بیثباتان به حرکت درآمدند
تا سال 1989، شهر پراتو - در فاصله ای نه چندان دور از فلورانس و از زمرۀ بزرگترین مراکز نساجی اروپا - تقریباً به طور کامل ایتالیایی نشین بود. این شهر قرنها یکی از مراکز بزرگ تولید منسوجات و پوشاک به شمار میرفت. بسیاری از 180هزار ساکن آن، نسل به نسل، با این صنایع پیوند داشتند. این شهر منطقۀ توسکان، در بازتاب ارزشهای قدیمی خود، از نظر سیاسی به طور استواری چپگرا بود. پراتو تجسمی از همبستگی اجتماعی و میانه روی به نظر میرسید.
در سال 1989 گروهی متشکل از 38 کارگر چینی وارد شهر شدند و گونه ای جدید از شرکتهای تولید پوشاک شروع به شکلگیری کرد؛ شرکتهایی که صاحبانشان مهاجران چینی بودند و چند نفر ایتالیایی مرتبط با آنان. این شرکتها شمار هر چه بیشتری از کارگران چینی را وارد میکردند که بسیاری از آنان بدون مجوز کار وارد ایتالیا میشدند. حضورشان مورد توجه بود، اما تحمل میشد؛ زیرا کار آنان به رونق اقتصاد کمک میکرد و فشاری بر منابع مالی عمومی نبود. آنها از هیچ گونه مزایای دولتی استفاده نمیکردند، زندگی شان را از دیگران جدا کرده بودند و در محله ای متمرکز بودند که کارخانه های چینی در آن قرار داشتند. بیشترشان از یک شهر میآمدند: ونژو، شهری ساحلی در استان ژجیانگ، منطقه ای با سابقه ای طولانی در مهاجرت کاری. بسیاری از آنان از طریق فرانکفورت و با ویزای توریستی سه ماهه وارد ایتالیا و پراتو میشدند و پس از پایان اعتبار ویزا نیز در خفا هماجا میماندند و به کار ادامه میدادند. این کیفیت آنان را در موقعیتی آسیب پذیر و به شدت استثمارپذیر قرار میداد.
تا سال 2008 تعداد شرکتهای چینی ثبت شده در شهر به 4200 واحد و شمار کارگران چینی به 45هزار نفر رسیده بود؛ یعنی یک پنجم جمعیت شهر. به گفته مقامات شهرداری، این شرکت ها روزانه 1 میلیون قطعه پوشاک تولید میکردند؛ میزانی که بر اساس محاسبات آنان، کار 20 سال این شرکتها برای پوشاندن لباس بر تن تمام جمعیت جهان کافی بود.
همزمان شرکتهای ایتالیایی محلی که از یک سو زیر فشار قیمتهای پایینتر چینیها و از سوی دیگر در معرض رقابت هند و بنگلادش قرار گرفته بودند، شمار زیادی از کارگران خود را اخراج کردند. تا سال 2010، تعداد کارکنان آنها به 20هزار نفر رسیده بود؛ یعنی 11هزار نفر کمتر از سال 2000. هم زمان با کوچکتر شدن این شرکتها شمار بیشتری از کارگران را از مشاغل معمولی و باثبات به مشاغل ناپایدار و بیثبات منتقل کردند.
سپس شوک مالی از راه رسید؛ شوکی که پراتو را تقریباً به همان شیوه ای تحت تأثیر قرار داد که بسیاری از مناطق صنعتی قدیمی اروپا و آمریکای شمالی را تحت تأثیر قرار داده بود. ورشکستگیها به سرعت افزایش یافتند، بیکاری بالا رفت و نارضایتیها به خصومتهای تلخ کشیده شدند. ظرف چند ماه چپ سیاسی از قدرت کنار زده شد و "اتحادیه شمال" (Lega Nord) که مواضعی بیگانه ستیز داشت، قدرت را به دست گرفت.
این حزب بلافاصله سرکوب چینیها را آغاز کرد: حملات شبانه به کارخانه ها و "کارگاه های عرق ریزی" (اسمی که به کارگاه های چینی داده شده) آنان را سازمان داد، کارگران چینی را بازداشت و جمع آوری کرد و آنان را به عنوان عاملان مشکلات جامعه معرفی کرد. این اقدامات هم زمان بود با اظهارات متحد سیاسی اتحادیه، یعنی سیلویو برلوسکونی نخست وزیر وقت ایتالیا، که از عزم خود برای شکست دادن "ارتش شر" سخن میگفت؛ او این تعبیر را برای مهاجران "غیرقانونی" به کار میبرد.
سفیر چین که از این وضعیت به شدت متأثر شده بود، با شتاب از رم به پراتو رفت و گفت آنچه در جریان است، او را به یاد نازیها در دهۀ 1930 میاندازد. به طرز عجیبی به نظر میرسید دولت چین نیز تمایل چندانی به بازگرداندن این مهاجران ندارد.
با این حال مشکلات فقط ناشی از عدم تحمل ساکنان محلی نبود. ماهیت محصور محلۀ چینیها نیز در ایجاد مشکلات نقش داشت. در حالی که کارخانه های قدیمی پراتو برای رقابت کردن تقلا میکردند و کارگران ایتالیایی را وادار میکردند به دنبال منابع درآمد جایگزین باشند، چینیها جامعه ای در دل جامعه ای دیگر ایجاد کرده بودند. بنا بر گزارشها، باندهای چینی سازماندهندۀ مهاجرت مهاجران از چین بودند و محلۀ چینها را هم آنها اداره میکردند؛ و البته برای کنترل محله با باندهایی از روسیه، آلبانی، نیجریه و رومانی و همچنین با مافیا رقابت داشتند.
به علاوه فعالیت آنان به پراتو محدود نمیشد. باندهای چینی با شرکتهای چینی برای سرمایه گذاری در پروژه های زیرساختی ایتالیا ارتباط برقرار کرده بودند؛ از جمله طرح چند میلیارد یورویی احداث "پایانۀ چین" در نزدیکی بندر چیویتاوکیا (Civitavecchia).
پرادو به نمادی از جهانی شدن و معماهایی تبدیل شده است که رشد پرکاریا موجب آنهاست. با گسترش این "کارگاه های عرق ریزی" چینی، ایتالیاییها نقش پرولتری خود را از دست دادند و ناچار شدند برای یافتن شغلی ــ اعم از آن که چه شغلی باشد - دست و پا بزنند. از سوی دیگر چینیها، یعنی بخش مهاجر پرکاریا، در معرض مجازات و تلافی جویی مقامات قرار گرفت، در حالی که برای بقا به شبکه های مشکوک درون جامعۀ محصور خود وابسته بود.
پرادو به هیچ وجه نمونه ای منحصر به فرد نیست؛ بلکه بازتاب دهندۀ جریانی بطنی و کمتر آشکار جهانی شدن است.
افزودن دیدگاه جدید