آزادی و دموکراسی فرا روید؟ یا اینکه برای این کار باید با سازمان‌های واقعی سکولار دموکراتیک و جمهوریخواه ملی مردمی، حول تنظیم منشور حقوق مدنی شهروندی و حتی پیش‌نویس قانون اساسی جایگزین پساجمهوری اسلامی ایران پروژه‌های پویایی را راه اندازی نمود.

 

دنیز ایشچی

5 آوریل 2019

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید