شنبه ۰۴ اسفند ۱۳۹۷ - ۲۳ فوریه ۲۰۱۹

جُنگ کارگری

در این شماره می‌خوانید:

 

 

 

 

- سیاست دولت روحانی : افزایش سود سرمایه‌داران، کاهش دستمزد کارگران!

- کارگران زیرزمینی؛ فرصتی برای سرمایه‌داران به قیمت جان کارگران

- ما همه اسماعیل بخشی و سپیده قلیان هستیم!

- خصوصی‌سازی غارت سرمایه‌های ملی است!

- چرا هنوز این‌همه شغل وجود دارد؟

- جنبش کارگران ونزوئلا بر سر دو راهی – بخش 4

- ماهیت شوراهای اسلامی حتی با اصلاح قانون ناظر بر آن‌ها دگرگون نمی‌شود!

- برگ‌هایی از تاریخ جنبش سندیکایی ایران – 3

 

افزایش دستمزد در صورتی می‌تواند عملی شود، که یا تشکلات کارگری مستقل و نیرومندی قضیه را پیگیری کنند و یا اینکه مانند دوران انقلاب ٥٧ برآمد اجتماعی نیرومند کارگری وجود داشته باشد. به‌واسطه‌ی چنین برآمدی در سال نخست بعد از انقلاب بود که دستمزدها برای نخستین بار در حد قابل‌توجهی توسط شورای انقلاب افزایش داده شد و پس از سرکوب همین برآمد بود که طی چند سال...

در این کارگاه‌ها اشتغال کودکان درازای غذا و جای خواب رواج دارد. در حقیقت در این مشاغل این مشروعیت سنتی روابط کارگر و کارفرماست که روابط کار را تنظیم می‌کند، نه قوانین مدون کار؛

درواقع حمایت از اسماعیل بخشی و سپیده قلیان دفاع از حیثیت و شرافت همه آن‌هایی است که زیر شکنجه‌های سخت و وحشیانه قرار می‌گیرند تا به جرم‌های ناکرده اعتراف کنند. امنیتی‌ها می‌خواهند اين نمایشنامه‌های "اعتراف گیری‌های اجباری و دروغین" را توجيهی برای برخوردهای سرکوبگرانه خود در جامعه کنند و همچنين جامعه و فعالان مدنی، صنفی، سياسی و اجتماعی را از این طریق مرعوب کنند.

قطبی شدن مشاغل روندی منحصر به امریکا نیست. در ۱۶ کشور عضو اتحادیۀ اروپا نیز دقیقاً این روند مشاهده می‌شود. در تمام این کشورها سهم مشاغل میانی به نفع مشاغل دستمزد بالا و دستمزد پائین در یک بازۀ زمانی ۱۷ ساله، از ۱۹۹۳ تا ۲۰۱۰ ، افت داشته است.

خصوصی‌سازی در یک تعریف عام، سپردن سرمایه عموم به بخش خصوصی است. در چارچوب همین تعریف ساده هم می‌توان در تضاد بودن این موضوع با منافع عموم را به‌راحتی درک کرد. هرچند کارگران و حقوق‌بگیران بخش‌های مختلف تأثیرات خانمان‌برانداز آن را بر زندگی خودشان به‌خوبی درک کرده‌اند و به همین خاطر پایان دادن به این سیاست به یکی از مطالباتشان تبدیل گشته است.

این روند بارها در جامعه مدنی ونزوئلا تکرار شده است. فشار از پایین حتی در اتحاد با ایدئال‌های چاوز در جهت قدرت توده‌ها اعمال‌شده ولی با مقاومت بخش‌هایی از دستگاه حکومتی و بوروکراسی دولتی روبرو شده است که مایل نیستند کنترل را از دست بدهند. این منافع عمدتاً در بخش‌های دست راستی اردوگاه چاوزیستی ریشه دارد که وزن بالایی در حکومت دارند و پیشبرد انقلابی را آهسته و حتی متوقف می‌کنند.

لغو این انحصار و پذیرش حق تشکل، حداقل انتظاری است که کارگران دارند. واقعیت این است که با اصلاح قانون شوراهای اسلامی ماهیت و عملکرد آن‌ها تغییر نخواهند کرد. بنابراین آقای وطنخواه و آن گروه از اعضای شوراهای اسلامی شاید بهتر باشد که بجای تلاش برای اصلاح شوراهای اسلامی کار، همتشان را معطوف به سازمان‌دهی سندیکاهای مستقل و کارای کارگری کنند!

می‌توان گفت که سرکوب گسترده و شدید سازمان گران و رهبران اعتصاب نفت که در شرایط نارضایتی گسترده در میان طبقه‌ی کارگر انجام گرفت، به محرکی برای انجام یک‌رشته اعتصاب دیگر بین سال‌های ١٣٠٨ – ١٣١١ تبدیل شد و این رفتار خلاف انتظار دیکتاتوری حاکم بود.

در این شماره می‌خوانید:

- صبر نفت هم به سر می‌رسد؛

- پیمانکاران رانتخوار، بلای جان کارگران؛

- جنبش کارگران ونزوئلا بر سر دو راهی – بخش 3

- تاریخ و آیندۀ اتوماسیون کار – بخش ششم

- شاخصه دستمزد کارگران؛ رژیم در باتلاق خودساخته غرق می‌شود

- حضور زنان کارگر در اعتراضات و اعتصابات کارگری

- برگ‌هایی از تاریخ جنبش سندیکایی ایران