شنبه ۰۵ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۵ ژانویه ۲۰۲۰

دنیز ایشچی

گرچه میتوان نتیجه گرفت که لزوما مقامات آمریکائی همیشه آلترناتیو منطقی را که به نفع خودشان باشد انتخاب نمیکنند، اما میتوان بصورت منطقی نتیجه گرفت که آنها آلترناتیو "هایبرید" یا مختلط را انتخاب خواهند کرد، که ترکیبی از فشارهای اقتصادی، تبلیغات و جنگ روانی، مبارزات سیاسی، تهدیدات امنیتی محدود و کنترل شده را به پیش ببرند.

دونالد ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خویش، این خواسته های نئوکان ها را بجا نیاورده است. اگر ایشان در دور دیگر انتخابات ریاست جمهوری دوباره بر سر کار بیایند، باید این بدهکاری خویش را به نئوکان های نفتی نظامی پس بدهند. دونالد ترامپ یک جنگ تمام عیار در منطقه خاورمیانه به نئوکان ها بدهکار است.

این یکی از خصلت های غریضی انسانها بطور عام در هر شریطی است که خود را با سیر عمومی جریان باد همنوا بکنند. وقتی که اکثریت مردم از طریق مشاهده رسانه های مجازی، صدائی، تصویری، کاغذی پیغام واحد روایت آمریکائی را شاهد بوده باشند، عموم مردم در جهت حرکت روایت و سناریوی عمومی آمریکائی شنا خواهند کرد.

اگر زمانی مثلا واحد ارزش مبادلاتی، یک سطل گندم بود، بعدا و به مرور زمان جای آن را سکه هایی گرفتند که از فلزات قیمتی زده شده بودند. آنچه که با این فلزات ارزش قیمتی می داد، یکی نادر و نایاب بودن آنها، دیگری تقاضا و ارزش یابی آنها به عنوان فلزات زینتی و از همه مهمتر، توافق عمومی اکثریت جامعه سیاسی - اقتصادی بشریت در مقاطع خاص تاریخی در مورد تبدیل این فلزات به واحدهای مبادلاتی ارزشی بود که منجر به گسترش تجارت و رشد اقتصادی جوامع می گردید.

آیا لازم نیست ما هم به این مسئله توجه کنیم که ما هم ممکن است از رهبری افرادی که در گفتار و کردار شفافیت و قاطعیت لازم را ندارند، در رنج میباشیم؟ بهتر نیست در صفوف مقدم کسانی قرار گیرند که از قابلیت های مردمی تری برخوردار بوده و توان انتقال پیغام ها، سیاستها و برنامه های تحول را به مراتب بهتری دارا هستند؟

بر آمد سیاسی چپ دانشجویی نیز نه فقط میتواند متاثر از سازمان های سیاسی چپ بوده باشد، بلکه قادر است آنها را به نقد کشیده و خود تاثیرات ویژه خویش را بر سازمان های سیاسی چپ به جای بگذارد. از این نظر است که "پیشگامی" و "پیشاهنگی" جنبش دانشجوئی، بر پایه های خواستگاه تاریخی آن قادر است تا بار دیگر بصورتی سازمان یافته تر، غنی تر و موثر تری حضور خویش را در صحنه سیاسی کشور به نمایش بگذارد.

کشورهای مختلف سرمایه داری عضو پیمان ناتو در بازتعریف خویش از دشمن خارجی، خواهان حفظ و تضمین منافع ویژه خویش اند و میخواهند تا از دشمنی با چین و روسیه فاصله بگیرند. آنها خواهان گسترش مناسبات خویش با چین، روسیه و دیگر کشورهایی اند که بصورتی تئوریزه شده از طرف قدرتمداری نئوکان های جناح نفتی – مالی نظامی، بعنوان "دشمن جنگ کلاسیک" آنها معرفی میشوند.

امروزه اگر سازمان ها و احزاب چپ دموکرات، رادیکال و سوسیالیستی اقدام به اکسیون های مشترک، اعلامیه های مشترک، همگون کردن شعارهای خود و اقدامات مشابه دیگر ننمایند، در راستای انجام وظیفه تاریخی خویش اقدام کاری نکرده اند و مردم ایران آینده آنها را بخاطر این خطا نخواهند بخشید.

طبیعی است که شعارهای "مرگ بر" و یا "نابود باید گردد" آنها، منجر میشود تا خیلی از افراد دموکرات، سکولار و مخالف جمهوری اسلامی ایران که لزوما در صفوف نیروهای چپ قرار ندارند، و از چنین ادبیاتی استفاده نمیکنند، چنین تجمعاتی را آنارشیستی، افراطی و ترسناک تلقی کرده و به آنها با دید منفی نگریسته و از آنها دوری بجویند.