دوشنبه ۰۷ مهر ۱۳۹۹ - ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۰

سامانه‌ی شاد جواب‌گوی آموزش نیست

۲۱ شهريور ۱۳۹۹

استفاده‌ی گسترده از آموزش مجازی و تامین زیرساخت‌های آن، از آنجا که می‌تواند نابرابری در حوزه‌ی آموزش را تا حدی تعدیل کند، کابوس مافیای آموزش کشور بوده است. از این رو هیچگاه تلاشی برای عملی شدن انجام نشده بود. با بروز بحران کرونا مسئولین آموزش کشور مجبور به بهره‌گیری از آموزش مجازی شدند. اما تجربه‌ی شش ماه اخیر نشان داده است اینکار با ضعف و نواقص فراوان و بدون تامین ملزومات آن انجام شده است. در این میان دانش‌آموزان و خانواده‌های آنها قربانی بی‌مسئولیتی نظام آموزشی کشور شدند

«سردرگمی دولت و بلاتکلیفی مردم»، خلاصه‌ای از عملکرد دولت حسن روحانی، در مقاطع مختلف مواجه با کووید-19 بوده است. در روزهای اخیر این سردرگمی و بلاتکلیفی در مساله‌ی بازگشایی مدارس مجدد، و اینبار با خطر بیشتر خود را نشان داد. هنگامی که وزارت بهداشت توصیه می‌کرد آموزش حضوری فعلاً باید لغو شود، وزارت آموزش و پرورش بر آموزش حضوری تحت هر شرایطی تاکید داشت. در نهایت هم تصمیم در زمینه‌ی حضور یا عدم حضور دانش‌آموزان در مدرسه به خانواده‌ها واگذار شد!

مقصد این متن، بررسی سیاست‌های آموزشی جمهوری اسلامی و به طور مشخص دولت حسن روحانی نیست. در اثنای بحث بر سر ترجیح آموزش مجازی یا حضوری، کارشناسان بسیاری دلیل تاکید وزارت آموزش و پرورش بر آموزش حضوری را، «نفع مالی» این آموزش برای مدارس غیر انتفاعی می‌دانستند. حتی به فرض شک به این ادعا، آموزش مجازی در دوران کرونا «سویه‌های مشخص اقتصادی» و دشواری‌های مادی برای طبقات متوسط و فرودست داشته است. در این متن به جنبه‌هایی از این موضوع پرداخته خواهد شد:

 

یک- اصل سی‌ام قانون اساسی جمهوری اسلامی تصریح می‌کند که «دولت موظف است وسائل آموزش وپرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفائی کشور به طور رایگان گسترش دهد.» طبق این اصل، نه تنها آموزش همگانی و رایگان است، بلکه تامین آن نیز وظیفه‌ی مشخص دولت است. تاسیس مدارس غیر انتفاعی، اخذ شهریه برای ثبت نام در مدارس دولتی، دریافت هزینه‌ی کتاب‌های درسی و حتی عدم تامین لوازم تحریر و وسیله‌ی رفت و آمد به مدرسه توسط دولت، این اصل را نقض می‌کنند.

 

دو- آموزش و پرورش در دوران صعود ویروس کرونا، سامانه‌ای تحت عنوان شاد را برای اجرای آموزش مجازی ایجاد کرد. شاد، قرار بود وسیله‌ای ارتباط دانش‌آموز و مدرسه باشد و تمام فعالیت‌های آموزشی مدرسه، در این سامانه انجام شود. اما همین سامانه، خود موجب بروز مشکلات جدیدی برای دانش‌آموزان و خانواده‌های آن‌ها شد.

