رفتن به محتوای اصلی
شنبه ۲۴ ژانویه ۲۰۲۶
شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴

دعوت به اتحاد گسترده برای تقویت خیزش انقلابی مردم! و محکومیت شدید سرکوب و کشتار فاجعه‌بار رژیم!

دعوت به اتحاد گسترده برای تقویت خیزش انقلابی مردم! و محکومیت شدید سرکوب و کشتار فاجعه‌بار رژیم!
اعلامیه شورای مرکزی حزب چپ ایران

از روز هفتم دی‌ماه ۱۴۰۴ دور دیگری از اعتراضات مردمی در ایران آغاز شده‌است. این اعتراض‌ها از همان روز اول به بازارها محدود نماند، به زنجیره‌ای از برآمد‌های وسیع توده‌ای در اقصی نقاط کشور تبدیل شد. روندی که در تداوم خود به یکی از وسیع‌ترین خیزش‌های مردمی در تاریخ جمهوری اسلامی فراروئید. پاسخ جمهوری اسلامی هم‌چنان مقابله‌ی خونین با تظاهرات مردم و به خون کشیدن آن بود. بر اساس اطلاعات تا کنونی، هزاران تن کشته و مجروح شده و چند ده هزار نفر دستگیر شده اند. ابعاد کشتار حتی در حیات رژیم آدمکش جمهوری اسلامی نیز بی‌سابقه بوده است. شماری از مجروحان را، حتی در بیمارستان‌ها دستگیر کرده و یا تیر خلاص زده‌اند. رژیم با قطع اینترنت و بستن مجاری اطلاع رسانی، تاکنون در تلاش آن بوده‌است که از انتشار اخبار این کشتار فجیع جلوگیری نماید.

۱- زمینه‌ها:

  گسترش سریع اعتراض‌های ضد حکومتی در همان روزهای نخست بار دیگر نشان داد که جمهوری اسلامی بر روی آتشفشانی از خشم و نارضایتی مردم نشسته و جامعه در وضعيت انفجاری به سر می برد. شروع اعتراض‌ها در ابتدا اگرچه اوضاع نابسامان اقتصادی بود، اما، به سرعت سیاسی شد. نفرت و انزجار از حکومت که بیش از ۴۶ سال است با غارت منابع و پيشبرد سياست توسعه طلبانه در منطقه، کشور را به آستانه‌ی سقوط رسانده‌، افزایش چشمگیری پیدا کرده‌است.  

جمهوری اسلامی امروز آشکارتر از هر زمان دیگری به‌عنوان عامل اصلی بن‌بست جامعه و مصائب مردم مطرح است. این رژیم با سیاست‌های ویرانگر و فساد سیستماتیک خود، قبل از همه نابرابری و تبعیض را در همه‌ی عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی گسترش داده‌ و کشور را به یک ویرانه تبدیل نموده‌است. منابع کشور را صرف نهادهای انگلی ایدئولوژیک و رویاهای سیاسی مالیخولیائی خود در منطقه و شکل دادن به «محور مقاومت» و پرورش نیروهای نیابتی کرده‌است. بحران محیط زیست، بحران آب، بحران از دست رفتن دریاچه‌ها، خشکیدن رودخانه‌ها، خالی شدن سد‌ها، دهشتناک‌ترین نتیجه‌ی مدیریت فاسد و مافیائی این حکومت بر منابع طبیعی کشور است. 

گسترش اعتراض‌ها به مناطق مختلف کشور و شهرها و شهرک‌های مختلف، نشان‌دهنده‌ی اوج انزجار عمومی از سیاست‌های این حکومت و خواست همگانی برای رهائی از سلطه‌ی سیاسی آن است. همه جا شعارها در جریان اعتراض‌ها با هر موضوعی شروع شده‌باشند، به ضرورت برچیدن بساط این حکومت ختم شده‌اند.

۲- بحران حاکمیت

خیزش‌های مردمی دهه‌ی اخیر، به‌خصوص از دی‌ماه ۹۶ تاکنون، در عمل خصلت ضد سیستمی دارند. در آبان ۹۸ اعتراض به گرانی بنزین ابعادی به خود گرفت که رژیم را با خطر سقوط مواجه ساخت و تنها با دستور تیراندازی مستقیم به مردم و بازداشت هزاران تن در سراسر کشور بود، که پیشروی جنبش متوقف شد. سال ۱۴۰۱ جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» بعد از قتل مهسا امینی به خاطر حجاب شروع شد، اما در عمل ارکان اصلی حکومت را هدف قرارداد. اقتدار جمهوری اسلامی را در عرصه‌های مهمی درهم شکست و در عرصه‌های معینی توازن قوا در جامعه را به نفع مردم دگرگون کرد. عرصه‌ی عمومی جامعه را از انحصار جمهوری اسلامی درآورد؛ بساط پوشش اجباری هرچند رسما برچیده نشده، اما در اذهان مردم شکسته و از زندگی روزمره بسیاری از شهروندان جامعه رخت بربسته و راه برای اجبارهای دیگر جمهوری اسلامی هموارتر شده‌است. اکنون جنبش اعتراضی، سمت و سوی سرنگونی حکومت را به خود گرفته‌است. شکستن سد سرکوب ولو در یک عرصه یا چند عرصه ضربه ای است به اقتدار یک رژیم استبدادی که در تداوم مبارزات مردم با بروز شکاف در بالا و در نیروی سرکوب، می‌تواند زنگ پایان آن را به صدا درآورد. 

