سه شنبه ۰۱ تير ۱۴۰۰ - ۲۲ ژوئن ۲۰۲۱

تزهایی در رابطه با اوضاع سیاسی

۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۰

در چنین شرایطی، انتخابات ریاست جمهوری نه تنها بازیچه کودکانه ای از نمایش مهدنسی شده انتخابات نمی باشد، بلکه مهندسی این انتخابات هدفی جز انتصاب نماینده مورد توافق ولایت فقیه و سپاه ناست. هر گونه ترویج شرکت در این انتخابات، خدمت به مشروعیت بخشیدن به قدرتمداری ارتجاع ولایت فقیه و نمایش مهندسی شده آن توسط آنها است.

سرآغاز

تلاش بر این بوده است تا در تنظیم این تزها به تحولات نوین در عرصه های مختلف حیات بشری توجه نموده و روند ها را با توجه به واقعیت های نوین تشخیص داده و راهکارها را بر پایه های نو اندیشی ها تنظیم نمود.

یک – تحولات علمی، فنی و تکنولوژیک شگرف و عظیمی در شرف وقوع است که طی چندین صد سال گذشته بی سابقه بوده است. تاثیرات این تحولات، از نقش اختراع دستگاه چاپ و ماشین بخار در دوران رنسانس میتواند بیشتر بوده باشد. تحوّل در عرصه های "نیمه رسانا" ها، "مایکروچیپ" ها، "اتوموبیل های برقی و بدون سرنشین"، استفاده از "تکنولوژی روبوتیک" در پروسه های تولید، تحولات در عرصه های پیشرفت "هوش مصنوعی" ، شکل گیری فزاینده "مدارهای بسته مجازی" و "پول های دیجیتال"، از جمله عرصه هایی می باشند که تاثیرات شگرف خویش را در تمامی عرصه های امروزین زیست بشری بر جای میگذارند.

دو - حذف وابستگی مستقیم ارزهای معتبر جهانی، بخصوص دلار آمریکا به طلا بعنوان پشتوانه ارزشی آنها، و عدم تناسب حجم میزان عظیم انتشار بیرویه بیرونی پولی های بدون پشتوانه، بخصوص دلارآمریکا به عنوان واحد اصلی پولی مبادلاتی، افزایش هنگفت میزان بدهکاری های دولت ها و کشورهای کلان سرمایه داری جهانی، علاوه بر تاثیرات شگرف تورمی در اقتصاد جهانی، موجب کاهش ارزش این واحدهای پولی میگردد. بحران ساختاری نظام های سرمایه داری کلان و نظامی مالی- پولی آن، چگونگی امکان قابلیت این دولت ها در پرداخت بدهی ها در شرایط عادی را غیر ممکن میکند.

سه - بحران عدم توازن مبادلات خارجی روز به روز به سمت شرق سنگینی می نماید. در این زمینه حتی مبادلات کشورهای اروپایی با آمریکا مرتب کاهش یافته و حجم این مبادلات با شرق، بخصوص با چین در حال افزایش است. دنیا از یک طرف با کشورهای سرمایه داری کلانی که با کسری بودجه های چندین سالانه، رکود اقتصادی و غرق در بدهکاری ها ؛ و از طرف دیگر با کشورهای نو پایی که با نرخ رشد اقتصادی مثبت، انبوه ذخیره های ارزی و افزوده بودجه های سالانه رو در رو میباشند.

چهار- شکل گیری "مدارهای بسته مجازی"، "پول های دیجیتال نوین"، و استفاده از "تکنولوژی نسل پنجم" و "هوش مصنوعی" موجب گردیده است تا نظام های بانکی مبادلات پولی سنتی، عدم کفایت خویش در پاسخگویی به تحولات شگرف در زندگی روزمره مردم نشان بدهند. نظام های نوین پولی - اعتباری که چندان وابسته با سیستم بانکی سنتی ناست، از قبیل واحد پولی "بیت کوین" و یا "لیبرا توسط فیسبوک" ، و یا وارد شدن "علی بابا" و "وی چپ" در چین به بازار مبادلات پولی، رقیبان جدیدی را در دنیای تکنولوژی دیجیتال در جهت رقابت و جایگزینی با نظام های بانکی سنتی به میدان آورده است. در چنین شرایطی است که ما شاهد شکل گیری شهرهای هوشمند، با مبادلات مالی کاملا اتوماتیک گسسته از واحدهای پولی سنتی در مبادلات رو در رو میباشیم.

پنج – بحران ناشی از ویروس کرونا، نه فقط کاستی های ساختاری نظام های سرمایه داری کلان را برجسته نمود، بلکه به خطر افتادن حاکمیت قدرتمداری های سرمایه داری کلان مالی، نفتی-نظامی و همدستان سرمایه داری رسانه ای آنها را به نحو بی سابقه ای برملا کرد. در شرایطی که درگیری شدید قدرتمداری ها در کشورهای کلان سرمایه داری با بحران های اجتماعی ناشی از شیوع ویروس کرونا از امکانات آنها در میدان داری بخاطر حفظ و کنترل قدرتمداری جهانی آنها کاسته است، اما تمام مدارک و شواهد حاکی از آن میباشند، که تشنج آفرینی و جنگ افروزی، یکی از استراتژی های محوری کلان سرمایه داری جهانی جهت برون رفت از این بحران عظیم ساختاری مالی، پولی و اقتصادی آنها جهت حفظ بازارهای سنتی خویش است.

شش – شیوع جهانی ویروس کرونا طی یکسال گذشته، نه تنها نظام های ساختاری سیاسی کشورهای صنعتی بزرگ را به آزمایش کشید، بلکه موفقیت کشورهای با سمتگیری سوسیالیستی، از قبیل کوبا، ویتنام، چین و غیره را در مهار کردن این ویروس نشان داده، تاثیرات شگرفی در صف بندی های جهانی بر جای گذاشته است. به موازات آن، جنبش های دموکراتیک و کارگری رشد یافته و توجه جهانی به راهکارهای جایگزین سوسیالیستی افزایش یافته است.

چین، بعنوان کشوری که طی چندین دهه پیش نه تنها خود را از یک کشور جهان سومی، به سطح دومین اقتصاد دنیا فرا رویانده است، بلکه با رشد متوسط اقتصادی سالانه هفت درصد، پیش بینی میشود که طی کمتر از ده سال آینده، به اولین اقتصاد جهانی فراروید. چین، نه تنها با اتکا به برنامه ریزی های اقتصادی با مدیریت مرکزی حزب کمونیست آن کشور در عرصه های داخلی و جهانی خویش از طریق " کمربند و راه" ، به موازات رشد و ترقی داخلی خویش، خواهان گسترش مناسبات تجاری اقتصادی بین المللی بر پایه های رشد متقابل است. در مقابل انحصارات سرمایه داری غربی، امروز به " استراتژی، "کنترل، مهار کردن، و جلوگیری از رشد و توسعه" چین از یک طرف، و دامن زدن به نا امنی ها و تشنجات منطقه ای از طرف دیگر را در پیش گرفته اند.

هفت- روی آوردن به سمت استفاده از تولیدات انرژی های نوین و پاک و جایگزین طی سالهای اخیر موجب گردیده است تا روز به روز از اهمیت انرژی های فسیلی و مبتنی بر کربن کاسته گردد. این امر، تا حدود زیادی منافع انحصارات نفتی را مورد تحدیدات جدی قرار می دهد. به همان نسبت، سرمایه داری مالی جهانی به سرکردگی دلار آمریکا، روز به روز در بحران عمیق تری غرق میگردد، که تاثیرات جدی بر سلطه تاریخی سرمایه داری کلان نفتی، نظامی و مالی بر جای میگذارد.

هشت – در شرایطی که امروزه قدرتمداری های انحصارات غربی همچنان با اتکا به توان نظامی، مالی و امنیتی خویش، در تلاش میباشند و تحت پوشش " صدور دموکراسی"، همچنان بر طبل های جنگ می کوبند. این شرایط موجب گردیده است تا صف بندی های نوین ائتلافی در عرصه جهانی در شرف شکل گیری باشند. ما در مقابل صف اردوگاه جنگ و تجاوز به سرکردگی ناتو، ، با شکل گیری و اتحاد "بلوک صلح، توسعه و ترقی جهانی" ، و بلوک های همکاری های منطقه ای مختلف روبرو می باشیم. اتفاق و اتحاد دولت های "روسیه" و "چین" یکی از این نمونه هایی میباشند که در تلاش هستند تا در شرایط حمایت از توسعه صلح جهانی، مناسبات کشورها بر پایه های عدم مداخله در امور داخلی همدیگر، احترام متقابل، همکاری های مناسباتی اقتصادی را بر پایه های "برد، برد" در پیش بگیرند.

نه – در یک چنین شرایطی اصول سیاست خارجی ما باید بر پایه های حمایت از تامین و تضمین صلح جهانی و منطقه ای استوار بوده و از طریق تحکیم مناسبات با اردوگاه نیروها و کشورهای صلح طلب جهانی، موجب کاهش تشدید هر گونه تشنج های امنیتی منطقه ای گردیم. لازم است ما بعنوان نیروی پیشاهنگ سیاسی زحمتکشان و مردم آزاده ایران، با آگاهی تمام با روند تحولات علمی، صنعتی، تکنولوژیک و اقتصادی سیاسی جهانی، و آگاهی از شکل گیری صف بندی های نوین، در تشخیص و تعیین جایگاه خویش، منافع ملّی مردمی خویش را مرکز ثقل تصمیم گیری های خویش در مناسبات جهانی قرار داده و استحکام مناسباتی جهانی خویش را بر پایه های تامین منافع ملّی در کنار اردوگاه صلح و ترقّی جهانی قرار دهیم.

ده – تجاوز، جنگ و ویرانی های چندین دهه در خاورمیانه با دسیسه های امپریالیستی، که شامل هشت سال جنگ خانمانسوز بین ایران و عراق نیز است، موجب گردیده است تا با هر چه امنیتی تر شدن خاورمیانه، در ایران نیز نظامیان قدرت فزاینده ای بگیرند. امنیتی شدن منطقه موجب تحکیم مواضع افراطیونی مانند ولایت فقیه در ایران و حکومت های ارتجاعی از قبیل عربستان سعودی و بنیامین نتنیاهو در اسرائیل گردیده است. این وضعیت موجب گردیده است تا ولایت فقیه در ایران دست در دست نظامیان سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران، موفق شوند تا هر سه قوه مقننه، مجریه و قضائیه را تحت کنترل خویش در بیاورند.

یازده – نقش جمهوری اسلامی ایران از طریق دخالت های نظامی خویش در کشورهای منطقه، نه به عنوان نیرویی جهت خنثی کردن تجاوزات امپریالیستی و برای توسعه صلح و استقلال کشورهای منطقه، بلکه به عنوان نیرویی با هدف صدور اسلام در این کشورها عمل کرده و بیشتر موجب تشدید تشنج آفرینی بوده است، تا استقرار صلح. در شرایطی که نظام های مبتنی بر ارتجاع ولایت فقیه و آپارتاید صهیونیستی، استحکام استقرار قدرت حاکمیت خویش را در نظامی گری و امنیتی بوده منطقه می بینند، آنها به هیچ وجه آماده نیستند تا به این راحتی ها از قدرتمداری خویش دست بردارند.

دوازده – نهاد ولایت فقیه و ارگانهای وابسته به آن از قبیل شورای نگهبان، مجلس خبرگان، و شورای تشخیص مصلحت نظام، به عنوان هسته های مرکزی ارتجاع حاکمه در کشورمیباشند، که امروز دست در دست نظامیان سپاه، بصورت دو روی یک سکّه عمل می نمایند. اصلاح طلبان حکومتی دیگر عملا نه تنها از حکومت تصفیه شده اند، بلکه بخاطر اینکه حاضر نبوده اند تا هسته های اصلی و مرکزی نظام، یعنی ولایت فقیه و پایه های نظری آن را زیر علامت سوال ببرند، اعتبار خویش را در میان مردم از دست داده اند.

سیزده- در چنین شرایطی، انتخابات ریاست جمهوری نه تنها بازیچه کودکانه ای از نمایش مهدنسی شده انتخابات نمی باشد، بلکه مهندسی این انتخابات هدفی جز انتصاب نماینده مورد توافق ولایت فقیه و سپاه ناست. هر گونه ترویج شرکت در این انتخابات، خدمت به مشروعیت بخشیدن به قدرتمداری ارتجاع ولایت فقیه و نمایش مهندسی شده آن توسط آنها است.

چهارده – تحریم های اقتصادی توسط آمریکا بر علیه ایران، تاثیرات منفی اقتصادی و فشارهای خویش را بیش از همه بر زندگی روزمره مردم عادی ایران وارد نمود. لذا، شرکت در مذاکرات دور دوم رفع تحریم ها، در جهت برداشته شدن این فشار ها از واحدهای صنعتی اقتصادی و زندگی روزمره مردم عادی ایران، باید با پیگیری مسئولانه به پیش برده شود.