 

سه- پیش از هر چیز سامانه‌ی شاد، نابرابری توزیع امکانات آموزشی را تشدید کرد. طبق آمار وزارت آموزش و پرورش سه میلیون و ۲۰۰ هزار دانش‌آموز، موبایل، تبلت و هیچ امکان ابزار دیگری برای اتصال به اینترنت ندارند. مقایسه‌ی این عدد، با رقم چهارده ملیون نفری دانش‌آموزان کشور، نشان از یک نقص بنیادی در اجرای طرح آموزش مجازی دارد. باید توجه داشت که رقم واقعی در «عدم دسترسی مداوم» دانش‌آموزان به اینترنت قطعاً بزرگ‌تر است. سه میلیون و 200 هزار نفرِ گفته شده در آمار، کسانی هستند حتی یک بار هم شانس ورود به سامانه‌ی شاد را نداشته‌اند.

 

چهار- حتی این نابرابری هم در کشور به شکل نابرابر توزیع شده است! سرپرست مرکز برنامه‌ریزی و فناوری اطلاعات وزارت آموزش و پرورش معتقد است «۸۰ تا ۸۵ درصد دانش‌آموزان می‌توانند از شاد استفاده کنند.» اما فاطمه ذوالقدر نماینده مجلس، نفوذ شاد در بین دانش آموزان را سی درصد دانسته و با فرض از دست رفتن سال جاری آموزشی هشدار می‌دهد که باید برای سال آینده آموزشی فکری کرد. با این حال آمارهای تا روزهای آخر فروردین، نشان می‌دهد که میزان نفوذ شاد در بسیاری از استان‌ها زیر بیست، در سیستان بلوچستان زیر ده و حتی در استانی مثل تهران زیر پنجاه درصد است.

 

پنج- با توجه به گران بودن هزینه‌ی دسترسی به اینترنت، نسبت به درآمد متوسط، این هزینه‌ها سد بخش بزرگ‌تری از جامعه برای استفاده از سامانه‌ی شاد است. آموزش مجازی با بارگذاری ویدئو و فایل‌هایی انجام می‌شود که حجم اینترنت قابل توجهی را می‌طلبد. هر چند حسن روحانی پیش از آغاز سال تحصیلی دراین‌باره گفته بود «من به رئیس سازمان برنامه و بودجه دستور دادم که سامانه "شاد" باید برای تمامی دانش‌آموزان مدارس دولتی رایگان باشد و نباید خانواده‌هایی که تمکن مالی بالایی ندارند، هزینه‌ای در این زمینه پرداخت کنند و آموزش به معنای واقعی برای آنها رایگان باشد.» اما گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد فعلاً خبری از اینترنت رایگان برای استفاده از سامانه‌ی شاد نیست.

 

شش- با وجود این مشکلات، برای استفاده از آموزش مجازی، شیوه‌ی ارائه‌ی مطلب در سامانه‌ی شاد نیز آنچنان که باید مناسب و با کیفیت نیست. سرعت پایین و قطع و وصل شدن سامانه‌ی شاد از یک سو و پیش‌بینی نشدن ابزارهای تعاملی برای دانش‌آموزان از سوی دیگر، موجب شده است شاد در حد یک ادعا دهن‌پرکن از سوی وزارت آموزش و پرورش باقی بماند.

 

استفاده‌ی گسترده از آموزش مجازی و تامین زیرساخت‌های آن، از آنجا که می‌تواند نابرابری در حوزه‌ی آموزش را تا حدی تعدیل کند، کابوس مافیای آموزش کشور بوده است. از این رو هیچگاه تلاشی برای عملی شدن انجام نشده بود. با بروز بحران کرونا مسئولین آموزش کشور مجبور به بهره‌گیری از آموزش مجازی شدند. اما تجربه‌ی شش ماه اخیر نشان داده است اینکار با ضعف و نواقص فراوان و بدون تامین ملزومات آن انجام شده است. در این میان دانش‌آموزان و خانواده‌های آنها قربانی بی‌مسئولیتی نظام آموزشی کشور شدند: گر دانش‌آموزان در آموزش حضوری شرکت کنند، شیوع بیماری کرونا وسعت خواهد یافت و اگر به وعده‌های وزارت آموزش و پرورش دل ببندند از نظر آموزشی عقب خواهند ماند.

 

افزودن دیدگاه جدید