يكشنبه ۰۵ خرداد ۱۳۹۸ - ۲۶ می ۲۰۱۹

وجود کار کودک در جامعه يک فاجعه بزرگ انسانی است!

۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۸

طبق آمار سازمان های بین المللی کار و یونیسف، روزانه میلیون ها کودک کار در سراسر جهان مورد بهره کشی قرار می گیرند و آنها را مجبور به انجام کارهای خطرناک و دشوار می کنند که به قیمت از دست رفتن سلامت، آموزش، رفاه و رشد آنها تمام می شود. بنا به آمارهای سازمان جهانی کار از هر شش کودک در جهان یک نفر کار می‌کند. طبق آمار های مختلف در حدود ۵۰۰ میلیون کودک در بازارهای کار جهانی مشغول به کار طاقت فرسا هستند.

وجود کار کودک در جامعه يک فاجعه بزرگ انسانی است. کار کودک، حقوق اساسی کودکان را مورد تجاوز قرار می دهد. کودکی که به دليل فـقر اقتصادی به محيط های کار کشيده می شود در واقع فـقر را در خود جاودانه می کند. کار استثمارگرانه بر رشد جسمی کودک تأثير منفی دارد و سلامتی او را به خطر می اندازد. کار استثمارگرانه به رشد شناختی- عاطفی کودک از جنبه روانی آسيب های جدی وارد می سازد و بدين طريق احساسات و دلبستگی های او لطمه شديدی می خورد. کودکان کار به دليل کار طاقت فرسا با انواع و اقسام افسردگی ها، اضطراب ها و نگرانی ها مواجه هستند که با سن آنها هيچ تناسبی ندارد. آنها به واسطه انجام کارهایی کە با سن و سال و وضعیت جسمی شان تناسب ندارد چنان فرسوده و پژمرده می شوند که اکثرا در بزرگسالی نمی توانند بازده اقتصادی مفيد و زندگی مناسبی داشته باشند. کودکان کار خیلی زودتر از هم سن و سالانشان باید با دنيای کودکی و آرزوهای کودکی شان خداحافظی و بقیە عمرشان در حسرت آنها سر کنند.



طبق آمار سازمان های بین المللی کار و یونیسف، روزانه میلیون ها کودک کار در سراسر جهان مورد بهره کشی قرار می گیرند و آنها را مجبور به انجام کارهای خطرناک و دشوار می کنند که به قیمت از دست رفتن سلامت، آموزش، رفاه و رشد آنها تمام می شود. بنا به آمارهای سازمان جهانی کار از هر شش کودک در جهان یک نفر کار می‌کند. طبق آمار های مختلف در حدود
۵۰۰ میلیون کودک در بازارهای کار جهانی مشغول به کار طاقت فرسا هستند. یک سوم کودکان کار در جهان به طور کامل بە سیستم آموزشی دسترسی ندارند و آن‌هایی که می‌توانند در مدارس حضور یابند هم، معمولا قوە یادگیری ضعیف‌تری از سایر دانش آموزان دارند.



بنا به آمارهای رسمی، دو‌ میلیون کودک کار و سه میلیون و
۵۰۰ هزار کودک ترک تحصیل کرده در ایران وجود دارد اما آمار‌های غیررسمی از وجود هفت میلیون کودک کار خبر می دهند. از نظر مقامات مسئول و طبق معیارهای جمهوری اسلامی در حدود ۴۰ درصد کودکان کار بین ۱۰ تا ۱۴ ساله در ایران، ایرانی نیستند و در واقع معیار ایرانی بودن و نبودن کودکان کار در ایران چندان هم مشخص و شناختە شدە نیست. در حال حاضر بنا به آمارهای موجود ۳۴ درصد از کودکان خیابانی در حال تحصیل هستند، ۴۰ درصد ترک تحصیل کرده‌اند و ۲۴ درصد از آنها اصلا به مدرسه نرفته‌اند.آنطور کە گفتە می شود ۵۰ درصد از کودکان کار، بچه های مهاجر از کشورهای افغانستان، پاکستان و... هستند. بیشتر این کودکان فاقد اوراق هویتی و شناسنامه هستند.

