رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه ۱۶ مارس ۲۰۲۶
دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴

فوریه 2026

مبارزات کارگران، دیروز، امروز و چشم اندازها

بهروز فدائی
تشکل‌های کارگری در دوران پهلوی بارها منحل و سرکوب شدند، اما هر بار تجربه، آگاهی و حافظه‌ی جمعی تازه‌ای بر جای گذاشتند. چرخه‌ای که آثار آن، هم در انقلاب ۱۳۵۷ و هم در مبارزات کارگری دوران جمهوری اسلامی، به‌وضوح قابل مشاهده است

قدرت کارگر فاقد تشکل برای چانە زنی در حد صفر است

صادق
متحد و متشکل شدن در اتحادیە ها و احزاب کارگری بە اندازە نان شب برای کارگران لازم و ضروری است. علت خالی شدن سفرە ها، نداشتن امنیت اجتماعی و شغلی، دستمزدهایی کە مرتب ارزش خود را از دست می دهند، محرومیت از بیمە و درمان، سقوط بە زیر خط فقر و فراتر از آن، نبود آزادی و دمکراسی و وجود رژیم فاسد و سرکوبگر، بواسطە جامعە غیر متشکل و فقدان تشکل و حق تشکل است کە بوجود آمدەاند. این را تجربیات مردمان کشورهای دمکراتیک کە از حق تشکل، اعتراض، اعتصاب و آزادیهای دیگر برخوردارند بە ما می گویند.

نئولیبرالیسم در ایران

بهروز فدائی
 یک فرمول هژمونیک (اگر بخواهیم خیلی فشرده بگوییم):
گفتمان عدالت اجتماعی امروز باید بگوید:
«ما علیه کار نیستیم، علیه رانتیم
ما علیه بازار نیستیم، علیه انحصاریم
ما آزادی می‌خواهیم، چون بدون آن عدالت ممکن نیست
و عدالت می‌خواهیم، چون بدون آن زندگی ممکن نیست»

خشم اجتماعی ومسئولیت

جابر حسینی
شرایط اضطراری است و زمان محدود. نجات میهن تنها با هم‌صف‌شدن ممکن است؛ هم‌صف‌شدنی که درد و رنج جامعه را مبنا قرار دهد، نه منافع گروهی، حزبی و سازمانی. هر نیرویی که مخالف جنگ و خواهان آزادی است، می‌تواند و باید حول خواست‌های مشترک کنار هم بایستد. تجربه هم‌گرایی نیروهای جمهوری‌خواه و صلح‌طلب عدالت‌جو در برخی تظاهرات خارج از کشور نشان داده است که چنین امری ممکن است. امروز همین امید جمعی است که می‌تواند خشم اجتماعی را از مسیر ویرانی، به سوی رهایی هدایت کند.

پاسخ به مقاله: «رضا شاه روحت شاد»، «محمد رضا شاه روحت شاد»، «روح الله روحت شاد»، «خامنه ای روحت شاد»

در متن شما، ترس امروز بارها به پیش‌بینی قطعی فردا تبدیل می‌شود. این‌که اگر این جریان به قدرت برسد، آزادی بیان، حقوق بشر، حتی روابط خانوادگی و حق زیستن را سلب خواهد کرد و از جمهوری اسلامی هم بدتر خواهد کرد. این نوع استدلال بیشتر بر بدترین سناریوی ممکن استوار است تا بر مسیرهای مشخص و اجتناب‌ناپذیر. ترس نشانه‌ی مهمی است، اما به‌تنهایی دلیل منطقی کافی برای حکم قطعی درباره‌ی آینده نیست.

سومالی، یمن، اتیوپی: زخم‌های عقب‌ماندگی، استعمار، امپریالیسم و جنگ سرد

سعید رهنما
سه کشور سومالی، یمن و اتیوپی به‌رغمِ همه‌ی مسائل و موانعِ داخلی ناشی از توسعه‌نیافتگی در عرصه‌های مختلف، پتانسیلِ زیادی برای تحول داشتند، اما سیاست‌های قدرت‌های بزرگ استعماری و امپریالیستی، رقابت‌های این قدرت‌ها، جنگ سرد، و مداخله‌های کنونی منطقه‌ای، نه‌تنها موانع درونیِ تحول این کشورها را برطرف نکرد، بلکه آن‌ها را شدت بخشید. آن‌چه را که شاهد آن هستیم تشدید عقب‌ماندگی‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، قبیله‌گرایی و بنیاد‌گرایی مذهبی و جنگ‌های بی‌پایانِ داخلی است که شیرازه‌ی این کشور‌ها را از هم گسیخته است.

شاه رفت، زنده باد شاه؟

حکومت ایران دچار فرسودگی شدید شده، اما هنوز به مرحلهٔ فروپاشی کامل نرسیده است. هنگامی که این مرحله فرا برسد، جناح‌های حاکم وارد نبردی داخلی خواهند شد. اگر اپوزیسیون خارج از کشور به ایران بازگردد و سازمان یابد، اگر اپوزیسیون داخل فعال شود و اگر نیروهای خیابانی به سوی این یا آن جناح متمایل شوند، آنگاه روشن خواهد شد که هر یک از این سه نیرو چه میزان بر شکل‌گیری ساختار سیاسی آیندهٔ کشور تأثیر خواهند داشت.

میهن‌دوستی در چنبرهٔ درماندگی

نادر عصاره
پس از سقوط فرانسه، بریتانیا در آستانهٔ فروپاشی ایستاده بود. ارتش زخمی، آسمان زیر بمباران و تهدید حملهٔ مستقیم. در چنین شرایطی، پیشنهاد صلح با هیتلر - با میانجی‌گری موسولینی - روی میز بود. اما چرچیل فهمید که صلحی که با دخالتِ دشمن بسته شود، نه پایان جنگ، که آغاز بندگی است. او خطرِ نابودی را پذیرفت، اما خطرِ قیمومت را نه.

اعدام بازداشت ‌شدگان اعتراضات اخیر، نشانه‌ای نگران‌کننده از تداوم نقض حقوق بشر در ایران است

همگامی برای جمهوری سکولار دموکرات در ايران
ما نگرانی عمیق خود را ابراز می‌داریم و از شما می‌خواهیم که از تمام توان و اختیارات خود برای جلوگیری از تداوم این کشتارها و دیگر تهدیدها علیه زندانیان در جمهوری اسلامی ایران استفاده کنید. از شما درخواست می‌کنیم برای جلوگیری از قتل‌عام افراد بی‌گناه بیشتری در ایران اقدام فوری به‌عمل آورید؛ افرادی که تنها «جرم» آنان مطالبه حق بنیادین خود برای آزادی و حقوق بشر است.

نقد استراتژیک بر «پروژه شکوفایی ایران - دوره اضطراری »

ح _ ت
این دفترچه که تحت عنوان «مدیریت دوره اضطرار» تدوین شده است، بیش از آنکه یک نقشه راه برای نجات ایران باشد، بیانیه‌ای است در ستایش «تکنوکراسی وابسته». نویسندگان این طرح، ایران را نه یک پیکره زنده و در حال غلیان، بلکه یک قطعه زمین بی‌صاحب فرض کرده‌اند که قرار است توسط مهندسان برکشیده از آکادمی‌های غربی و با امضای بانک جهانی و صندوق بین المللی پول اداره شود.