در سالهای اول بعد از انقلاب، زمانی کە هنوز استبداد و اختناق اسلامی سایە شوم خود را بطور کامل بر سر ایران پهن نکردە بو و سازمانها و شوراهای کارگری نو پا در سراسر کشور تشکیل و شروع بە فعالیت کردە بودند. زمانی کە هنوز سە تفنگدار حزب جمهوری اسلامی بر خانە کارگر و مراکز سندیکایی مسلط نشدە بودند و آزادی هنوز بطور کامل مغلوب استبداد فقاهتی درندە خوی نشدە بود، روز کارگر نیز با شکوه و عظمتی کە قبلا سابقە نداشت در سراسر کشور بە رغم حملات دستە های چماقدار حکومتی و حزب حاکم جمهوری اسلامی برگزار می شد.
در آن ایام هنوز چماقدار های نامدار و بی نامی کە سر نخ همگی شان در آن ایام در دست حزب تازە تاسیس جمهوری اسلامی و شرکای حجتیەای و موتئلفە چی شان بود هنوز موفق نشدە بودند تظاهرات و تجمع ها و تشکل های کارگری را بطور کامل از میدان بدر کنند و صدای حق خواهانە شان را در گلو خفە کنند.
حتی دارودستە سازمان یافتە حزب جمهوری اسلامی تحت هدایت عناصری مانند علی ربیعی، حسین کمالی، و علیرضا محجوب و شرکا کە بخشی از وظیفە سرکوب فعالیتهای کارگری با دادن اختیار تام بە آنان سپردە شدە بود مدتی طول کشید تا توانستند با کمک کمیتە ها مراکز کارگری را با زور و قلدری تصاحب کنند. وقتی صد ها هزار نفر در تهران و شهرهای بزرگ در روز کارگر راهپیمایی بە راە می انداختند، از این جماعت فرصت طلب تازە بە دوران رسیدە کاری غیر از اینکە سعی کنند با طرح شعارهای تفرقە افکنانە و دادن وعدەهای فریبکارانە در صفوف کارگران شکاف ایجاد کنند، ساختە نبود.آنها و حکومت مطلوب شان نە تنها بە هیچ یک از وعدەها و شعارهایی کە در آن زمان می دادند عمل نکردند، بلکە بخشی از حقوقی را کە کارگران در سالهای پیش از انقلاب بواسطە تشکیل احزاب و اتحادیە های کارگری در دهە ٣٠ و مبارزات خود بدست آوردە بودند را با سرکوب سازمانهای کارگری پس گرفتند و تقدیم اربان خود کردند.
سندیکاهای کارگری در بعد از انقلاب
اکثر سندیکاهای کارگری در سالهای پیش از انقلاب و پس از سرکوب و غیر قانونی کردن شورای متحدە مرکزی، مانند شوراهای اسلامی کار تحت کنترل ساواک درآمدند. کنترل ساواک بر سندیکاهای دولتی شدە، باعث بی اعتمادی و پشت کردن کارگران شدە بود. همین وضع را سالهاست کە شوراهای اسلامی حکومتی شدە پیدا کردەاند.با شروع انقلاب رهبران دولتی آنها نیز گم و گور شدند و هدایت سندیکا ها کاملا در اختیار کارگران قرار گرفت و در تعداد زیادی از کارخانە های بزرگ شوراها جای سندیکا را از آن خود کردند. با این حال سندیکاهای زیادی با بازسازی خود در کنار شوراها فعالیت های مستقلانە خود را از سر گرفتند.
از سر گیری تظاهرات روز کارگر
در دو سە سال بعد از انقلاب علاوە بر تظاهراتی کە شوراهای کارگری در تهران، آبادان، تبریز، اصفهان، اراک و بقیە شهرها برپا می کردند، سندیکاها ی کارگری نیز افزون در شرکت در همە ی تظاهرات ها، خودشان نیز مراسم های خاص خود را در مراکز سندیکایی داشتند. در این مراسم ها کە تلاش می شد حتی الامکان بطور مشترک برگزار شود، بیشترکارگران و سندیکا های صنوف مختلف همراە با برخی سندیکا های شرکت های بزرگ، مانند سندیکای برق، خطوط لولە ری سندیکای کارکنان بانک و ...شرکت می کردند.
با وجود تفاوتهای شغلی خواستە های صنفی مشترک بودند. داشتن بیمە، دستمزد بهتر، کاهش ساعت کار، قرار گرفتن تحت پوشش قانون کار، افزایش مرخصی سالیانە و تعطیلی روز کارگر، مهمترین مطالبات کارگران صنوف هم بود.درخواست چنین مطالباتی در شرایط ادعای رژیم مبنی بر ایستادن در مقابل دروازە تمدن بزرگ نشان از بی حقوقی کارگران و بی ربط بودن چنین ادعاهایی بود.
