جمعه ۱۶ خرداد ۱۳۹۹ - ۵ ژوئن ۲۰۲۰

آرام بختیاری

هیچکس مانند کانت، فلسفه عصر جدید را تحت تاثیر خود قرار نداد؛ از جمله در زمینه های استتیک فلسفی، فلسفه نظری، و فلسفه عملی. ایده آلهای اخلاقی او مانند روشنگری،صلح جویی، آزادی دوستی، تا امروزه مورد توجه انسانهای ترقی خواه و هومانیست است. کانت خالق نظرات تعیین کننده ای در شاخه های فلسفه نظری و فلسفه عملی است.

در رابطه با دستگیری، محاکمه و اعدام سقراط باید اشاره نمود که در دمکراسی اشرافی آنزمان گرچه قانون اساسی مدام تغییر میکرد ولی اشرافیت قدرت خود را از دست نمیداد، یعنی کسانیکه پول و مالکیت و وقت و رابطه و مشهوریت داشتند، در تغییرات سیاسی، چیزی از دست نمیدادند، و عدالت اجتماعی ظاهری و قانونی، حریف آنان نمی شد.

فلسفه یونانی در بعضی دوره ها ترکیبی از اسطوره،کیش رمز و رازها، و ریاضیات بود. در جهانی که انسان قدرت چندانی نداشت، مفهوم "سرنوشت" نقش مهمی بخود می گرفت. بعدها در قرن 7 پیش از میلاد، به جای مفهوم نامشخص سرنوشت، اصطلاح "لوگوس" وارد فرهنگ مردم شد که اساسی منطقی و عقلگرایانه داشت و خلاف دین، از طریق فلسفه خواهان پاسخ های این جهانی و زمینی بود.

پرسش اینکه فلسفه علم است یا هنراندیشیدن؟ باید به تاریخ این دو سئوال نگریست. از" نظر فلسفه آنالیز"، پرداختن به تاریخ فلسفه، بی استفاده و بی مورد است. آنها خود را با موضوعات و مشکلات زمان حال انسان و جامعه و جهان مشغول میکنند و میگویند، پزشک لازم نیست متخصص تاریخ پزشکی باشد. بدین دلیل تاریخ فلسفه، مجموعه ایست از تئوریها و فرضیه هایی است که امروزه تطابقی با فلسفه "تجزیه و تحلیل آنالیز" ندارد.

امروزه لوکاچ را یکی از نمایندگان مهم "مارکسیسم غربی یا نئومارکسیسم" میدانند که با نگاهی غیردگماتیک به مارکسیسم مینگریست. او بعد از جنگ جهانی دوم در کلاسهای درس خود به انتقاد از استالینیسم و دگماتیسم میان احزاب کمونیست پرداخت.

روش و متد تحقیق در علوم انسانی با علوم تجربی فرق دارد بدین دلیل دوام و ادامه فعالیت فلسفه حق این رشته از علوم انسانی است. فلسفه خلاف رشته اخلاق و تئوری شناخت فاقد محتوا و معنی خاص خود است. این رشته، علم منطق هم نیست، علمی است که توضیح میدهد و تجزیه و تحلیل میکند و به انسان میگوید چگونه جهان در آگاهی انسان به اشکال گوناگون بوجود می آید.

در قرن 19 بازار ایسمهایی مانند ناسیونالیسم، لیبرالیسم، راسیسم، کمونیسم، سوسیالیسم و کنزرواتیسم داغ شد، و زمانیکه انسان سیاسی فلسفی در پاسخ به پاره ای پرسشها احساس ناتوانی نمود، غالب این ایسم ها تبدیل به ایدئولوژی شدند.

در قرن 20 اندیشه های پرودن بشکل" پرودن گرایی" تاثیر مهمی روی جنبش کارگری کشورهای اروپای غربی مانند فرانسه و بلژیک و سوئیس و ایتالیا و اسپانیا داشت. او خواهان رفرم کاپیتالیسم بشکل صلح آمیز بود چون به نقش طبقاتی دولت بورژوایی آگاه نبود و ضرورت مبارزه طبقاتی سیاسی طبقه کارگر را حتی در چهارچوب مبارزه اقتصادی سندیکایی رد می کرد.

تئوری" سوسیالیسم ضد دولتی و ضد اتوریته" آنارشیستها همیشه در مقابل" کمونیسم دولتی" مارکسیستها قرار داشت. کمونیسم اتوریته مارکسیستها همیشه در برابر کمونیسم انقلابی و سوسیالیستی آنارشیستها بود. انقلاب اتوریته مارکسیستها همیشه مخالف سوسیالیسم انقلابی و لیبرال آنارشیستها قرار داشت. آنارشیستها مدعی هستند که کمونیستها همیشه هوادار اصل و عمل اتوریته هستند ولی آنها اعتماد را روی آزادی فرد بنا خواهند کرد

شلایرماخر در خیلی از زمینه ها مانند علم تفسیر و هرمنوتیک، علم اخلاق، علم دیالکتیک، و سایر دروس علمی، خالق نظرات بزرگ و مهم بود ولی بدلیل رشد ارتجاع در دولت پرویس، در سال 1815 پست و مقام عضویت وزارت علوم و نظام آموزشی راازدست داد.