جمهوری اسلامی ایران بر سر دو راهی

جمهوری اسلامی ایران بر سر دو راهی
دوشنبه, 14. مارس 2022 - 23:07
وفاداری جمهوری اسلامی به روسیه را تا چه انداز می توان محک زد؟ آیا تا پایان خواهد رفت و وقعی به تبعات سیاست خود نخواهد گذاشت؟ یا اینکه در مقابل افکار عمومی و فشارهای اقتصادی و حتی خطر حمله نظامی اسرائیل به مراکز و تاسیسات اتمی و نظامی ایران حکومت را وادار خواهد کرد که به میز برجام برگردد و اینبار مستقیما با آمریکا وارد مذاکره شود. 

وفا داری یا وفادار بودن اصطلاح و واژه ایست عام در روابط خصوصی و اجتماعی. در عین حال تعابیر و تفاسیر گوناگونی نیز در عرصه های فوق از سوی افراد حقوقی و حقیقی بنا به موقعیت و منافع شان صورت می پذیرد که همیشه تاثیر گذار در خروجی ارائه و انجام نوع وفاداری خواهد بود. وفادار بودن به حزبی که در آن عضو هستی یا در کارخانه و شرکتی که مشغول به کار هستی. صاحبان شرکت های تجاری و کارخانه ها همواره از کارمندان و کارگران خود خواهان وفادار بودن و منافع شرکت را در ارجحیت از منافع شخصی خود دیدن است. هر نوع تخطی از اصول اعلام شده حتی می تواند به اخراج فرد یا افرادی که اصول و سیاست درونی شرکت را زیر پا گذاشته اند؛ منتهی شود.

 در این خصوص سئوالاتی فراوان نیز در ذهن شکل می گیرد؛ از اینکه مرز این وفاداری تا به کجا است؟ آیا آنچه را که من وفا داری می پندارم و به آن عمل میکنم؛ دیگران هم همین گونه می بینند. 

در اینجا تنها به سه نمونه اشاره می کنم تا عمق مطلب بیشتر شکافته تر شود.  

تکنسین اتمی اسرائیلی در سال ۱۹۸۶ برنامه اتمی اسرائیل برای ساختن بمب اتمی را در اختیار   Mordechai Vanunu 

 مطبوعات انگلیس قرار داد. افشاگری وی از سوی نیروهای مخالف تسلیحات اتمی کشورها و مردم جهان با استقبال  روبرو شد. اما دولت اسرائیل آن را خیانت به منافع ملی و به خطر انداختن موجودیت کشور قلمداد کرد. افشاگری برنامه اتمی اسرائیل برای ساختن بمب اتم برای او به قیمت ۱۸ سال زندان تمام شد. وی در سال ۲۰۰۴ از زندان آزاد شد. وفاداری او به صلح جهانی مورد تقدیر و ستایش جهان و دوستانش قرار گرفت تا جائی که او را قهرمان نامیدند. اما بسیاری از هموطنانش او را خائن و موافق آزادی او نبودند. عملکرد (وفادار یا لویال بودن) وی همواره در ارتباط با صلح جهانی مورد ارزیابی قرار گرفته و می گیرد و هیچ منفعت شخصی برای او در نظر گرفته نمیشود. تعهد و وفاداری وی به صلح جهانی تنها توجیه کار وی است.

نمونه دیگر وفا داری مربوط به رابطه  دو برادر در یک رابطه خصوصی است. تئودور کازنسکی؛ پروفسور و ریاضیدان آمریکایی متولد ۱۹۴۲ از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۵ بمب های دست ساز خودش را برای افرادی که در نظر داشت از طریق پست برای آنها ارسال می کرد. بمب های پستی وی موجب کشته شدن ۳ نفر و زخمی شدن ۲۳ نفر گردید. پلیس و اف بی آی با تمام تلاش شان بعد از ۱۷ سال هنوز نتوانسته بودند فرستنده این بمب ها را پیدا کنند. داوید کازانسکی برادر کوچکتر تئودور کازانسکی به او مشکوک می شود و علی رغم عشق وافری که به برادر خود داشت؛ وی را به اف بی آی معرفی می کند و نقطه پایانی بر ماجراجویی های برادر خود می گذارد. داوید کازانسکی در توجیه کار خود می گوید: آنچه که مرا وا داشت تا دست به این کار بزنم و او را به پلیس معرفی کنم؛ تعهدی بود که در قبال اجتماع و مردم بی گناهی که جان خود را از دست دادند؛ بود. وفاداری و مسئولیت پذیری وی در قبال اجتماع و مردم  و جلوگیری از کشته شدن افراد بی گناه مورد تقدیر مردم واقع شد. اما بودند کسانی هم که او را برای لو دادن برادرش سرزنش می کردند.

نمونه سوم ماجرای مادری است که فرزندش را در تابستان سال ۶۰ به دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی لو داد. نتیجه لو دادن وی منجر به اعدام پسرش گردید. وفاداری وی به اسلام و رهبر انقلاب اسلامی - آقای خمینی – توجیه کاری بود که انجام داده بود.    

در اینجا به سئوال اول برمی گردم و طرح سئوالاتی دیگر.

 اینکه مرز این وفاداری تا به کجا کشیده خواهد شد؟ چگونه می توان وفاداری را ارزش گذاری کرد؟ کنش و اثرگذاری وفا داری در منافع فردی یا جمعی را چگونه می توان ارزیابی کرد؟ 

سئوالاتی بسیاری می توان در این زمینه طرح کرد و به دنبال پاسخ آن گشت. اما من به طرح همین چند سئوال بسنده می‌کنم چرا که تنها به دنبال برجسته کردن آن برای خواننده هستم و نه قصد وا کاوی این رفتار اجتماعی. پدیده ای که هر روزه ما را به انحاء مختلف در روابط خصوصی و اجتماعی با خود درگیر می کند. وفادار بودن در برابر یک سمت (جامعه) به معنای  ناوفاداری در برابر سمت دیگر (برادر) خواهد بود.       

اما وفا داری در حوزه بین الملل چگونه تعریف می شود؟ آیا بطور کل؛ امر وفاداری در حوزه بین الملل قابل تصور است؟ 

آیا می توان مدعی شد که کشوری به کشور دیگری وفادار است؟ و اگر هم هست؛ اندازه و قد و قواره این وفاداری تا چه حد است و چگونه اندازه گیری می شود؟

آیا وفاداری تا آن اندازه است که کشوری منافع ملی و امنیت خودش را در برابر کشور دیگری نادیده بگیرد؟

 آیا جمهوری اسلامی به نام ایران؛ آمادگی آن را دارد تا در خصومت و جدالش با آمریکا منافع ملی و امنیت کشور را در وفاداری و هم پیمانی با روسیه به مخاطره بیندازد؟

در ابتدا باید بگویم که تعریف خاص و مشخصی از وفا داری کشورها در حوزه بین الملل وجود ندارد و تعریف عام آن تنها در مدار منافع ملی قابل رویت است. اما وفا داری در قالب سرسپردگی را نمی توان نادیده گرفت و از آن رد شد. بلا روس و چچنین را می توان در این دایره وفاداری (سرسپردگی) در جنگ اوکراین به روسیه جا داد. کشورهایی که هیچ قرابتی با دموکراسی ندارند. رویکرد این دو متحد روسیه بخصوص بلا روس تنها در حفظ و بقای حکومت شان است.

اما در مورد جمهوری اسلامی چگونه باید قضاوت کرد؟ آیا جمهوری اسلامی وفادار و یا در حال تبدیل شدن به یک حکومت سر سپرده به روسیه است؟ آیا حکومت حاضر است برای به تحقق رسیدن و اثبات ایدئولوژی شیعه گری خود؛ استقلال ایران و منافع ملی کشور را در خدمت بلند پروازی های روسیه بکار گیرد؟  اگرچه پاسخ به این پرسش ها چندان بغرنج نیست اما ساده هم نمی باشد. 

جمهوری اسلامی ایران هم در سیاست داخلی و خارجی هیچ موفقیتی نداشته است. بیش از چهار دهه از عمر این حاکمیت می گذرد بی اینکه توانست باشد برنامه جامعی برای توسعه اقتصادی - اگر نگوییم سیاسی – ارائه کرده باشد. سیاست خارجی حکومت نیز تابعی شده از سیاست های بلند پروازانه ولی فقیه در گسترش شیعه گری در منطقه. بلند پروازی حکومت تاکنون میلیاردها دلار برای کشور و مردم هزینه دربرداشته است و همچنان نیز ادامه دارد و پایانی در چشم انداز نزدیک برای آن متصور نمی باشد.

