سه شنبه ۰۸ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۸ ژانویه ۲۰۲۰

هیئت سیاسی - اجرائی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

این زندانیان از هفته ها پیش در اعتراض به انواع اجحافات حقوقی و روحی و جسمی دست به اعتصاب غذا زده اند و اکنون وضعیت جسمانی آنها در نتیجه شرایط زندان و اعتصاب غذا رو به وخامت گذاشته است. این وضعیت خطیر در حالی است که برای برخی از آنان وثیقه های میلیاردی درخواست شده و عملاً امکان آزادی موقت را از آنها ستانده است.

 ما بر این باوریم که اگر همه‌ی جریاناتی که برای استقرار دموکراسی، خواهان گذار از جمهوری اسلامی هستند، با دعوت مردم به عدم حضور در پای صندوق‌های رأی، عليه انتخابات نمايشی مجلس یازدهم فعالیت نمایند، ضربه کاری به استبداد حاکم فرود می آید. در لحظه‌ی کنونی، تشویق به تحریم گسترده اين انتخابات، مدنی‌ترین روش اعتراض و مبارزه با رژیم حاکم است.

 او طی دهه گذشته بارها با رفتن پای مصاحبه و نیز از طریق چند نوشتار توضیحی، به مقابله فکری و سیاسی با تحریف کنندگان تاریخ جنبش فدایی شتافت و به رسالتی که انجام آن را وظیفه خود می دانست، شرافتمندانه عمل کرد و بخوبی بجا آورد. این خدمت واپسین او به اصالت تاریخی جنبش فدایی خلق هرگز فراموش نخواهد شد.

ما از این بسی خرسندیم که موج نوینی از اعتراضات هنرمندان و فرهنگ پروران کشور بر بستر خیزش های اعتراضی مکرر جامعه جوشان ایران علیه جمهوری اسلامی به راه افتاده و شاهد هم افزایی اعتراضی تازه در جامعه هنری کشور هستیم.

حزب چپ ایران فدائیان خلق با اعلام همدلی و همبستگی با خانواده‌های قربانیان کشتار رژیم، از همه‌ی هموطنان دعوت می‌کند در  این روزها و ساعات غم‌بار در کنار مادران، پدران، همسران، فرزندان، بستگان و دوستان کسانی باشند، که طی یک اقدام فاجعه‌بار جمهوری اسلامی طعمه‌ی مرگ گشته‌ و پرپر شده‌اند. در این روزهای تلخ باید تکیه‌گاه هموطنانی شد که ستونی از زندگی خود را از دست داده‌اند و در مرگ عزیزانشان به سوگ نشسته‌اند.

مردم گرفتار سیلاب در روستاهای مختلف، به شدت نیازمند مواد غذائی و دیگر نیازهای اولیه هستند. همه شواهد حاکی از آن است که وضعیت امداد رسانی به منطقه بسیار ضعیف است، عبور و مرور در برخی نقاط ممکن نیست. در صورت ادامهی این وضعیت شاهد فاجعهی بزرگی در این منطقه خواهیم بود.

این فاجعه که مصداق تعرض نظامی علیه غیر نظامیان بود و مرگ دلخراش ۱۷۶ انسان غیر نظامی با هزاران آرزوی برآورده ناشده را در پی داشت، فقط در شرایط تنش و جنگ می توانسته پیش بیاید. بنابراین علت را در "سهو" جستن و خطاکار معرفی کردن این یا آن مامور دون پایه، عین لاپوشانی اصل موضوع است. علت فاجعه را حاکمیت شرایط جنگی بر کشور ما باید دانست و مسئولیت آن نیز بر دوش آنانی است که ذینفع حفظ فضای نه مذاکره و نه جنگ اند.

جنبه‌ی دردناک این دو واقعه را هم در این باید دید که کابوس همان بحران بس خطرناک، مانع از توجه کافی و حس لازم در جامعه برای فهم تلخی جانگزای آن‌ها شده است. از این دو، یکی در کرمان رخ داد و دیگری در صباشهر، اطراف تهران