اعتراضات کنونی که چندین هفته بی‌وقفه ادامه یافته و سراسر کشور را دربرگرفته‌است، نشان داد که جامعه بیش از پیش، از نارضایتی‌های موضعی فراتر رفته و به رویارویی‌ همه‌ جانبه با بنیادهای حکومت رسیده‌است. میزان خشم و جسارت معترضان به‌ جائی رسیده است که سرکوب خشن حکومت نه‌ تنها آنان را به عقب ننشانده، بلکه به برآمدها و خیزش‌های قدرتمندتری دامن زده‌است. در چنین شرایطی، مهار جنبش بدون تغییرات عمیق ممکن نیست. سرکوب و کشتار هم، دیگر راه پیش‌روی خیزش انقلابی مردم را سد نخواهد کرد. هر سرکوب و کشتاری، آتش خشم مردم را برافروخته‌تر خواهد ساخت.

۳- جهت‌گیری و هوشیاری در مبارزه 

در خیزش انقلابی کنونی مردم ایران، هدف اصلی و محوری مبارزه، جمهوری اسلامی است. برخورد با انحرافات رضا پهلوی به‌خاطر فراخوان‌های بدون پشتوانه و وعده‌های غیرواقعی و اطلاعات نادرست که بهانه به دست جمهوری اسلامی برای کشتار وحشیانه بیشتر داد، نباید کوچکترین سایه‌ای روی جنایات جمهوری اسلامی بیاندازد. به رغم این‌که رضا پهلوی با وعده‌های دروغین مردم را تشویق به تسخیر مراکز اداری کرد اما جمهوری اسلامی است که این مردم را به رگبار بسته است. مواضع به‌شدت زیانبار رضا پهلوی و توجیه بعدی او که خیزش انقلابی مردم را جنگ نامید و تلفات آن را به جنگ نسبت داد، می‌بایست زیر انتقادات شدید قرار گیرد. اما جمهوری اسلامی برای کشتار برنامه‌ریزی داشت و فراخوان‌های بدون پشتوانه رضا پهلوی فرصتی به رژیم برای اجرای برنامه‌اش داد. 

خشم مردم از جنایات گسترده و خونین جمهوری اسلامی خشم قابل درک و به‌حقی است. اما هوشیاری سیاسی حکم می کند که تسلیم احساسات نشویم. تجربه نشان داده است که نیروهای امنیتی حکومت، با تحریک، تشویق برای تخریب و آتش‌ زدن اماکن عمومی و حتی مساجد، می‌کوشند اعتراض‌ها را به خشونت بیشتر بکشانند و بهانه‌ی‌ سرکوب و توجیه آن را فراهم سازند. مشارکت در چنین سناریوهایی، خواست مستقیم حکومت است.

قدرت واقعی این جنبش در گستردگی، توده‌ای بودن و مشارکت وسیع مردم است. هرچه حضور مردم وسیع‌تر باشد، حکومت شکننده‌ تر و سرکوبش دشوارتر می‌‌شود. دامن زدن به خشونتی که به حذف بخش‌هایی از جامعه و از صحنه‌ی مبارزه بینجامد، ابزار حکومت برای کاهش وزن اجتماعی جنبش و توجیه سرکوب است.

تحولات کنونی نشان می‌دهد که روند تغییرات بنیادی آغاز شده و بازگشت‌ناپذیر است. جمهوری اسلامی وارد مرحله‌ی فرسایش شده و دیگر توان بازسازی اقتدار گذشته را ندارد. تداوم مبارزه‌ی آگاهانه و فراگیر، راه برچیدن کامل بساط این رژیم را هموار خواهد کرد. 

۴- چه باید کرد؟

این که هنوز این حکومت بر سر کار مانده‌است، دلائل خاص خود را دارد. حکومت‌ها خود به خود برکنار نمی‌شوند. نخواستن مردم اگرچه شرط اصلی تغییر یک حکومت و برکناری یک نظام است، اما بدون ایجاد ابزارهای لازم برای تغییر، این برکناری الزاما عملی نمی شود. شرط دیگر آن است که حاکمان هم نتوانند به حکومت ادامه دهند. در این دور از اعتراض‌ها، این وجه از شرائط نیز تغییر کرده‌است. جمهوری اسلامی توان اداره کشور را ندارد و برای مقابله با جنبش رشدیابنده‌ی مردم مشکلات عدیده ای دارد. آن‌چه در صحنه‌ی تحولات غایب است، نیروی متشکل آلترناتیو دموکراتیک برای ارائه‌ی طرحی با هدف متحد کردن اراده‌ی مردم در سطح ملی، برای پایان دادن به حکومت است.