در همان یکی دو سال اول کە اندکی آزادی وجود داشت، عدە قابل توجهی کادر سندیکایی پیگیر و مشتاق فعالیت و با انگیزە تربیت شد کە فعالین سندیکایی قدیمی در پرورش آنان نقش اساسی داشتند. در همان مدت کوتاهی کە سندیکاها هنوز سرکوب کامل نشدە بودند، آنها توانستند خدمات زیادی بە کارگران بنمایند. بیمە کردن عدە زیادی از کارگران، تشکیل تعداد زیادی تعاونی مسکن و مصرف، صندوق وام، کمیتە های ورزشی، هیئت های حل اختلاف، بخشی از نتایج این فعالیت ها بود کە شرایط زندگی و شغلی کارگران را بهتر کردە بود.
در اکثر سندیکاها جلسات هفتگی توسط هیئت های مدیرە و مسئولین کمیتە های مختلف با شرکت اعضای سندیکا تشکیل می شد و مسائل و راە کارها بر اساس تجربیات عملی مورد بحث و بررسی قرار می گرفت وتصحیح می شد.در برخی سندیکاها گروە های نمایش تشکیل شدە بود کە نمایشنامە های اجتماعی و کارگری را اجرا می کردند. سرپرست یکی از گروە ها هنرمند با ذوق و سلیقەای بنام عسکری بود کە در کار خود بسیار حرفەای عمل می کرد.
در مرکز سندیکایی لالە زار کە سندیکاهای، بافندە، خیاط، کفاش، قناد و چند سندیکای دیگر فعالیت می کردند، حتی یک نشریە تحت سرپرستی زویا کە فعالیت های مهم سندیکاها را منعکس می کرد درست شدە بود کەهم تیراژ بالایی داشت و هم مطالب اش سادە و روان و بسیار مورد توجە کارگران قرار داشت. .یک مرکز سندیکایی نیرومند نیز در جنوب تهران تشکیل و فعالیت می کرد کە ٧ سندیکا و اتحادیە را از نانواها، خمکار نورد کار، فلزکار، سنگ کار، تا دباغ ها را تحت پوشش داشت. در حوالی سە راە شمیران نیز انجمن همبستگی قرار داشت کە تعداد بیشتری سندیکا و شورا از جملە، برق تهران، اتحادیە کارگران ساختمانی، سندیکای نجار و سندیکای خطوط لولە، بانک ها و چاپ را در بر می گرفت.
تعدادی از فعالان و اعضای کمیتە های سندیکاها، از آن جملە. توفیق وثوقی از اعضای سندیکای کارگران چاپ و کتابفروش. حسن جلالی از همین سندیکا، هدایت الە معلم از اعضای هیئت مدیرە سندیکای فلزکار، بند علی مراد پور از اعضای سندیکای خیاط و چند تن دیگر در جریان قتل عام زندانیان در سال ٦٧ بە قتل رسیدند. محسن سجادی رئیس وقت سندیکای خیاط نیز بە زندان محکوم شد و با وجود جوانی اندکی بعد از آزادی از دنیا رفت. عباس صانعی رئیس هیئت مدیرە سندیکای خم کار نورد کار و بهمنش عضو دیگر سندیکا، حسین نعمتی دبیر انجمن همبستگی سندیکاها و شورای کارگری تهران، سمنانی از رهبران جنبش سندیکایی و مدیران سندیکای کفاش، فراهانی عضو هیئت مدیرە سندیکای خیاط، فرهادی دبیر سندیکای شرکت واحد، گلرنگ رئیس هیئت مدیرە کارگران ساختمانی جواد مثنی عضو هیئت مدیرە سندیکای بافندە، یعقوبیون، از رهبران سندیکای کفاش در سالهای گذشتە فوت کردند. عدەای نیز کشور را ترک کردند کە بدون سوال از آنها نمیتوانم اسامی شان را در این نوشتە بیاورم. . از سرنوشت خیلی هایشان بعد از سرکوب از آن جملە زویا دختر جوان و پرکار و شوری کە مدیر مسئول نشریە کارگری خوب"اول ماە مە" را داشت و خبرنگاران آن کارگران بودند، اطلاعی ندارم، ولی از اثر آن نشریە روی فعالیت های سندیکایی با وجود عمر کوتاهی کە داشت نیک آگاهم. یاد و خاطرە همە آنهایی را کە دیگر در قید حیات نیستند همچنان برای همیشە با خود نگاە خواهم داشت و برای آنهایی کە زندگی می کنند در هر جا هستند آرزوی سلامتی دارم.
توضیح:اسامی افراد را همانطور کە صدایشان می کردم و بە خاطرم ماندە نوشتم. بعضی ها را با نام کوچک و عدەای را نیز با نام فامیل شان نوشتم
افزودن دیدگاه جدید