شنبه ۱۴ تير ۱۳۹۹ - ۴ ژوئیه ۲۰۲۰

باز هم دروغ می گوئید!

پیرامون اعلام تعداد جانباختگان خیزش آبانماه

۱۶ خرداد ۱۳۹۹

همین آمار دروغین که کشته ها را بین ۲۰۰ تا ۲۳۰ نفز اعلام می کنند نشانه بی ارزش دانستن جان انسان هاست. یعنی در همین آمار تکلیف جان 30 تن مشخص نیست. گوئی عدد ۳۰ تنها یک رقم ریاضی است و ربطی به جان و هستی انسان ها ندارد. فقط کسانی که از انسانیت بدورند می توانند انسان را در ردیف اعداد ریاضی کم و زیاد بشمارند.

پس از ٨ ماه که از خیزش بزرگ آبانماه ۱۳۹٨ و آتش گشودن حکومت به روی مردم در خیابانها و کشتار وسیع معترضان می گذرد، بالاخره مسئولان جمهوری اسلامی در مورد آمار کشته ها وعده دادند که «همین روزها تعداد کشته‌های آبان اعلام می‌شود.» وزیر کشور جمهوری اسلامی عبدالرضا رحمانی فضلی نخستین مقام مسئولی است که پس از این همه پنهانکاری و ندادن گزارش از سرکوب خشن و خونین آبانماه با بی شرمی تمام در سیمای جمهوری اسلامی، که واقعا بازتاب دهنده چهره سراپا دروغ، تبعیض و فساد حکومت است، تعداد کشته ها را ۲۰۰ تا ۲۲٥ تن اعلام نمود و اعتراف کرد که " ٨۰ درصد قربانیان اعتراض‌های آبان ماه بر اثر اصابت گلوله سلاح‌های سازمانی ماموران امنیتی و انتظامی کشته شده‌اند." پس از آن مجتبی ذوالنور، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس دهم نیز، شمار کشته شدگان را ۲۳۰ تن اعلام کرد و اضافه نمود در اعتراض‌های آبان ماه ۲ هزار نفر از معترضان و بیش از ٥ هزار نفر از نیروهای امنیتی و انتظامی مجروح شدند. پیرامون خسارات هم گفت: ۴۹۷ مرکز دولتی و بخش خصوصی آسیب جدی دیدند و سوختند، به ۴۲۲ خودرو مردم و ۲۳۰خودرو دولتی و عمومی و ٥۶۹ خودرو و موتور نیروهای امنیتی و انتظامی آسیب زده شد و سوختند. ۹۹۱ بانک را نیز تخریب کرده و یا آتش زدند و ... .

همین آمار دروغین که کشته ها را بین ۲۰۰ تا ۲۳۰ نفز اعلام می کنند نشانه بی ارزش دانستن جان انسان هاست. یعنی در همین آمار تکلیف جان 30 تن مشخص نیست. گوئی عدد ۳۰ تنها یک رقم ریاضی است و ربطی به جان و هستی انسان ها ندارد. زمانی که ارقام در رابطه با زندگی انسان ها تقریبی بیان می شود، بیانگر نگاه این موجودات به مرگ و زندگی است. فقط کسانی که از انسانیت بدورند می توانند انسان را در ردیف اعداد ریاضی کم و زیاد بشمارند.

تعداد جانباختگان خیزش آبانماه بر اساس آماری که توسط منابع غیر حکومتی منتشر شده بسیار فراتر از ارقامی است که جمهوری اسلامی اعلام کرده است. برخی منابع کشته ها را ۱٥۰۰ تن اعلام کرده اند. در میان کشته شدگان کودکان و زنان و جوانان زیاد بوده است. همه فاکت ها نشان می دهد که شلیک به مردم معترض با اسلحه های نظامی و از فاصله نزدیک صورت گرفته است. آقای رحمانی فضلی با وقاحت تمام در مجلس در پاسخ نماینده ای که نسبت به ابعاد کشتار و شلیک به سر افراد پرسش داشت گفته بود "به پا هم زده اند" این بیان اوج بی حرمتی به انسان ها را بازتاب می دهد.

