یورش آمریکا و اسرائیل به کشورمان باعث ویرانی و آسیب به مراکز صنعتی و توليدی زیادی شده است و پیامدهای آن برای کارگران شاغل در این مراکز فاجعهبار است و زندگی و آینده آنها را دستخوش ناملایمات و رنج فراوان میکند، پارهای از مراکز دولتی و مراکز توليدی دیگر هم از شرایط ایجاد شده سوءاستفاده کرده و اقدام به تعدیل نیرو کردهاند. قوانین و ساختار جمهوری اسلامی جهت حمایت از کارگران و زحمتکشان که مورد ظلم و پایمال شدن حقوق میشوند، بنا نشده و طی چند دهه اخیر حاکمان همیشه در کنار سرمایداری و صاحبان صنایع ایستاده اند و با هر گونه احقاق حقوق و اعتراضات صنفی با مشت آهنین، سرکوب، اخراج و زندان پاسخ داده اند. پیامدهای جنگ چهل روز بر وضعیت کارگران، زحمتکشان و اقشار پایین جامعه را مورد ارزیابی قرار میدهیم
جنگ، تحریمها و پیامدهای اقتصادی آن، وضعیتی فاجعهبار برای کارگران و اقشار آسیبپذیر جامعه ایران رقم زده است. دادههای موجود نشان میدهد که این بحران، عمیقتر و سیستماتیکتر از آن است که تنها با مفاهیمی مانند رکود موقت قابل توضیح باشد و زندگی و آینده میلیونها نفر را به طور جدی تهدید میکند
سقوط آزاد اقتصاد و تشدید تورم
·بازسازی ویرانگر: درگیریهای ژوئن ۲۰۲۵ میلادی به ۲۱ استان ایران خسارت زد و هزینه بازسازی به دهها میلیارد دلار نیاز دارد.
· رکود و تورم افسارگسیخته: برآورد میشود تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۵ تنها ۰.۶ درصد رشد کند (کاهش از ۳.۷ درصد در ۲۰۲۴). نرخ تورم نیز به حدود ۴۹ درصد رسیده و ارزش پول ملی تا حدی سقوط کرده که قدرت خرید را نابود کرده است
موج بیکاری و تعدیل نیرو
· آمارهای هشداردهنده: نرخ بیکاری به ۹.۵ درصد رسیده و ۳۳ درصد شرکتها برنامه تعدیل نیرو دارند.
·زندگی معلق: حکایتهایی مانند اخراج کارگران فناوری اطلاعات در تهران، واقعیت تلخ “بازاری که شغلی در آن نیست” را نشان میدهد. فشارها به حدی است که بسیاری از جوانان به فکر مهاجرت اجباری افتادهاند.
فروپاشی قدرت خرید و گرسنگی پنهان
· حقوق ناچیز: یک روز کار تماموقت، تنها ۷ قرص نان سنگک آن هم در بهترین حالت میخرد. ارزش دلاری حداقل حقوق ماهانه نیز در عرض شش ماه از ۱۸۰ دلار به زیر ۱۳۰ دلار سقوط کرد.
· زندگی در فقر: برآورد میشود ۸۰ درصد خانوارهای ایرانی زیر خط فقر جهانی زندگی میکنند و خرید همزمان گوشت، مرغ و برنج در یک ماه برایشان غیرممکن است.
کارگران در محاصره: از اعتراض تا سرکوب
· اعتراضات گسترده: از معترضان صنعت نفت تا اعتصاب غذای ۵۰ روزه ۴,۰۰۰ کارگر کارخانه آلومینیوم اراک (که دو کارگر آن جان خود را از دست دادند) و تجمعات کارگران پیمانی پارس جنوبی.
·سرکوب سیستماتیک: هرگونه اعتراض با “مشت آهنین” پاسخ داده میشود. تا جایی که حتی برای رهبران یک اعتصاب غذایی، حکم جلب صادر شد و آنها را به “اخلال در نظم عمومی” متهم کردند. فعالان صنفی نیز با زندان و اخراج مواجه میشوند.
