رفتن به محتوای اصلی
شنبه ۴ آوریل ۲۰۲۶
شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵

در ضرورت ارائه مستقل سند سیاسی گرایش چپ به کنگره فوق‌العاده

در ضرورت ارائه مستقل سند سیاسی گرایش چپ به کنگره فوق‌العاده

سند سیاسی پیشنهادی ما با عنوان «در راستای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و برپایی جمهوری سکولار دموکرات فدرال» از نظر تحلیل شرایط، تعیین تضاد اصلی، تعریف نیروی اجتماعی تحول و ترسیم راه‌حل سیاسی، تفاوت‌های اساسی با سند پیشنهادی رفقای دیگر کمیسیون با عنوان «پیش‌نویس قطعنامه سیاسی کنگره‌ی فوق‌العاده» (از این به بعد به نام پیش نویس نام برده میشود) دارد. از همین رو، ما بر ارائه مستقل سند خود به کنگره فوق‌العاده تأکید داریم و معتقدیم پیش‌نویس  موجود نمی‌تواند بیانگر یک راه‌حل انقلابی و چپ برای جامعه ایران باشد.

نخست انکه سند سیاسی گرایش چپ تصویری مشخص و بر مبنای تحلیل طبقاتی و اجتماعی  از صحنه سیاسی کنونی ارایه داده است که در آن سه نیروی ارتجاعی  در مقابل نیروهای انقلابی و دموکراتیک قرار گرفته اند. : نخست، رژیم استبدادی حاکم ؛ دوم، نیروهای امپریالستی و  مداخله‌گر ؛ و سوم، جریان ارتجاعی سلطنت‌طلب.  هدف هر سه این  نیروهای ارتجاعی نابودی اهداف انقلابی مردم ایران برای آزادی، دموکراسی، فدرالیسم و عدالت اجتماعی است. سند گرایش چپ بر علیه  این هر سو نیروهای ارتجاعی موضع گرفته است و بر ارائه بدیل و آلترناتیوی مستقل و مردمی تأکید دارد که مدافت منافع طبقه کارگر و زحمتکشان و مدافع اهداف انقلاب دموکراتیک ایران است. 

سند پیش نویس این سمت گیری طبقاتی  را مخدوش و یک سویه به نفع آن نیروی اجتماعی در جامعه ایران  ارائه داده است که خواستار‌گذاری بر مبنای تغییرات از بالا و کم رنگ کردن تغییرات اساسی و بنیادی در جامعه به نفع زحمتکشان ایران است.

دوم ، تفاوت در زاویه تحلیل وضعیت است. سند ما شرایط کنونی را مرحله‌ای از تشدید بحران انقلابی در جامعه ایران می‌داند؛ بحرانی که ریشه در شکاف عمیق میان جمهوری اسلامی و اکثریت مردم، به‌ویژه کارگران، زحمتکشان، زنان، جوانان و ملیت‌های تحت ستم دارد. در حالی که پیش‌نویس موجود، با وجود مواضع درست در محکوم‌کردن جنگ و مداخله خارجی، عمدتاً بر پیامدهای جنگ و موضع‌گیری در قبال آن متمرکز مانده و نتوانسته است تضاد اصلی، یعنی تقابل مردم و جمهوری اسلامی، را به‌روشنی در مرکز تحلیل قرار دهد.

سوم، تفاوت در تعریف راه‌حل و مسیر تحول است. سند ما بر سرنگونی انقلابی، سازمان‌یابی از پایین، شوراها، اعتصاب‌های سراسری و پیوند مبارزه اجتماعی با آلترناتیو سیاسی تأکید دارد. در مقابل، پیش‌نویس قطعنامه اگرچه از سرنگونی و گذار سخن می‌گوید، اما در درون خود نیز دچار ابهام و چندگانگی است: از یک‌سو بر سرنگونی تأکید دارد و از سوی دیگر، در سطح راهبردی به رویکردهایی نزدیک می‌شود که می‌توانند به برداشت‌هایی از گذار کنترل‌شده یا تغییرات تدریجی تعبیر شوند. این دوگانگی، نه‌تنها در سطح نظری حل نشده، بلکه در عمل می‌تواند به سیاست‌ها و برنامه‌هایی متفاوت و حتی متضاد منجر شود.