مدتهاست مردم منتظرند مقامات جمهوری اسلامی تعداد کشته ها را اعلام کنند. چند ماه پیش حسن روحانی آمار کشته شدگان اعتراض‌های آبان را به پزشکی قانونی حواله داد و رئیس پزشکی قانونی نیز گفت این نهاد مسئول ارائه آمار نیست و تمام اطلاعات و آمار‌ها را به مراجع ذی‌صلاح، شورای امنیت و زیر مجموعه وزارت کشور ارسال کرده است. اما برای جمهوری اسلامی بر اساس گفته یکی از نمایندگان مجلس تعداد کشته های آبانماه «جنبه محرمانه و امنیتی» داشته است. گوئی خودشان هم از بیان آمار این همه جنایت هراس دارند. حالا پس از هشت ماه پرسش این است چرا تا حالا سکوت شده و رقم کشته های خیزش آبان اعلام نشده است؟ مگر برای یک دولت شمردن اجساد در سردخانه‌ها و هنگام خاکسپاری کار دشواری است؟ مقامات مسول در این مدت مرتب تعداد کشته ها را که توسط خبرگزاری های غیرحکومتی و مخالفان رژیم اعلام می شد، تکذیب میکردند. این تکذیب ها نشانه این است که آمار دیگری هم وجود دارد. واقعیت این است که حکومت در مورد کشته شدگان آیانماه اطلاعات داشته است، اما برای مهندسی کردن این اطلاعات و چگونگی طرح آن‌ها در جامعه، سیستم حاکم موقعیت را مناسب نمی دانسته است. موضوع سکوت و پنهانکاری جمهوری اسلامی به جانباختگان آبانماه اختصاص ندارد. از برنامه های هسته ای گرفته تا جنگ و کشتار زندانیان سیاسی و شلیک به هواپیمای مسافربری و ... همگی پس از فشار به شکل قطره چکانی طرح شده اند. همواره طرح اطلاعات در جمهوری اسلامی تابعی از مصالح نظام بوده است.