تخریب صنایع و بیکاری تودهای
حملات به زیرساختها مانند تاسیسات سانتریفیوژ و پالایشگاه تبریز، همراه با قطعی برق، تولید صنعتی را به شدت کاهش داده است (برای نمونه تولید فولاد در مرداد ۱۴۰۳ نسبت به سال قبل ۱۰ درصد افت کرد). این مسئله در کنار تعدیل نیروها در شرکتهای خصوصی، کارگران بسیاری را به کام بیکاری کشانده است
زخمهای کهنه بر تن جامعه
تجربه جنگ ایران و عراق (۱۹۸۸-۱۹۸۰) نشان داد که چنین شوکهایی نه تنها باعث کاهش دستمزدها میشود، بلکه سلامت و امنیت شغلی را برای دههها تخریب میکند. متأسفانه به نظر میرسد ساختار حقوقی نیز نتوانسته مانع این سرکوبها شود
واکنش دولت: وعدههایی که به زمین میماند
دولت با طرح ۲۰ مادهای، وعده جبران عقبماندگی حقوق کارگران و تثبیت نرخ ارز را داده است. اما اذعان رئیسجمهور به اینکه بودجه قادر به هماهنگی با تورم نیست و شکایت ۶۰۰ کارگر پیمانی پارس جنوبی به خاطر ۳ ماه حقوق پرداختنشده، نشان میدهد که این وعدهها هنوز تحقق نیافتهاند.
کارشناسان اقتصادی هشدار دادهاند که پس از ۴۰ روز جنگ، بیش از دو میلیون نفر ممکن است شغل خود را از دست بدهند. این بحران فراتر از آمار است، بلکه سونامی بیکاری و فروپاشی زنجیرهای اشتغال را رقم زده است. برای درک عمق فاجعه، این اعداد و ارقام را در بخشهای مختلف صنعتی و خدماتی مرور میکنیم.
تابلوی سیاه بیکاری در بخشهای کلیدی
در بررسی آماری زیر، ابعاد این فاجعه را در بخشهای اصلی اقتصاد مشاهده میکنید
بخش صنعتی وضعیت و آمار کلیدی بیکاری
صنایع مادر (فولاد، پتروشیمی) بیش از ۷۰٪ صنایع فولاد و پتروشیمی تحت تأثیر قرار گرفتهاند. یک مجتمع بزرگ فولادی ۲۰ هزار شغل مستقیم و ۵۰ هزار شغل غیرمستقیم را به خطر انداخته است.
صنعت ساختمان ۸۰ تا ۹۰ درصد کارگاههای ساختمانی تعطیل شده و بسیاری از کارگران ساختمانی بیکار شدهاند؛ کارگرانی که اغلب بدون بیمه و قرارداد ثابت هستند.
صنعت خودرو اختلال در زنجیره تأمین (به دلیل مشکل صنایع فولاد و پتروشیمی) و رکود بازار، تولید را متوقف کرده است. در مجموع بیش از ۲ میلیون نفر بهصورت مستقیم و غیرمستقیم در این صنعت شاغل هستند.
کسبوکارهای کوچک و آنلاین ۹۰ درصد کسبوکارها دچار افت یا توقف تولید شدهاند. قطعی گسترده اینترنت باعث تعطیلی یا تعدیل نیرو در بسیاری از کسبوکارهای آنلاین شده است.
حملونقل هوایی با توقف کامل پروازها از روز اول جنگ، بخش اعظمی از کارکنان خطوط هوایی بیکار شدهاند.
اثر دومینو: فروپاشی زنجیرهای اشتغال
آمار ذکر شده تنها بخش قابل مشاهده یک فاجعه بزرگتر است. جنگ، اقتصاد ایران را به یک زنجیره به هم پیوسته تبدیل کرده که با شکستن یک حلقه، کل آن فرو میریزد
·فلج شدن صنایع وابسته: حمله به صنایع فولاد و پتروشیمی (تأمینکننده مواد اولیه)، مستقیماً صنایع ساختمان، خودروسازی و لوازم خانگی را با کمبود مواد اولیه مواجه و آنها را نیز به سمت تعطیلی سوق داده است.
· افزایش فشار بر نهادهای حمایتی: آوار بیکاریها متوجه نهادهای حمایتی مانند سازمان تأمین اجتماعی شده است. افزایش ناگهانی مقرریبگیران، بار مالی سنگینی ایجاد کرده و نگرانیها از توان این سازمان برای پرداخت بیمه بیکاری را افزایش داده است.
· فروپاشی اقتصاد محلی: تعطیلی یک صنعت بزرگ در یک شهر، به منزله نابودی اقتصاد آن منطقه است. به عنوان نمونه، نزدیک به ۵,۵۰۰ بنگاه کوچک و متوسط در شهری که یک مجتمع فولادی در آن فعال بوده، به طور غیرمستقیم با آن مرتبط بوده و با آسیب آن، با بحران بیکاری مواجه شدهاند
فاجعه پنهان: قربانیان فراتر از آمار
در پس این اعداد، فاجعهای انسانی رقم خورده است که آمار رسمی از بیان آن عاجز است
· کارگران ساختمانی: این قشر که اغلب بیمه ندارند، بدون هیچ حمایتی بیکار شدهاند. پیش از این، ۸۰ درصد آنها بیمه نبودند و حالا با هیچ پشتوانهای رها شدهاند.
· کارگران زن و مشاغل غیررسمی: زنان شاغل در مشاغل غیررسمی، اولین قربانیان تعدیل نیرو بودهاند و آمار رسمی کمترین بازتابی از رنج آنها ندارد.
·نسل سرخورده: جوانان و دانشآموختگانی که تازه وارد بازار کار شده بودند، اکنون در نخستین گام با دیوار بلند بیکاری مواجه شدهاند و آیندهای جز سرخوردگی پیش روی آنها نیست.
بر اساس دادههای موجود، بحران بیکاری در بخش صنعت ایران عمیق و سیستماتیک بوده، اما آمارهای رسمی به دلیل نادیده گرفتن جمعیت «ناامید از یافتن کار»، تصویر کاملی از فاجعه را ارائه نمیدهند
جداول آماری تفکیک شده صنایع
صنعت / بخش اقتصادی وضعیت اشتغال و شاخصهای کلیدی منبع معتبر
کل بخش صنعت شاغل: ۸.۲۶۵ میلیون نفر (۱۴۰۳) کاهش اشتغال: از دست رفتن ۲۳,۰۰۰ شغل در نیمه دوم ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران
خدمات بیشترین سهم اشتغال: ۵۲.۷ درصد از کل اشتغال کشور مرکز آمار ایران
صنعت خودرو و قطعهسازی تهدید: بیکاری بیش از ۴۰۰,۰۰۰ نفر از ۶۵۰,۰۰۰ شاغل این صنعت در صورت تداوم رکود انجمن قطعهسازان
صنایع فلزی (چوب، کاغذ، محصولات فلزی) بحرانی: در آستانه رکود عمیق و ریسک بالای تعدیل نیرو مرکز پژوهشهای مجلس
صنعت دارو بحرانی: در آستانه رکود عمیق و ریسک بالای تعدیل نیرو مرکز پژوهشهای مجلس
این آمار حاصل فشارهای همزمانی است که اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار داده
· خودروسازی (خونریزی اشتغال): بدهیهای انباشته (۲۸۰ هزار میلیارد تومان زیان) و حاشیه سود ناچیز، قطعهسازان را در آستانه ورشکستگی قرار داده است.
· صنایع انرژیبَر (فلزات اساسی، سیمان، پتروشیمی): قطعی گسترده برق و گاز، تولید را به شدت کاهش داده است:
فولاد: کاهش ۷.۵ درصدی تولید و بهرهبرداری ۵۸ درصدی از ظرفیت.
پتروشیمی: وجود ۲۲ درصد ظرفیت خالی به ارزش ۱۰.۵ میلیارد دلار.
سیمان: کاهش تولید کلینکر به دلیل ناترازی انرژی.
· صنایع کوچک و متوسط: با کمبود شدید نقدینگی و کاهش تقاضای داخلی دست و پنجه نرم میکنند.
· صنعت ساختمان: نیمی از ۵۰۰ شغل مرتبط با آن، در شرایط بحرانی قرار دارند.
هزینه پنهان: اشتغال ناقص
فراتر از آمار بیکاری، واقعیت تلختری وجود دارد که تحت عنوان «اشتغال ناقص» پنهان شده است.
· کار اجباری نیمهوقت: در پاییز ۱۴۰۳، ۷.۴ درصد از کل شاغلان (حدود ۱.۸ میلیون نفر) مجبور بودهاند به دلیل رکود اقتصادی، کمتر از ۴۴ ساعت در هفته کار کنند و مابقی ساعت را بیکار باشند.
· خروج از بازار کار: اگر نرخ اشتغال به اندازه تابستان ۱۳۹۸ بود، ۱.۶ میلیون نفر دیگر در ایران مشغول به کار بودند که عمدتاً از بازار کار ناامید شدهاند
این آمار نشان میدهد که صنایع مادر مانند خودرو و فلزات اساسی، به دلیل بدهیهای انباشته و ناترازی انرژی، با بیشترین خطر تعدیل نیرو مواجه هستند. برای تحلیل عمیقتر هر صنعت یا راهکارهای مقابله با این بحران
بهروز فدائی ـ 15 آپریل 2026
افزودن دیدگاه جدید