جنبش تازە دیگری کە از ١٢ روز پیش شروع شد، اکنون بخش های مهمی از کشور را درنوردیدە و دامنە آن بە شهرهایی از جنوب تا شمال و از غرب تا شرق کشور رسیدە است. از تهران و کرج تا مشهد و نیشابور، از آمل و ساری تا بندر عباس، از قم و زنجان تا کرمانشاە و آبدانا، از تبریز تا سنندج ، از همدان تا خرم آباد و بروجرد. در طی این ١٢ روز رژیم فرسودە و سرکوبگر برای فرونشاندن جنبشی کە بە مرحلە انقلاب رسیدە است از هیچ جنایتی فروگزار نکردە است. از کشتن دەها نفر و زخمی کردن صدها تن تا زندانی کردن حدود ١٥٠٠ تن دیگر. از تهدید و اغتشاگر و خرابکار عامل بیگانە خواندن مبارزان تا حملە بە مراسم یادبود جان باختگان. اما با وجود همە ی این جنایات و تشدید روز افزون آنها، نە تنها قادر بە فرونشاندن اعتراضات نشدە بلکە با اعمال شنیع خود بە گسترش و رادیکال شدن روز افزون جنبش و تبدیل آن بە انقلاب کمک کردە است.
در این میان تهدیدات فرصت طلبانە دولتهای تجاوزگر امریکا و اسرائیل مبنی بر دخالت در وسط اعتراضات مستمسکی شدە در دست سران جنایتکار رژیم برای فریب افکار عمومی و کند کردن روند جدایی هواداران رژیم و کشتن مبارزان سیاسی و انقلابی.بە بهانە نقش داشتن این دو کشور در جنبش انقلابی مردم ایران.
از سوی دیگر مردم در مبارزات روزمرە خود اشکال نوینی از مقاومت مدنی را کشف و بکار می گیرند، کە چرخ ماشین سرکوب را کند می کند، مردم بیشتری را بە مبارزە می کشاند و در میان نیروی سرکوب شکاف و تردید و نافرمانی ایجاد می کند.
اقداماتی مانند نشستن زنان کف خیابان برای جلوگیری از تردد نیروهای سرکوبگر، تظاهرات بستگان بازداشت شدگان مقابل استانداری ها و نهاد های حکومتی تا حد دادن التیاتوم بە سرکوبگران برای آزادی دستگیر شدگان، همراە شدن عدەای از نیروهای انتظامی با مردم، فرار نیروهای سرکوبگر در برخی نقاط، و غیرە.
تمایل گروە های اجتماعی برای پیوستن بە کاروان انقلاب، روز بە روز بیشتر می شود ، شکاف در میان سرکردگان رژیم و بدنە اجتماعی آن نیز پا بە پای تحولات هر روز بیشتر می شود.
درست است کە جنبش این بار با اعتصاب بازار شروع شد، ولی زمینە های آن از گذشتە و در جنبش های پیشیتر و اعتراضات پر شمار کارگری و اجتماعی و نارضایتی اکثریت مردم از وضعیت بد اقتصادی و بحرانی شدن وضعیت معیشتی فراهم شدە بود. دنبال کردن سیاست شوک درمانی و تحمیل ریاضت اقتصادی حکومت و پیامدهای فقر آور آن نیز در سمت دهی بە جنبش نقش مهمی دارد.
حکومت با دادن امتیازاتی بە لایە های ثروتمند بازار تلاش کرد میان معترضان جنبش شکاف ایجاد نماید و بە زعم خود این جنبش را نیز سرکوب کند. با این همە دادن امتیازات بە بازار برای آنها نە کافی بود و نە مشکل اصلی آنها را کە بی رونقی و بی ثباتی پولی عمدتا ناشی از تحریمهای اقتصادی فلج کنندەاست رفع می کند. حداقل خواست بازار رفع تحریمها ست.این خواستە از حمایت عموم مردم نیز برخوردار است.
این روند، بە هیچ وجە تسنعی نیست، روندی است طبیعی و ناگریز کە ریشە در وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور و فشارهای برآمدە از آن دارد. وضعیت بە جایی رسیدە کە رژیم بکلی از ادارە جامعە و مهار بحرانها و نارضایتی مردم مستاصل شدە است و مردم هم بکلی امیدشان از بهبود وضعیت شان را از دست دادەاند. نتیجتا انقلاب بە امری اجتناب ناپذیر تبدیل شدە است و مردم در این ١٢ روز گامهای بزرگی در راستای انقلاب بە پیش برداشتەاند. مشاهدە فیلمها و گزارشات مستند از تظاهرات بە روشنی وجود روحیە و تمایلات انقلابی مردم را منعکس می کند و نوید پیروزی می دهد.
بهر حال وقوع انقلاب حتی اگر برای عدەای خوشایند نباشد، گریز ناپذیر می نماید. بهمین دلیل بجای مخالفت بی سرانجام با انقلاب باید بە آن خوشامد گفت و تلاش کرد سمت و سوی درست بە آن داد.
نیروی اصلی انقلاب کنونی جوانانی هستند کە بە کلی امیدشان را از این رژیم از دست دادەاند و با وجود این رژیم حال و آیندە بهتری برای خود نمی بینند. جوانان آگاهی کە بە دنبال ایجاد جامعەای هستند کە بتوانند در آن سعادتمند و با عزت زندگی کنند. محافظە کاری نسل های پیشین را هم ندارند، انرژی، انگیزە ارادە، ظرفیت، و علم و دانش لازم جهت ایجاد جامعە مورد نظرشان را دارند.درست بە همین دلایل است کە وارد نبردی انقلابی برای تغییر سرنوشت خود شدەاند و عملا رهبری انقلاب را در دست دارند.
افزودن دیدگاه جدید