سه شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۹ - ۳۱ مارس ۲۰۲۰

به مناسبت روز جهانی زبان مادری

۰۱ اسفند ۱۳۹۸

شعار «ایران برای همه ایرانیان» بدون احترام به هویت‌ها، زبان‌ها و باورهای گوناگون و تلاش برای برابری و تساوی حقوق آنها و دارندگان‌شان، سخنی کاملاً پوچ است. احترام به زبان‌های گوناگون، احترام به انسان و کرامت اوست و پاس‌داشت گنجینه‌ای شگفت است، که حاصل پر ارج هزاران سال تکاپوی مادی و معنوی نوع بشر به شمار می رود.

اعلامیه گروه کار ملی و قومی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

به مناسبت روز جهانی زبان مادری

یونسکو، روز 21 فوریه ،برابر با دوم اسفند را با الهام از مبارزات دانشجویان بنگلادش، به عنوان «روز جهانی زبان مادری» اعلام کرده است. دقت ما ایرانیان در هدف یونسکو از اعلام چنین روزی و تامل در نگرانی‌های این نهاد جهانی در این عرصه از تبعیض، نشان‌دهنده وضعیت دردناکی ‌ا‌ست که «زبان‌های مادری»، در کشور ما گرفتار آنند. در جهان کنونی که بشریت ترقی‌خواه و نهادهای فرهنگی جهانی، نگران وضعیت زبان‌هایی با کمتر از هزار سخنگو هستند، نظام سیاسی ایران و مدافعان‌اش کمر به تضعیف و نابودی زبان‌های چند ده میلیون از نصف جمعیت ایران بسته‌اند. این سیاست ضدانسانی و فرهنگ‌ستیز، بیش از یکصد سال است که یکی از ارکان لاتغیر دولت‌ها در ایران است.

پروژه‌ی پیدایش «دولت – ملت» در خاورمیانه و از جمله در جغرافیای ایران، مسیری ضددمکراتیک و تبعیض گرایانه و در نتیجه مملو از سرکوب، خشونت و دیگرستیزی و خونباری را پیموده است. این روند در ایران با دو ممیزه‌ی اجتماعی انحصار زبان فارسی و رسمیت تفوق مذهب شیعه‌ی اثنی عشری، با پهلوی ها آغاز یافت و پی گرفته شد. مطابق این رویکرد، ایرانیانی که خارج از دایره‌ی تعیین شده قرار گرفته بودند، از همان ابتدای امر عملاً به عنوان «غریبه‌هایی در ایران» نفی شدند و تمام اشکال مقاومت در مقابل این یکسان‌سازی فرهنگی، به خشن‌ترین شکل ممکن سرکوب و منکوب گردید. «زبان» که در دیدگاه زبان‌شناسان به عنوان خانه‌ی اندیشه، و در نظر جامعه‌شناسان به عنوان حامل هویت تاریخی ملت‌ها و اقوام شناخته می‌شود، به هدفی برای سرکوب از سوی برتری طلبان بدل گشت و زبان‌های غیرفارسی در جغرافیای ایران، نه تنها مجال تدریس و آموزش و بالندگی نیافتند، بلکه در روند یکسان‌سازی عمومی، از شکوفایی بازمانده و مسیر زوال و ضعف ادبی و فرهنگی را پیمودند.

آموزش به زبان مادری، هم به لحاظ انسانی و هم به لحاظ حقوقی حقی مسلم شناخته می‌شود. زبان بخش جدایی‌ناپدیری از هویت یک فرد بشمار می رود. در واقع یک فرد، یک قوم و یا ملتی را بدون زبان آن نمی‌توان شناخت. زبان نه تنها وسیله‌ی شناخت و ایجاد رابطه با محیط پیرامون بلکه مهمتر از آن، ظرفی برای اندیشه و فرهنگ و آفرینش تفکر است.

سیاست تحمیل یک فرهنگ و یک زبان رسمی بر سایر گروه‌های ملی و قومی ایرانی، پس از روی کار آمدن حاکمان اسلامی، نه تنها تعدیل نشد بلکه شکل خشن‌تر و عریان‌تری به خود گرفت. با وجود جا گرفتن دو اصل 15 و 19 در قانون اساسی جمهوری اسلامی که متأثر از فضای انقلابی و معترض سال‌های آغازین انقلاب است، تفاوت زبانی بدل به محمل ستم مضاعف علیه مردمان ایرانی غیرفارسی زبان گشت.

مبارزه علیه این سیاست تبعیض‌آمیز که همزاد آغاز تحمیل زبانی و فرهنگی است، در جمهوری اسلامی هیچگاه پاسخی جز سرکوب نگرفته است. مبارزات و تلاش‌های فعالان ملی و قومی مردم ایران، منجر به باز شدن دو واحد اختیاری در دانشگاه‌ها برای زبان‌های آذربایجانی و کردی شده است. خاصه در سال‌های اخیر، با طرح پروژه‌ی ایران‌شهری توسط فاشیست‌ترین روشنفکران حکومتی و حمایت از این پروژه توسط حکومت، سخن گفتن از زبان مادری و برآوردن فریاد حق آموزش آن، با اتهام تجزیه‌طلبی و خیانت به کشور پاسخ می‌گیرد.

سیاست «یک زبان - یک مذهب»، گرچه نتوانسته واقعیت و حیاتمندی زبان‌هایی با متکلمین میلیونی را از آنها بگیرد، ولی بر اثر اعمال سیستماتیک آن، برخی از زبان‌ها و گویش های اقوام ایرانی را در معرض نابودی قرار داده است. این در حالی است که احیاء زبان‌های مهجور و پاسداری از زبان های دارای کمترین حوزه تکلم، هر روز بیشتر در دستور کار حافظان فرهنگ بشری قرار می گیرد. فرهنگ متعالی بر اینست که انسان در زبان است که می شکفد و فرهنگ در زبان است که غناء می پذیرد.

مبارزه با سیاست های تبعیض آمیز و فرهنگ ستیز جمهوری اسلامی و رویکردهای دیگر حامیان این سیاست ها، چه از طریق تقویت مسئولانه‌ی پویش‌ها و تلاش‌های فرهنگی و چه از مسیر مبارزه‌ی سیاسی برای مطالبه‌ی حق تحصیل به زبان مادری کودکان غیرفارسی‌زبان، علاوه بر اینکه گام‌هایی برای کسب یک حق بدیهی است، که فراهم آورنده موجبات ایجاد یک هویت اعتراضی مشترک نیز هست.

گروه کار ملی و قومی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)، در سال‌گرد «روز جهانی زبان مادری»، بار دیگر سیاست سرکوب، تحدید و نابودسازی زبان‌های غیرفارسی در ایران را به شدت محکوم می‌کند و بار دیگر تأکید می کند که ایران متعلق به تمام ایرانیان، و تمام گروه‌های ملی و اقوام ساکن آن است که به زبان‌های گوناگون سخن می‌گویند. شعار «ایران برای همه ایرانیان» بدون احترام به هویت‌ها، زبان‌ها و باورهای گوناگون و تلاش برای برابری و تساوی حقوق آنها و دارندگان‌شان، سخنی کاملاً پوچ است. احترام به زبان‌های گوناگون، احترام به انسان و کرامت اوست و پاس‌داشت گنجینه‌ای شگفت است، که حاصل پر ارج هزاران سال تکاپوی مادی و معنوی نوع بشر به شمار میرود.

 

گروه کار ملی و قومی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

اول اسفند ۱۳۹٨ برابر با ۲۰ فوریه ۲۰۲۰

افزودن دیدگاه جدید