دوشنبه ۰۷ مهر ۱۳۹۹ - ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۰

اشتغال در توسعه سوسیالیستی - ۱

۱۸ شهريور ۱۳۹۹

چون در نظام سرمایه داری،نیروی کار نیز، مثل مواد خام، خدمات و هزینه های دیگر، حالت کالایی دارد، میزان حقوق پرداختی به کارگران و حتی میزان احتمال اشتغال یا بیکاری آنها تابعی از موازنه مبادلاتی عرضه و تقاضای کالائی در بازار کار نظام سرمایه داری است. بنابراین، تعریف مفهوم "کار" و "اشتغال" در پارادایم های مختلف نظام های "سرمایه داری" و "سوسیالیسم" کاملا متفاوت خواهند بود.

محیط شناسی پارادایم سخن

همانطوری که اصطلاحات اقتصادی مانند تورّم، نرخ بهره، نرخ رشد اقتصادی، شاخص های بازار سهام، نرخ بیکاری، تولید ناخالص ملی و غیره متعلق به ادبیات و شاخص های اقتصادی دوران نظام سرمایه داری هستند که بر اساس واحدهای ارزشی این نظام ساخته و بافته شده اند، نظام سوسیالیستی که در آن "کار" بر "سرمایه" حاکم بوده، آن را زیر کنترل خویش درآورده و توانمندی های آن را در خدمت زحمتکشان، تمام جامعه بشری و زیست حیات زنده بر روی کره زمین بخدمت خواهد گرفت، آفرینش واحد های ارزشی جدید و ادبیات نوین ویژه نظام سوسیالیستی را می طلبد.

با واحد ها، معیارها و الگوهای سنجشی نظام سرمایه داری میتوان این نظام را تشریح نمود؛ به چالش کشید، حتی در راه اصلاحات آن به نفع زحمتکشان و توده های مردم تلاش نمود، اما با آنها به تنهایی نمیتوان الگوهای ارزشی اقتصاد جامعه سوسیالیستی را ساخت. نظام سوسیالیستی احتیاج به آفرینش نظام ارزشی، معیارهای سنجشی و ادبیات ویژه خویش است. در نظام سوسیالیستی نه تنها سعادت و تعالی انسانی محور در تمامی عرصه های آن به موازات زیست هارمونیک ما با تمامی موجودات زنده را فراهم خواهند نمود، بلکه بستر آفرینش نظام ارزشی، واحدهای سنجشی و ادبیات ویژه زبان اقتصادی خویش را تشکیل خواهند داد.

با این تعریف مقدماتی میتوان گفت که کلمه "اشتغال" در پارادایم نظام اقتصادی سرمایه داری تعریف مشخص خود را با زبان ادبیات خاص خویش به ما میرساند. "اشتغال" بر اساس این ادبیات به مفهوم تضمین امکان فروش زمان کاری هفتگی اکثریت غالب شهروندان و مردم یک جامعه - کشور به صاحبان و کنترل کنندگان قدرتمداری سرمایه داری حاکمه است.

به زبانی دیگر، اکثریت غالب مردم جوامع و شهروندان یک کشور تنها میتوانند از طریق یافتن امکان برای فروش مستمر و دائمی بخش قابل توجهی از ساعات هفتگی خویش، سهمی از ارزش تولید شده بواسطه کار و زحمت خویش را جهت امکان گذران زندگی خویش دریافت نموده و از آن طریق به امکان زیست اجتماعی اقتصادی خویش ادامه دهند. اگر آنها به دلایلی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی، طبیعی و غیره این امکان اشتغال، یا فروش بخش قابل توجهی از ساعات روزانه و هفتگی خویش را از دست داده باشند، دیگر نخواهند توانست بخشی از انباشت ارزشی اجتماعی را که در شکل "پول" تبلور یافته است را بدست بیاورند، و به این دلیل از امنیت و تامین اجتماعی و تامین حد اقل معاش و مسکن و غیره برای گذران زندگی برخوردارنخواهند بود.

در شرایطی که روز به روز تکنولوژی روبوتیک و دیجیتال جای کار انسانی را میگیرد، در شرایطی که کامیون های بدون راننده در معادن از طریق کنترل از راه دور هدایت میگردند، کامپیوتر ها به جای انسان داده های اطلاعاتی را تجزیه تحلیل نموده و نظر مشاوره ای میدهند، و اکثریت غالب کارهای روند تولیدی کارخانجات بواسطه تکنولوژی روبوتیک هدایت میگردند، این پیشرفت های علمی امکان "اشتغال دائم" را در جامعه سرمایه داری از اکثریت مردم کره زمین خواهد گرفت.

به همین دلیل همانطور که دوران حاکمیت "سرمایه بر کار" به پایان خویش نزدیک میگردد و این "کار" است که باید کنترل، مدیریت و برنامه ریزی کارکردی انباشت اضافه ارزشی، یا "سرمایه" را بدست گرفته و هدایت نماید، بلکه نظام توزیع ارزش آفریده شده اجتماعی انسانی را نه تنها فقط بر اساس واحد سنجشی "اشتغال"، یا ساعات کار افراد، بلکه به موازات آن باید توسط معیارهای ارزشمند دیگر زندگی اجتماعی انسانی سامان داد.

مثلا به عنوان نمونه، به موازات توزیع ارزش بر اساس میزان ساعات کار یا ساعات "اشتغال"، میتوان بخش هایی از ارزش های انباشته شده اقتصادی را به موازات تامین اجتماعی، بهداشت و سایر مسئولیت های کلان اجتماعی، جهت ارتقاء میزان تحصیل و تخصص افراد، تعلیم و تربیت کودکان، تعلمیات و فعالیت های هنری، ورزشی، زیست محیطی - طبیعی و غیره اختصاص داد.

 

تعاریف و چارچوب

تعریف جامع کمی و کیفی کار ، ساعات معّین فعالیت به ازای دستمزد در هفته؟

کار، فعالیت و تلاش ارزش آفرین انسانی است. هرگونه فعالیت، تلاش و چالش فردی و گروهی انسانی برای آفرینش ارزش هایی که بصورت محصول تلاش انسانی برای حیات انسانی و حفاظت از طبیعت و محیط انسانی مطلوب، مورد نیاز و لازم هستند را میتوان کار ارزشمند نامید.

اینجا این سوال پیش می آید که ؛ محصولات مادی و غیر مادی تلاش انسانی که خود را بصورت ارزش کار نشان میدهد، چگونه مورد سنجش قرار گرفته و مطلوبیت خود را نشان میدهد و بالاخره اینکه آیا ارزش آفریده شده توسط کار و تلاش انسانی در سطوح مختلف چگونه قابل اندازه گیری است؟

ارزش یک کیفیت سوبژکتیو است و به همان ترتیب، اندازه گیری آن نیز نسبی خواهد بود. همانطور که اندازه گیری زمان، فاصله و درجه حرارت و موارد مشابه دیگر سوبژکتیو بوده و با وجود این قابل اندازه گیری هستند، به همین ترتیب میتوان برای اندازه گیری ارزش کار انسانی نیز واحد مشابهی را بوجود آورد. اینجا این سوال پیش می اید که آیا واحد سنجش ارزش کار انسانها در نظام سرمایه داری ، که با پول سنجیده میشود، واقعا نمایانگر ارزش آفریده شده بواسطه تلاش کارگران و دیگر زحمتکشان است؟

با وجود این، انسان ها در طول تاریخ جوامع مختلف بشری از طریق میزان نیاز و تقاضای مطلوبیتی خویش آنچه را که برای آنها ارزشمند بوده است را مشخص نموده اند. امروزه این ارزش ها لزوما در مطلوبیت کالاهای مصرفی و فیزیکی خلاصه نمیگردند. گوش کردن به یک موسیقی دلنشین، تماشای یک مسابقه ورزشی، لذت بردن از زیباییهای طبیعت، آفریدن و یا تماشای یک تابلوی نقاشی زیبا، مطالعه یک کتاب خوب، داشتن امکان تحصیل در موسسه عالی، امکانات مسافرت تفریحی، نگه داری از بچه ها، سالمندان و نظافت خانه و کاشانه همه و همه برای ادامه حیات زیبا و ثمربخش فردی و اجتماعی ارزشمند و لازم و ضروری هستند.

اشتغال در نظام سرمایه داری به معنای فروش توان، تلاش، قابلیت های انسانی به صاحبان سرمایه و کارفرمایان، که بصورت برده داران مدرن و معاصر عمل میکنند، به نسبت وقت و زمانی که باید صرف آن بکنند است. در این شرایط، توده های عظیم کارگران و تلاشگران زحمتکش وارد تعهدهای قرارداری با صاحبان سرمایه (ارزش افزوده) میگردند تا به نسبت وقتی که در کار صرف میکنند، درصدی از بهره وری ها و ثمربخشی های کاری خویش را که ضریب مشخصی از ثمره تولید ارزشی آنها است را دریافت دارند. مابقی ارزش تولید شده و دریافت نشده، نه به صندوق اندوخته های عمومی – اجتماعی مردمی یا دولتی جهت تامین بودجه امکانات عمومی برای جامعه، بلکه به جیب های کسانی میرود که سرمایه را در دست داشته و کنترل می نمایند، میرود.

چون در نظام سرمایه داری،نیروی کار نیز، مثل مواد خام، خدمات و هزینه های دیگر، حالت کالایی دارد، میزان حقوق پرداختی به کارگران و حتی میزان احتمال اشتغال یا بیکاری آنها تابعی از موازنه مبادلاتی عرضه و تقاضای کالائی در بازار کار نظام سرمایه داری است. بنابراین، تعریف مفهوم "کار" و "اشتغال" در پارادایم های مختلف نظام های "سرمایه داری" و "سوسیالیسم" کاملا متفاوت خواهند بود. تعریف کار در پارادایم های سرمایه داری و سوسیالیستی، متاثر از الگوهای ارزشی کاملا متفاوت این دو نظام اقتصادی سیاسی است. همانطور که در نظام های برده داری و فئودالی و ایلی یا عشیره ای متفاوت بوده اند.

بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که در نظام ارزشی ساختاری سوسیالیستی، مفاهیم "کار" و "اشتغال" با آنچه در نظام سرمایه داری ما شاهد آن میباشیم، متفاوت خواهند بود. گرچه همچنان در نظام سوسیالیستی، "کار" تلاش و فعالیت ارزش افرین فردی و گروهی انسانی است، اما، در این نظام "کار" بصورت "کالا" در بازار خرید و فروش نمیشود و "ارزش" آن را بازار تعیین نمیکند، بلکه سنجش میزان ارزش آن، مانند سنجش درجه حرارت، زمان، یا فاصله مکانی، بوسیله واحد دقیقتر و عینی تر ارزش آفرینی آن سنجیده خواهد شد. بخش قابل توجهی از این ارزش آفریده شده مستقیما به فرد کارگر و زحمتکش پرداخت میگردد، و بخش دیگر آن بصورت اندوخته به حساب های صندوق های بودجه ای مدیریتی کارگری، مردمی، اجتماعی و دولتی پرداخت میگردد، تا در راه پروژه های عمومی اجتماعی از قبیل بهداشت و درمان عمومی یا تحصیل عمومی رایگان هزینه گردند. اینجا چون ما عنصر "بازار" و "کالا"یی بودن کار را حذف میکنیم، دیگر کار از تاثیرات رکود و تورمی بازار خارج شده و ارزش واقعی خویش یافته و برای مدت های طولانی حفظ خواهد کرد. وقتی که ما هر چقدرعنصر سوداگری و سود آفرینی را در رساندن و گاها تحمیل کالاها و خدمات به عموم مردم زا از فعل و انفعالات اقتصادی حذف نمائیم، تاثیرات رکود، تورمی و سوداگری های سودجویانه بازار را حذف نموده و کالاها و خدمات را خیلی نزدیک به ارزش واقعی آن از نقطه تولید به مقصد مصرف میرسانیم. از این طریق زمینه های زیرساختاری تاثیرات تورمی و افزایش قیمت ها از بین رفته و جلو نوسانات تورمی گرفته خواهد شد.

