پنجشنبه ۱۳ اوت ۲۰۲۶
پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
Juli 2026
اعتراضهای پراکنده، هرچند ضروری و ارزشمند، بهتنهایی قادر به متوقف کردن ماشین اعدام نیستند. تجربه جنبشهای موفق حقوق بشری در جهان نشان میدهد که تنها اعتراضهای سازمانیافته، مستمر و فراگیر میتوانند هزینه سیاسی نقض حقوق بشر را برای حکومتها افزایش دهند و آنان را ناگزیر به عقبنشینی کنند. از اینرو، مخالفت با اعدام در ایران باید از سطح واکنشهای مقطعی فراتر رود و به یک جنبش پایدار و جهانی تبدیل شود.
حالا کە بە هر دلیل تمایل امریکا، کشورهای منطقە و بیشتر کشورها ی جهان جبرا بە سازش با ایران گرویدە باید از این فرصت هم برای پایان دادن بە جنگ و هم برای برقراری مناسبات صلح آمیز با کشورهای منطقە در چهار چوب تفاهمنامە ١٤ بندی بهرە گرفت و اجازە نداد جریانات جنگ طلب و منفعت خواە امکان دستیابی بە صلح را برای تداوم قدرت و سیطرە خود از مردم ایران و منطقە بگیرند.
روز اول ماه می 2001، حدود 5000 نفر، عمدتاً دانشجویان و فعالان جوان اجتماعی، در مرکز شهر میلان گرد هم آمدند تا راهپیمائی اعتراضی متفاوتی را به مناسبت روز جهانی کارگر برگزار کنند. تا اول می 2005 شمار آنان به بیش از پنجاه هزار نفر رسید ــ و به برآورد برخی حتی از صدهزار نفر نیز فراتر رفت ــ و "اول ماه می اروپائی" (یورومیدی» (EuroMayDay) به جنبشی سراسر اروپائی تبدیل شد؛ جنبشی که در آن صدها هزار نفر، عمدتاً جوان، در خیابانهای شهرهای مختلف اروپا به راهپیمائی پرداختند.
زنجیرههای تولید جهانی؛ ستون فقرات اقتصاد آسیا
یکی از مهمترین ویژگیهای اقتصاد معاصر آسیا، حضور گسترده در زنجیرههای تولید جهانی است.
امروزه تولید یک محصول، حاصل همکاری دهها کارخانه در کشورهای مختلف است.
مواد اولیه ممکن است از اندونزی استخراج شود، قطعات در مالزی ساخته شوند، تراشهها در کره جنوبی یا تایوان تولید شوند، مونتاژ در چین یا ویتنام انجام گیرد و محصول نهایی در بازارهای اروپا و آمریکا فروخته شود
یکی از مهمترین ویژگیهای اقتصاد معاصر آسیا، حضور گسترده در زنجیرههای تولید جهانی است.
امروزه تولید یک محصول، حاصل همکاری دهها کارخانه در کشورهای مختلف است.
مواد اولیه ممکن است از اندونزی استخراج شود، قطعات در مالزی ساخته شوند، تراشهها در کره جنوبی یا تایوان تولید شوند، مونتاژ در چین یا ویتنام انجام گیرد و محصول نهایی در بازارهای اروپا و آمریکا فروخته شود
آسیب شناسی اعتراضات کارگران نفت نشان می دهد کە نداشتن تشکل مستقل و نیرومند، برقراری مناسبات تبعیض آمیز، ایجاد اختلافات شغلی و مزدی جنسی و قومی ، وجود تشکلهای حکومتی ، تحریک پذیری، از میان برداشتن قوانین حمایتی، استبداد و سرکوب، از عوامل اصلی ضعف، فقرو و بی حقوقی طبقە کارگر و مزد بگیر و بی پاسخ گذاشتە شدن مطالبات و اعتراضات آنان است.
در جامعهشناسی، زمانپریشی به این معناست که مفاهیم، ارزشها، نهادها یا شیوههای اندیشیدن متعلق به یک دوره تاریخی را به دورهای دیگر منتقل کنیم، یا با معیارهای یک دوره درباره دورهای دیگر داوری کنیم، بیآنکه شرایط تاریخی و اجتماعی هر دوره را در نظر بگیریم. به باور من، آقای موسی غنینژاد و بخشی از همفکران ایشان در نقد چپ، گرفتار چنین رویکردی شدهاند. مسئله اصلی در اینجا صرفاً اختلاف نظری با چپ نیست، بلکه نوع نگاه به تاریخ و تحولات فکری است. زمانپریشی باعث میشود چپ امروز با تصویری که از چپ قرن بیستم باقی مانده سنجیده شود و تحولات چند دهه اخیر آن نادیده گرفته شود.
آنها از دادرسی منصفانه محروم بودند و درستی اتهامات مشخصنیست. روشن است که جمهوری اسلامی با این اقدام سبعانه در فکر ایجاد رعب و هراس و زهر چشم گرفتن از مردم است، که با وجود کشتار وسیع دیماه سال گذشته، در اطراف داربستهای آهنی تجمع کرده و در اعتراض به خشونت و جنایتهای جمهوری اسلامی علیه اعدام و جمهوری اسلامی شعار دادند. همگامی بر توقف فوری اعدامها، کاهش فضای امنیتی، احترام به حق اعتراض مسالمت آمیز، خودداری از خشونت و احترام به حقوق بشر برای پایان دادن به چرخه خشونت، تاکید می ورزد.
بنیامین فیلسوف و ادیبی چند بعدی و پلورالیستی بود. او برای تاریخ نویسی از متون نظریه پردازان و مورخین، از شاعران و ادیبان قرن ۱۹ مانند: مارکس، هوگو، و بودلر؛ که خودش تفسیر میکرد، استفاده نمود. به این دلیل مقاله " چارلز بودلر؛ شاعر اوج کاپیتالیسم " را منتشر نمود. بنیامین در تاریخ نویسی و تئوری تاریخ از سبک و متد سوررئالیستی که وارد هنر و تاریخ نویسی شده بود، نیز استفاده نمود.
در چنین شرایط حساسی، بیش از هر زمانی مخالفت با جنگ و وجود جنبشی نیرومند علیه آن و دفاع آتش بس فوری و بیقیدوشرط و پایدار و گفتگو باهدف برقراری صلحی عادلانه برای رفع این خطر چه برای مردم ایران و چه منطقه و جهان و تحمیل آن به رژیم ایران و دولت آمریکا بیش از هر زمانی ضرورت دارد. در همین رابطه تشکیل یک جنبش-جبهه، یا جبهه جنبشی و متکی بر عاملیت مردم ایران علیه جنگ و سیاستهای جنگی از هر دو سوی جنگ، علاوه بر منطقه و جهان بویژه در خود ایران نیز اهمیت دارد و وظیفه مقدم کنشگران و فعالان مدافع صدای سوم را تشکیل میدهد*.