آنها با وجود خردسالی ساعت کاری معینی ندارند از صبح تا شب در خیابان بسر می برند. و بخشی از آنها وقتی که شب به خانه بر می گردند می بایست دست پر به خانه بروند وگرنه ممکن است با ضرب و شتم کسانی کە از آنها نگهداری می کنند مواجه شوند.آنها همیشه در معرض تهدید و آزار و اذیت قرار دارند.برای آنها تصویر دنیای آینده، مبهم و تاریک است و جز دشواری، تحقیر و پژمردگی زودرس، تجربه دیگری از زندگی را لمس نمی کنند. در حال حاضر بنا به آمارهای انتشار یافته، در ایران سه هزار "منطقه‌ی حاشیه‌نشین" و بیش از ۱۹ میلیون نفر حاشیه‌نشین وجود دارد و فقر "به شکلی دردناک بویژە در این مناطق" در حال گسترش و "قربانی گرفتن" است و اولین قربانیان فقر و خشونت، کودکان این خانواده‌ها هستند که در شرایطی اضطراری و اجباری مجبور به ترک تحصیل و در نهایت جذب بازار کار شده اند.



سالهاست که بحران و خشونت اقتصادی که بشکل سیستماتیک از بالا به پایین جامعه تزریق می‌شود بر زندگی طبقات ضعیف و زحمتکش، حاشیه‌نشینان و خانواده‌های کارگری اثر می‌گذارد و بدین ترتیب کودکان خردسال را اجبارا به بازار کار کشانده است. در ایران هر روزه با کودکانی زیر سن مدرسه روبرو می‌شویم که به مشاغلی مانند دستفروشی، آدمس فروشی، واکسی، زباله‌گردی یا حتی تکدی‌گری مشغولند و بخش بسیار مهمی دیگر از آنها در کوره پزخانه ها، کارگاه های صنايع دستی، قاليبافی، آهنگری، کفاشی ها، چاپخانه ها، کارخانه های بلورسازی و شيشه گری، کارخانه های ملامين سازی، کارهای ساختمانی، کارهای دستی و پيشخدمتی و توليدی پوشاک و پادويی و حتی در معادن و ... به کار گرفته شده اند.




بهره‌کشی از نیروی کار کودک، ریشه در عوامل مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دارد به نحوی که کاهش سطح درآمد و افت قدرت خرید طبقات و اقشار زحمتکش، تورم و بیکاری والدین، اعتیاد و طلاق و شکاف طبقاتی از مهمترین عوامل افزایش کودکان کار در ایران می باشد.



در ایران با توجه به افزایش سطح مالی خط فقر و اختلاف فاحش آن با حداقل دستمزد رسمی‌ ارائه شده از سوی ادارە آمار، ورود کودکان طبقات و اقشار تهی دست به بازار کار شتابی خطرناک یافته است. هم چنین با سخت‌تر شدن وضعیت اقتصادی و بالا رفتن هزینه های تولید به دلیل تحریم ها ، روز به روز علاقه کارفرمایان برای بهره کشی از نیروی ارزان و بی دردسر کودکان بیشتر می‌شود و در این وضعیت، قانون ممنوعیت کار کودکان اجرا نمی شود.



هم اکنون کودکان بسیاری در کارگاه های زیر زمینی بصورت غیر قانونی بکار گذاشته می شوند. از آنها در این مراکز نهایت سوءاستفاده صورت می گیرد و اغلب با حقوق بسیار پایینی مشغول بکار می شوند. کار کودکان در این مراکز بر قراردادهاى متعارف کار متکى نيست و صاحبان این مراکز برای کسب سود بیشتر هيچ تضمين قانونی در قبال آنان بر عهده نمى‌گيرند. حتی بسیاری از کارفرمایان در ایران برای کاستن از مخارج خود، کودکان و کارگران نوجوان زیر
۱۵ سال را بیمه نمی ‌کنند و وزارت کار نظارتی بر روند اجرای قوانین موجود انجام نمی دهد و نیز هیچ نظارتی هم بر کارگاه‌ هایی که تعداد کارگران شاغل آن کمتر از ۱۰ نفر بوده، نمی کند زیرا که این کارگاه‌ ها را از شمول قانون کار خارج می ‌داند و به بهانه کمبود پرسنل از این مسئله پراهمیت سر باز می ‌زند.

