رفتن به محتوای اصلی

چهاردهم بهمن‌ماه، هشتادمین سال‌روز جان باختن دکتر تقی ارانی و روز شهدای حزب تودهٔ ایران

چهاردهم بهمن‌ماه، هشتادمین سال‌روز جان باختن دکتر تقی ارانی و روز شهدای حزب تودهٔ ایران

که در راه شگرف زندگانی

کِه را از بَهر خود سرمشق سازم

بدون مکث می‌گویم ارانی

"احسان طبری"

دکتر تقی ارانی، فرزانۀ انقلابی و چهرۀ تابناک جنبش کارگری و کمونیستی میهن ما، در ۱۳ شهریورماه ۱۲۸۲ خورشیدی در شهر تبریز دیده به‌جهان گشود، و در روز یکشنبه ۱۴ بهمن‌ماه ۱۳۱۸ در جوانی و در اوج خلاقیت علمی و پیکار انقلابی، به‌دستور رضاشاه و به‌وسیلهٔ رئیس شهربانی جلادش سرپاس رکن‌الدین مختاری، در سن ۳۶ سالگی جان باخت. چنین پیش آمد که تقی کودک که چهار سال بیشتر نداشت به‌همراه مادر و خواهرانش به تهران آمد. کودکی و نوجوانی تقی ارانی با دوره‌ای بسیار پرفرازونشیب از تاریخ کشورمان هم‌زمان شد. تحول‌های سیاسی و رویدادهای مهم تاریخی در این برهه از زمان بر روح حساس این انسان میهن‌دوست تأثیری عمیق برجای گذاشتند و در تربیت فکری او نقشی مهم ایفا کردند. او در شش‌سالگی وارد مدرسه ابتدایی شد. هوش و استعدادش چنان بود که از همان سال‌های آغازین تحصیل حیرت آموزگاران و هم‌شاگردی‌هایش را برانگیخت. پس از به‌پایان رساندن دورهٔ ابتدایی و در ادامه تحصیل وارد مدرسه دارالفنون شد. در این مدرسه بود که به هنر، ادبیات، زبان‌های خارجی، و علوم گرایش پیدا کرد. او دوره تحصیلی متوسطه را نیز با کسب ‌عنوان شاگرد ممتاز به‌پایان رساند و علاوه بر مدرک دیپلم، تشویق‌نامه‌ای نیز دریافت کرد. ارانی ۱۸ ساله در اعتراض‌های مردمی آن زمان بر ضد قرارداد ۱۲۹۸ (معروف به قرارداد ۱۹۱۹ وثوق‌الدوله)۱ با بریتانیا، که قراردادی ننگین و اسارت‌بار بود، هم‌دوش با توده‌های محروم و حق‌طلب شرکت جست. در سال ۱۳۰۱ / ۱۹۲۲ برای ادامۀ تحصیل به آلمان رفت. او سال بعد وارد دانشکده فلسفۀ دانشگاه برلین شد. ارانی به‌منظور تأمین هزینه زندگی و تحصیل در آلمان، در چاپخانه مجله "کاوه" که از سوی دمکرات‌ها و سوسیال‌دمکرات‌های مهاجر ایرانی در برلین منتشر می‌شد، مشغول به‌کار شد و به‌این