دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ - ۲ اوت ۲۰۲۱

مجید سیادت

در جا به جای این کتاب به دو موضوع برخورد می شوند یکی جنایتهای فراوان جمهوری اسلامی (منجمله کشتار بی پروای هزاران دیگر اندیش) و دومی موضوع دخالتهای امریکا در مسائل ایران – و خاورمیانه – هستند که روشن کننده ی بسیاری گوشه های تاریکتر چهل سال اخیرند. هر دوی اینها مسائلی جنجال بر انگیزند و می توانند هر نوشته ای را به اعلامیه تند و تیز اپوزیسیون تبدیل کنند. مهارت آرش عزیزی در اینست که – در اکثر موارد – همین موضوعات را با لحنی ساده و به دور از جنجال ، گزارش دهد، به نحوی که از فیلتر ناشرین امریکائی سالم به در رود.

روی آوردن چین به سوی صحنه ای پر مخاطره، مسلما کمتر از تحول در سیاست خارجی ایران نیست. شعار راهبردی ایران – در 40 سال گذشته - " نه شرقی نه غربی" بوده است. این تفاهم نامه نشانه اولیه ای از کنار گذاشتن این شعار است. حالا : کمی چینی جانشین شده است و به احتمال زیاد رهبری ایران می خواهند "کمی اروپائی" را هم اضافه کنند.

زمینه های تنش فراوانند. اولین موارد به حاشیه جغرافیائی چین بر می گردند ولی با توجه به انواع سلاحهای دوربرد چینی، به این ناحیه محدود نمی شوند و می توانند مایه جنگ تمام عیار باشند. امریکا و روسیه برای جلوگیری از برخورد غیر عمد، مکانیسمهاdی داشتند ولی مشابه همان ها در بین امریکا و چین وجود ندارند. باید بین امریکا و چین، قرارهای رسمی – در همه زمینه های مناقشه ایجاد شوند.باید کانالهای ارتباطی بیشتری – مخصوصا در مورد دریای جنوبی چین – بین امریکا و چین به وجود بیایند.

در این روند جایگاه ترور فخریزاده روشن است. ایران دو گزینه در مقابل دارد. یکی اینکه عکس العملی مشابه انجام دهد که بهترین بهانه را بدست اسرائیل و امارات می دهد که اقلا کاهش تنش ایران و امریکا را بسیار مشکل می کند و دوم اینکه با بی عملی فرصتی به دست اسرائیل بدهد که توطئه و تله جدیدی راه بیاندازد.

در هر صورت،حدس می زنم که این تفاهم نامه یک مانوور باشد و تبدیل به قرارداد رسمی بین دو کشور نشود و بنابراین بخش قابل توجهی از این اعتراضات، همراه خود این تفاهم (تفاهم نامه) برای دوره ای طولانی به تعلیق در آید.

در هر صورت بروز این واقعه تمام مبانی تفکر ما را – در اقتصاد، بهداشت، فرهنگ، جامعه شناسی و سیاست منجمله سیاست بین المللی – تغییر می دهد. پارادیمهای جدیدی بروز خواهند کرد که به احتمال زیاد می شود گفت پایان تاریخ گذشته – آنچنان که شاهد بودیم و می فهمیدیم – به وقوع پیوسته است.

اکنون سالها و دهه های متعددی از آن زمان گذشته اند و با اینکه مردم هندوچین به رفاه و آزادی مورد نیازشان نرسیده اند ولی صلح در منطقه هندوچین کاملا مستقر شده است. به نظر می رسد که خاورمیانه هم در مرحله مشابهی ( هر چند با پیجیدگی به مراتب بیشتر) قرار گرفته است. نظام حاکم در خاورمیانه مورد سئوآل قرار گرفته است. تازمانی که این موضوع حل نشده است تمامی کشورهای خاور میانه در این شرایط قرار خواهند داشت.

مبارزه مردم سوریه به همین شکل شروع شد ولی به خاطر برخورد دولت بشار اسد، فرصتی به قطر و سعودیها (و یاران) داده شد که جنبش را به گمراهی بکشند . فاجعه سوریه کنونی نتیجه تلخ این واقعیتهای زمینی بود. امکان وقوع چنین فاجعه ای در عراق و لبنان را نمی توان منفی دانست.

نمی توان از قبل روشن کرد که ادامه این مبارزات به کجا می انجامد ولی اگر راه حلی برای ضعف های کنونی پیدا نشود، یا به هر نحول وضعیت کنونی تحول پیدا نکند، مبارزه اصیل کنونی فروکش خواهد کرد.

احتراز از اروپای قوی که بتواند راحت تر فشارهای امریکا را تحمل کند یکی از دلایلی است که آقای ترامپ مایل است برکسیت موفق شود و انگلستان از اتحادیه اروپا کنار رود. در صورت خروج انگلیس از اتجادیه اروپا باید انتظار داشت که انگلستان به زائده کوچک و حقیرتری از سیاست‌های امریکا تبدیل شود.