جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸ - ۱۵ نوامبر ۲۰۱۹

دنیز ایشچی

اگر سؤال این است که آیا اولویت با وحدت، فراگیر و قدرتمند نیروهای چپ بر پهنه سیاسی کشور است، یا وحدت جبهه ای جمهوریخواهی، باید با شفافیت و قدرت تمام گفت که وحدت و حضور قدرتمند اردوگاه چپ در صحنه های پیکار سیاسی در اولویت اول قرار دارد.

اگر رکن دیگر نظام ارزشی سوسیالیستی بر پایه های نقش ارزش آفرینی کار مبتنی بدانیم، نظام و واحدهای سنجشی و تبادلات اقتصادی نیز بر پایه های ارزش آفرینی "کار" مبتنی خواهند بود، نه بر اساس ساخت و پاخت های سوداگرانه در بازارهای پولی، مالی و سهامی جهانی. نظام ارزش آفرینی "کار" محوری فقط میتواند از طریق نقش کنترل کننده حاکمیت سیاسی اردوگاه کار میسر بوده و تنها از آن طریق است که میتوان از سقوط و عقب گشت مجدد آن بدست قدرتمداری سرمایه داری کلان ممانعت نمود.

اگر دولت های ناسیونالیستی بعثی در سوریه و عراق در شکل ناسیونالیسم عربی آن بر علیه کردها، ترکمن ها، آسوری ها و دیگر گروه های اتنیکی، ناسیونالیسم ترکی در ترکیه جهت آسیمیله کردن کردها و اقلیت های دیگر، ناسیونالیسم فارسی در ایران بطور مشابه، توسط قدرتمداران حاکمه، انواع مختلف تبعیضات را بر غیر خودی ها روا داشته اند، از این طریق نه تنها قدرت های اقتصادی و سیاسی را در دست هزار فامیل های خویش نگاه میداشتند، بلکه از طریق چنین سلطه ای تلاش در محو، و از بین بردن غیر خودی ها مینمودند.

از یک زاویه دیگر این مسئله را مورد ارزیابی قرار دهیم. میدانیم که ما در دنیا دارای دهها، بلکه صدها زبان مختلف هستیم، که گروه های انسانی متفاوت به آنها سخن میگویند. میدانیم که این زبان ها نه تنها از کلمات، دستور زبان و انواع مختلف بسته بندی های ترکیبی لغات جهت توصیف و بیان حالت های مختلف هستند، بلکه الگو های بیانی آنها برای تفکرات، احساسات و تشریحات متفاوت با همدیگر بکلی متفاوت هستند. آیا این تفاوت ها موجب آن میگردد تا گروه های زبانی مشخصی از نظر میزان قدرت تفکر از گروه های زبانی دیگر برتر، یا پایینتر باشند؟ آیا کسانی که به چندین زبان تسلط دارند، لزوما از دیگران با هوش تر هستند؟

آقای دونالد ترامپ، یک هفته بعد از یورش های وحشیانه اردوغان به "روژاوا" گفت، نفت خاورمیانه دست خودمان است، نگران نفت نباشید. او در ادامه گفت که بعضی از رهبران نظامی کردها، از قبیل پ ک ک، بدتر از داعش هستند، باید گذاشت اینها مدتی با هم جنگ بکنند، سپس رفت و آنها را از همدیگر سوایشان کرد. او آنچه را که سیاست واقعی جمهوریخواهان و دموکرات ها در منطقه است، ساده و پوست کنده بیان می کند. این چهره واقعی آنچه که بعضی ها آن را رهبری جهان آزاد می نامند، است.

فعالیت های گسترده دیاسپارای کرد طی سالهای طولانی قادر بوده است تا در افکار عمومی جهانیان حقوق پایمال شده ملت کرد را برجسته نموده و خصوصا افشاگریها در مورد جنایات صدام حسین، جمهوری اسلامی ایران، داعش در سوریه و عراق و بالاخره دولت های فاشیستی ترکیه در حق آنها، موجب شده است تا افکار عمومی جهانیان از حق تعیین سرنوشت آنها توسط خودشان حمایت کنند.

عدم قبول این واقعیت که حزب چپ ایران به تنهایی با جمع کردن افراد پراکنده ای از سوسیال دموکراسی نمی‌تواند جبهه سکولار جمهوری‌خواهی دموکراتیک را نمایندگی کند، به اصرار در تکرار مکرر یک باورمندی اشتباه منجر می‌گردد.

اخراج جان بولتون، می‌تواند نشانه این باشد که آقای ترامپ تلاش دارد تا جهت سیاست خارجی خویش برای انتخابات اینده، برگ برنده ای در دست داشته باشد. او شاید امیدوار است که در تداوم سیاست‌های شلاق و شیرینی، از طریق مذاکرات توافقی را با ایران یا کره شمالی را قبل از گرم شدن انتخابات به مرحله عملی برساند.

کلان سرمایه داران ‌هنگ‌کنگ نه تنها از پیوستن ‌هنگ‌کنگ به چین راضی نیستند و خواب شیرین دوران حضور اربابان انگلیسی آمریکائی خویش را می بینند، بلکه آنها به حفظ مناسبات اقتصادی، سیاسی، اطلاعاتی و امنیتی خویش با آن کشورها ادامه داده و پشتوانه عظیمی برای چنین حرکاتی ‌هستند.

دموکراسی و آزادی، پدیده‌های نسبی اجتماعی ‌هستند. نسبیت آنها به این بستگی دارد که آنها تا چه اندازه توسط "نهادهای قدرت" و "صاحبان سرمایه" کنترل و مهار شده و مورد استفاده و در نهایت سوء استفاده قرار می‌گیرند.