قبل از اینکه به موضوع اندازه گیری ارزش کار و تلاش انسانی برسیم، بهتر است به انقلاب تکنولوژیک داده ها و روبوتیک اشاره کرده و این سوال را طرح بکنیم که، آیا در شرایطی که این پیشرفت های علمی و تکنولوژیک بشری بهره وری و بازده کار و تلاش انسانی را از طریق بکارگیری دستاوردهای تکنولوژیک به میزان غیر قابل تصوری بالا برده است، زمان آن نرسیده است که از خودمان بپرسیم، چه میزان از این بازدهی محصولات تولیدات کالاها، خدمات و دیگر دستاوردهای ارزشمند حاصل تلاش انسان، و چه میزان آن محصول پیشرفت های تکنولوژیک است؟ در ادامه این موضوع این سوال پیش می اید که چگونه میتوان افزایش بهره وری ها و دستاوردهای پیشرفت های تکنولوژیک معاصر را در خدمت سعادت و رفاه عموم بشری بکار گرفت؟

در نظام سرمایه داری "کار" بخشی از لوازم، نیازها وضروریات پروسه تولید کالاها و خدمات است و ارزش ان از طریق رقابت میان میزان های عرضه و تقاضای آن در بازار کار تعیین میگردد. مهمترین عاملی که میتواند میزان دریافتی حقوق کارگران را در بازار کار بالا برده و بهبود ببخشد، فشار منسجم و یکپارچه آنها به کارفرمایان، قدرت سیاسی حاکمه آنها، از طریق سندیکاها و اتحادیه های خویش است. این تلاش ها در بهترین حالت و در نهایت خویش میتواند از طریق تضمین حداقل حقوق، مزایا و بیمه ها در قانون کار و تثبیت حد اقل سطح دستمزدها خود را نشان دهد. نظام سرمایه داری "کالا" محور، "سود" محور و "مصرف" محور بوده و نظام ارزشی اجتماعی فرهنگی آن نیز بر این محورها تعریف میگردند.

اینجا است که تعاریف ما از کار و ارزش، در پارادایم های مختلف معانی متفاوتی خواهند داشت. "کار"، "ارزش"، اندازه گیری ارزش کار" و "تضمین عدالت" از طریق پرداخت حق هر کس بر اساس کاری که در جامعه انجام داده است، به موازات سهیم بودن هر شخص در رشد تاسیسات و تامین اجتماعی و رشد و تعالی اجتماعی در نظام ارزشی سوسیالیستی گره خورده و رشد فردی را با سعادت اجتماعی گره زده و با شاخص های ارزشی همان پارادایم محک زده و اندازه گیری میکند. در جامعه سوسیالیستی و انسان محور ، تامین نیازهای انسانی و رشد و تعالی انسانی با سنجش ارزشی کار انسان گره خورده و هدف آن برآورده کردن نیازهای انسان طراز نوین دوران جدید سوسیالیستی است.

آیا هدف واقعاً تضمین اشتغال است؟

"اشتغال" چیست؟ "اشتغال"، یعنی فعالیت و تلاش مستقیم، منظم و مداوم در واحدهای ساختاری ارزش آفرین در عرصه های فعالیت های اقتصادی، اجتماعی، مدنی، هنری، ورزشی ، خانوادگی و غیره است. کسی که در یک چنین واحد، یا موسسه ساختاری انسانی به کار، تلاش و اشتغال مشغول است، به نسبت میزان تلاش و فعالیت خویش در آن نهادها و ساختارها، ارزش آفرینی میکند.

وقتی شخصی بصورت مداوم و مستمر با کار و تلاش مستقیم در یک رابطه منسجم با افرادی دیگر که در پروسه کاری اشتراک دارند، میتوان برآورد کرد که آنجا به "کار"، "اشتغال" دارند.

