رفتن به محتوای اصلی
چهارشنبه ۸ ژوئیه ۲۰۲۶
چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵

عدالت از گوش‌ها آغاز می‌شود

عدالت از گوش‌ها آغاز می‌شود

بیش از بیست سال است که به‌عنوان داوطلب، در کنار دستگاه قضایی نروژ، در کار داوری و حل اختلاف حضور داشته‌ام. در این سال‌ها پرونده‌های بسیاری دیده‌ام، از خلاف‌های ساده و در ظاهر بی اهمیت مواد مخدر گرفته تا پرونده‌هایی که تصورشان هم انسان را می‌لرزاند. اگر بخواهم تنها یک درس از همه این سال‌ها با خود بردارم، آن درس این است که عدالت، پیش از آنکه در صدور رای معنا پیدا کند، در بیان کلمات و شیوه شنیدن انسان‌ها شکل می‌گیرد.

وقتی از قضاوت سخن می‌گوییم، معمولاً ذهنمان به حکم، قانون و مجازات می‌رود. اما در فرهنگ حقوقی نروژ، به‌ویژه در تجربه‌ای که من از نزدیک دیده‌ام، قضاوت پیش از هر چیز یعنی شنیدن؛ شنیدنی صبورانه، بی‌طرفانه و همراه با احترام.

هرگز یکی از جلسات دادگاه را فراموش نمی‌کنم. متهم مردی بود که مادر خود را به شکلی هولناک به قتل رسانده و بدن او را قطعه‌قطعه کرده بود. تصور چنین جنایتی برای هر انسانی دشوار است. اما آنچه بیش از خود پرونده در ذهنم مانده، رفتار قاضی است. نه خشم در چهره‌اش دیده می‌شد و نه تحقیر. با همان نگاه آرام و مهربانی که با دیگر متهمان سخن می‌گفت، از او خواست روایت خود را تعریف کند. نه برای توجیه جنایت، نه برای بخشیدن او، بلکه چون عدالت بدون شنیدن کامل حقیقت ممکن نیست.

در پرونده‌ای دیگر، جوانی متهم بود که دوست‌دخترش را با شقاوت به قتل رسانده بود. تصاویر قربانی آن‌قدر دردناک بود که اشک را به چشم هر بیننده‌ای می‌آورد. با این حال، پیش از هر پرسش دیگری، دادگاه این فرصت را به او داد که ماجرا را از زبان خودش تعریف کند. آن لحظه برای من یکی از عمیق‌ترین درس‌های عدالت بود. احترام به حق دفاع، احترام به قربانی نیست؛ بلکه احترام به خود عدالت است. اگر حتی کسی که مرتکب چنین جنایتی شده، حق سخن گفتن نداشته باشد، دیگر عدالت با انتقام چه تفاوتی خواهد داشت؟

در این سال‌ها فهمیده‌ام که میانجی یا قاضی، مامور پیدا کردن آدم‌های خوب و بد نیست! او باید میان روایت‌های گوناگون، حقیقت را جست‌وجو کند. این کار تنها زمانی ممکن است که هر دو طرف احساس کنند واقعا شنیده شده‌اند.

بارها دیده‌ام که اختلاف‌هایی که سال‌ها ادامه داشته، تنها به این دلیل حل شده که برای نخستین بار، کسی بدون قطع کردن حرف‌ها، بدون پیش‌داوری و بدون جانبداری، به سخنان هر دو طرف گوش داده است. بسیاری از انسان‌ها بیش از آنکه تشنه پیروزی باشند، تشنه شنیده شدن هستند.

یکی دیگر از ویژگی‌هایی که همیشه برایم الهام‌بخش بوده، احترام برابر به همه انسان‌هاست. در دادگاه نروژ، جایگاه اجتماعی، ثروت، شهرت یا میزان نفرت عمومی از یک متهم، نباید بر رفتار قاضی اثر بگذارد. قانون برای همه یکسان است، اما مهم‌تر از آن، کرامت انسانی همه یکسان است.

این به معنای نادیده گرفتن رنج قربانیان نیست. هیچ‌کس نمی‌تواند درد خانواده‌ای را که عزیزش را از دست داده، جبران کند. اما درست به همین دلیل است که عدالت باید از احساسات لحظه‌ای فاصله بگیرد. دادگاهی که با خشم حکم دهد، شاید احساس انتقام را ارضا کند، اما الزاماً عدالت را برقرار نکرده است.

امروز، پس از بیش از دو دهه حضور در این مسیر، بیش از هر زمان دیگری باور دارم که داوری، پیش از آنکه یک مهارت حقوقی باشد، یک فضیلت انسانی است. قاضی خوب، کسی نیست که زودتر حکم بدهد، کسی است که دیرتر قضاوت کند. کسی که پیش از تصمیم گرفتن، بکوشد انسان پشت پرونده را نیز ببیند، بی‌آنکه از مسئولیت او در برابر قانون بکاهد.

این درس فقط برای دادگاه‌ها نیست. در خانواده، در محیط کار، در فعالیت سیاسی و مدنی و حتی در روابط روزمره نیز صادق است. اگر پیش از پاسخ دادن، واقعاً گوش کنیم، اگر پیش از قضاوت، بکوشیم بفهمیم، و اگر پیش از محکوم کردن، احتمال دهیم که بخشی از حقیقت نزد دیگری نیز هست، بسیاری از اختلاف‌ها هرگز به دشمنی تبدیل نخواهند شد.

بعد از بیست سال، اگر کسی از من بپرسد عدالت چیست، پاسخ ساده‌ای دارم: عدالت از لحظه‌ای آغاز می‌شود که انسان، حتی در برابر کسی که از او بیزار است، توانایی شنیدن را از دست ندهد. زیرا عدالت، پیش از آنکه در حکم دادگاه دیده شود، در منش قاضی و در احترامی که به کرامت همه انسان‌ها می‌گذارد، متجلی می‌شود. عدالت، از گوش‌ها آغاز می‌شود، نه از زبان‌ها.

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید