با اندوه فراوان، خبر درگذشت شهرنوش پارسیپور، نویسنده برجسته، مترجم، اندیشمند آزادیخواه و از چهرههای ماندگار ادبیات معاصر ایران، در بیمارستانی در حومه شهر سانفرانسیسکو را دریافت کردیم.
درگذشت شهرنوش پارسیپور، نویسنده برجسته معاصر ایران، تنها خاموشی یک رماننویس نامدار نیست، بدرود با یکی از چهرههایی است که زندگی و آثارش، آینه فراز و فرود تاریخ معاصر ایران شد. او به نسلی تعلق داشت که سرنوشتش با امید، سرکوب، مقاومت، زندان، سانسور و تبعید گره خورد و با وجود همه این فراز و نشیبها، استقلال اندیشه و آفرینش ادبی خود را حفظ کرد.
شهرنوش پارسیپور در دهه پنجاه خورشیدی، همزمان با شکوفایی استعداد ادبیاش، نشان داد که نویسندگی برای او تنها آفرینش اثر هنری نیست، بلکه مسئولیتی اجتماعی نیز هست. اعتراض او به اعدام خسرو گلسرخی و کرامتالله دانشیان و کنارهگیری از تلویزیون ملی ایران، تنها یک واکنش سیاسی نبود، بیانگر پایبندی نویسندهای بود، که حاضر نبود در برابر استبداد خاموش بماند.
پس از انقلاب نیز، آنچه بسیاری نوید آزادی میپنداشتند، برای او به تجربه زندان، سانسور و محرومیت انجامید. چهار سال زندان، ممنوعیت انتشار آثار، محدودیتهای پیدرپی و سرانجام تبعید، بهای سنگینی بود که برای وفاداری به استقلال قلم و اندیشه پرداخت. او از معدود نویسندگانی بود که هر دو نظام سیاسی معاصر ایران را با نگاه انتقادی تجربه کرد و هزینه این استقلال را نه در عرصه نظر، بلکه در متن زندگی خویش پرداخت.
شهرنوش پارسیپور با آثار ماندگار، نگاهی جسورانه و قلمی نوآور، سهمی ارزشمند در ادبیات فارسی و در بازتاب دغدغههای آزادی، عدالت، برابری و کرامت انسانی داشت. آثار او به زبانهای مختلف دنیا ترجمه شد و جوایزی را نیز به خود اختصاص داد. وی که بیشترین تاثیر را از مادر و مادربزرگش (طوبا) گرفته بود، در نوشته هایش تلاش کرد، تا دنیای زنان و تبعیض و ستمی را که بر آنان روا می شود، به تصویر بکشد. زنانگی و طرح شهامتآمیز جوانب آن در جامعۀ ایران، یکی از مشخصههای برجستۀ آثار پارسیپور است. وی با آثاری چون «سگ و زمستان بلند»، «طوبا و معنای شب»، «زنان بدون مردان» و «خاطرات زندان»، چشماندازی تازه در ادبیات معاصر فارسی گشود. او با بهرهگیری از اسطوره، تاریخ، واقعیت و خیال، جهان ادبی ویژهای آفرید که در آن تجربه زنان، آزادی، قدرت، تنهایی، عشق و امید، در زبانی شاعرانه و نگاهی ژرف به هم میآمیزند. آثار او نه تنها بخشی ماندگار از ادبیات معاصر ایران، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی جامعه ما هستند.
زندگی شهرنوش پارسیپور نشان داد که آزادی اندیشه، آزادی بیان و استقلال نویسنده، شعارهایی انتزاعی نیستند، بلکه ارزشهایی هستند که گاه باید برای حفظ آنها سالها زندان، محرومیت و دوری از میهن را تحمل کرد. او هیچگاه اجازه نداد قدرت، سانسور یا تبعید، قلمش را از مردم و سرزمینش جدا کند.
او با وجود همه رنجهایی که از جمهوری اسلامی کشید، در برابر جنگ و مداخله نظامی خارجی نیز موضعی روشن و انسانی داشت و جان انسانها را بر هر ملاحظه سیاسی، مقدم میشمرد. این نگاه، ادامه همان منش اخلاقی و آزادیخواهانهای بود که سراسر زندگی و آثارش را دربرگرفته بود: مخالفت با ستم، صرفنظر از آنکه از سوی چه قدرتی اعمال شود.
امروز با فقدان نویسندهای روبهرو هستیم که نه تنها ادبیات ایران را غنا بخشید، بلکه با زندگی خود از شأن نویسندگی، آزادی اندیشه و کرامت انسان پاسداری کرد. نام و آثار شهرنوش پارسیپور در تاریخ ادبیات معاصر ایران و در حافظه مبارزه فرهنگی برای آزادی پایدار خواهد ماند و نسلهای آینده نیز، او را به عنوان نویسندهای بزرگ، انسانی آزاده و مستقل به یاد خواهند آورد.
حزب چپ ایران درگذشت شهرنوش پارسیپور را به خانواده، دوستان، جامعه ادبی و فرهنگی ایران و همه دوستداران آزادی و فرهنگ تسلیت میگوید و یاد و میراث ماندگار او را گرامی میدارد.
هیئت سیاسی ـ اجرایی حزب چپ ایران
۱۵ تیر ۱۴۰۵ - ۶ ژوئیه ۲۰۲۶
افزودن دیدگاه جدید