شنبه ۱۴ تير ۱۳۹۹ - ۴ ژوئیه ۲۰۲۰

وحدت چپ، یا وحدت جبهه جمهوریخواهی؟

۲۴ آبان ۱۳۹۸

اگر سؤال این است که آیا اولویت با وحدت، فراگیر و قدرتمند نیروهای چپ بر پهنه سیاسی کشور است، یا وحدت جبهه ای جمهوریخواهی، باید با شفافیت و قدرت تمام گفت که وحدت و حضور قدرتمند اردوگاه چپ در صحنه های پیکار سیاسی در اولویت اول قرار دارد.

 

مقدمه:

گاهاً پاسخ به این سؤال خیلی ساده به نظر می آید. خوب، ما میتوانیم پروژه وحدت چپ، و وحدت جبهه ای جمهوریخواهی را به موازات و در تکوین و تکمیل همدیگر به پیش ببریم. در یک چنین روندی نه فقط وحدت چپ، وحدت جبهه جمهوریخواهی را تقویت میکند، بلکه تقویت وحدت جبهه ای به گشایش فضای دموکراتیک جهت رشد چپ نیز کمک میرساند. اما جواب به این سادگیها نیست. مثال های کوچکی از قبیل تجربه مناسبات زمان دکتر مصدق و حزب توده ایران در زمان جنبش ملی شدن نفت، و یا تجربه زایش اجتماعی شخصیت هایی مثل جلال آل احمد، نیرهای سیاسی مانند نیروی سوم خلیل ملکی و حزب زحمتکشان ملت ایران مظفر بقائی، و یا مناسبات جبهه چپ و جبهه سکولار دموکراسی در زمان تاسیس مجلس مؤسسان بعد از انقلاب سیاسی سال پنجاه و هفت، و انشعابات در جنبش فدائی از جمله مشکلات مربوط به وحدت چپ یا وحدت با جبهه سکولار دموکراسی اند.

 

سر سخن؛

از مجموعه ساختاری حاکمیت های سیاسی ذکر شده در یونان باستان میتوان به دموکراسی، جمهوریت افلاطونی، مونارشی، آریستوکراسی، هیرارشی، دیکتاتوری و الیگارشی اشاره کرد. این در شرایطی بود که در همان زمان در شرق آسیا، تعلیماتی مشابه آموزههای بودا و کنفوسیوس و دائویسم مناسبات فرهنگی فلسفی متفاوتی از زیست هارمونیک انسانی و طبیعی را بیان میکردند. میدانیم که هیچکدام از سه فلاسفه بزرگ یونان باستان ( سقراط، افلاطون و ارسطو)، طرفدار جدی دموکراسی نبودند. در جمهوریت افلاطون هم ترجیح بر آن بود که حاکمان باید همگی فیلسوف باشند.

آیا در شرایط امروز و با پا گرفتگی گسترده دین گرائی های افراطی، ناسیونالیسم های فاشیستی، حاکمیت سرمایه داری ملی متکی بر پوپولیسم خود محور دشمن غیر خودی، دموکراسی و جمهوریت به تنهایی میتوانند آفریننده نظامی آلترناتیو و جایگزین برای جنبش های ازادیخواهانه باشند؟ نمونه های شکل گیری داعشها، به قدرت رسیدن دونالد ترامپ ها، اردوغان ها، بولسوناروها، نتانیاهو ها، نریندا مودی ها، دیترته ها، اخوان المسلمینها، بوریس جانسونها و ... از ویژگیهای دوران ما هستند. جا دارد که به این پدیده ها نه به صورت کلیشه ای و ایدئولوژیک، بلکه واقعبینانه و از زاویه نقد آلترناتیو های کلیشه ای موجود و با سمت گیری مدرن و مترقی و هدف تامین منافع انسانی وعموم بشری و مردمی نگاه کرد.

 

پایگاه طبقاتی جمهوریخواهی

امروزه نظام سرمایه داری کلان بصورتی غالب در روند عقب نشینی از جهانی شدن و بر پایه دوری جستن از یافته های علمی و نزدیکی بیشتر به دین گرائی افراطی، دوری جستن از یافته های علمی در عرصه تغییرات زیست محیطی با حرص و طمع هر چه بیشتر سودجویانه و تشویق مصرف گرائی بیرویه کوتاه مدت آنها، بر تحریفات و تحریکات ناسیونالیستی و افراطی گری دینی اتکا نموده و با اتکا به پرینسیپ های جمهوریخواهی دموکراتیک و قانونی، اهداف ضد بشری خویش را به پیش میبرد.

