سه شنبه ۲۸ دی‌ ۱۴۰۰ - ۱۸ ژانویه ۲۰۲۲

مجید سیادت

اردوغان در اوائل قدرت گرفتن، در حیطه سیاست خارجی با احتیاط عمل می کرد، ولی زمانی که محبوبیت او بیشتر شده و خیالش از طرف ابزار اعمال قدرت – مخصوصاً ارتش ترکیه - راحت تر می شد (با کمک پاکسازی ارکان فوقانی ارتش) برنامه وسیع و جسورانه دخالت در کشورهای همسایه، اتحاد کشورهای ترک زبان ( شامل جمهوری آذربایجان و کشورهای آسیای میانه )، مخالفت با اسرائیل و رقابت با جمهوری اسلامی را در پیش گرفت.

حقوق بشر مجموعه موازینی است که بشریت ، در طول تاریخ، برای بهتر زیستن همگان بدانها دست یافته است و بنا براین، با توجه به جوانب مختلف گرایشات بشریت ، به تنظیم عدل و عدالت میان ابنای بشر می پردازد.

این سؤال هم مطرح می شود نقش ایران چه خواهد بود؟ آیا برای صلح در خاورمیانه کوششی می شود و یا از افغانستان هم استفاده ابزاری خواهد شد؟ البته ایران در مورد افغانستان وابستگی های لااقل مهم و غیر قابل انکاری دارد. افغانستان هم مرز ایران است و مخصوصا حفاظت از امنیت اقلیت شیعی افغانستان برایش اهمیت دارد ولی با نگاهی به سابقه رفتار جمهوری اسلامی می توان انتظار داشت که بخواهد از فاجعه افغانستان هم استفاده ابزاری کند.

در جا به جای این کتاب به دو موضوع برخورد می شوند یکی جنایتهای فراوان جمهوری اسلامی (منجمله کشتار بی پروای هزاران دیگر اندیش) و دومی موضوع دخالتهای امریکا در مسائل ایران – و خاورمیانه – هستند که روشن کننده ی بسیاری گوشه های تاریکتر چهل سال اخیرند. هر دوی اینها مسائلی جنجال بر انگیزند و می توانند هر نوشته ای را به اعلامیه تند و تیز اپوزیسیون تبدیل کنند. مهارت آرش عزیزی در اینست که – در اکثر موارد – همین موضوعات را با لحنی ساده و به دور از جنجال ، گزارش دهد، به نحوی که از فیلتر ناشرین امریکائی سالم به در رود.

روی آوردن چین به سوی صحنه ای پر مخاطره، مسلما کمتر از تحول در سیاست خارجی ایران نیست. شعار راهبردی ایران – در 40 سال گذشته - " نه شرقی نه غربی" بوده است. این تفاهم نامه نشانه اولیه ای از کنار گذاشتن این شعار است. حالا : کمی چینی جانشین شده است و به احتمال زیاد رهبری ایران می خواهند "کمی اروپائی" را هم اضافه کنند.

زمینه های تنش فراوانند. اولین موارد به حاشیه جغرافیائی چین بر می گردند ولی با توجه به انواع سلاحهای دوربرد چینی، به این ناحیه محدود نمی شوند و می توانند مایه جنگ تمام عیار باشند. امریکا و روسیه برای جلوگیری از برخورد غیر عمد، مکانیسمهاdی داشتند ولی مشابه همان ها در بین امریکا و چین وجود ندارند. باید بین امریکا و چین، قرارهای رسمی – در همه زمینه های مناقشه ایجاد شوند.باید کانالهای ارتباطی بیشتری – مخصوصا در مورد دریای جنوبی چین – بین امریکا و چین به وجود بیایند.

در این روند جایگاه ترور فخریزاده روشن است. ایران دو گزینه در مقابل دارد. یکی اینکه عکس العملی مشابه انجام دهد که بهترین بهانه را بدست اسرائیل و امارات می دهد که اقلا کاهش تنش ایران و امریکا را بسیار مشکل می کند و دوم اینکه با بی عملی فرصتی به دست اسرائیل بدهد که توطئه و تله جدیدی راه بیاندازد.

در هر صورت،حدس می زنم که این تفاهم نامه یک مانوور باشد و تبدیل به قرارداد رسمی بین دو کشور نشود و بنابراین بخش قابل توجهی از این اعتراضات، همراه خود این تفاهم (تفاهم نامه) برای دوره ای طولانی به تعلیق در آید.

در هر صورت بروز این واقعه تمام مبانی تفکر ما را – در اقتصاد، بهداشت، فرهنگ، جامعه شناسی و سیاست منجمله سیاست بین المللی – تغییر می دهد. پارادیمهای جدیدی بروز خواهند کرد که به احتمال زیاد می شود گفت پایان تاریخ گذشته – آنچنان که شاهد بودیم و می فهمیدیم – به وقوع پیوسته است.

اکنون سالها و دهه های متعددی از آن زمان گذشته اند و با اینکه مردم هندوچین به رفاه و آزادی مورد نیازشان نرسیده اند ولی صلح در منطقه هندوچین کاملا مستقر شده است. به نظر می رسد که خاورمیانه هم در مرحله مشابهی ( هر چند با پیجیدگی به مراتب بیشتر) قرار گرفته است. نظام حاکم در خاورمیانه مورد سئوآل قرار گرفته است. تازمانی که این موضوع حل نشده است تمامی کشورهای خاور میانه در این شرایط قرار خواهند داشت.