سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۸ فوریه ۲۰۲۰

جُنگ کارگری

انتخابات را تحریم کنید، پای صندوق های رای نروید، مجلسی کە از این انتخابات فرمایشی بیرون بیاید، نە تنها هیچ قانونی ر بە سود شما تصویب نخواهد کرد، بلکە تە ماندە حقوق شما را نیز می خواهد از بین ببرد. انتخابات فرمایشی دغدغە ما نیست. دغدغە ما آزادی هزاران هم وطن مبارز و عدالت خواە اسیر در شکنجە گاە هاست، دغدغە ما برچیدن بساط دیکتاتوری و سرکوب، پایان دادن بە دخالتهای ماجراجویانە و ارتجاعی در امور کشورهای دیگر، لغو تحریم های اقتصادی، دفع خطر جنگ و درگیری نظامی، افزایش واقعی دستمزد، راە انداختن تولید و از بین بردن بیکاری، آزادی احزاب و سندیکاهای کارگری، لغو سانسور و هر نوع تبعیض،..

خصوصی‌سازی، یا به بیان دقیق‌تر فروش منابع ملی به سرمایه‌داران، در سال جاری، به شکل گسترده‌ای در بخش معدن باب شده است. واگذاری معادن به بخش خصوصی، در دو دهه‌ی اخیر وجود داشته است. اما حجم واگذاری‌های سال جاری بسیار بیشتر بوده است. همین امر سبب شده است در سال جاری بیش از سی معدن به تعطیلی کشیده شوند و بیش از پنجاه کارگر معدن، در حوادث کار جان خود را از دست بدهند.

یک تئوری مهم در این زمینه "تراژدی عام" است که وسیله یک اکولوژیست بنام گرت هاردینگ تدوین شده است. این تئوری اقتصادی شرایطی را تعریف می نماید که در آن منابع مشترک عام (ملی) مورد استفاده افراد به صورت مستقل و صرفا برای تامین منافع فردی قرار می گیرند، در نتیجه این مکانیزم مجموعه مردم تمام منابع مشترک را مصرف می کنند بی آن که منافع عام را لحاظ نمایند.

چکیده

دامنۀ تحقیقات کنونی در تاریخ کار، چه به لحاظ زمانی و چه در ابعاد جغرافیائی، وسعت قابل توجهی یافته است. این نوشته یک بررسی اجمالی است که ایده هائی را در باره این پرسش مرکزی که "از تاریخ جهانی کار چه می توان آموخت؟" پیش می کشد و با استفاده از مهمترین یافته های تحقیقی جدید این ایده های را ترسیم می کند. ابتدا مفهوم "کار"* (work) تعریف می شود و پس از مروری بر منشاء شش نوع اصلی مناسبات کار* (labour)، این سؤال طرح می شد که "چرا و چگونه جابجائی های بزرگ در مناسبات کار در تاریخ جهانی رخ داده اند؟". تحقیقات معاصر نشان می دهند که الگوهای کلاسیکی که برای فهم تاریخ جهانی (از جمله توسط آدام اسمیث، کارل مارکس و ماکس وبر) و نیز الگوهائی که توسط منتقدان آنها (از جمله کارل پولانی و الکساندر چایانف) به کار گرفته شده اند، با داده های تاریخی همخوانی چندانی ندارند. این الگوهای اساساً غایت نگر محتاج بازنگری اند. نوشته با مکث بر سه نقطۀ عطف جهانی در مناسبات کار معاصر، که مؤید غفلت ما از جنبشهای تاریخ است خاتمه می یابد. گزارۀ مقاله ایناست که برای نیل به شناخت بهتری از گرایشهای بلندمدت تاریخی در زندگی کاری، و برای تدوین تاریخ جهانی کار، نیاز به تحقیقات تجربی و تطبیقی بسیاری در بارۀ انسانهای کارکن ممکن و ضرور است

در واقع تعیین زمان ٤ سالە برای قراردادهای موقت ناظر بر تبصرە یکم مادە ٧ چیزی جز یک ترفند و هیاهوی تبلیغاتی فریبکارانە نمایشی بر سر هیچ نیست. زیرا هیچ تغییر اساسی در بهبود امنیت شغلی کارگران در این گونە شرکتها بوجود نمی آورد و بە کارفرمایان اجازە می دهد بە مدت ٤ سال با خیال راحت کارگران شان را در استخدام موقت نگاە دارند بدون اینکە با مشکل قانونی مواجە شوند و...

تجمع اعتراضی کارگران نی بر هفت تپە مقابل تامین اجتماعی، تجمع فرهنگیان تبریز مقابل ادارە راە و شهرسازی آذربایجان شرقی، اعتراض ٨ هزار کارگر فروشگاە های زنجیرەای رفاە پس از خصوصی سازی، محاکمە شمار دیگری از فعالین کارگری و سندیکایی، مهمترین رویداد های گزارش شدە کارگری هفتە بودند.

در این شماره می خوانید:

-تحریم و اعتصاب بجای شرکت درانتخابات فرمایشی!

-تاریخ شگفت انگیز نئولیبرالیسم- بخش هفتم و پایانی

-خاک بر چشم بازنشستگان نپاشید!

جایگاه کارگران در "نافرمانی مدنی" و تحریم انتخابات

-اشتغال در اقتصاد سبز- بخش دوم

گذر و نظری بر رویدادهای کارگری هفتە

با اطمینان می توان گفت کە طبقە کارگر و مزدبگیران فعالانەتر از گذشتە در تحریم انتخابات فرمایشی مجلس شرکت و با تداوم و گسترش اعتصابات و اعتراضات خود سیاستهای ضد کارگری و سرکوبگرانە رژیم را در کارخانە و خیابان بە چالش خواهد کشاند. شرکت در این انتخابات و هر رایی کە در آن بە صندوق ریختە شود بە سود خامنەای، کمک بە فقر، بیکاری، سرکوب و فلاکت و افلاس اقتصادی و حمایت از جنایتکاران حاکم است. بهمین جهت لازم است تک تک آحاد آزادیخواە کشور بویژە کارگران و مزدبگیران در کارزار تحریم انتخابات فرمایشی کە تاثیراتی بە اندازە یک خیزش عمومی علیە رژیم را دارد شرکت و دیگران را نیز بە پیوستن بە آن ترغیب و توجیە نمایند.

دولت این وظیفه را ندارد که مواظب بازار باشد، بلکه دقیقاً این وظیفه را دارد که بازار را تیمار کند. از این رو، این نگاه به بازار همچون معیاری برای ارزیابی آنچه دولتها انجام می دهند، می نگرد و دولت را خدمتگزار بازار تلقی می کند.

بقول رفقای خودتان قرار است بجای انتخابات، انتصابات برگزار شود و مجلس را با بازاری ها، سرداران سپاە، زندانبانان، رانتخواران و آخوند های سر سپردە و تاجران و دلالان دین پر کنند و سردار قالیباف دزد و اختلاسگر را رئیس آن کنند، دیگر چرا خلاصی بازنشستگان از زیر خط بقا را در "گرو" مجلس و انتخابات عنوان می کنید؟ وظیفەای را کە بە عهدە تان گذاشتەاند باید انجام دهید، انجام دهید ولی بدانید کە گوش بازنشستگان از این حرفها و وعدە ها پر است و آنها تنها مدعیان نمایندگی را با عمل شان می سنجند!