رفتن به محتوای اصلی
شنبه ۲۹ اوت ۲۰۲۶
شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵

بی ثباتان ‌- بخش پنجم

بی ثباتان ‌- بخش پنجم

بخش پنجم

 

فرزند جهانی شدن - ادامه

میلیونها نفر - هم در اقتصادهای پیشرفته و ثروتمند، و هم در اقتصادهای نوظهور – به جمع بی ثباتان (پریکاریات) پیوسته اند: پدیده ای نو، با رگه هایی از گذشته. پریکاریات بخشی از طبقۀ کارگر یا "پرولتاریا" نبود. این دو کلمۀ اخیر جامعه ای را تداعی می کنند که عمدتاً از کارگرانی تشکیل شده است که به مشاغل بلندمدت، باثبات و با ساعات کار ثابت اشتغال دارند؛ مشاغلی که مسیرهای پیشرفت در آنها روشن و شناخته شده است، زیر پوشش اتحادیه ها و قراردادهای جمعی قرار دارند، عنوانهای شغلی شان برای پدران و مادرانشان نیز قابل فهم بوده است، و کارفرمایان محلی ای دارند که نام و چهره شان برای آنان آشناست.

بسیاری از کسانی که وارد پریکاریات می شدند، حتی نمی دانستند کارفرمایشان دقیقاً چه کسی است، یا اکنون چند همکار دارند و در آینده احتمالاً چند همکار خواهند داشت. آنان همچنین "طبقۀ متوسط" نیز نبودند، زیرا نه از درآمدی ثابت و قابل پیش بینی برخوردار بودند، و نه از منزلت و مزایایی که غالباً انتظار می رفت افراد طبقۀ متوسط از آن بهره مند باشند.

با گذشت از دهۀ 1990 شمار بیشتری از مردم - نه فقط در کشورهای در حال توسعه، بلکه همچنین در کشورهای پیشرفته - خود را در وضعیتی یافتند که اقتصاددانان توسعه و دیگر علمای اجتماعی آن را "غیررسمی" می نامیدند. احتمالاً خود این مردم چنین عنوانی را برای توصیف خویش سودمند نمی دانستند؛ چه رسد به این که چنین تعریفی سبب شود آنان شیوه ای مشترک از زندگی و کار را در دیگران نیز تشخیص دهند. پس می توان گفت که آنان نه طبقۀ کارگر بودند، نه طبقۀ متوسط و نه "غیررسمی". پس چه بودند؟

اگر آنان با عنوان کسانی که دارای زیستی ناامن و متزلزل اند تعریف می شدند، احتمالاً جرقه ای از احساس شناخت و همذات پنداری در آنان پدید می آمد. دوستان، خویشاوندان و همکارانشان نیز غالباً در نوعی وضعیت موقت به سر می بردند، بی آن که هیچ اطمینانی داشته باشند چند سال دیگر، یا حتی چند ماه یا چند هفتۀ دیگر، همچنان به کار کنونی شان مشغول خواهند بود یا نه. و مهم این است که در بسیاری از موارد، آنان نه آرزو داشتند و نه می کوشیدند که این وضعیت موقت به وضعیتی دائمی تبدیل شود.

 

تعریف پریکاریات

برای تعریف آنچه از کلمۀ پریکاریات مراد می کنیم، دو راه وجود دارد. یک راه این است که آن را یک گروه اجتماعی ـ اقتصادی متمایز بدانیم؛ به این معنا که هر فرد، بنا به تعریف، یا عضو آن است یا نیست. این شیوه برای ترسیم تصویر و انجام تحلیل مفید است و به ما امکان می دهد از آنچه ماکس وبر "نوع آرمانی" (Ideal type) می نامید، استفاده کنیم. بر این اساس پریکاریات را می توان واژه ای نو دانست که از ترکیب صفت "بی ثبات، ناپایدار"(precarious)  و اسم مرتبط با آن، یعنی "پرولتاریا" (proletariat)ساخته شده است. در این نوشته این اصطلاح اغلب به همین معنا به کار می رود، هرچند محدودیتهایی دارد. می توان گفت پریکاریات، به عنوان یک طبقه در معنای مارکسی این اصطلاح، "طبقه ای در حال شکل گیری" است، و منتفی ندانیم که به "طبقه ای برای خود" تبدیل شده باشد.

اگر از منظر گروه های اجتماعی به موضوع نگاه کنیم، می توان ـ با کنار گذاشتن جوامع کشاورزی ـ گفت که عصر جهانی شدن به تکه تکه شدن ساختارهای طبقاتی ملی انجامیده است. با افزایش نابرابریها و حرکت جهان به سوی بازار کار انعطاف پذیر و باز، طبقه از میان نرفته است، بلکه ساختاری طبقاتی، جهانی و بسیار پراکنده تر شکل گرفته است.

طبقه کارگر، کارگران و پرولتاریا اصطلاحاتی اند که طی چند قرن در فرهنگ ما ریشه دوانده اند. مردم می توانستند خود را با مفاهیم طبقاتی توصیف کنند و دیگران نیز آنان را بر همین اساس، از روی نوع لباس پوشیدن، شیوه سخن گفتن و رفتارشان، بازمی شناختند. امروزه این اصطلاحات چیزی بیش از برچسبهایی تداعی کننده نیستند. آندره گورز (1982) سالها پیش از "پایان طبقه کارگر" سخن گفت. دیگران نیز همچنان درباره معنای این اصطلاح و معیارهای طبقه بندی افراد بحث و جدل کرده اند. شاید واقعیت این باشد که ما به واژگانی جدید نیاز داریم؛ واژگانی که روابط طبقاتی در نظام بازار جهانی قرن بیست و یکم را بازتاب دهند.

 

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید