سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰ - ۳ اوت ۲۰۲۱

دنیز ایشچی

سالهای سال است که آمریکا، توسط ژاندارم منطقه ای خودش در این منطقه، یعنی دولت استرالیا در تلاش است تا یک ائتلاف امنیتی نظامی قدرتمندی در این منطقه ایجاد نماید. در این زمینه آنها موفق شده اند تا یک ائتلاف امنیتی مابین استرالیا، آمریکا، کره جنوبی و ژاپن در این منطقه ایجاد نمایند. تلاش آنها در پیوستن کشورهای دیگری از قبیل هنوستان، فیلیپین و تایلند چندان موفق نبوده است. با وجود این، آنها با سماجت تمام استراتژی امنیتی گسترش این ائتلاف را ادامه میدهند. در این زمینه آنها اهمیت ویژه ای روی هندوستان قائل بوده و با بهره بردای از اختلافات مرزی آنها با چین، تلاش مینمایند تا از طریق تحریکات ناسیونالیستی، هندوستان را به سمت خویش بکشانند.

در شرایطی که وسیع ترین و عمیق ترین اعتصابات کارگری بیش از چهل سال گذشته سرتاسر ایران را فرا گرفته است، نه تنها احزاب چپ با هماهنگی لازم به این موضوع برخورد نمی نمایند، بعضی از آنها طلاق از کارگران را با افتخار به اینکه دیگر حزب طبقه کارگر نیستند جشن میگیرند، به همان نسبت آنها به بیماری بی عملی مطلق مبتلا شده و بار خیلی سنگین چگونگی برخورد با این امر را تنها بر دوش های یکی دو نفر منتقل نموده اند. این بینش سندیکالیستی، تنها نقشی را که برای طبقه کارگر ایران قائل هستند، نقشی سندیکالیستی است و بس.

اگر دورنمای بحران افغانستان نشان میدهد که از طریق مذاکرات معمولی و اتکاء به قدرت نرم جهت تشکیل شورای حکومتی آشتی ملی، یا وحدت همگانی ممکن نیست، حضور چه نوع و کدامین قدرت منسجم، استوار و کلان میتواند تأمین کننده استقلال، امنیت، آزادی، سعادت و ترقی در شرایطی سکولار برای مردم افغانستان باشد؟ اگر این قدرت یک نیروی خارجی باشد، نیروهای صلح سازمان ملل، یا یک ائتلاف امنیتی تامین صلح از نیروهای نظامی کشورهای همسایه، و یا ارتش یک کشور خارجی که به دعوت خود دولت افغانستان وارد آن کشور گردد، میتواند این کشور را در مسیر سالم تری هدایت نماید؟

سه ویژگی اصلی دهه های بعدی مدیریت کشور چین را میتوان در تداوم کنترل حزب کمونیست چین بر مدیریت سیاسی امنیتی کشور، برنامه ریزی های مرکزی بلند مدت ملی، و بالاخره گشایش اقتصادی کشور برای شکوفایی قابلیت های فردی از طریق سرمایه داری خصوصی خلاصه کرد. طبیعی است که در این روند، گشایش مناسبات و مبادلات اقتصادی با دیگر کشورهای جهان، گسترش نظام آموزش همگانی و تحصیلات عالی، تامین حداقل رفاه، بهداشت و درمان و مسکن عمومی از اهداف اصلی حزب کمونیست بودند.

این سقوط بطور طبیعی نویسنده را به طاقچه های اصلاح طلبان حکومتی، مشروطه طلبان و دیگر نیروهای لیبرال دموکراسی میکشاند. در شرایطی که دهها هزار کارگران صنعتی در سرتاسر کشور، در جریان اعتصابات جاری خویش، از یک زاویه سازمان های سوسیالیستی نماینده اردوگاه کار را زیر ذره بین های خویش قرار داده اند، نمایندگان سیاسی آنها دنبال " اصلاح طلبان فاصله گیر از ولایت و رو آورده به جمهوری سکولار دمکرات تا مشروطه طلبانی که در حرف و عمل پایبند دمکراسی هستند"می باشند.

اهمیت دیگر این اعتراضات بخاطر نقش سیاسی آنها است. هنوز بطور تقریب، بیش از یک سوم بودجه دولتی ایران از طریق فروش نفت حاصل میگردد. هم حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بر اهمیت نقش صنعت نفت در اقتصاد کشور واقف است، هم کارگران شرکت نفت، به اهمیت نقش خویش در چرخه های اقتصادی سیاسی کشور آگاه هستند. گرچه این اعتراضات به فاز سیاسی کشیده نشده اند، اما پتانسیل ها و قدرت کنش های سیاسی کارگران، برای خودشان و همگان واقف است.

وقتی ما از کارگران، زحمتکشان و روند گذار عمومی اجتماعی صحبت می‌کنم، آنانی که نظر به توده های میلیونی ندارند، و همیشه به چیدمان های سر تاقچه‌های مدیریت لیبرال دموکراسی سرمایه سالارانه توجه دارند، می‌گویند، چرا از سوسیالیسم صحبت کرده و متحدان مرحله ای ما را می‌ترسانید؛ در جواب آنها باید گفت، کنترل و مدیریت اقتصادی سیاسی جامعه توسط نمایندگان سیاسی، اجتماعی کارگران و زحمتکشان، جامعه را در راستای سعادت، ترقی و رفاه تمامی آحاد جامعه هدایت می کند، نه یک بخش اقلیت جامعه به قیمت بردگی و بندگی بخش های دیگر جامعه.

سیر حرکت طلاق از سوسیالیسم و ازدواج با ایدئولوژی الگوی دموکراسی غربی استالتنبرگ ها و تونی بلیر ها یک شبه اتفاق نمی افتد. این جریان از یک روند آغازین "پذیرش ایدئولوژی دموکراسی غربی" بعنوان بهترین و مناسبترین جایگزین اجتماعی شروع گردیده، با تعریف غیر خودی هایی که نظام های ارزشی متفاوتی دارند، و نظام های اجتماعی سیاسی خویش را بصورت الگوبندی های دیگری غیر از نظام کلان سرمایه داری امپریالیستی به پیش میبرند، در قالب دشمن دموکراسی توع اروپایی و غربی تعریف می کنند.

کارگران و زحمتکشان، با هدف بهروزی تمام مردم ایران و تضمین آزادی های مدنی و قدرتمداری مردمی بدون اینکه قدرتهای خارجی و ارتجاع داخلی بتوانند دوباره مسیر سیاسی کشور را در قهقرای دیگر سوق بدهند با مساله انتخابات مواجه میگردند. در شرایطی میتوان این روند را بصورت بدون بازگشت تضمین گردد، که کارگران و زحمتکشان سنگین ترین وزنه را در معادلات سیاسی کشور به خود اختصاص داده باشند.

امروزه دنیای انقلاب دیجیتال، رسانه های مجازی و تکنولوژی های روبوتیک و هوش مصنوعی، دهها و صدها میلیون مردمی را که در خاورمیانه و منطقه زندگی میکنند، از چنان امکانات عظیمی جهت روشن بینی، شفافیت و آگاهی یافتن از واقعیت ها برخوردار کرده است که آنها جهت سازماندهی و مبارزه برای غلبه کردن بر افیون جنگ تریاک نوین، نبرد برای عبور از حاکمیت اسلام سیاسی در خاورمیانه از امکانات شگرف و عظیمی برخوردارند.