اگر تا دیروز حضور نظامی و نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی مشکلی برای کشور و اکثریت مردم بود. امروز خطری بمراتب سهمگین تر کشور را تهدید می کند. خطری که می تواند شیرازه کشور را از هم بپاشاند. سیاستی که حکومت در قبال روسیه در خصوص برجام در پیش گرفته است هیچ همخوانی با حداقل های یک کشور مستقل ندارد. حکومت با پیشبرد و ادامه چنین سیاستی استقلال و امنیت کشور را به مخاطره انداخته و نیز موجب تحریک کشورهای منطقه می گردد تا آنان را هرچه بیشتر علیه ایران متحد تر کنند. توافق بر سر برجام ظرفیتی را فراهم می نمود که تحریک کشورهای منطقه به خصوص کشورهای خلیج توسط اسرائیل را خنثی کند و گشایشی برای برقراری مناسبات و روابط تازه ای بین ایران و کشورهای منطقه خلیج فارس شود.

حکومت همیشه به دنبال این بوده است که روابط خود با روسیه را تا سطح راهبردی ارتقا بخشد و برای خود نیز چنین تصوری را دامن زده بود؛ اگرچه هیچگاه از سوی روسیه این نگاه  مورد تائید قرار نگرفت. اما با تجاوز نظامی روسیه به اوکراین این امید برای حکومت گشوده شده است که می تواند به آنچه که در گذشته به آن دست نیافته بود این بار بدست آورد. یک تفاهم نظامی و راهبردی با روسیه و در بهترین حالت چین هم در این پیمان نظامی سهیم باشد. جمهوری اسلامی با گره زدن برجام با جنگ اوکراین و تمکین کردن به خواست روسیه با این امید که روسیه را بیشتر به خود نزدیک کند دچار خطای محاسبه ای شده است. با این تصور که جنگ اوکراین موجب خواهد شد که جبهه تازه ای علیه آمریکا در منطقه شکل بگیرد. که در صحنه اصلی؛ روسیه و ایران و در پشت صحنه؛ چین ایستاده است.

وفاداری جمهوری اسلامی به روسیه را تا چه انداز می توان محک زد؟ آیا تا پایان خواهد رفت و وقعی به تبعات سیاست خود نخواهد گذاشت؟ یا اینکه در مقابل افکار عمومی و فشارهای اقتصادی و حتی خطر حمله نظامی اسرائیل به مراکز و تاسیسات اتمی و نظامی ایران حکومت را وادار خواهد کرد که به میز برجام برگردد و اینبار مستقیما با آمریکا وارد مذاکره شود. 

حکومت آقای خامنه ای بر سر دو راهی مانده است و دو سناریو در پیش روی خود دارد و تنها مجاز است که یکی را برگزیند.

اولین سناریو قرار گرفتن در کنار روسیه و تن دادن به خواست روسیه و کنار کشیدن از برجام. با این سناریو آرزوهای آقای خامنه ای (گسترش شیعه گری و نابودی آمریکا) که تاکنون شانسی برای برآورده شدن نداشت مجددا این فرصت را پیدا می کند که به آن روح تازه ای بدمد تا شاید اینبار مستجاب گردد.

دومین سنا ریو دست کشیدن و دور شدن از توهم غالب در گسترانیدن شیعه گری و پایان دادن به حضور نظامی در کشورهای منطقه. مصالحه با آمریکا و برقراری روابط حسنه با کشورهای منطقه و جهان. توافق بر سر برجام راه ورود به دنیا خواهد بود. 

  جنگ اوکراین تله ای شد برای حکومت. او را در جایی قرار داده است که باید تصمیم بگیرد. حال باید دید که عقلانیت در اتخاذ سیاست تا چه اندازه نقش باز خواهد کرد؟ 

پرتاب ۱۲ موشک بالستیک به اربیل در عراق نشانه ای از عقلانیت در خود نداشت. 

۱۳ مارس ۲۰۲۲ برابر با ۲۲ اسفند ۱۴۰۰

خسرو میرمالک          

دیدگاه‌ها

اراز

گفته میشود امریکا ایران را برای جنگ در منطقه اماده می کند بخصوص جنگ با ترکیه.
ترکیه عضو ناتو است حتمن امریکا بندی را پیدا خواهد کرد که اجاز نمی دهد ناتو به ترکیه کمک کند و روسیه تسلیحات نظامی ایران در جنگ را پوشش خواهد کرد.

پ., 17.03.2022 - 20:19 پیوند ثابت

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id> <img src alt data-entity-type data-entity-uuid data-align data-caption> <dir>
  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
لطفا حروف را با خط فارسی و از چپ به راست، یعنی از آخر به اول، و بدون فاصله وارد کنید CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.