شنبه ۰۳ فروردين ۱۳۹۸ - ۲۳ مارس ۲۰۱۹

یداله بلدی

یوسف در سال 51 از زندان آزاد گردید و پس از آزادی به سازمان پیوست و جزوه‌ای، به نام خاطرات یک چریک در زندان را منتشر کرد که سند بسیار مستند و معتبری‌ست از نحوه رفتار ساواک با زندانیان و افشای شکنجه‌های وحشیانه ساواک که علیە مبارزان اعمال می‌شد

هوشنگ عیسی بیگلو درکمیته مشترک، براثر صدمات وجراحات ناشی از شکنجه ها بارها دربیمارستان بستری شد، اما او هم‌چنان مقاوم، شکنجه‌ها را تحمل می‌کرد و آن‌چنان دربرابر شکنجه‌گران جسور و باشهامت بود که یک‌بار درحضور شکنجه گران گفته بود، اینجا روزی موزه مقاومت زندانیان و جنایات شماخواهد شد؛ پیش بینی او جامه‌عمل پوشید و کمیته مشترک تبدیل به موزه شد، اما دریغا که به‌جای تندیس‌های، بهروز دهقانی عیسی بیگلو، یحیی رحیمی، غلامرصا اشترانی و فاطمه امینی و صدها مبارز دیگر، تندیسهای، خامنه‌ای و رقسنجابی را در سلول‌ها جای داده اند.

در سال‌های اولیه دهه ٤٠ چندین گروه روشنفکری و دانشجویی به‌طور مخفیانه به مبارزه علیه رژیم شاه برخاستند، که بیشتر فعالیتشان در عرصه‌های پخش اعلامیه و ردوبدل کردن جزوات و کتاب‌های ممنوعه و تشکیل جلسات بحث و گفتگو پیرامون مسائل سیاسی روز ایران و جهان، کار در کارخانه‌ها و یا تحقیق و پژوهش درباره اوضاع اقتصادی و اجتماعی ایران بود

بیکاری بیش از 70 درصد کارگران ساختمانی و کوره‌پزخانه‌ها موجب کاهش شدید سطح دستمزدها شده است و باوجود دشواری مضاعف کار در این بخش و خطرات متعددی که به دلیل عدم رعایت ایمنی و بهداشت ‌کار این گروه از کارگران را تهدید می‌کند، آن‌ها مجبورند تن به دستمزدهایی بدهند که به‌زحمت حداقل‌های یک زندگی بخورونمیر را جواب می‌دهد.

در جلساتی که پس از انقلاب برگزار می‌شد، یحیی همواره خطر یک دیکتاتوری به مراتب خشن‌تر را گوشزد می‌کرد. فعالیت‌های یحیی در ماه‌های پس از انقلاب خستگی ناپذیر بود و در تمام شهرهای کرمانشاه و کردستان و تهران در حال رفت و آمد و ارتباط گیری بود و در شهرها و روستاها سخنرانی می‌کرد

اشترانی نسلی از مبارزین را در بروجرد تربیت کرد، که نام‌های آنان در عرضه مبارزاتی ایران فراموش نخواهند شد؛ گروه «آرمان خلق» که مقاومت دلیرانه شان درزیر شکنجه در آن سالها بازتاب وسیعی داشت و همایون کتیرایی، شاخص‌ترین چهره این گروه، به عنوان نماد مقاومت شهرت یافتند.

زندان های جمهوری اسلامی که قرار بود جایگاه انسان سازی باشد، تجاوز به نسبت جمعیت، بمراتب از جامعه بیشتر است وجوانان زندانی مورد تجاوز لاتها و لمپن ها قرار میگیرند، اغلب وکیل بندها در ازای دریافت پول جوانان را به سردسته لاتها میفروشند، در اصطلاح زندان باین جوانان قربانی و بیگناه عروس می گویند. انسان فروشی و واسطه گری نیروی انتظامی، نشانگر سقوط اخلاقی این باصطلاح حافظان ناموس مردم است.

درکشور ما تحت تسلط ولایت فقیه و ایادیش، بیش از 3ملیون نفر از کودکان از تحصیل مدرسه محروم اند، و رژیم تاکنون هیچگونه اقدام جدی و فراگیری برای آموزش آنان، و سروسامان دادن به بیش از 200هزار کودک خیابانی و باز پروری آنان انجام نداده است

درمراسم روز اربعین، رژیم برای تبلیغ قدرت نمایی و برای رقابت با مراسم حج و دولت عربستان سعودی و ادعای توانایی بسیج کردن مردم، میلیاردها تومان را هزینه راه کرده است، که تنها با بخشی از این بودجه می‌توان تمام مناطق زلزله زده را باز سازی کرد. اما رژیم مسولیتی دربرابر مردم این شهر که اقلیت مذهبی و قومی هستند، احساس نمی‌کند.

اکنون 40 سال از سوم آبان 57 که مردم با اتحاد و همبستگی در زندان‌ها را به روی فرزندان خود گشودند می‌گذرد. دریغا آزادی وعدالت که خواسته و آرزوی زندانیان و مردم بود نه تنهابرآورده نشد، بلکه نطام جمهوری اسلامی، خودکامگی، ستم و شقاوت را در جامعه نهادینه کرد و زندان، اعدام و شکنجه ابعاد گسترده تری یافت؛ عملکرد جمهوری اسلامی در سال‌های اولیه انقلاب نشانگر این واقعیت رنجبار بود که مردم میهن ما فقط مدت کوتاهی بهار آزادی را تجربه کردند و آرمان‌های بیش از 90درصد زندانیان به ثمر نرسیدند.