فردی که در موسسه، نهاد و یا ساختار دیگری به کار اشتغال دارد، انتظار دارد تا به تناسب ارزشی که آفریده و تولید میکند، پاداش و ارزش معادلی را دریافت نماید. به خاطر تنوع نیازهای فردی، خانوادگی و اجتماعی انسانها، هر فردی نیاز دارد تا از طریق مبادله توان ارزشی تولیدی و انباشته شده خویش، دیگر نیازهای شخصی، خانوادگی و اجتماعی خویش را تهیه و برآورده نماید.

در نظام های سرمایه داری کارهایی از قبیل کار خانگی، مواظبت و رسیدگی به سالمندان در داخل خانواده ها، نگهداری از بچه های کوچک در خانه ها، کارهای خانگی دیگر از قبیل نظافت و آشپزی و تعمیرات خانه خود فرد، یا کارهای داوطلبانه در کانون ها و انجمن های هنری، ورزشی و غیره محلی و یا محل کار و غیره، بعنوان اشتغال به حساب نمی آیند. گرچه همه این انواع کارها ارزش آفرین هستند، اما چون محصول و تولید این زحمات در بازار کالاها خرید و فروش نمیشوند، و مناسبات کاری بر پایه های کارگر و کارفرما مبتنی ناست، به همین دلیل در داخل مقوله اشتغال نمیگنجند. این در شرایطی است که همه این نوع کارها، بخش هایی حیاتی و ضروری از حیات اجتماعی و تلاش های فردی و اجتماعی جهت برآورده کردن بخش های مهم و ضروری از نیازهای فردی و اجتماعی را تشکیل میدهند.

دولت ها از طریق نظام های مالیاتی متفاوت، بخشی از انباشت ارزشی انبوهی را بصورت بودجه های سالانه برای فراهم کردن نیازهای کلان و عمومی اجتماعی جمع مینمایند. وظیفه دولت ها این است که از طریق مالیات های انباشته شده و بودجه های خویش و استفاده از دیگر نظامهای مالی، بهداشت و درمان عمومی، تحصیلات عمومی، تاسیسات عمومی کشوری و امکانات لازم برای شرایط بحرانی فاجعه بار را فراهم نمایند. بخش اعظم نیازهای عمومی افراد جامعه از طریق پروژه ها و ساختارهای آفریده شده دولتی تامین میگردد.

در نظام های قدرتمداری حاکمه سرمایه داری، بودجه های دولتی از طریق و کانال تزریق در واحدهای بخش خصوصی پروژه های تولیدی، ساختاری و خدماتی خویش را به پیش میبرند، که خیلی وقت ها تامین منافع شرکت های خصوصی بر تولید و ارائه خدمات اولویت می یابد. در این شرایط، بودجه های دولتی به نحوی بازچرخشی توسط بخش خصوصی بازیابی میگردند. در یک چنین شرایطی، بهره وری کار در این موسسات خیلی کم و اغلب با کیفیت پایین است.

ارزش آفرینی و "اشتغال" میتواند در تمامی انواع متنوع ساختارهای نهادی دولتی، شخصی، تعاونی و واحدهای غیر انتفاعی و خانوادگی وجود داشته باشد. هر فردی به تناسب ارزش آفریده خودش، بخشی را بعنوان پاداش کار خویش دریافت نموده، بخشی را بعنوان اندوخته مالیاتی به دولت پرداخت مینماید، بخش دیگری را جهت تضمین امکان رشد و توسعه امکانات فعالیتی خویش ذخیره سرمایه ای میکند. در شرایطی که اگر همان فرد در میزان مالکیت بر همان موسسات سهیم بوده باشد، بخشی از ارزش آفریده شده میتواند بعنوان انباشت ارزش افزوده و اندوخته سرمایه برای گسترش همان موسسه و واحد اقتصادی و غیره اختصاص داده شود.

 

 

افزودن دیدگاه جدید