يكشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۹ - ۲۵ اکتبر ۲۰۲۰

دعوت ائمه جمعه به «ناامن کردن فضا برای بدحجابان»، اسم رمز سرکوب و اختناق علیه زنان!

علی
۱۵ مهر ۱۳۹۹

هر شهروند ایرانی، اعم از زن و مرد، باید با اعلام همبستگی، دربرابر هرگونه خشونتی علیه زنان به هر بهانه ای از جمله دستاویز «بدحجابی» بایستد. باید با فریاد رسا، فرمانهای امامان جمعه را در نطفه خفه کرد. باید خواستار جدائی دین از دولت شد، تا دست امامان جمعه و رهبر آنان خامنهای، برای همیشه از دخالت در امور جامعه و تحدید کردن حقوق و آزادی های شهروندان به بهانه های واهی از جمله «نهی از منکر» کوتاه گردد و دیگر نتوانند فضا را برای زنان ناامن کنند!

درست در ششمین سالگرد اسیدپاشی های جنایتکارانه در اصفهان، دوباره یوسف طباطبایینژاد، امام جمعه و نمایندهخامنهای در اصفهان و به دنبال آن ابوالقاسم یعقوبی، امام جمعه بجنورد از "ناامن کردن فضا برای بدحجابان" داد سخن دادهاند و نیروهای انتظامی را نیز به برخورد با زنان دعوت کردند و تأکید کرده اند که علاوه بر ورود پلیس و قوه قضاییه به امر مقابله با بیحجابی، مردم هم باید به این امر ورود پیدا کنند و آمر به معروف و ناهی از منکر باشند. آنها با این سخنان، در واقع اوباش «آتش بهاختیار» را به جهاد علیه زنان دعوت کردهاند.

شش سال پیش بعد از چنین دعوتهائی از پشت تریبون نماز جمعه بود که موجی از اسیدپاشی علیه زنان در اصفهان راه افتاد و زندگی چندین زن جوان را، قربانی جنون اوباشان تحت امر این مرتجعان نمود. طی شش سال گذشته، هیچ اسیدپاشی دستگیر یا محاکمه نشد، ولی زنانی که قربانی این اقدامات جنایتکارانه بودند، برای همیشه امنیت و آرامش زندگیشان را از دست دادند.

اعمال تبعیض علیه زنان در جمهوری اسلامی جنبههای مختلفی دارد. اما یکی از بدترین جلوههای آن که امنیت زنان را به شدت تهدید می کند، فرمانهای "نهی از منکر" امامان جمعه است، که هر زنی را به هدفی برای حملات تروریستی هر کسی تبدیل میکند. درواقع، مساله حجاب که محملی برای آزار و اذیت روانی و تنگ کردن حریم خصوصی زنان است، به مستمسکی در دست هر اوباشی تبدیل میشود که علیه هر آنکسی که بخواهد، دست به اقدام بزند. مسئله فقط این نیست که زنان دیگر به فکر اعتراض علیه تبعیض و نقض حقوق اولیه خویش نیافتند، بلکه فراتر از آن، بیمناک امنیت خود برای زنده ماندن هم نیز باشند. نمایندگان خامنه ای با چنین سخنانی، تبعیض و خشونت قانونی علیه زنان را که از جمله در بسیاری از قوانین و نیز عدم تصویب لایحه منع خشونت علیه زنان خود را نشان می دهد، با اقدامات غیرقانونی آتش به اختیاران خویش تکمیل می کنند. تنها کافی است کسی در مقام قاضی تشخیص دهد که زنی در معابر عمومی، حتی داخل ماشین خود، حجابش را رعایت نکرده است و بعد نه تنها حق دارد که او را از "منکر " نهی کند، بلکه اگر این "نهی از منکر" جواب نداد، می تواند به درخواست امامان جمعه، "فضا" را برای او با توسل به هر وسیلهای که در دست داشتهباشد ناامن سازد . این کار از جمله با اسیدپاشی بر صورت زنان سالهاست که صورت میگیرد و با فتواهای اخیر، دور نیست که ادامه نیز بیابد.

این اولین بار نیست که زنان به خشونت بیشتر تهدید می شوند؛ مردم ما اسیدپاشی های زنجیره ای در استان اصفهان در سال ۹۳ را هنوز فراموش نکرده اند؛ در جریان این اسیدپاشیها چند زن جوان مورد حمله قرار گرفتند، که یکی از آنها نیز در اثر جراحات ناشی از اسیدپاشی درگذشت؛ اما علیرغم شکایت قربانیان و خانواده های آنان، مجرمین هرگز شناسائی نشدند و در عوض پلیس به خانواده های قربانیان هشدار داده بود که با رسانه ها تماس نگیرند.

همه این زنان قربانی راننده خودرو بودند. به گزارش روزنامهی شرق بررسی تخصصی اسید نمونهبرداریشده از این حملات نشان داد که یک نوع اسید در حملات به کار رفته است. وزیر دادگستری وقت این حملات را "تروریستی" خواند. اما با این حال در سال ۹۷ رسیدگی به این پرونده بدون یافتن هیچ نشانی از مجرمان، خاتمه یافته اعلام شد.