ایا در شرایطی که با تکا به ایدئولوژی های ناسیونالیستی و دین گرائی افراطی، عرصه های مختلف قدرت و ثروت در دست آنها است، این ساده لوحانه نیست که فکر کنیم فرجه های قانونی اندک و محدودی که این نظام ها برای نشو و نمای نیروهای آزادیخواه، مترقی، چپ و سوسیالیستی فراهم مینمایند، برای جلوگیری از این روند قهقرائی و آغاز گشایش های نوین در راستای ترقی، رشد و سعادت بشری کافی است؟

جمهوریت پارلمانی و یا جمهوریت به شیوه آمریکا، متاثر از همین ویژگیهای دوران ما خواهد بود. در این شرایط احزاب سیاسی که نمایندگان بلوکبندیهای مختلف قدرتهای اقتصادی، ایدئولوژیک و سیاسی در کشورها میباشند که قانون اساسی، قوانین دیگر کشوری، قوه قضائیه و قوه مقننه و مجریه را در دستهای خود گرفته و در راستای تامین منافع خویش در کنترل خود دارند. در یک چنین میدانی نیروهای چپ سوسیالیستی یکی از وزنه های سیاسی مختلف قدرت میباشند که در زمین نظام سرمایه داری کلان و قانونمندی های بازی آنها در این چالش شرکت مینمایند. واقع بینی سیاسی به ما میگوید که در یک چنین میدان چالش و تلاشی، دست بالا را قدرتمداران نظام سرمایه داری کلان دارا میباشند. اینجا سوال چه باید کرد، دوباره با قوت تمام مطرح میگردد.

وحدت چپ، یا وحدت جمهوریخواهی، کدام در اولویت اول قرار دارد؟

راهکاری که نیروهای چپ دموکرات در ایران بصورت استراتژیک در پیش گرفته اند، گامهای آهسته در راستای وحدت چپ در صحنه سیاسی و گام های استوار تر و پیگیرتر در راستای وحدت جبهه ای و جمهوریخواهی است. تجربیات تلخ نما نشان میدهند که چپ غیر متحد و ضعیف در زمین بازی سیاسی، حقوقی و امنیتی سرمایه داری کلان ایرانی و جمهوریخواهی، در مرحله اول توانش را در بر سر قدرت رسیدن نمایندگان سیاسی لیبرالیسم صرف میکند، و در مرحله بعد توسط لیبرال دموکراسی تازه به قدرت رسیده، سرکوب و متلاشی خواهد شد. اگر سؤال این است که آیا اولویت با وحدت، فراگیر و قدرتمند نیروهای چپ بر پهنه سیاسی کشور است، یا وحدت جبهه ای جمهوریخواهی، باید با شفافیت و قدرت تمام گفت که وحدت و حضور قدرتمند اردوگاه چپ در صحنه های پیکار سیاسی در اولویت اول قرار دارد.

آیا جبهه ملی ایران جمهوریخواه است، یا خواهان مشروطه سلطنتی؟

یکی از مسائل گرهی در زمینه وحدت جمهوریخواهی در ایران، درک ما از هویت سیاسی و معیارهای ارزشی جبهه ملی ایران میباشد. آیا جبهه ملی ایران جمهوریخواه است، یا سلطنت طلب؟ آیا این جبهه خواهان مشروطه سلطنتی است، یا میتواند به سمت حاکمیتی دینی با سمتگیری سکولار جهت گیری نماید. آنچه در این شرایط استنباط میگردد، این است که جبهه تلاش دارد تا ائتلافی ازآلترناتیو سیاسی سکولار - لیبرال را در مقابل حاکمیت ولایت فقیه تشکیل دهد. همانطور که در بالا ذکر شد، چنین جبهه ای شامل جمهوریخواهان، ناسیونالیست های افراطی پان ایرانیستی، جریانهایی با گرایش سلطنتی، نیروهایی که سمتگیری مشروطه خواهی سلطنتی دارند، و بالاخره اسلام گرایان سیاسی با سمتگیری سکولار اند.

طبیعی است که چنین ائتلافی یاران و دوستان فراوانی در بین سرمایه داری کلان جهانی و نمایندگان سیاسی امنیتی آنها بخصوص در آمریکا و انگلیس خواهد داشت. با نظری واقع بینانه به شرایط سیاسی امروز میتوان نتیجه گرفت که نیروهای چپ در ائتلاف جمهوریخواهانه با جبهه ملی ایران همان میوه ای را خواهند چید که در دوران مجلس موسسان بعد از به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی ایران چیدند.

پروژه وحدت چپ، دشواریها و راهکارها

دشواری های همگرایی، همکاری و وحدت نیروهای چپ فراوان هستند. با وجود این میتوان در زمینه راهگشائی های لازم جهت فراهم تر کردن بسترهای چنین همگرائی هایی صحبت کرد. در این مختصر، به چندین موضوع مشخص در این زمینه اشاره میکنم.

حضور روزمره، فعال و پیشاهنگ نیروهای چپ و سوسیالیستی در صحنه های پیکار سیاسی و ازادیخواهانه، از قبیل صحنه های پیکارهای کارگران، دانشجویان، زنان، زندانیان سیاسی، جنبش های ضد تبعیض ملی و غیره، نه فقط پیوند چپ را با پیکارهای مردمی مستحکمتر میکنند، بلکه بستر همکاری نحله های مختلف چپ در صحنه های پیکار را نیز فراهم تر کرده و زمینه های همگرائی و وحدت را گسترده تر و مستکم تر مینماید.

پر واضح است که اختلاف نظرات در عرصه های نظری، رفتاری، تاریخی، فرهنگی و منش های روانی رفتاری میان نحله های مختلف جریانات چپ موجود اند، که در خلوتگاههای صحبت های خودمانی به راحتی در این زمینه ها صحبت میشود. چگونه میتوان این صحبت ها را به عرصه های گفتگوهای جدی رو در رو جهت حل کردن گره گاه ها، درک تفاوت ها و از میان برداشتن سوء تفاهم ها بکار گرفت تا اینکه با گشوده شدن بعضی گره های به ظاهر ناگشودنی، عرصه ها برای همگرائی های فعال تر در راستای وحدتی فراگیرتر فراهم تر گردد؟

خود محوری ها، خود بزرگ بینی ها انتظار اینکه دیگر نحله های چپ باید از ما دنباله روی نمایند، همچنان در بعضی از جریانات چپ عمل میکند. فرهنگ قائل بودن حقوق برابر برای غیر خودی در پهنه نیروهای چپ تنها میتواند در روند کارکرد عملی در میان مردم تثبیت شده و جابیافتد. از این نظر یافتن عرصه های کارکرد مشترک، طرح ریزی و پیاده کردن پروژه های مشترک میتواند در این راستا ما را یاری رساند. باید از فاصله گرفتن ها دوری جسته و بسوی عرصه های همکاری های مشترک گام گذاشت.

پایان سخن

امروزه اراده گرائی نقشی قدرتمند و کلیدی در پیشبرد اهداف سیاسی ایفا میکند. کافی است به سیاست ورزی های افرادی مثل دونالد ترامپ، بوریس جانسون، ولادیمیر پوتین، محمد بن سلمان و دیگران نظری افکند. عطش عدم حضور چپ گسترده، فراگیر و قدرتمند در صحنه سیاسی کشور کاملا لمس میشود. اگر ما کاروان اردوی سوسیالیستی، آزادیخواه ترین نیروی پهنه سیاسی کشور بوده باشیم، تمامی نحله های غیر سوسیالیستی در ته دلشان خواهان حذف ما از صحنه سیاسی میباشند. این درس تلخ را بارها و بارها تاریخ در بدترین شکل خویش ما تجربه کرده ایم. اگر در پهنای پیکار سیاسی در راه آزادی و سوسیالیسم ما دست بالا، سنگین ترین وزنه سیاسی و نقش هدایت گرانه و کنترل کننده ای را نداشته باشیم، دیر یا زود توسط همین به اصطلاح یاران امروزی لیبرال دموکرات خویش زیر پا له خواهیم شد. لذا، باید گام های سنجیده خود را در راه بالا رفتن از پله های بعدی وحدت گسترده تر اردوگاه چپ دموکرات ایران با استواری تمام برداریم.

دیدگاه‌ها

من فقط متوجه نمیشوم که چپی که گرایش به فرقه بودن دارداتحادچه مشکلی راحل خواهدکردمگربرنامه حزب چه اشکالی داردکه نتواندجای خودرادربین توده مردم پیداکند.گاه صحبتهایی که درتلوزیونشان میکنندچنان رویایی است که به شوخی بیشترشباهت دارد.ازاین نوع چپ ابی گرم نمی شود.حزب به برنامه خودونیروی خودمتکی باشددرکشاکش وامواج اعتراضات مردم جای خودراپیداخواهدکرد.فقط درحرکت مردم است که نقطه قوت وضعف احزاب مشخص میشودحال هزارباربرایشان بگواتحادموثراست می گویدپانهادم برزمین منت نهادم برزمین
0

افزودن دیدگاه جدید