Direkt zum Inhalt
پنجشنبه ۱۳ اوت ۲۰۲۶
پنج‌شنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۵

April 2026

«همگامی برای جمهوری سکولار دموکرات در ایران» روز جهانی کارگر را گرامی می​دارد و از مطالبات و مبارزات به‌حق کارگران و همه مزد‌ و حقوق بگیران و بیکاران پشتيبانی می​کند. به باور ما پایان دادن به جنگ و درگیری نظامی و استقرار صلح، تنها راه ایجاد امکان برای تامین امنیت عمومی، بازسازی کشور و مبارزه با فقر و ایجاد اشتغال است.
دفاع از برگزاری مستقل و گسترده اول ماه مه در ایران، دفاع از نیاز فوری و زنده طبقه کارگر است. هر مراسم، هر تجمع، هر بیانیه و هر ابتکار در این روز می‌تواند گامی در جهت تقویت سازمان‌یابی، افزایش اعتماد به نیروی جمعی و آماده شدن برای مبارزات بزرگ‌تر باشد. اول ماه مه روز جهانی کارگر است، زیرا کارگران جهان در آن به هم می‌رسند؛ و در ایران امروز، این روز بیش از هر زمان دیگری باید به روز اتحاد، همبستگی و عزم برای ادامه مبارزه تبدیل شود
1 نظر
ما نهاد های چپ و دمکراتیک  در آستانه اول ماه مه (۱۱اردیبهشت) روزجهانی کارگر و روزمعلم در ایران (۱۲ اردیبهشت) اصلی ترین جان مایه خواست زنان ، کارگران ، معلمان، دانشجویان، بازنشستگان، در پاسخگویی به نیازهای اولیه آنان برای گذران زندگی و بقای شان پیرامون پایان بخشیدن قطعی به خواست جنگ و برقراری صلحی پایدار که خواست عمومی همه جانبداران "نه به جنگ ، نه به مداخله خارجی ونه به کلیت جمهوری اسلامی" و زنده باد زندگی و آزادی و برابری ، که خواست توده کارگران و جنبش اعماق را فراهم خواهد آورد، میسر می گردد
بنا بر گزارش مرکز آمار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طی بررسی گزارش های کارگری منتشر شده در ۱۲ ماه اخیر (۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ تا ۷ اردیبهشت ۱۴۰۵)، مرگ دست کم ۵۸۶ کارگر در این مدت در پی حوادث کار ناشی از فقدان ایمنی محیط یا شرایط کار توسط رسانه‌ها یا سازمان‌های فعال در این حوزه مخابره شده است.
قرن بیستم جهشی در تاریخ بشریت بود؛ امّا چگونه می‌توانیم بدانیم که این جهش یک نقطه اوج بوده است - و نه صرفاً یک گام یا آغاز یک فلات بلند؟ از برخی جهات، نمی‌توان اوج‌های جدید را منتفی دانست. با این حال، آن‌چه که اکنون از منظر قرن بیست‌ویکم می‌بینیم، این است که قرن بیستم نه با ادامه یا توسعه همان مسیر دنبال شده، بلکه با یک چرخش کاملاً دگرگون‌کننده دنبال می‌شود که بر همه‌چیز سایه می‌افکند.
چهارشنبه ۲۹ آوریل ۲۰۲۶ - ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
ساعت ۲۱ به وقت اروپای مرکزی، ۲۲.۳۰ به وقت ایران
اتاق اتحاد چپ، با حضور اسماعیل عبدی، سوران لطفی، صادق کار، اسرین قادری، مهدیه گلرو، ستار رحمانی، رضا شیرازی
اصالت هویت یعنی تکیه بر آن نیروی درونی که در میانه بحران، نه به امتیازدهی به ساختار حاکم تن می‌دهد و نه اراده خود را به دشمنان آن می‌فروشد. این همان استقلال هویتی است که من آن را منطق نبرد در دو جبهه می‌نامم. راه عبور از بن‌بست‌های معاصر، بازگشت به نظم جهانی برای کسب اجازه بقا یا پذیرش استقلال فرمایشی نیست، بلکه در صیانت از اراده‌ای است که از میان توده‌های دردمند برمی‌خیزد. این صیانت، تنها راه جلوگیری از غلتیدن به دامن شرق یا غرب در شرایط بحران است.
2 نظر
بیش از یک صد سال است که کارگران خواست‌های سیاسی و اقتصادی خود را وبال گردن طبقه‌های بهره‌کش کرده‌اند و در این راه به پیروزی‌های بزرگی نیز رسیده‌اند. به ویژه در کشورهای پیشرفته‌ی سرمایه‌داری، کارگران در درازنای سال‌ها به شرایط کاری بهتر و مزدهای بیشتر دست یافته‌اند. ولی امروز همه‌ی آن دستاوردها زیر تازش پیوسته‌ی نئولیبرال‌هاست و روز به روز واپس رانده می‌شود. در بسیاری از کشورهای جهان، کارگران همچنان با ستم طبقاتی و زور می‌جنگند. نه طبقه‌ی کارگر و نه پیکار او برای زندگی بهتر، از میان نرفته و کهنه نشده است. اول ماه مه نشانه‌ی همبستگی جهانی کارگران و رنجبران با یکدیگر است.
استراتژی «نه به جنگ و نه به جمهوری اسلامی» حقانیت دارد، چون مبنا را منافع و مصالح مردم کشور می‌داند و کشور را جدا از باشندگانش نمی‌فهمد. این راهبرد، روند را محدود به لحظه نمی‌بیند و واقعیت مقطعی را در وعده‌ی توخالی و نافرجام و غالباً بدفرجام مسخ نمی‌کند. میهن‌دوستی در این رویکرد، با مردم‌دوستی تعریف می‌شود و نه اسطوره‌سازی‌های ناسیونالیستی. استراتژی همه شمولی که، معتبر برای هر وقتی است و تعطیلی برنمی‌دارد؛ چه قبل از وقوع جنگ، چه حین آن و چه در بعد آتش بس. وفاداری به راهبرد در هر فاز از اینها با تاکتیک‌هایی متناسب.
رابطه میان استقلال و قدرت، رابطه‌ای دوسویه و دیالکتیکی است. از یک سو، قدرت اقتصادی، نظامی و فناورانه، ابزارهایی هستند که امکان حفظ استقلال را فراهم می‌کنند،از سوی دیگر، استقلال نیز شرطی برای استفاده مؤثر از این قدرت‌هاست. کشوری که از نظر اقتصادی ضعیف باشد یا به‌شدت به یک منبع خاص وابسته باشد، در برابر فشارهای خارجی آسیب‌پذیر خواهد بود و توان تصمیم‌گیری مستقل خود را از دست می‌دهد. به همین ترتیب، نبود مشروعیت داخلی و انسجام اجتماعی نیز می‌تواند استقلال را تضعیف کند، زیرا فشارهای خارجی در چنین شرایطی با مقاومت کمتری مواجه می‌شوند.
4 نظر