رفتن به محتوای اصلی

دو رویداد، دو مکتب

دو رویداد، دو مکتب

هر "نیم نگاهی" به سال 2022، که تا دقایقی دیگر جای خود را به سال آینده خواهد سپرد، طبعاً بسته به عقیده و سلیقۀ صاحب نگاه بر رویدادهای متفاوتی مکث خواهد کرد؛ اما کاملاً نامحتمل به نظر می رسد که دو رویداد را نادیده بگیرد: اولی جنگ اوکراین و دیگری جنبش "زن، زندگی، آزادی"، ولو که یکی جنگ اوکراین را "عملیات ویژه" بنامد و دیگری جنبش مذکور را "اغتشاش مشتی اوباش به سعایت امریکا و دیگران".
این دو رویداد را می توان از منظرهای گوناگونی به هم مرتبط کرد. سوای سال وقوع شان، شاید شگفت انگیزترین منظر، آنی است که بر پایه اش این دو رویداد، به مثابه سمبلهائی از مناسبات بین المللی و دستمایه هائی برای مکاتب موجود در مناسبات بین المللی، درست در تقابل با یکدیگر قرار می کیرند.
جنگ اوکراین که رخ داد، جنگ طلب ترین مکتب مناسبات بین المللی، که ناسزاوار عنوان مکتب رئالیستی را یدک می کشد، در حالی که رویدادهای دهه های پیشتر "آغاز پایان" آن را نوید داده بودند، دوباره قد علم کرد و ادعای حقیقت سر داد. "حقیقتی" که در دولت به عنوان اکتور اصلی مناسبات بین المللی با هدف مقدم بیشینه کردن نیرو خلاصه می شود، و جنگ را ابزار مجاز مناسبات آشوبزدۀ بین المللی می داند.
زیر سیطرۀ نگاه "رئالیستی" به مناسبات بین المللی بود، که جنبش "زن، زندگی، آزادی" سر برآورد؛ جنبشی که جوهرۀ آن مفهوم شهروند و حقوق شهروندی در برابر دولت است، و مقابله با منافع هژمونیک نظم موجود. اگرچه در جنبش "زن، زندگی، آزادی" هنوز سخنی از بازتوزیع ثروت و رهائی جامع به میان نیامده است، اما همان مفهوم جوهری در آن، همانا نقطۀ عزیمت مکتب دیگری در مناسبات بین المللی، یعنی مکتب انتقادی است.
رودرروئی این دو رویداد نشان می دهد کدام مکتب مناسبات بین المللی به گذشته و کدام به آینده نظر دارد.

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید