چهارشنبه ۰۶ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۶ ژانویه ۲۰۲۲

آرام بختیاری

محفل وین که محل تجمع نئوپوزیویتیست های اروپا بین 1930-1920 بود، خواهان تغیر نام فلسفه شد تا تفکر متافیزیک را بی وطن کند. هدف این محفل طرح یک علم واحد فیزیک گرا بود و کوشید تا تمام علوم و دانش ها را از رشته فیزیک استنتاج کند. محفل وین موجب رشد پوزیویتیسم منطقی نیز شد که در رشد منطق ریاضی، و متدولوگی تحقیقات اکسپریمنتل، مخصوصا در رشته فیزیک، نقش مهمی داشت.

اساس داستان در رمان نو اعلب با کمک دیالوگ و منولوگ های درونی و خاطرات سخنان شنیده شده پیشین است. ساراوته میگفت نه جنگ و نه رنج، بلکه تحریکات ضمیر ناخودآگاه است که رفتار و کردار و گفتار انسان را تعیین میکند. بجای واقعیات اجتماعی، ضمیر ناخودآگاه است که داستان را پیش میبرد. واژه ها هستند که میتوانند طرف مقابل را نابود کنند. ساراوته میگفت هر انسانی برای خود یک جهان نامتناهی است، گرچه در جامعه یک نقشی را بازی میکند، باید در حوض ضمیر ناخودآگاه اغلب زیرآبی زد و در جستجوی واژه و نامی برای احساسی یافت که هنوز به زبان نیامده. کنسرت توصیف افراد داستان متکی است به وضعیت ترس و الهام و تداعی معانی و وضعیت غیرمنتظره و صداهای مهاجم حاکی بر فضای داستان.

بانو استال خالق آثاریست اندیشمندانه، از آنجمله 5 اثر ،- رمان دلفینه، کورینا یا ایتالیا، در باره آلمان، 10 سال تبعید، ادبیات و روابط اش با سازمانهای اجتماعی و فرهنگ زمان. شاهکار او کتابی است در باره آلمان که در سالهای تبعید نوشته بود و در انگلیس منتشر کرد، چون در فرانسه ناپلئون دستور به سانسور آن داده بود. ژرمینه استال از طریق تئوری رمان موجب جدی گرفته شدن ژانر رمان در قرن 19 میلادی شد.

خطر برای فلسفه همیشه در ذهنیت گرایی بوده، یعنی ابزاری برای تئوری بافی و اثبات عقاید شخصی. فلسفه وحدت تمام علوم است و به هر علمی میرسد، علوم دیگر منبع و غذای رشته فلسفه هستند. تاریخ نیز نتیجه مبارزه میان نیروهای طبیعی و نیروهای آزادی بخش است که علایق و منافع هر عصری را جمعبندی می کند.

هرمان هسه از موضع ایده آلیسم فردگرایانه، ولی با سبک رئالیستی-روانشناسانه، تهدید انسان در فرهنگ بورژوایی غربی را توسط یک جامعه غیرهومان نشان داد. آثارش نیاز انسان به یک پناهگاه فکری واقعی عملی را نشان میدهند، گرچه این پناهگاه هم قادر به ارضاء و عملی نمودن نوستالژی های انسانی نیستند. هسه خواهان شورش و اعتراض علیه زندگی ماشینی و سودجویی های تجارتی در نظام سرمایه داری است.

رمانتیسم منعکس کننده زوال فرهنگ پیشین و زایش فرهنگی جدید بود. کوشید تا به تضاد میان فرد و جمع، ایده آل و واقفیت، هنر و زندگی،، از طریق غلبه بر نظام فئودالیسم و حمایت مشروط از روابط اجتماعی سرمایه داری، دامن بزند. رمانتیسم خلاف مکتب کلاسیک در کشورهای گوناگون و در دورهاای مختلف به اشکال متنوع ظاهر شد. در معماری در کشور انگلیس از مکتب نئوگوتیک استفاده نمود. سالهای خلاق مکتب رمانتیک در آلمان بین سالهای ۱٨۰٥-۱۷۹٥ بود.

آراگون زیر تاثیر مکتب دادائیست، ادبیات را شروع نمود، سپس سوررئالیست، و بعد مبلغ مکتب مارکسیستی رئالیسم سوسیالیستی گردید، و در پایان باز به مکتب سوررئالیسم بازگشت. با پاول انوار و آندره برتون از جمله پایه گذاران مکتب سوررئالیسم بود. با ارنست بلوخ پایه گذار یک مجله ادبی فرهنگی سیاسی گردید. در جنگ داخلی اسپانیا علیه راستگرایان شرکت نمود. مدتی عضو جبهه مقاومت فرانسه علیه فاشیسم آلمان جنگید.عضو جنبش صلح علیه جنگ هنذوچین توسط فرانسه فعالیت نمود. برنده جایزه صلح لنین بود.

آلفرد آدلر در خانواده ای یهودی تبار در شهر وین بدنیا آمد، پدرش تاجر غله بود. او از سال 1902 وارد محفل فرویدگرایان شد ولی در سال 1911 از فروید جدا شد و در سال 1934 بدلیل روی کارآمدن فاشیسم آلمانی به امریکا مهاجرت کرد. در تمام طول عمر موضوعات و نارسایی های اجتماعی برایش مهم بود. از جمله آثار وی- بهداشت و سلامتی اجتماعی، پژوهشی در باره ضعف ارگانها، عمل و تئوری روانشناسی فردی، معنی زندگی، پیروزی بر عقده حقارت، و شناخت انسان، هستند.

در دوره رنسانس، نوول اروتیک "دکامرون" در سال 1350 میلادی به رشته تحریر درآمده. در فرانسه آثار نویسندگانی مانند دساد، بالزاگ، بودلر، و در انگلیس بعضی از آثار شکسپیر، و در ایتالیا خاطرات کازانوا، در آلمان بعض از نوشته های گوته و شیلر،آثار عشقی اروتیک شمرده میشوند. در قرن 20 نویسندگانی مانند جویس، لاورنس، نابکوف، هنری میلر، آنایس نین، ژنت، آرسان، همینگوی، ویلیامز، پاپلو نرودا، و اسکار وایلد، در ژانر اروتیک آثاری آفریده اند.

گروهی از صاحبنظران تفکر بنیامین را مخلوطی از مارکسیسم غیرجزمی و یهودیت مسیحایی و امام زمانی میدانند. وی پیش از مارکسیسم زیر تاثیر اندیشمندانی مانند برگسن، نیچه، کانت، کیرکگارد، زیمل، و دیلتای بود. آشنایی وی با مارکسیسم غیر از آدرنو و هورکهایمر در مکتب فرانکفورت، از طریق برشت، بلوخ، و آسیه لاسیس، و دوری از تفکر مذهبی یهودی گرهارد شولم بود.