جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۸ - ۱۸ اکتبر ۲۰۱۹

آرام بختیاری

نظریه پردازهای چپ پیش بینی می کنند که در نظام کمونیستی جهانشمول آینده، دولت منحل خواهد شد و جامعه بصورت مدیریت خودگردان و سازمانهای شورایی مردمی بوجود خواهد آمد که دمکراسی سوسیالیستی و جامعه رفاه بی طبقه را عملی خواهند نمود.

شکاکی جدید در نیمه دوم قرن 16 میلادی توسط مونتگنی و شارول در فرانسه نوزایی نبود، چون شکاکی یونانی یک محصول و نشان زوال ایدئولوژیک یک جامعه در حال زوال و سقوط مانند جامعه برده داری بود، ولی شکاکی جدید، آغاز آموزش تناقض ایدئولوژیک و فلسفی، شروع فرهنگ بورژوایی زمان بود که مقدمات عصر روشنگری را فراهم نمود

فلسفه زندگی دیلتای از نوع علوم انسانی است. او را متفکر این شاخه علوم اجتماعی نیز بشمار می آورند. اگر برای هگل یک نیرو و ارزش مطلق وجود داشت، برای دیلتای همه چیز نسبی است. او از جمله تاریخ گرایانی است که نسبی فکر میکرد. روش و متد های علوم انسانی ساختاری او به ادعای غربیها، امروزه اثبات شده و قابل استفاده است.

دالایی لاما می‌گوید: بنام ادیان در طول هزاران سال گذشته نه تنها جنگها بلکه جنگهای "مقدس" انجام شده. تعصب، بنیادگرایی، و دگماتیسم، همی‌شه برای انسانها مضر و خطرناک بوده. او می‌گوید بعضی روزها فکر می‌کنم بهتر می‌بود اگر ادیان وجود نداشتند چون تمام ادیان و کتب مقدس در خود ظرفیت تبلیغ و اعمال استفاده از خشونت را دارند.

امروزه ادعا می‌شود که سبک نویسندگی جویس، ‌‌این مهاجر‌‌ایرلندی، روی نویسندگانی مانند: ویرجینیا ولف، ساموئل بکت، نابکوف، و سلمان رشدی، اثر گذاشته است. آثار جویس نمایش شک سکولار، تولرانس لیبرال، و هومانیسم شوخ طبع است.

چپ ها اشاره میکنند که جریان فکری پوزیویتیسم بعدها علیه مارکسیسم لنینیسم تئوریزه شد. پیروان این جریان همچون کانت میگفتند ورای واقعیات و تجربیات حسی انسان، چیزی قابل شناخت نیست. پوزیویتیسم یعنی تمام شناخت انسان ریشه در علوم ریاضی و تجربی دارد و متافیزیک یک بازی خرافاتی کلامی سفسطه گرایانه مذهبی است.

در نظر ویتگنشتاین، مقوله متافیزیک بحثی است پوچ و بی معنی و فلسفه سرانجام خود را به نفع رشد علوم تجربی منحل خواهد کرد و به انکار هر نوع متافیزیک خواهد پرداخت. مقوله منطق نیز آموزش و تئوری نیست بلکه آینه تصویر جهان است. جهان مجموعه ای از واقعیات است و نه اشیاء. واقعیات در فضای منطقی، جهان را تشکیل می دهند.

کارت پایه گذار جریان فلسفی و راسیونالیستی "کارتسیانیسم" بود. در این روش، او علوم تجربی خصوصا ریاضیات را در رشته فلسفه بکار برد. این مکتب با تکیه بر روش شکاکی و با حمایت معنوی و منافع بورژوایی نوپا، به مبارزه علیه متافیزیک و اسکولاستیک سده های میانه پرداخت. این مکتب، توصیفی مکانیکی ماتریالیستی از طبیعت داشت، به این دلیل در قرن 17 میلادی از طرف کشیش های مسیحی مورد تهاجم قرار گرفت.

مهمترین موضوعات فلسفه اسپینوزا، بحث مفهوم خدا و سعادت انسان بود. او می گفت انسان مانند طبیعت بخشی از خداست یعنی فرقی میان خدا و انسان نیست و خدا همان طبیعت خلاق است.

نظرات کیرکگارد غیر از رشته فلسفه تاثیر مهمی روی "نوع دیگر زندگی"، از جمله زندگی  اگزیسیتنسیالیستی در غرب گذاشت. فیلسوفان دیگری در قرن بیست به جستجوی مفاهیم و مقوله های- ترس، مسئولیت، سرگردانی، هراس، تقصیر و گناه پرداختند.اغلب آنان می گفتند تمام جنبه های شناخت با مقوله هستی شناسی رابطه دارند.