اکنون مقامات و جناح های حکومت پس از هشت ماه مجبور شده اند که ارقام کشته ها را آنطور که صلاح می بینند، اعلام کنند. پرسش این است که چرا حالا؟ در واقع اطلاعات در مورد جانباختگان خیزش آبانماه از همان هفته های اول وجود داشته است اما دستگاه ولایت و شخص خامنه ای موقعیت را برای طرح خبر مناسب ندیدند. در این وضعیت به دلیل تمرکز جامعه بر کرونا و مصائب انسانی و اقتصادی آن و حاد شدن جنگ لفظی با آمریکا و .... شرایط را برای اعلام آمار کشته ها به شکل ناقص مهیا دیدند و این اطلاعات سر و دم بریده را، زیر فشار مردم و بنا به مصلحت اعلام نمودند. طبعا به دلیل نبود آزادی و نداشتن امکان تحقیق آزادانه، فعلا نمی‌توان به اخبار درست دست یافت، اما می توان ادعا نمود که بازهم دروغ می گویند. تشخیص غیر واقعی بودن این آمار چندان پیچیده نیست. اعترافات و سخنان مقامات مسئول و ارقامی که ارائه می دهند خود نشانگر دروغ دیگری است. مکث روی رقم زخمی ها دروغگوئی آن‌ها را برملا می کند. تعداد کل زخمی ها هفت هزار نفر اعلام شده است. دو هزار نفر از مردم و بیش از پنج هزار نفر از نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی. یعنی نیروهای مسلح حکومت با داشتن سازماندهی، اسلحه، تانک و تفنگ و حتی در مواردی تیربار و سپر محافظ، در رویارویی با زن و بچه و پیر و جوان که با دستان خالی و بدون سازماندهی به خیابان آمده بودند، دوبرابر و نیم بیشتر مجروح داده اند؟ این ارقام در کشورهای پیشرفته که مطبوعات و رسانه های آزاد هم دارند و پلیس معمولا موضع دفاعی می گیرد و از درگیری با مردم پرهیز می کند، ناممکن است. چه رسد به کشور ما که حکومت بدون هیچ دغدغه‌ای هزاران زندانی محکوم را در زندان قتل عام می کند و در بیرون نیز ابائی ندارد که رگبار به روی مردم ببندد و یک کلمه هم در این باره به زبان نراند. این دروغ های نوع گوبلزی خاص حکومتی است که رهبرش برای یک کشته در آمریکا اشک تمساح می ریزید اما در شهری مثل ماهشهر با تیربار دستور حمله به مردم را صادر می کند. رهبر رژِیم در ارتباط با جنایتی که توسط پلیس آمریکا رخ داد به عنوان مدافع حقوق بشر ظاهر شده می گوید "مردم را می‌کشند و زبانشان هم دراز است. بعد از حقوق بشر دم می‌زنند. آن مرد سیاهی که کشته شد حقوق بشر نداشت؟" این ادعاها فقط می تواند از زبان فریبکاری نظیر خامنه ای جاری شود. او در حالی که خود را مدافع مردم آمریکا معرفی می کند، دستور شلیک به شهروندان کشور و سرکوب کارگران و دانشجویان و مردم ایران در مناطق ملی را می دهد. جنایت در آمریکا و در هر نقطه ای از جهان محکوم است اما دستور حمله به مردمی که به قول مقامات رسمی حکومت "۲۶ درصد در اعتراضات حضور داشتند اما جزو آشوبگران نبودند و به دلایل نامعلوم جان باخته‌اند. مثلاً شقیقه آن‌ها از فاصله‌ی سه متری هدف قرار گرفته بود" را چه می توان نامید. آیا توصیف این اقدام با واژه‌ی جنایت عادلانه است؟ ‌

سران جمهوری اسلامی می دانند که ننگ وحشیگری هائی که طی چهل سال مرتکب شده اند، با هیچ دروغی کتمان شدنی نیست. دروغ و تزویر فقط خشم جامعه را نسبت به جنایتکاران افزایش می دهد و مردم را نسبت به پلیدی های آنان هوشیارتر می کند. به رغم این، اعتراف به جنایت توسط مقامات جمهوری اسلامی، نشانه عجز حکومتی است که مدتها برای دادن آمار قربانیان مقاومت کرده‌است. از سوی دیگر پیروزی مهمی است برای مردم. چرا که بخشا در نتیجه مبارزات آن‌ها کسب شده است. این مبارزات می بایست تداوم یابد تا ابعاد تمامی فجایعی که توسط جمهوری اسلامی و در مرکز آن دستگاه ولایت فقیه رخ داده است، برملا شود.

روشن است که خامنه ای در مقام ولی فقیه دستور سرکوب و شلیک به مردم را صادر کرده است. جمهوری اسلامی و در راس آن رهبرش مسئول مستقیم تمامی جنایت هائی است که به اشکال مختلف سال‌هاست که تداوم دارد. خانواده جانباختگان حیزش آبانماه، نهادهای مدافع حقوق بشر و سازمان‌های سیاسی که دل در گرو آزادی و رهائی مردم دارند در قبال دست یابی به حقیقت و پیگیری تمامی ابعاد این جنایت مسول اند تا گریبان حکومت را برای اجرای عدالت دنبال کنند. تردیدی نیست در نتیجه مبارزه این مجموعه دیر یا زود آن ها را وادار به اعتراف خواهند نمود و نخواهند گذاشت که این جنایات از چشم مردم پنهان بماند.

 

 

 

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید