رفتن به محتوای اصلی

نابرابری جنسیتی در محیط کار بخش هفتم و پایانی

نابرابری جنسیتی در محیط کار بخش هفتم و پایانی
تحلیلی در بارۀ پیامدهای کلیشه ها، شکاف جنسیتی در دستمزد، و غیبت زنان در موقعیتهای رهبری کننده برای کل جامعه


نوشتۀ کاتلین بارگر (Katelyn Barger)

3    یک پژوهش – ادامه
در انتهای نظرسنجی، با نظر به نقش‌های جنسیتی، دو سؤال مطرح شدند: اول، آیا باور دارید که نقش‌های جنسیتی سنتی وجود دارند؟ و دوم، آیا این نقش‌ها باید آموزش داده شوند؟ بیش از ۸۱ درصد از پاسخ‌دهندگان معتقدند که نقش‌های جنسیتی سنتی وجود دارند و این نشان می‌دهد که نسل‌های گذشته این ارزش‌ها را در تمامی انواع خانواده‌ها نهادینه کرده‌اند. با این حال، ۷۶.۶ درصد از پاسخ‌دهندگان معتقدند که نقش‌های جنسیتی نباید آموزش داده شوند. این موضوع بیانگر آن است که جامعه می‌خواهد پیشرفت کند و از ایده‌های سنتی که پسرها باید یک نقش داشته باشند و دخترها نقشی دیگر، فاصله بگیرد.
به‌طور کلی، این پژوهش چشم‌انداز جدیدی درباره مفهوم نابرابری جنسیتی ارائه می‌دهد. این تحقیق نگاه تازه‌ای به برداشت‌های امروزی می‌اندازد. نتایجی که از این پژوهش حاصل شده، نشان‌دهنده سوگیری ذاتی در عمل است؛ از باور به این که مردان به‌طور کلی رهبران بهتری اند گرفته، تا این که برخی هنوز متوجه نابرابری در دستمزد زنان و مردان نشده اند. به نظر می‌رسد جامعه در مسیر درستی حرکت می‌کند، اما هنوز زمان زیادی برای ایجاد تغییر لازم است. امید است که این پژوهش بتواند نشان دهد که مشکل نابرابری جنسیتی در محیط کار وجود دارد، و به حل آن کمک کند.

4.    نتیجه‌گیری
ایده برتری مردان بر زنان، انزجارآور است. همه افراد با هر سن، جنسیت، نژاد و غیره می‌توانند اهداف زندگی و شغلی یکسانی داشته باشند. تفاوت در هویت جنسیتی نباید باعث بی‌اعتبار شدن آرزوهای فرد شود. اما هنجارهای موجود حکایت دیگری دارند. تنها راه تغییر این هنجارها، شناسایی و تصدیق نابرابری‌ها و تلاش برای مقابله با آن‌ها است. درک دلیل وجود نابرابری جنسیتی می‌تواند به کاهش کلیشه‌ها، کوچک‌تر کردن شکاف دستمزدها و ایجاد توزیع برابر بین مردان و زنان در موقعیت‌های رهبری منجر شود. 
برای حل این مسائل دو جنبه مطرح اند. نخست، آگاهی. ضرور است که افراد نسبت به تبعیض‌های ذاتی و کلیشه‌هایی که این دو جنسیت را جدا می‌کنند، آگاه شوند. درک و شناسایی این موضوعات می‌تواند بحث درباره آن‌ها را عادی کند. راه‌حل دیگر، عادی‌سازی نقش خانه داری و کودک داری مردان است، تا زنان به‌طور خودکار این نقش را به عهده نگیرند. باید بدیهی شود که هیچ‌یک از این گزینه‌ها بد نیست و نقش مراقبت از منزل بسیار محترم است. تنها لازم است این مفهوم پذیرفته شود که هر جنسیت می‌تواند یا باید بر اساس شرایط نقش مراقبت را به عهده گیرد.
جامعه امروز در زمینه قانون‌گذاری و استانداردهای اجتماعی پیشرفت‌های زیادی داشته است، اما هنوز راه زیادی باقی مانده است. در جامعه امروز، شرکت‌ها در مسیر برابری گام‌های بلندی برداشته‌اند، اما این گام‌ها هنوز کافی نیستند تا سرعت نابرابری را کاهش دهند. همچنین مسئله "زنانگی خانگی"، یا این ایده که زن تنها برای خانه ساخته شده است، باید از بین برود. هنوز در جهان امروز شوخی‌هایی در این باره که زنان تنها برای آشپزی، نظافت و مراقبت از کودکان ساخته شده‌اند، وجود دارند. ایده هائی که به هیچ عنوان حقیقت ندارند. همان‌طور که داده‌های قبلی نشان دادند، امروزه تعداد زنان با تحصیلات دانشگاهی از مردان بیشتر است. این شگفت‌انگیز است که جامعه تا این حد پیشرفت کرده، اما تلاش برای برابری، و نه برتری یک جنسیت بر دیگری، هنوز و تا مدتها اهمیت دارد. اکنون بیش از هر زمان دیگری مهم است بدانیم جامعه از نقطه نظر نابربری جنسیتی در کار، به لحاظ دستمزد، کلیشه‌ها و رهبری در چه وضعیتی قرار دارد.
آینده زنان هر روز روشن‌تر به نظر می‌رسد. نکته اساسی این است که برابری جنسیتی نه تنها برای زنان، بلکه برای خانواده‌ها و کل جامعه ضرور است. تمدن به زنان به‌عنوان نیمی از جامعه وابسته است و این موضوع بر خانواده‌های امروزی و نسل‌های آینده تأثیر می‌گذارد و استانداردی برای برابری تعیین می‌کند. اگر تغییرات زودتر اعمال نشوند، برابری حتی تا حدود سال ۲۰۶۰ نیز به طور نسبی ممکن نخواهد بود. مردم باید در دوستی‌های جدید، روابط کاری و برداشت کلی از برابری در زندگی روزمره رویکرد بهتری داشته باشند. این گام‌ها روند رسیدن به برابری را سرعت می‌بخشند و آینده بهتری برای همه ایجاد می‌کنند.

 

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید