رفتن به محتوای اصلی
سه‌شنبه ۱۷ مارس ۲۰۲۶
سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۴

ژانویه 2026

در ضرورت حمایت همە ی نیروهای دمکراتیک از جنبش تازە مردم ایران

صادق کار
از آنجا کە ابعاد نارضایتی بسیار گستردە، وضعیت رژیم بحرانی تر از گذشتە و ارادە مردم برای پایان دادن بە بن بست سیاسی و رژیم حاکم بر کشور قویتر است رژیم بە آسانی قادر بە سرکوب و مهار این جنبش نیست. با این اوصاف پیروزی جنبش و همچنین سمتگیری اجتماعی آن بستگی بە حمایت همە گروەهای اجتماعی و مردم دارد. بهمین جهت تلاش همە ی آزادیخواهان و طرفداران عدالت اجتماعی باید در جهت تقویت و گسترش جنبش قرار گیرد.

منشاء های تاریخی فقر در کشورهای در حال توسعه بخش اول

سامبیت بهاتچاریا
در این فصل روابط علّی میان عوامل تاریخی (برای مثال جغرافیا، بیماری، تاریخ استعمار و تکنولوژی) و فقر در کشورهای در حال توسعه را بررسی می‌کنم. ابتدا مروری بر نظریه های موجود ارائه می‌دهم. سپس یک چارچوب یکپارچه نوین مطرح می‌شود که این عوامل تاریخی را به صورت علّی در توضیح فرایند توسعه در اروپای غربی و مستعمرات دنیای جدید به هم پیوند می‌دهد. بخش پایانی این چارچوب را برای توضیح این که چرا آفریقا، آمریکای لاتین و روسیه عقب ماندند، به کار می‌گیرد.

نخیر، قطع الرجال نیست، رجال بیشتر ازحد نیاز هست!

ع. امید
بلە همتی از حمایت تجار بزرگ و اتاق بازرگانی برخوردار است. علت بازگرداندن وی بعد از برکناری از وزارت، نە بخاطر توانایی مدیریتی وی، بلکە بخاطر همسویی وی با خواستهای صاحبان قدرت و ثروت است. همتی هر کە هست بهتر از دیگران از منافع این اقلیت قدرتمند مراقبت می کند علت اصلی انتصاب وی ومدیران تکراری عمدتا همین است.

نئولیبرالیسم در ایران و پیامدهای آن

بهروز فدائی

نقش‌آفرینی نئولیبرالیسم در ایران یک‌باره آغاز نشد؛ بلکه طی چند دهه، در واکنش به فشارهای اقتصادی، تحولات سیاسی، جنگ، و تعامل با نهادهای مالی جهانی شکل گرفت. اما این روند را می‌توان در چهار مرحله‌ی تاریخی دسته‌بندی کرد:

ارزش پول و دستمزد از جنگ ٨ سالە تا جنگ ١٢ روزە

صادق
وضع فاجعە بار امروز مردم در واقع نتیجە عملکرد و سیاستهای بعد از جنگ ٨ سالە رفسنجانی، خامنەای، خاتمی، احمدی نژاد، روحانی، رئیسی و پزشکیان است.بنا بر این آنهایی کە در این روزها با مشاهدە شروع جنبشی دیگر تلاش می کنند نقش خامنەای و رئیسی و احمدی نژاد در فلاکت و فاجعە امروز را منکر شوند می خواهند مردم را فریب دهند. همە مقامات حکومتی در ایجاد فجایع نقش داشتە و دارند، اما نقش علی خامنەای از همە بیشتر و مخربتر بودە است.

اعتراضات و نقش بازار و بازاریان در ایران معاصر

علی جنوبی
نارضایتی بازار نسبت به لایحه بودجه، نه واکنشی صرفاً حسابداری، بلکه اعتراضی سیاسی–اجتماعی به منطق توزیع قدرت و منابع در کشور است. مسأله اصلی، نه عدد بودجه، بلکه نقشی است که این بودجه آشکار و پنهان در بازتولید بحران اقتصادی، انسداد توسعه و تخریب ساختار حکمرانی ایفا می‌کند. در چنین شرایطی، فشار مالیاتی بر کسبه و بازاریان، در کنار حمایت‌های گسترده از نهادهای غیرپاسخ‌گو، به یکی از محرک‌های اصلی اعتراضات صنفی و اجتماعی بدل شده است.

انسداد اقتدارگرایانه‌گذار: وضعیت امروز ایران

امیر رزاقی
وضعیت امروز ایران نمونه آشکار از وضعیت « انسداد اقتدارگرایانه‌گذار» دانست. نیروهای اجتماعی خواهان تغییر  از یک سو و نیروهای بازدارنده که همان نهادهای قدرت می‌باشند از سوی دیگر همزمان فعالانه و در تقابل با یکدیگرند؛ این تقابل ایران را را در یک وضعیت انسداد اجباری قرار داده است.

بیانیهٔ نهادهای جمهوری‌خواه ایرانیِ مقیم کشورهای اسکاندیناوی در حمایت از اعتراضات مردمی در ایران

ما بر این باوریم که مطالبات مردم ایران برای آزادی، عدالت اجتماعی، برابری، رفاه، حاکمیت قانون و پایان دادن به استبداد، مطالباتی مشروع و غیرقابل چشم‌پوشی است. سرکوب، خشونت و تهدید نمی‌تواند این خواست جمعی را خاموش کند. ما ، ضمن محکوم کردن هرگونه سرکوب و نقض حقوق بشر، از تمامی نیروهای آزادی‌خواه، دموکرات و جمهوری‌خواه می‌خواهد که در حمایت از مبارزات مردم ایران، همبستگی و همکاری خود را تقویت کنند و صدای دادخواهی مردم را به گوش افکار عمومی جهان برسانند.

بیانیهٔ کنگره مشترک جمهوری خواهان دمکرات و فدرال دمکرات

ما باور داریم رهایی ایران در گذار به نظمی جمهوری، دموکراتیک و سکولار تحقق می‌یابد؛ نظمی مبتنی بر حقوق بشر، برابری شهروندی، حاکمیت قانون و مشارکت واقعی مردم. آینده‌ای که در آن تنوع اتنیکی و ملی، زبانی و فرهنگی ایران نه مسئله‌ای برای انکار و سرکوب، بلکه سرمایه ‌ای برای همزیستی و پیشرفت باشد. آینده‌ای که در آن تمرکز زدایی و اداره امور مناطق به دست مردم همان مناطق، به عنوان یکی از پایه‌ های عدالت و همبستگی ملی شناخته شود.

نقش رسانه‌های غالب در جنبش‌های اجتماعی

جابر حسینی
در این جنگ نابرابر، نشستن و تماشاگری و تسلیم فضای سیاسی به نیروهای نیابتی، فاجعه‌ای غیرقابل جبران است. به جای واکنش منفعلانه، چاره کار حضور فعال، ارزیابی دقیق از تمام توان و به‌کارگیری آن برای آگاهی‌بخشی و تقویت جامعه است. تنها یک جامعه قوی، آگاه و دارای تشکل واقعی می‌تواند از هجوم رسانه‌های غالب جان به در برد و مسیر خود را حفظ کند. در غیر این صورت، سکوت و انفعال، تسلیم کامل به جریان‌های نیابتی و نابودی ظرفیت جنبش‌های اجتماعی را در پی خواهد داشت