در اردیبهشت سال ۹۸، در اثر فشار قربانیان اسیدپاشی و خانواده های آنان، نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران کلیات طرح یک فوریتی «تشدید مجازات اسیدپاشی و حمایت از بزهدیدگان» را تصویب کردند. در همان زمان بعضی از قربانیان اسیدپاشی برای جلوگیری از تکرار این تبهکاری، خواستار مجازات حبس ابد و نه قصاص یا اعدام برای مجرمین شده بودند. مرضیه ابراهیمی یکی از قربانیان اسیدپاشی، در توضیح خواسته خود گفته بود: "اسیدپاشی عین قتل است، باور کنید زندگی فردی که مورد اسیدپاشی قرار میگیرد، کاملاً نابود میشود، اسید تا سالها پوست و عضلات را میخورد و تا آخر عمر باید درمان ادامه داشته باشد. نمیتوان برای این جنایت مجازات کمی درنظر گرفت".

کافیاست تا پای درددل قربانیان این اسیدپاشی ها بنشینیم. مرضیه ابراهیمی تنها یک نمونه از آنهاست. اکثر آنان در اثر جراحات وارده، حس بینائی یا شنوائی یا هر دو را از دست داده اند. بعضی جراحات عمیق تر، در ناحیه سر داشته اند. زندگی قربانیان اسیدپاشی در اثر این حملات، کاملا دگرگون شده و در بسیاری موارد، امکان ادامه زندگی به شکل سابق را دیگر نداشته اند و علاوه بر آن مخارج سنگینی را برای مداوا و امکان ادامهی حیات متحمل شده اند. انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی، که توسط شماری از قربانیان، هنرمندان و پزشکان برای حمایت از قربانیان اسیدپاشی در خرداد ماه ۹۶ تشکیل شده و حمایت از آنان را هدف خود قرار داده است، میکوشد در این حوزه روشنگری کند؛ دکتر فروتن، مدیرعامل انجمن حمایت از قربانیان اسید پاشی میگوید: "بسیاری از قربانیان اسیدپاشی بعد از این ماجرا دچار خشم و نفرت شدهاند و به مشاوره و روانپزشکی جدی نیاز دارند و انجمن سعی کرده این امکانات را تا حدی فراهم کند، اما برای رسیدگی بیشتر به این قربانیان به کمکهای مردمی بیشتری نیازمند است. این خشونت مدام فراگیرتر میشود و ما یکی از برنامههایمان در این انجمن کاهش این نوع خشونت است".

اخیراً نیز به دنبال فتوای امام جمعه اصفهان، مرضیه ابراهیمی و سهیلا جورکش دو نفر از قربانیان اسیدپاشی، سخنان امامان جمعه را مورد انتقاد قرار داده اند؛ خانم ابراهیمی از جمله در اینستاگرام خود نوشته است: "همه ما خواستاریم که دست بردارند از این تهدید؛ دست بردارند از ترساندن مردم؛ این حق همهی ما است که بدون ترس به خیابانهای شهرمان پا بگذاریم؛ بدون وحشت زندگی کنیم؛ باور کنید ما اسیر نیستیم، شهروندیم.”

البته امامان جمعه اصفهان و بجنورد، با بالا گرفتن اعتراضات علیه این سخنان، طی بیانیههايي این گزارشها را تکذیب کردند و رسانه ها را متهم به دروغ پردازی کردند. اما همه اینها مانع از این نخواهد شد که پیروان و آتش به اختیاران همیشه در صحنه، علیرغم این تکذیب ها، تلاش در اجرا کردن اوامر آنها داشته باشند.

نتیجه بیش از ۴۰ سال حکومت استبداد دینی و ایجاد وحشت، دورتر شدن هر روزه اکثریت مردم از رژیم جمهوری اسلامی و امامان جمعه و ولی آنان خامنه ای است. اعتراضات وسیع علیه این سخنان نیز، نشانهی آگاهتر شدن افکار عمومی و قدرت گرفتن هرچه بیشتر جامعهی مدنی در ایران و از جمله فعالین حقوق زنان است.

هر شهروند ایرانی، اعم از زن و مرد، باید با اعلام همبستگی، دربرابر هرگونه خشونتی علیه زنان به هر بهانه ای از جمله دستاویز «بدحجابی» بایستد. باید با فریاد رسا، فرمانهای امامان جمعه را در نطفه خفه کرد. باید خواستار جدائی دین از دولت شد، تا دست امامان جمعه و رهبر آنان خامنهای، برای همیشه از دخالت در امور جامعه و تحدید کردن حقوق و آزادی های شهروندان به بهانه های واهی از جمله «نهی از منکر» کوتاه گردد و دیگر نتوانند فضا را برای زنان ناامن کنند! اقدامات باید از سطح تصویب یا عدم تصویب قوانین فراتر رفته، طرح یک اقدام غیر انسانی را نیز جرم تلقی کند و خاطی را چه یک روحانی مرتجع باشد، که با تحریک دیگران باعث خشونت علیه زنان شود، چه یک اوباش آتش بهاختیار، به پای میز محاکمه کشاند، تا دیگر هیچ کسی فکر «ناامن کردن فضا برای زنان» را به مخیله خود راه ندهد!

جامعه مدنی ایران باید بداند که تا جمهوری اسلامی هست، این نوع تعرضها و فتواها علیه زنان نیز پا برجا خواهد بود. تنها راه مقاومت در برابر این تعرضها، پرهزینه کردن صدور چنین احکام ضدبشری برای صادرکنندگان آن است.

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید