گفتمان

Ian Bremmer and Mustafa Suleyman
هدف اساسی و فراگیر هر ساختار نظارتی هوش مصنوعی جهانی باید شناسایی و کاهش خطرات در راستای ثبات جهانی بدون ایجاد مانع در فرایند نوآوری هوش مصنوعی و فرصتهای ناشی از آن باشد.

حیدر تبریزی
فدرالیسم گونههای متنوعی دارد. این تنوع از اینجا ناشی میشود که شکل گیری سیستم فدرال، در هر کشوری، در روند مبارزۀ تاریخی مشخصی در بطن هر جامعه و بر بستری تاریخی و شرایط ژئوپولیتیک جهانی و منطقهای تحقق مییابد و دارای ویژگیها و مشخصههای خاص خود است و در هیچ دو کشوری یکسان نیست. بهنظر من میتوان از فدرالیسم همگرا و واگرا، فدرالیسم همگون و فدرالیسم با تنوع ملیتی و اتنیکی، فدرالیسم آمرانه و داوطلبانه، فدرالیسم استبدادی و دموکراتیک، به مثابۀ گونههای مختلف فدرالیسم سخن گفت.

مجید عبدالرحیم پور
دراین نوشته نگاهی به بخشی از مهمترین تغییر و تحولات کمی و کیفی جامعه در ۴۳ سال گذشته و سمت اصلی تحول خواهیم داشت: مختصات پایهای نگرش و عمدهترین جهتگیریهای برنامهای و سیاستهای راهبردی داخلی و خارجی جمهوری اسلامی، غییرات کمی و کیفی جمعیت کشور در فاصله ۱۳۵۵ تا ۱۳۹۹، تعداد جمعیت: در سن کار و فعالیت اقتصادی، شاغل و بیکار، ...

جعفر ابراهیمی
بررسی مطالبات جنبش های اجتماعی از کارگران و زنان تا دانشجویان و معلمان به ما نشان می دهد که عدالتخواهی در محور مطالبات این جریانات اجتماعی قرار دارد. عینیت این رویکرد در میان معلمان با مطالبات برابری خواهانه ای بارز میگردد که در طی سه سال اخیر و به کمک شبکه های اجتماعی مطرح شدهاند این مطالبات برابری خواهانه اجتماعی در کنار مطالبات معیشتی و رفاهی با تأکید بر آموزش کیفی، برابر و رایگان و نفی ساختار تبعیض آمیز نظام آموزشی یک رویکرد هژمونیک در نرح مطالبات بوده است که ناظر به تغییر در مناسبات اجتماعی به سمت یک ساختار برابر است.

آبراهام اف لونتال - سرجیو بیتار
در امر گذار چهار دسته از چالشها برجسته اند: تدارک برای گذار، پایان دادن به رژیم اقتدارگرا، انتقال قدرت و مدیریت آن، و بالاخره تثبیت و نهادینه کردن دموکراسی در حال ظهور. این چالشها به شکل خطی یا لزوماً به ترتیب زمانی ظاهر نمی شوند، اما در همۀ نمونه ها بروز یافته و احتمالاً در گذارهای آینده نیز بروز خواهند یافت.

آبراهام اف لونتال - سرجیو بیتار
مطلب حاضر گزیدۀ مختصری است از رسالۀ "گذار از اقتدارگرائی به دموکراسی: درسهائی از رهبران سیاسی"، نوشتۀ آبراهام اف لونتال و سرجیو بیتار. خود رساله هم مجموعه استنتاجاتی است از مصاحبه های مفصل با 13 تن از رهبران 9 کشور، که همگی تجربۀ گذار به دموکراسی را زیسته و در هدایت آن نقش بارزی داشته اند.

مهدی فتاپور
غلبهی ناسیونالیسمی که جهان را بهسوی رودررویی قطبها پیش برد، در شرایط کنونی جهان به غلبهی بربریت میانجامد. چپها و دموکراتهای جهان چند دهه است که گسترش هم پیوندیهای اقتصادی در جهان را تأیید کرده و از روابط نولیبرالی حاکم بر جهان در این دوران انتقاد کرده، منتقد تداوم یکهتازی قدرتها در روابط جهانیاند. آنان بهعنوان منتقد روابط حاکم بر جهان خواستار شکلگیری نهادهای دموکراتیک و قدرتمندی در جهاناند که بتوانند بر یکهتازی شرکتها که حاصل روابط غالب نولیبرالی در جهان است لگام نهند.

سعید رهنما
بر خلاف شرایط انقلابهای سیاسی کلاسیک که یک جریان اصلی رژیم قبلی را سرنگون کرده و رأساً قانون اساسی جدیدی را تهیه و به تصویب میرساند، و آخرین نمونهی آن انقلاب ۱۳۵۷ ایران بود – یک قانون اساسی جدید تنها از طریق مذاکره، توافق و ائتلاف جریانهای سیاسی مختلف اپوزیسیون، در شرایطی که رژیم کهن به هر دلیل داخلی و خارجی یا سقوط کرده و یا سقوط نهایی خود را پذیرفته، در مجلس یا نهادی که از طریق دموکراتیک انتخاب میشود، تهیه و به تصویب نهایی مردم میرسد.

بهزاد کریمی
نارسایی اصلی روند انقلابی ایران، نبود مرکز هماهنگی مبارزاتی است. مرکزی که، هدایت ستادی مبارزات دمکراتیک مردم علیه جمهوری اسلامی را عهدهدار شود. مرکزی که، با برخورداری از اعتماد ملی قادر به نمایندگی مبارزهی ملی باشد، در موقعیت چالش کلان با نظام حاکم قرار گیرد و برای هدایت روند گذار از جمهوری اسلامی به سکولار دمکراسی احراز صلاحیت نماید. مرکزی که، با رهبری میدانی درون کشوری رابطه اندامواره گیرد تا مجموعه انرژی و تجربهی درونمرز و برونمرز را پوشش دهد.

سعید رهنما
میتوان بر سه جنبهی مهم و مرتبط با یکدیگر، یعنی قدرت فردی، مرکزگرایی، و نبود سکولاریسم بهعنوان مانعهای عمدهی استقرار یک نظام دموکراتیک تأکید کرد؛ تاریخ ایران، بهجز لحظاتی گذرا، سراسر تاریخ استبداد و دیکتاتوری، و پایتخت مرکز تمام تصمیمات و سیاستها بوده، و دین و دولت از یکدیگر جدا نبودهاند. ازاینرو هر طرحی که این عاملهای مهم را در نظر نداشته باشد، در صورت اجرایی شدن سرنوشتی جز تکرار تاریخ نخواهد داشت.

پیتر خیسن
در ایران، جوانان به حجاب اجباری اعتراض دارند، در چین علیه قوانین سختگیرانه کرونا. جوانان در آفریقا، در رویای رسیدن به اروپا و برخورداری از زندگیبهتر و آزادی اند. جوانان کشورهای نوظهور در آرزوی رسیدن به آزادی و رهایی اند.

نادر عصاره
مقاله "پایان یک مرحله با دو نتوانستن- در ایران چه میگذرد 7" (1)، به قلم دکتر محمدرضا نیکفر حاوی دو حکم است که باید حک شوند بر آگاهی: یکی در ضرورت ارائۀ برنامه و کارنامه، و دیگری این که انقلاب، آفرینش جمعیت میلیونی است و محصول آگاهی، تجربه، اراده و انرژی آن. در کنار این دو آموزش فوق العاده مهم، برخی تأملات و پرسشها و تفاوتها هم وجود دارند

مجید عبدالرحیم پور
شتاب و کندی حرکت جنبش، بسته به این است که به چه میزان بر ارزشها و دستآوردهای تاکنونیاش آگاهی بیابد و در همانحال چه اندازه به بازشناسی نارساییها و کمبودهای خود برخیزد، تا بتواند توانافزایی اجتماعی را پیش ببرد که تعیین کنندهی امر پیروزی جز این نیست. هم از اینرو، نوشتهی حاضر بر ارزشها، آفریدهها، توانمندیها و نارساییهای جنبش «زن، زندگی، آزادی» تمرکز دارد.

عباد عموزاد
در مطالعه و مرور وجدان تاریخی، امرها و مجموعه هایی پدید آمده اند که ذکر آن خالی از لطف نیست. در این جا، خاطر نشان می کنم که، در دنیای معاصر، در جامعه ها، شبکه های تارعنکبوتی که از روابط شخصی قدرت پدید آمده اند، نهادهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و آموزشی و هنری و فرهنگی و... را مهار می کنند

بهزاد کریمی
«انقلاب در انقلاب» مدعی، ابداً جنبهی پیشروانه و نونگرانه ندارد. وی مطلقاً از جایگاه «قدیم» است که جنبش انقلابی «زن – زندگی – آزادی» واقعاً جدید را میستاید. ستایشی برای فرسایش آن، تا بالندگی این نوپدید در سمت پیشرفت، جای به برگشت ویرانشهری ایرانشهری ایشان دهد!

نادر عصاره
تحول و تکامل اجزاء شعار "زن، زندگی، آزادی" را باید در آینده انتظار کشید، در هنگامی که حمایت عاطفی کنونی توده های ده ها میلیونی مردم، حمایت کارگران، کارمندان، اقشار متوسط، ... به حمایتی عملی تبدیل می شود. تحول و تکامل این شعارها، ویژگی منحصر بفرد و نوین آن ها را نفی نخواهد کرد: مثبت بودن، مشخص بودن و خودبنیاد بودن.

محمد اعظمی
ین جنبش از حکومت جمهوری اسلامی، از حکومت دینی و از حکومت موروثی گذر کرده است. به جرات می توان ادعا کرد جنبش مردم وارد دوره انقلابی شده و بازگشت ناپذیر در مسیر صعود گام برمی دارد. بسیار بعید است جامعه پس از این، با یک دوره سکون و سکوت مواجه گردد.

اسد عبدالهی
و حالا در این روزها، وقتی در خارج از مرزهایمان انبوه جمعیت ایرانیان را میبینیم؛ در برلین واروپا، یا درلُس آنجلس و آمریکا و... پاسخِ پرسشهایمان را دریافت میکنیم. درمییابیم که شور و اتفاق جنبش داخلی، جنبش« زن زندگی آزادی» چقدر اثرگذاراست برای جنبش نخبگان جامعه... حالا به نظر میرسد که معترضین جنبش داخل کشور که جنبش بزرگ اجتماعی ایران را سامان میدهند؛ با فرهیختگان جنبش خارج کشور یکی شدهاند…

بهزاد کریمی
جنبش انقلابی جاری تا همینجا به رشته دستاوردهای کلانی دست یافته که هم برگشتناپذیرند و هم رهگشاهایی بیهمتا برای کامیابی این روند انقلابی زنجیرهوار. شناخت این رهاوردها و استنتاج روشمند از آنها، نیاز پیشبرد موفق راهبرد سیاسی برای گذر از جمهوری اسلامی به نظامی دمکراتیک است. راهبردی استوار بر بسیج سیاسی جامعه علیه این حکومت با چشم انداز برگزاری انتخابات آزاد بمنظور تاسیس مجلس موسسان. مجلسی موظف به تدوین قانون اساسی نوین سنگپایهی حقوقی حکومت جایگزین که مطلوبترین شکل آن، جمهوری سکولار دمکرات است.

بهزاد کریمی
اکنون هم درسگیری کلان از همهی تاریخ معاصر میهنمان، از روندهای مربوط به دهههای سلطهی حکومت دینی بر کشور و مشخصاً از همین جنبش اعتلایی "زن – زندگی – آزادی"، باور به توان نیروی بالنده مدرنیته و آیندهساز در کشور است و تلاش برای تامین هژمونی سیاسی نیروی دمکرات سکولار بر کشور. این اما نه در معنای نادیده گرفتن نیروی سنت، بلکه پذیرش واقعیت وجودی و قایل شدن حق حضور آن در عرصهی سیاست است.

عباد عموزاد
• مقايسه اين تجربه با تجربه بهار انقلاب، پيش از آنكه مآخوندها با گروگانگيرى قدرت خارجى را محور سياست داخلى بگرداند، معلوم می کند كه ايران به يمن خراماندن موج هاى استقلال و آزادى انسان، به يمن تاباندن نور معنويت، به يمن برقرار كردن وسيع ترين جريان انديشه و فرهنگ، به يمن وحدت و همبستگى ملى، از رهگذر برخورداری از استقلال و آزادی و تأمين مشاركت همگان در اداره بسامان كشور، در درون و برون از مرزها، امنيت مى يابد.

نادر عصاره
تا آن نا آگاهی نسبت به وفاق همگانی و این آشفتگی نسبت به رابطه میان خواسته ها باقی است، هیچ اراده ای جمعی برای توافق و همراهی ایجاد نمی شود. تا همه نپذیرند که دموکراسی، آن هم حداقلی از همان دموکراسی نمایندگی و تامین نیاز های عاجل زندگانی، خواست های عام و مبرم می باشند و این دو خواست مقدم هستند بر خواست های دیگر چه عام و چه خاص، بی هراس بگوئیم این دو مقدم هستند بر خواسته های طبقاتی، قومی-ملی، ایدئولوژیکی، فرهنگی، توسعه، محیط زیست و دیگر مطالبات پر اهمیت مشابه و تا هنگامی که همگی سیاسیون مردم خواه، حول این دو خواست به کار جمعی همگانی دست...

حسن بلوری
تاریخ و سرانجامِ کیهان با انبساطِ آن گرهخورده است. در طول یک قرن گذشته کیهانشناسان به شناختهايی دستیافتهاند که نه تنها جهانبینی ما را دگرگون کرده بلکه دانش ما از جهان هستی را نیز بسیار توسعه بخشیده است. از آنجمله روشن شده است که کهکشانها با سرعت سرسامآوری از یکدیگر دور میشوند. برای مثال یک کهکشان در فاصلهی حدود ۱۶۳ میلیون سال نوری از کره زمین با سرعتی نزدیک به هجده میلیون کیلومتر در ساعت از ما دور میشود. هرچه فاصلهی کهکشانها از هم زیادتر باشد بههمان میزان نیز سرعت دورشدنشان از یکدیگر بیشتر است.۲ آیا این وضع بههمین شکل ادامه

جعفر ابراهیمی
در این یادداشت میکوشم فراتر از ضرورت بازخوانی آثار صمد بهرنگی به زمینه هایی اشاره نمایم که زیستن بر مدار اندیشه و روش صمد بهرنگی را یک ضرورت تلقی میکند. این رویکرد بر اساس پرسشهایی است که در ارتباط با نحوه ی مواجهه با صمد شکل میگیرد. آیا بازخوانی و واکاوی صمد و اندیشه و روش اش کافی است؟ آیا زندگی و آثار صمد موضوع مناسبی برای نمایشگاه عکس و نقاشی و تحقیقات دانشگاهی است یا یک روش مواجهه با جهان پیرامون است؟

نادر عصاره
هرگزسرمایه داری این اندازه قدرتمند نبوده، اینقدر هژمونیک نبوده. در کشاورزی منزل گزیده و ان را صنعتی کرده است. مصرف زیر نفوذ تبلیغات، سرویس ها، ئوبریزه شده، دنیای اطلاعات و انفورماتیک زیر سلطهGAFA (گوگل، امازون، فیسبوک، اپل). سرمایه بر بهداشت و سلامتی حکومت می کند از طریق صنعت داروسازی که در جریان همه گیری کووید، قدرت ان بشدت رشد کرده است. سرمایه داری از طریق لابی هایش، حکومت ها، نهادی اروپایی و بین المللی را منحرف می کند. نیروی مقابله با این هیولای سرمایه داری، محروم مانده است از نیروی سیاسی هماهنگ و برخوردار از اندیشه سیاسی راهبردی...

بهزاد کریمی
سؤال اما اینجاست که چرا مؤلفان کتاب با همهی تأکیداتی که بر پیوند تنگاتنگ نیروی تولید با دو نهاد اقتصادی و سیاسی در هر جامعهای دارند و نظریهی خود را هم بر دینامیسم میان آنها بنا مینهند، اما حتی برای یک بار هم که باشد اشارهای به نظریهی تبیین مادی تاریخ مارکس نمیکنند؟! مگر سیستم نظری مارکس که جدا از پارهنگاههای دترمینیستی و بهویژه تفاسیر مکانیکی بعداً سوار شده بر آن، با هوشمندی بس شگرفی از چرخهی نیروهای مولد و مناسبات تولیدی همچون زیربنا، و از سیاست، دین و مکتب و فرهنگ چونان روبنای مناسبات مادی سخن نگفته است؟

نادر عصاره
یک نظام از مجموعه ای از عناصر و ارتباطات و پیوستگی های تو در تو تشکیل می شود تا نظامی با کیفیتی خاص خود فراهم گردد. هیچیک از عناصر تشکیل دهنده نظام، به تنهایی قادر به ایجاد آن کیفیت نیست و بنابراین شناخت جزئی نمی تواند به شناخت کل برسد. ادگار مورن نظریه پرداز شناخت بغرنج، کمبود اساسی در روش شناخت مسلط را، درک و مطرح می کند. نگرش تفکیکی (تفکیک عنصر موضوع شناخت از بستگی ها و نسبت هایش) و نگرش تقلیلی (محدود کردن موضوع شناخت به شناخت از یکی از اجزا یا وجوه تشکیل دهنده آن).

نادر عصاره
هر کس در درون من/خود یگانه و تقلیل ناپذیرش، کیهان کوچکی دارد که اغلب به صورت نا خود آگاه کل های متعددی را حمل می کند که بخشی از کل بزرگ را تشکیل می دهند. این کل های متعدد از اجداد فامیلی متنوع و تعلقات گوناگون اجتماعی ما شکل گرفته اند. رهایی و آزادی از دام هویت یکپارچه و یکتاگرا، و قبول وحدت و تنوع هویت ضرورت روان و درون پاکیزه برای بهبود روابط انسانی است.

سعید مقیسه ای
در ایدئولوژی «مشارکت گرایی» هدف و ابزار رسیدن به هدف با هم تلاقی می کنند. آن چه که مهم است، این نیست که با سیاست ورزی به چه هدفی خواهیم رسید، بلکه مهم آن است که بدانیم، از چه راهی و چگونه به آن هدف برسیم.
این احزاب سیاسی برای مشارکت عمومی (دمکراسی مشارکتی) اعضای خود ازبرگزاری متوالی رفراندم یا «همه پرسی» بهره می برند.
این احزاب سیاسی برای مشارکت عمومی (دمکراسی مشارکتی) اعضای خود ازبرگزاری متوالی رفراندم یا «همه پرسی» بهره می برند.
شش محورصورت بندی مبارزه ضداستبدادی و دخیل در ماهیت خروجی و دموکراتیک آن و توضیحاتی پیرامون چندانتقاد

تقی روزبه
برخی انتقادها و یا ملاحظات از سوی برخی از خوانندگان گرامی از زوایای مختلف نسبت به مقاله «نقدی بر یک مناظره»* مطرح شده است که نگارنده ضمن استقبال از آن ها، تلاش کرده است که در نوشته حضر برای افکندن نوربیشتر به راهبردصدای سوم، چگونگی برآمدآن و یا در مورد صورت بندی جنبش ضداستبدادی و مبارزه کنونی علیه استبدادحاکم و رابطه اش با سرنگونی و یا چرخه استبداد به آن به پردازد ( دو دسته انتقاد مطرح شده اند که یکی در سایت اخبارروز است و دیگر در فیسبوک نگارنده).

نادر عصاره
منوچهر جمالی، در کتاب "جداسازی سیاست از دین"، به طرح و ترجمه عناوین و تعاریف و تجارب و سوابق تاریخی جدا سازی سیاست از دین در این یا آن کشور نمی پردازد، بلکه واقعیات تغییریابنده و امکانات و موانع جدا سازی را در کشور مان ایران بررسی و راهجویی می کند. خواننده، بعد از خواندن و تامل بر آن، به اقدامات ممکن برای جدایی سیاست از دین برانگیخته می شود و کاری را که در توان خود می یابد، شناسایی و برعهده می گیرد.

ژان بوبرو
نخستین دشواری هنگام بررسی «لائیسیته» در فرانسه، از خود این واژه ریشه میگیرد. از نگاه بسیاری، چنین برمیآید که این واژه منحصراً فرانسوی است. بهخاطر دارم که یکی از همکاران پس از آگاهی از سفر من به توکیو برای تدریس لائیسیته به من گفت: «حتما آنان چیزی نفهمیدند». حال آنکه، قانون اساسی ژاپن پرداخت یارانه به آموزش مذهبی (ماده ۲۰) را برای «دولت و نهادهای» آن ممنوع کرده است، امری که در مورد فرانسه صدق نمیکند. به نظرِ من، این گفتار نشانهی توهمی است که دربارهی لائیسیته رُشد کرده و این پندار بخشی لاینفک از واقعیتِ تاریخی و اجتماعی لائیسیته در فرانسه است.

اسد عبدالهی
«هانا آرنت» چند الگوی شایع دربین جنایتکاران پیداکرد. یکی از آنها الگوی « ُمهره یک سازمان» بود،الگوی کسانی که خودراپیچ و ُمهره یک سازمان میدانند و مطیع اوامر مافوقاند. آنها اعتقاد دارند کار و شغلی به آنها واگذارشده و به وظایف شان عمل میکنند و اگر آنان به این وظیفه! عمل نکنند؛ فرد دیگری آنرا انجام خواهد داد و فرقی در نتیجه ایجاد نخواهدشد!...

عباد عموزاد
بی آنکه خسته شویم، می باید آزادی، کرامت و حقوق زورمدار را به مردم یادآور شویم. در این پهنا است که خشونت بی محل می شود و زور پرستی که خشونت را روش می کند، این امکان را می یابیم که آزادی و کرامت خویش را باز یابیم. اگر هم قدرت عده ای را یکسره از استقلال و آزادی و حقوق و کرامتش غافل کرده باشد، وقتی جمهور مردم این حقوق را بشناسند و بکار برند، زور بی محل می شود و دستگاه ستم چون برف آب می شود. بدین ترتیب، مجموعه ای از روشهای خشونت زدائی در این نگاشته، ارائه گردید. بکار بردن این روشها جنبش همگانی را ممکن می کند و مداومت این جنبش تا پیروزی را تضمین می کند.

پرویز صداقت
حل بحران بازتولید اجتماعی قبل از هرچیز مستلزم کنار گذاشتن برنامههای نولیبرالی، ازجمله حرکت در راستای حذف موقتیکاری، اعمال گستردهی سیاستهای بازتوزیع درآمدی، کالاییزدایی گستردهی طیف وسیعی از خدمات عمومی و از میان برداشتن گفتمان نولیبرالی است. اگر مایلیم حیات درازمدت در جغرافیای ایران امکانپذیر باشد، بهموازاتِ تلاش برای تخفیف بحران زیستمحیطی، باید گرههای ناشی از بحران بازتولید اجتماعی نیز گشوده شود.