در مراکزی هم که تا حدودی نظارت و کنترل این وزارتخانه وجود دارد، کارفرمایان اغلب کودکان نوجوان را در هنگام بازرسی ‌های وزارت کار از نظر مخفی می‌ دارند. همین موجب می‌ شود که کارگر نوجوان برای از دست ندادن کار خود تن به هر شرایطی بدهد که کارفرما تعیین می ‌کند. این کارگران نوجوان به دلیل در حاشیه قرار گرفتن، فرصت آگاه شدن از حقوق صنفی خود را نیز نمی ‌یابند و غالبا از تضمین‌ های قانونی مربوط به خود بی‌ خبر هستند. در بخشی از این کارگاه‌‌ها آن ها را تنبیه بدنی نیز می ‌کنند.



این کارگران خردسال، گاه در ازاى پرداخت بدهی خانواده‌هايشان، در اختيار صاحبان این مراکز قرار مى‌گيرند و از بابت کار سخت و طولانى خود، هيچ مزدى به آنها تعلق نمی گیرد. در این مراکز از حق بيمه و بهداشت خبری نیست. این کودکان بدلیل عدم آشنائی از حقوق خود نمی توانند از حق خود دفاع کنند. دائما در ترس و وحشت از تنبیه کارفرما زندگی می کنند. کودکان خردسال به سخت ترین شکل در این مراکز مورد بهره کشی قرار می گیرند. در واقع کودکان در تاریکی این کارگاه های زیرزمینی دوران کودکی خود را تمام نکرده بپایان می رسانند! آمار دقیقی در باره کودکانی که در کارگاه‌های زیرزمینی کار می‌کنند، وجود ندارد و وزارت کار کنترل جدی‌ای هم در این عرصه انجام نمی‌دهد. در این مراکز كارفرمايان الزامي به بيمه و ايجاد ساير شرايط كار براي شاغلين زير
۱۴ سال ندارند و صرفا به علت سن كم به آنها نصف حقوق را پرداخت می‌كنند.



در شرایط سیاسی و اقتصادی امروز ایران، پديده کودکان کار و خيابانی را نمي توان براحتی از بين برد؛ اما اگر در جهت حقوق کودکان سیاست های کوتاه و بلند مدت اتخاذ شود امکان کاهش تعداد آنان و نیز کمک رسانی در عرصه های مختلف به آنها در جامعه افزایش می یابد. در این مورد بسیاری از کارشناسان و نهادهای مدنی مدافع حقوق کودک خواستار به رسمیت شناختن کودکان کار و خیابانی هستند. در دهه اخیر تعداد آنان آنقدر افزایش یافته است که در هر و کوی برزنی در شهرهای بزرگ می شود آنها را براحتی دید. اما با این وجود آنها نادیدە انگاشتە می شود و یا کوچک نشان دادە می شود.



در واقع با برسمیت شناختن وجود و ابعاد واقعی کودکان کار و خیابانی و حساس کردن افکار عمومی شرایط برای مقابلە با این معضل بزرگ اجتماعی فراهم می شود و این آن چیزی است کە دولتمردان و ذینفعان از کار کود تن بە آن نمی دهند. در واقع حل مشکل کودکان خیابانی در ایران نیازمند عزم جدی و تلاش پیگیر جامعه مدنی است. در این عرصه ارگان های مسئول دولتی می بایست برای انجام اقدامات عملی دائما تحت فشار اجتماعی قرار گیرند.

 

افزودن دیدگاه جدید