چهارم، پیش‌نویس موجود حتی در درون خود از انسجام سیاسی و عملی لازم برخوردار نیست. به‌عنوان نمونه، در مسئله فدرالیسم، رویکرد مطرح‌شده عمدتاً ادامه یا وام‌گرفته از اسناد پیشین (از جمله کنگره چهار) است، بدون آنکه نسبت آن با شرایط جدید، بحران ملی و شکل واقعی توزیع قدرت در ایران امروز به‌طور مشخص بازتعریف شود. 

فراتر از این، حتی با گنجاندن مفهوم فدرالیسم در اسناد، هیچ برنامه عملی مشخصی برای تحقق آن در این دوره تدوین نشده است. نه سیاست روشنی برای پیشبرد آن ارائه شده، نه تلاش مؤثری برای همکاری با نیروها، احزاب و جریان‌های معتقد به این رویکرد صورت گرفته است. در عمل نیز، این موضوع بارها با این استدلال که طرح صریح فدرالیسم ممکن است موجب دور شدن برخی سازمان‌های ملی شود، به حاشیه رانده شده و از پیگیری عملی آن صرف‌نظر شده است.

نتیجه آن بوده که فدرالیسم در حد یک شعار یا اصل کلی باقی مانده و به سیاست مشخص همکاری، ائتلاف‌سازی و اقدام مشترک ترجمه نشده است. حتی در مواردی که امکان همکاری وجود داشته—از جمله در ائتلاف‌هایی مانند «همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران»—نتوانسته‌ایم گام‌های عملی و مشترکی در این زمینه برداریم.

این وضعیت نشان می‌دهد که طرح چنین مفاهیمی در پیش‌نویس، بیش از آنکه بیانگر یک سیاست عملی و قابل تحقق باشد، در سطح یک بیان نظری باقی مانده است. به‌عبارت دیگر، فاصله‌ای جدی میان متن و عمل وجود دارد: مفاهیم طرح می‌شوند، اما به برنامه، سیاست اجرایی و حرکت میدانی ترجمه نمی‌شوند.

پنجم اینکه این مشکل محدود به فدرالیسم نیز نیست، بلکه در حوزه‌های دیگر—از جمله مسائل کارگری، همکاری نیروهای چپ و شکل‌دهی به آلترناتیو جمهوری‌خواه—نیز قابل مشاهده است. در حالی که سند ما بر نقش محوری طبقه کارگر و زحمتکشان و ضرورت سازمان‌یابی مستقل آنان تأکید دارد، پیش‌نویس موجود این حوزه را عمدتاً در سطح توصیف مطالبات یا پیامدهای بحران نگه می‌دارد و آن را به یک سیاست عملی و سازمان‌دهنده ارتقا نمی‌دهد.

تجربه سال‌های گذشته نیز نشان می‌دهد که حزب، علیرغم تأکیدهای مکرر، هنوز نتوانسته است همکاری‌های پایدار و مؤثری با دیگر احزاب و سازمان‌ها—چه در حوزه چپ و چه در عرصه آلترناتیو جمهوری‌خواه—شکل دهد. این امر نشان‌دهنده شکاف میان سطح اسناد و سطح عمل است؛ به‌جز تجربه «همگامی» که آن نیز نه‌تنها به تقویت روند ائتلاف‌سازی حزب منجر نشد، بلکه در عمل موجب کندی، محدود شدن و حتی وقفه در پیشبرد این روند گردید.

در مقابل، سند پیشنهادی ما تلاش می‌کند با اتکا به واقعیت‌های کنونی جامعه ایران، یک خط‌مشی روشن، منسجم و مبتنی بر مداخله انقلابی ارائه دهد: تأکید بر سرنگونی انقلابی، سازمان‌یابی از پایین، نقش تعیین‌کننده طبقه کارگر و زحمتکشان، پیوند مبارزات اجتماعی و سیاسی، و شکل‌دهی هم‌زمان به یک آلترناتیو دموکراتیک و تمرکز قوای چپ.

از این‌رو، ما معتقدیم پیش‌نویس موجود، با وجود برخی مواضع درست، هنوز به سطح یک سند انقلابی و چپ متناسب با شرایط کنونی جامعه ایران نمی‌رسد. این متن بیش از آنکه برنامه‌ای برای مداخله در روند تحولات و سازمان‌دهی نیروی اجتماعی سرنگونی باشد، یک قطعنامه عمومی و توصیفی است.

بر همین اساس، تأکید ما بر ارائه مستقل سند سیاسی گرایش چپ، ناشی از وجود تفاوت‌های واقعی و حل‌نشده در تحلیل، راهبرد و برنامه عمل است.

 

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید