بهزاد کریمی | به پيش
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۰ اوت ۲۰۱۸

بهزاد کریمی

القاء این فکر نادرست و مهلک و عمدتاً هم توسط جناح های حکومتی به افکار عمومی مبنی بر اینکه خیزش های ضد حکومتی خطر به اصطلاح تجزیه کشور را در پی دارند، عملاً در خدمت جلوگیری از تحقق هم پیوندی مبارزات اعتراضی سراسری است با جنبشهای ملی معطوف به نفی جمهوری اسلامی و استقرار دمکراسی در ایران!

همان مردمی که دی ماه را در تاریخ معاصر ایران ثبت کردند و همچنان هم در کار تولید و بازتولید تداوم آن هستند تا سرانجام بتوان محاصره مدنی این حکومت ولایی را به فرجام رساند. اینان نه از ترامپ خط و الهام می گیرند و نه که به ترامپها امید بستهاند. این اعتراضات مردمی، برای رسیدن مردم ایران به آزادی و دمکراسی اند و برای برچیده شدن انواع تبعیضات ناشی از حاکمیت جمهوری اسلامی تبعیض بنیاد.

برای آلترناتیو، خود آنها هم پاسخ مشخصی ندارند. جنب و جوش‌هایی شروع شده، جنب و جوش‌ها هم دوطرفه است، هم از طرف آنها که آیا می‌توانند همان مهره‌چینی‌های شبیه افغانستان کردند یا بعدا در عراق یا خواستند در وسط جنگ سوریه انجام دهند، هم اینکه آنهایی که با تکیه به پدیده ترامپیسم جایگزین جمهوری اسلامی بشوند

آقای حجاریان می گوید "اصلاح طلبی" به عنوان ایده را باید از "اصلاح طلبان" در مقام عامل تفکیک کرد. او این را می گوید تا از موقعیت متغیر و دچار فراز و فرود عاملان آن در جامعه، لزوم مبارزه با ناامیدی از خود راهبرد "اصلاح طلبی" در جمهوری اسلامی را بیرون بکشد.

گرچه این فضای فکری نا آشنا نیست اما اینها را گفتم زیرا که هر چه در این باره گفته شود باز هم کم است! این تفکر ریشه دار را باید شناساند و عوارض عملی آن در هر وجهش را بازنمود. این فضا همانگونه که در ابتدای سخن گفته شد بسی ریشه دارتر و گسترده تر از آنی است که در یونسی ها و روحانی ها و اعتدالیون و بسیاری از اصلاح طلبان خلاصه شود. این نگاه فقط مختص اسلامی‌های حاکم نیست.

اما چرا باید اینهمه حساسیت نشان داد نسبت به این ابراز "خوشحالی" آقای روحانی و الم شنگه‌های سپاه و اقتدارگرایان و در راس همه آنان زبان تهدید خامنه‌ای؟ برای اینکه اینها فقط حرف‌های بی‌مالیات نیستند. دود این نوع برخوردها به چشم مردم ایران رفته و خواهد رفت. در این لحظه، می‌باید که زیانمندی این نوع جنگ و جدل‌های "ضدامپریالیستی" و تحریکات ناسیونالیستی حضرات را نشان داد. زمان، زمانه ایستادن بر عقل و کیاست است و نه گفته شود بسیار خوشحالیم که "مزاحم" بیرون رفته است!

راهبرد اصلاح طلبی حکومتی در همان زایش خود آبستن بن بست بوده است؛ از همان آغاز بروزش! اما هم جامعه می بایست این تجربه را پشت سر می گذاشت و هم تحول خواهی حق نداشت بر این امکان نیمه جان برای جان یافتن نیروی گذار در کشور چشم بپوشد. اکنون هم خطاست هرگاه جریان اصلاح طلبان حکومتی نادیده گرفته شود. راهبرد تحول طلبی نه حالا که همواره در این بیست سال، خود را همواره رقیب راهبرد اصلاح طلبی حکومتی می دیده بی آنکه هرگز آن را خصم خود بپندارد.

خیزش جنبش فدایی خلق با "تعرض بکنیم تا باقی بمانیم" سر گرفت و از جمله در مجادله فکری اش با اندیشه های سیاسی مبتنی بر ایده محافظه کارانه "حفظ خود" جهت "رفتن به میان توده ها" به منظور رابطه گیری با جامعه! فداییان خلق در پرتو همین تز تعرض بود که خواستند وارد ارتباط گیری سیاسی - روانی با جامعه شوند

رفراندوم و انتخابات آزاد، نقش افق گشایی مبارزاتی برایتلاشهای مدنی جامعه سیاسی ایران بمنظور گذار مسالمت آمیز از این نظام داشته ودارند. اما با این تذکر که هرچه جلوتر می رویم، افق گشایی بویژه در وجود رفراندوم،جنبه زمینیتری می یابد، ندایشدر خیابان شنیده می شود و خصلت شناسنامهای فزون تریدرمبارزه سیاسی جامعه علیه حکومت به خود می گیرد.اگر کسانی هستند کهبرای رفراندوم در همین توازن قوای موجود جنبه عملی شدن قایلند،من یکیچنین نمی اندیشم

رفراندوم مد نظر نیروی تحول خواه، رفراندومی است معطوف تحول ساختاری در قدرت سیاسی. متوجه تحولات حقیقی- حقوقی به منظور تدوین قانون اساسی نوین و تعیین تکلیف جامعه با ولایت فقیه که رکن پایهای قدرت حاکم است. چنین رفراندومی تفاوت بنیادی با رفراندوم مطروحه توسط اقای روحانی دارد. اولی رفراندوم برای باز تعریف نسبت جامعه با حکومت و قانون اساسی آنست؛ حال آنکه دومی باز تنظیم مناسبات جناحین جمهوری اسلامی با همدیگربه حساب اراده مردم ورای خلایق!