هر گونه مذاکرات، بستن پیمان، توافق نامه و عهدنامه هایی با کشورهای دیگر، باید بر پایه های اولویت و محوریت بخشیدن بر تامین منافع ملّی مردمی ایران استوار بوده باشد. در شرایط عدم پایداری موقعیتهای سیاسی امنیتی و اقتصادی نظام ولایت فقیه، این توافقنامه ها میتواند به قیمت بخشیدن امتیازاتی به دیگران تمام گردد، که به ضرر منافع ملی به قیمت محافظت از حاکمیت قدرتمداری نظام ولایت فقیه بوده باشد.

پانزده –بیش از چهل سال است که مردم ایران اسیر نظام وارداتی و تحمیلی ولایت فقیه گردیده اند. نظام اسلامی ولایت فقیه با اتکا به خفقان، دستگیری، زندان، ارعاب، اعدام و سرکوب هر گونه آزادی های مدنی، صنفی و سیاسی را خفه می نماید. این نظام با اتکا به اختلاس دزدی و بی کفایتی در مدیریت های اقتصادی اجتماعی، به شکلی دیگر از حکومت سرکوب و خفقان قدرتمداری هزار فامیل دیگری تبدیل گردیده است. در شرایطی که این رژیم روز به روز به میزان بیشتری به خصوصی سازی و نئولیبرالیسم اقتصادی روی می آورد، خواهان گسترش، تحکیم و تعمیق پیوندهای خویش با همتایان و یاران خارجی خویش در کشورهای کلان سرمایه داری جهانی است.

در شرایطی که ملّت ایران خواهان عبور کامل از نظام ایدئولوژیک اسلامی ولایت فقیه به یک حکومت سکولار، آزاد، دموکراتیک، ضد تبعیض و منتنی بر عدالت اجتماعی میباشند، قدرتمداری حاکمه اسلامی در ایران همچنان میتواند با اتکا به دوستان و حامیان بین المللی خود و شبکه هایی داخلی و خارجی خویش با عوض کردن چهره ها و جایگزینی افراد، همچنان قدرتمداری خویش را حفظ نماید.

شانزده – جنبش های دموکراتیک مردم ایران، از قبیل جنبش زنان، دانشجویان، جنبش های خواهان برابری اتنیکی- ملّی، برابری جنسی، آزادی در عرصه های فرهنگی، هنری ، ورزشی و علمی، آزادی های فردی و اجتماعی، آزادی تشکیل نهادهای صنفی، احزاب سیاسی و برابری طلبی دینی و امثال اینها، همگی در تقابل با نظام اتوکراتیک و فاسد ولایت فقیه و حاکمیت اسلامی آن قرار دارند.

هفده – جنبش های کارگران و زحمتکشان دز طی سال های اخیر در جهت احقاق حقوق خویش فراگیری و رشد به سزایی داشته است. این جنبش ها از سطوح خواسته های صنفی کوچک، به سطوح مدنی، و عمومی فرا روییده است. نه تنها تعداد حرکت های عدالت خواهانه کارگران، بازنشستگان، معلمان افزایش به سزایی داشته است، بلکه مضامین خواسته های آنها همگانی تر، پیوسته تر، و فراگیرتر گردیده است. این امر نشان میدهد که کارگران و زحمتکشان، در تحولات آینده ایران در مسیر ترّقی و سعادت و آزادی، نقش برجسته و کلیدی را ایفا خواهند نمود. در چنین شرایطی وظیفه نیروهای چپ و سوسیالیستی است تا امکان پیوند های کارگران و زحمتکشان را با سازمان های سیاسی آنها را هر چه بیشتر تقویت نموده و نقش اردوگاه کار و زحمت را در تحولات اینده ایران هر چه بیشتر منسجم تر و مستحکم تر نمایند.

هیجده – همسویی و همگرایی نیروها و سازمان های سیاسی چپ و سوسیالیستی، به موازات رشد و گسترش جنبش های کارگری، یکی از ضرورت های تضمین کننده شکل گیری استخوانبندی هسته مرکزی جنبش تحول نوین و گذار از جمهوری اسلامی ایران به جایگزینی آزاد، دموکراتیک، مترقی، صلح طلب و عادلانه است. پیوند های هسته های مرکزی جنبش چپ سوسیالیستی با جنبش های کارگران و زحمتکشان، نه تنها میتواند به پیوند با جنبش های آزادیخواهی و دموکراتیک قوّت و امید و استحکام بیشتری ببخشد، بلکه میتواند آنها را به سمت استقرار آلترناتیو بدون بازگشت جایگزینی با سمتگیری سوسیالیستی، با خود همراه نماید.

 

افزودن دیدگاه جدید