در مسیر گذار از جمهوری اسلامی، دخالت نظامی قدرت‌ های بزرگ، نه راه‌ حل بحران ایران است و نه به‌سود مردم. خشم و نفرت به‌حق مردم از جنایات این حکومت بخشی از مردم را از سر استیصال به دخالت نظامی ترامپ متمایل کرده است، اما دخالت نظامی جز ویرانی، بی‌ثباتی و تحمیل مصیبت‌‌های تازه بر مردم، نتیجه‌ ای در پی ندارد. مردم ایران خواهان حمایت بین‌ المللی مؤثر هستند. این حمایت می ‌تواند کمک به تامین و گسترش امکانات ارتباطی برای مردم و جنبش اعتراضی، به‌منظور مقابله با قطع اینترنت و سانسور باشد، یا از طریق مسدود کردن دارایی‌ها و سرمایه‌های سرکوبگران و نهادهای وابسته به جمهوری اسلامی در کشورهای غربی، کشاندن جمهوری اسلامی به ديوان کيفری بين المللی، جلوگیری از فروش و ارسال سلاح و تجهیزات سرکوب به این رژیم و ایجاد موانع جدی برای تداوم ماشین سرکوب صورت گیرد. 

با گسترش خیزش مردمی و تکرار دوره‌ای این خیزش‌ها، شرائط برای شکل گرفتن یک نیروی جایگزین بیش از همیشه مهیاست. نیروی جایگزین از دل خیزش‌ها و جنبش‌های مردمی سر بر خواهد آورد. اپوزیسیون دموکرات جمهوری اسلامی می‌تواند در شکل دادن به نیروی جایگزین نقش موثری داشته‌باشد. آن چه امروز اهمیت دارد کنار گذاشتن سخت گیری‌های غیر ضرور و تکیه به اشتراکاتی است که نیروهای چپ و دموکراتیک جامعه با تکیه بر آن‌ها می توانند طرح روشنی برای آینده و گشودن چشم‌اندازی متفاوت برای میلیون‌ها مردم خسته و آکنده از خشم، بر اثر زندگی مشقت‌بار در جمهوری اسلامی پی بریزند. 

جمهوری اسلامی کشتار بی سابقه‌ای راه انداخته است. هنوز ابعاد ان کاملا روشن نشده است اما تا این لحظه به رغم اختلالات و انسداد ارتباط جامعه با دنیای خارج، مشخص شده است ابعاد خشونت و جنایت حتی در جمهوری اسلامی هم بی سابقه بوده‌است. رقم دستگیری‌ها به ده‌ها هزار تن می‌رسد. اکنون خطر تعرض به جان دستگیر شدگان جدی است. دامن زدن به مبارزه برای آزادی دستگیر شدگان و زندانیان سیاسی و عقیدتی و دامن زدن به کارزار علیه اعدام و آزادی زندانیان سیاسی، وظیفه‌ی عاجل همگی ماست که می‌بایست در ابعاد ملی بسیج شویم.

حزب چپ ایران با گرامی‌داشت یاد قربانیان پرشمار و محکومیت شدید سرکوب و کشتار گسترده‌ی رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی، به خانواده‌های داغدار خیزش انقلابی و به مردم ایران تسلیت می‌گوید و همه‌ی نیروهای سیاسی، مدنی و نهادهای مدافع حقوق بشری را به همکاری و همراهی برای ایجاد جامعه‌ی آزاد و دموکراتیک به جای جهنم جمهوری اسلامی، فرامی‌خواند. 

حزب چپ ایران اپوزیسیون جمهوری خواه و دموکرات را به درک این لحظه‌ی تاریخی فرامی‌خواند، کشور ما امروز به چیزی فراتر از این یا آن برنامه‌ی مورد نظر هر کدام از ما و تداوم تقابل این برنامه‌ها در صحنه‌ی سیاسی احتیاج دارد. امروز ما باید در عین پایبندی به برنامه‌ی خود، به برنامه‌ی عملی مشترک برای تغییرات بزرگ در سطح ملی فکر کنیم. برنامه‌ای که به‌مثابه‌ی میثاق ملی اشتراکات حداقلی بخش بزرگی از نیروهای اپوزیسیون را دربرگیرد و به نیازهای جنبش انقلابی مردم در این برهه‌ی حساس پاسخ دهد. حزب ما بارها نیروهای چپ، جمهوری‌خواه و دموکرات را برای گفتگو و هماهنگی حول اهداف مشترک فراخوانده و امروز نیز بر این ضرورت تاکید مجدد می‌کنیم. آینده‌ی ایران در گرو اتحاد گسترده و ایجاد یک آلترناتیو دموکراتیک برای پایان دادن به جمهوری اسلامی است!

شورای مرکزی حزب چپ ایران

۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳ ژانويه ۲۰۲۶

 

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید