جمعه ۰۱ آذر ۱۳۹۸ - ۲۲ نوامبر ۲۰۱۹

خیزش‬های مردم در عراق و لبنان

۰۷ آبان ۱۳۹۸

نزدیک ده سال پس از بهار عربی، قدرت های با مشروعیت مورد تردید، همچنان از واگذار کردن قدرت به مردمی که با صدای بلند خواست خود را بیان می کنند، سرباز می زنند.

مترجم: 

تظاهرات ضد حکومتی در شهر حله عراق، دوشنبه 28 اکتبر 2019 که شبیه آن بنحو روزمره در لبنان مشاهده می شود

دریافت همانندی ها میان خیزش های مردمی کره خاکی از شیلی تا هنگ کنگ، وسوسه انگیز است. لیکن، مقایسه باز هم با معناتر می شود هنگامی که دو کشور عرب لبنان و عراق، که دارای تاریخ و نظام های سیاسی متفاوتی می باشند، جنبش هایی را شاهدند با اشتراکات متعدد.

تفاوتهای این دو کشور بدیهی هستند. عراق دیکتاتوری صدام حسین، تهاجم امریکایی 2003، جنگ داخلی، کابوس داعش و ... را شاهد بوده است. خشونت از دههها پیش تا کنون از این سرزمین رخت بر نبسته است. در مقابل، لبنان، از پایان جنگ داخلی اش در سال 1990 تا کنون، یک صلح داخلی نسبی را شاهد بوده، که البته با یک فلج سیاسی ناشی از معدل گیری سیاسی میان جماعات و اقلیتهای حاکم در کشور، و بعلاوه یک بحران اقتصادی عمیق همراه بوده است. اصلا شگفت آور نیست که اعتراضات عراقیها به سرکوب خونین منجر شود در حالیکه در لبنان حرکات بنحو صلح آمیزی جریان یافته باشند.

نکات مشترک میان خیزشهای مردمی یک ماهه در عراق و ده روزه در لبنان، کم نیستند.

نخست این که کاسه صبر عمومی از فساد و از ناکارا ئی حکومتها، لبریز شده است. مخالفت توسط جوانان محروم از اینده تجلی می کند، جوانانی که در این روزگار اینترنت، دیگر با حداقلها قانع نمی شوند.

سپس، میل و علاقه عبور از بلوک بندیهای مذهبی است که از دیرزمان تعین بخش این کشورها بوده است. این در لبنان بدیهی است، جایی که بنیاد به ارث رسیده از حضور فرانسوی، بر معدل گیری میان جماعتها یا اقلیتها پایه دارد. صدها هزار فرد که به خیابان می آیند، در مقابل این ساختار مبتنی بر معدل جماعتها، شهروندی لبنانی و لائیسیته را می خواهند. نمود این مطالبه، زنجیر انسانی از شمال به جنوب است که این هفته سازمان داده شد.

در عراق، که آنجا هم، بلوک بندی میان سنیها، شیعهها و کردها عناصر تشکیل دهنده جامعه بعد از صدام حسین هستند، مطالبه و اراده عبور ازاین فرقه بندی بگوش می رسد. گرچه، شهرهای بزرگ خیزشها را شاهد بوده و در مناطق سنی تازه رها شده از جنگ با داعش و همینطور در مناطق کردستان خود مختار آنها کمتر مشاهده شده اند.

پاسخ قدرتهای حاکم در این کشورها به خیزشها، نه تنها یک سان نبوده بلکه حتی بشدت متفاوت بوده اند. در عراق، حکومت برای در هم شکستن این حرکت توده ای، بر قوه قهریه تکیه می کند. آمار، بسیار سنگین است 220 کشته و 8000 زخمی در یک ماه .

در لبنان، برعکس، فضا بنحو باورنکردنی نمایشی همراه جشن و سرور است، با وجودی که هر طرف برای بهم زدن معدل گیری سیاسی کنونی پا فشاری می کند. .

لبنان بمانند عراق – این هم نکته مشترک دیگری است- هردو سرزمینهای محل نفوذ ایران هستند و مرکز رقابتهای منطقه ای می باشند. و این خطری است که خیزشهای مردمی کنونی در این کشورها را تهدید می کند. این خیزشها تنها منافع سیاسیون حاکم را تهدید نمی کنند. قابل تصور نیست که حزب اله لبنان، زیر فشارهای خیابان، از تسلطش بر قدرت حاکم دست بکشد، به همان سان که حکومت عراق به «استعفا» که تظاهر کنندگان خواهانند، تن بدهد.

نزدیک ده سال پس از بهار عربی، قدرت های با مشروعیت مورد تردید، همچنان از واگذار کردن قدرت به مردمی که با صدای بلند خواست خود را بیان می کنند، سرباز می زنند.

ترجمه توسط نادرعصاره

۷ آبان ۱۳۹۸ - ۲۹ اکتبر ۲۰۱۹

منبع: 
رادیو فرانس اینتر

دیدگاه‌ها

منکه بهارعربی راباورندارم هیچ اتفاقی به نفع مردم نیفتادولی خیزش اکنون مردم عراق اصالت داردوحرف ازجای درست زده میشودوهم درلبنان ایکاش چپهای ایران باچپهای عراق روابط صمیمانه تری داشته باشندچون هردوازیکجاوتقریباازیک شرایط چوب میخورندبنابراین زمینه همفکری گسترده ای میتوانندداشته باشندحتی حرکتهای مشترک فقط چپ است که میتواندزمینه آشتی وبرقراری دوستی دوملت رافراهم کندواحزاب چپ دوکشورتجارب هم رابه اشتراک بگذارندبه هرحال زمینه های عینی انترناسیونال فعلا همین هاست
0

افزودن دیدگاه جدید