طریق محیط کار و زندگی طبقۀ کارگر آلمان را از نزدیک لمس کرد. در این دوران که جنبش انقلابی طبقۀ کارگر آلمان درحال اوج‌گیری بود او با اندیشه‌های مارکسیسم- لنینیسم بیشتر آشنا گردید. در سال‌های تحصیل در دانشگاه برلین، ارانی به عضویت "جمعیت مبارزه علیه دیکتاتوری" در آمد. این جمعیت از سوی ایرانیان مهاجر تشکیل شده بود و مبارزه با رضاخان که در تدارک برقراری دیکتاتوری در کشور بود سازمان‌دهی می‌کرد. او در جریان مبارزات ضد دیکتاتوری با کمونیست‌هایی نامدار همانند: مرتضی علوی، نیک‌بین، و سلطان‌زاده آشنا شد. این رفاقت‌ها نقشی قاطع در جهت‌یابی مسیر آیندۀ زندگی ارانی ایفا کرد، تا جایی که، او در راه پاسداری از منافع کارگران و زحمتکشان به "حزب کمونیست ایران" پیوست و در سال‌ ۱۳۰۶ در دومین کنگرۀ حزب کمونیست ایران ("کنگرۀ ارومیه") مبارزۀ گروه‌های داخلی حزب را جمع‌بندی کند و توانست در کلیه فعالیت‌های سازمانی و تبلیغاتی حزب جان تازه‌ای بدمد. در آن زمان مجلۀ "ستاره‌سرخ" و سپس روزنامه‌های "پیکار"، "نهضت"، و "برق انقلاب" به‌منزله ارگان مطبوعاتی حزب در آلمان انتشار می‌یافت و ارانی تا هنگام مراجعتش به ایران با روزنامۀ "پیکار" و "نهضت" همکاری داشت. ارانی در سال‌هایی به ایران بازگشت که رضاخان، این سرسپردۀ امپریالیسم انگلیس و سپس فاشیسم آلمان، با تصویب "قانون سیاه" (۱۳۱۰) و یورش‌های پیاپی به جنش کارگری و دیگر نیروهای مترقی پایه‌های دیکتاتوری‌اش را در سرکوب خونین بهترین فرزندان خلق ایران پایه‌ریزی می‌کرد. پس از بازآمدن به میهن، ارانی به آموزش دادن علوم فیزیک و شیمی در دبیرستان‌های تهران پرداخت و پس از چندی به‌ریاست ادارۀ تعلیمات منصوب شدکه تا روز بازداشتش از سوی تأمینات رضاشاهی در آن سمت به فرهنگ کشور خدمت کرد. در ۱۳۱۳ به‌هدف پیشبرد امر تبلیغ اندیشه‌های علمی، آگاهی‌بخشی و سازمان‌گری پیرامون اندیشه‌های مارکسیسم- لنینیسم در ایران، با یاری جمعی از هم‌رزمانش، به انتشار مجلۀ "دنیا" دست زد. مجلۀ "دنیا" نخستین نشریه‌ در ایران آن روز بود که به‌ترویج علنی جهان‌بینی علمی و شالودۀ نظری آن یعنی فلسفۀ مارکسیستی همت گماشت.

تا میانهٔ سال۱۳۱۴ رویهم‌رفته ۱۲ شماره از مجلۀ "دنیا" به‌سردبیری ارانی منتشر شد. مرکز تدارک مقالات و نشر مجله "دنیا" به مرکز سازمانی هواداران راه صلح و سوسیالیزم نیز تبدیل گردید. از سال ۱۳۱۳، بر پایه تصمیم رهبری کمونیست‌های ایرانی در مهاجرت، دکتر ارانی، عضو هیئت سه‌نفری مسئول احیای فعالیت سازمانی گردید و از جانب رهبری حزب کمونیست- بی آنکه رسماً اعلام شود- مجلۀ دنیا از شماره ششم ارگان حزب کمونیست ایران شد.

درنتیجۀ فعالیت‌های دکتر ارانی و یارانش، در خلال سال‌های ۱۳۱۳- ۱۳۱۴ چندین اعتصاب در دانشکده‌های تهران در اعتراض به اقدام‌های حکومت ترور و خفقان رضاخانی روی داد که اهمیت و تأثیری خاص در فضای اجتماعی و سیاسی آن زمان داشتند. در سال ۱۳۱۴ وزارت فرهنگ از انتشار مجلۀ "دنیا" جلوگیری کرد، اما توقیف و ممانعت از انتشار "دنیا" به قطع رشتۀ فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی، و سازمانی ارانی و یارانش نیانجامید. پلیس رضاخانی که در رویارویی با مبارزۀ دانشجویان بر دامنهٔ پیگردهای امنیتی‌اش افزوده بود، اوایل سال ۱۳۱۵ عده‌ای را دستگیر و زندانی کرد و سرانجام توانست ارانی و عده‌ای از هم‌رزمانش که بعدها به "گروه ۵۳ نفر" مشهور شدند را نیز بازداشت و زندانی کند. تقی ارانی در زندان نیز به مظهر شجاعت و پایداری و قهرمانی تبدیل شد و کینۀ حیوانی دستگاه حکومتی رضاخان را نسبت به خو برانگیخت. در بیدادگاهی که در آبان‌ماه ۱۳۱۷ برگزار شد، دکتر ارانی در دفاع تاریخی‌ شش‌ساعته‌اش از خود و درواقع به‌‌دفاع از اندیشه‌های علمی و آزادی‌خواهانه‌ای برخاست که بایستهٔ شهامت غرورآمیز یک کمونیست است. او در این دادگاه گفت: "چطور می‌توان عقایدی را قدغن کرد که ریشۀ علمی آن با آغاز جامعۀ بشر شروع شده، در جمیع شعب زندگی فردی و اجتماعی از روی اصول و پایه‌های کاملاً علمی و منطقی اظهارنظر می‌نماید. ..."

ارانی در دفاع شجاعانه، منطقی، و علمی‌اش در دادگاه، محکومیت رژیم استبدادی رضاشاه را مستند کرد و با زدن داغ ننگ و نفرت ابدی بر پیشانی "قانون سیاه"، بطلان تاریخی آن را اعلام داشت. او در دادگاه باشهامتی بی‌نظیر گفت: "فقط آن قانونی مقدس است که حافظ منافع توده‌ها باشد." دستگاه قضایی دیکتاتوری حاکم، ارانی و یارانش را به‌جرم خواندن کتاب و ترجمۀ آثار علمی، یعنی تنها جرم‌هایی که در مورد آنان احراز شد، به‌حبس‌هایی تا ۱۰ سال زندان، محکوم کرد. ولی آن روح پر تب‌وتاب و انسانی‌ای که سخنان زیر در هرلحظه از زندگی و علم او درآمیخته بود، هیچ‌گاه و هیچ جا خواه در آزادی یا در زندان، به‌تسلیم و سکوت تن در نداد. ارانی رسالت خود و یاران همدلش را خوب می‌شناسد که چنین می‌گوید: "جریان تاریخ شط روشنی‌ست که به دریای تکامل می‌ریزد. بگذارید تا در این شط مقدس از قطراتی باشیم که به دریا می‌رود نه آن‌هایی که در کنار لجن‌زار، آلوده و گندیده می‌شود. " ارانی زندگی را در لحظه لحظه‌اش، پویندگی درنگ‌ناپذیر و نبرد در برابر نیروهای بازدارنده می‌بیند. ارانی زندان را نیز به رزمگاهی تاریخی تبدیل می‌کند تا بسان زلال‌ترین و پرتلالؤترین "قطره "های شط آن به دریای تکامل بشری بریزد.

تقی ارانی همچون ستارهٔ درخشان راه‌بنمایی در شب تاریک تاریخ میهن ما، در آسمان ‌روزگار تیره فام حکومت خودکامۀ رضاشاه درخشید و ازاین‌روی، در چشم خفاشان رژیم تحمل‌ناپذیر شد.

۱۴ بهمن‌ماه امسال با هشتادمین سالگرد جان باختن تقی ارانی، اندیشمند فرزانه، کمونیست مبارز، و آموزگار انقلابی میهن ما، که در سیاه چال‌های استبداد رژیم رضاخان به قتل رساندند تا مگر صدای رسا و اوج‌گیرنده جنبش کارگری و کمونیستی ایران را خاموش سازند، مصادف است. مبارزه ارانی با قتل او خاتمه نیافت. اندیشه‌های دوران‌ساز او برای بنا کردن ایرانی آباد، آزاد، و رها از بندهای استعمار، استثمار، و استبداد، آن‌چنان نیروی عظیمی را در جامعه ما به‌میدان آورد و به حرکت واداشت که تا به‌امروز به‌راه هرچند پرفراز و نشیب‌اش همچنان ادامه می‌دهد. پرچم رزم ارانی، نوآوری‌های او در بردن آگاهی به درون جامعه عقب‌مانده ایران آن دوران و انتشار آثار علمی، ازجمله بنیادگذاری مجلۀ "دنیا"، آموزش‌دهنده نسل‌هایی پی‌درپی‌ از انقلابی‌‌هایی برجسته همچون روزبه‌ها، سیامک‌ها، مبشری‌ها، وارطان‌ها، کیوان‌ها، حکمت‌جوها، تیزابی‌ها، افضلی‌ها، هاتفی‌ها، حجری‌ها، باقرزاده‌ها، کی‌منش‌ها، و هزاران انسان‌ مبارزی بود که با جان‌فشانی‌های‌شان تاریخ واقعی مردم، کارگران و زحمتکشان میهن ما را یعنی سرگذشت مبارزات آنان را نگاشتند. ۱۴ بهمن‌ماه همچنین روز شهدای حزب تودهٔ ایران و روز نگاهی دوباره به آرمان‌های والای جنبش کارگری و کمونیستی میهن‌مان و پیمانی تازه با خاطره کاروان عظیم ده‌ها هزار جان‌باختهٔ توده‌ای است که جان در راه بهروزی توده‌های ستم‌دیده کار و زحمت فدا کردند. به‌قول بالزاک:" از تمام بذرهایی که بر زمین افشانده می‌شود خون قربانیان ستم است که غنی‌ترین محصول را به‌بار می‌آورد. " از بذرهای طلایی‌ای که ارانی کشتگاهی پرحاصل به‌بار آمد. پس از شکستن زنجیر استبداد و باز شدن در زندان‌ها، هم‌رزمان ارانی به‌یاری دیگر پیکارگران راه آزادی، استقلال، و پیشرفت اجتماعی، درفش خونین او را به‌دوش گرفتند و حزب تودهٔ ایران را بنیاد گذاردند. راه ارانی راه حزب او، راه طبقۀ کارگر ایران، راه همۀ مبارزان پیشرو ضد استثمار و ضد استعمار، راه تحول‌های بنیادی در جامعۀ کهنه و ساختن جامعه‌ای نو، راه آفرینشگری در عرصه‌های علم و عمل است. راه ارانی راهی است آینده‌ساز و نام او نامی است جاویدان.

 

درود آتشین به خاطره تابناک همه جان‌باختگان توده‌ای و همه رزمندگان راه آزادی و عدالت اجتماعی!

به نقل از «نامهٔ مردم»، شمارۀ ۱۰۹۶، ۱۴ بهمن ۱۳۹۸

----------------------------------------

۱.‌ قرارداد ۱۲۹۸/ ۱۹۱۹، در دوره دوم نخست‌وزیری حسن وثوق (وثوق‌الدوله) در سلطنت احمدشاه قاجار، با بریتانیا بسته شد. وثوق‌الدوله که به‌رغم روابط بدش با شاه به‌شدت از سوی بریتانیا پشتیبانی می‌شد، پس از مذاکراتی محرمانه با دولت بریتانیا، در ۱۸ مردادماه ۱۲۹۸ خورشیدی از بستن قراردادی میان بریتانیا و ایران (معروف به قرارداد ۱۹۱۹) خبر داد. بر اساس این قرارداد، همهٔ امور کشوری و لشکری کشور ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی و با اخذ مجوز از آنان ‌باید صورت می‌گرفت. در دوره رضاشاه بخشی از رشوه‌ای را که برای بستن این قرارداد گرفته بود از وثوق‌الدوله پس گرفتند. وثوق‌الدوله برادر احمد قوام، قوام‌السلطنه معروف، بود.

منبع:
نامه مردم

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید