سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰ - ۳ اوت ۲۰۲۱

بهزاد کریمی

بهزاد کریمی عضو حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

در اتاق تلگرام "اتحاد چپ" به سؤالات پاسخ داد.

پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۰ برابر با ۱٥ ژوئیه ۲۰۲۱

بهزاد کریمی عضو حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

در اتاق تلگرام "اتحاد چپ" به سؤالات پاسخ میدهد.

پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۰ برابر با ۱٥ ژوئیه ۲۰۲۱

ساعت: ۲۱:۰۰ به وقت تهران – ۱٨:۳۰ به وقت اروپای مرکزی

 

با همه فجایع در افغانستان، اما موقعیت این کشور را نباید به معنی زوال آن گرفت! این سرزمین خونین و مجروح علیرغم درگیربودن با هر دشواری‌ که گریبانگیرش است، نه فقط راهی جز پیوستن به توسعه و دمکراسی ندارد بلکه درسیاه تاریکی‌های افق آن، نقطه امیدهای نوین نیز سوسو می‌زنند که دلگرم‌کننده‌اند. جامعه مدنی در آن، راه خود را از میان ویرانه‌های خونین می‌گشاید تا از درز شکاف‌ها سربزند و بیشتر بشکفد. درون این جامعه، ظرفیت‌هایی دارند شکل می‌گیرند ولو البته هنوز نه انچنان توانمند که رقم زننده اوضاع باشند.

اراده داشتن و اراده کردن البته که نیازی بنیادین برای مبارزه در راه اهداف است، ولی با تبدیل آن به اراده گرایی آن هم از نوع لفظی حتی یک قدم هم نمی‌توان برداشت تا بتوان به چیزی رسید. در نیات انسانی چنین طرز فکر و رفتارهایی تردید نیست، اشکال اما اتفاقاً و کاملاً هم جنبه نظری دارد و آن چیزی نیست مگر فهم بیشتر سوسیالیسم و پیوند درونزای آن با دمکراسی. این نحوه تفکر هنوز هم خود را در حد لازم از رسوبات نوع تفکر پیشین تکان نداده و به همین دلیل نیز از تجدید نظر کردن‌های جسورانه در عین چپ بودن می‌هراسد. این نگاه به چپ تعلق دارد ولی پاسداری از چپ را نه در آینده که بیشتر با ماندن در گذشته می‌جوید.

اصلاح طلبان، نه فقط ناکام بزرگ این بازی بودند که با رفتن به پای خود در دامگه ولایت، باقیمانده اعتبار هنوز داشته را نیز باختند. جز مهندس موسوی و تعدادی از فعالان اصلاح طلب که حاضر نشدند با داو گذاشتن حیثیت خود پای صندوق‌های حکومتی چمباتمه زنند، سران و اکثر گردانندگان این جریان با در پیش گرفتن گزینه تحقیر شراکت بی جیره و مواجب در انتصابات ولایی، در سرازیری استمرار طلبی شیرجه رفتند. آنها به خیال آچمز کردن حریف به میدان آمدند اما با پاسخ گرفتن بیشترین آچمز شدگی تاریخی نتوانستند حتی ٥ درصد از کل صاحبان حق رای را حائز شوند.

او همه تاکیدات را در این سخنرانی بر این گذاشت که مسئله این "انتخابات" معیشت مردم است و دولت آینده هم باید این معضل را پاسخ دهد، تا بدینترتیب عامل اصلی فلاکت مردم ناگفته بماند. تا این حقیقت پرده‌پوشی شود که این نه فقط فلان یا بهمان سیاست اقتصادی بلکه موجودیت نظام سیاسی و ساختاری است به نام جمهوری اسلامی که ولایت اس و اساس آن را تشکیل می‌دهد. گرچه او هراس خود از عدم شرکت طبقات و اقشار زحمتکش در "انتخابات" را نشان داد ولی لب از لب نگشود تا گفته نیاید که همانا به دستور خود وی بود که توده زحمت طی فاصله دو "انتخابات" جمهوری اسلامی در جریان دو خیزش دی ٩۶ و آبان ٩٨ به خاک و خون کشیده شدند.

برای "رئیسی"، "مستضعفان" همان معنی را دارد که خامنه‌ای بعد جریان خیزش اعتراضی زحمتکشان در آبان ۹٨ ارایه داد. خامنه‌ای در آن سخنرانی‌ با ارجاع به قران، خودش و نیروی بسیج را مصداق "مستضعفان" معرفی کرد و گفت: "مستضعفین را بد معنا میکنند؛ مستضعفین را به افراد فرودست یا ... اقشار آسیب‌پذیر، یعنی آسیب‌پذیران [نسبت می‌دهند]؛ نه. [در] قرآن، مستضعف یعنی آن کسی که بالقوّه صاحب وراثت عالَم است". این سخنان در توجیه سرکوب بیرحمانه آن توده جان به لب رسیده‌ای به بیان درآمد که "نیروی بسیج" تحت فرمان سپاه ١٠٠ها تن از آن را کشت و بیش از ٧٠٠٠ نفر را هم بازداشت کرد.

چرا و با چه نگاهی این انتخابات را تحریم میکنیم

بهزاد کریمی عضو حزب چپ ایران فدائیان خلق

در اتاق تلگرام "اتحاد چپ" به سؤالات پاسخ داد.

پنجشنبه 6 خرداد 1400 برابر با 27 می 2021

زمان: ساعت 21:00 به وقت تهران، 18:30 به وقت اروپای مرکزی

جامعۀ ایران در حالی به سمت انتخابات ریاست جمهوری می‌رود که نظرسنجی‌ها حاکی از ناامیدی مردم از رای دادن در انتخابات است. حق انحصاری ولی فقیه در تعیین سیاست‌های کلی نظام، کثیری از مردم را به این نتیجه رسانده است که رای آن‌ها در جمهوری اسلامی اهمیت استراتژیک ندارد و حداکثر به کار تغییر دولت‌مردانی می‌آید که سکاندار این نظام نیستند و لاجرم نمی‌توانند نظام سیاسی را از مسیر غرب‌ستیزی و بنیادگرایی اسلامی خارج سازند؛ مسیری که به انزوای ایران و فلاکت اقتصادی جامعۀ ایران منتهی شده است. این‌که انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ را چگونه باید تحلیل کرد و در دوران پس از انتخابات افق سیاسی پیش روی ملت ایران چیست، سوالاتی است که در مصاحبۀ جمهوری ایرانی با بهزاد کریمی، فعال سیاسی جمهوری‌خواه و از اعضای حزب چپ ایران (فدائیان خلق)، مطرح شده است.

۴٥ و ۴۶این نوشته، در یادبود بهروز ارمغانی است بعد چهار دهه از اعلام خبر شوم مرگ وی. در این یادواره، کوشیده‌ام با به تصویر کشیدن پرده‌هایی از نوجوانی و جوانی و پختگی وی، سخن از اخلاق و رفتار این جسور هوشمند بگویم که نماد‌ برجسته‌ای بود از زمانه و جنبش ما و نمونه‌ درخشانی از آندست آدمیانی که در یگانگی با خود زیستند و رفتند. بهروز ارمغانی، یک تیپ بود و آیینه‌ای شفاف از آن "نسل آرمانخواه"‌؛ هم از اینرو، سخن گفتن از وی بیاد آوردن رفتارها و اخلاقیات پر شمار یارانی چون اوست!