Skip to main content
جمعه ۱۳ مارس ۲۰۲۶
جمعه ۲۲ اسفند ۱۴۰۴

سیاست

مسعود شب‌افروز
در تاریک‌ترین پیچ‌های تاریخ، ملت‌ها خود را در محاصره‌ای بی‌رحمانه می‌یابند؛ جایی که آسمان با بمب‌ها و موشک‌ها می‌سوزد و زمین با باتوم و زندان نفس مردم را می‌گیرد. ایران امروز، در میانه این دو آتش، شاهد فرو ریختن اعتماد و انسجام ملی است: جنگ خارجی و سرکوب داخلی به‌طور همزمان بر جامعه فشار می‌آورند، و مردم در تنگنایی قرار گرفته‌اند که تنها می‌توان آن را قیچی تاریخ نامید .
منوچهر گلشن
نکته قابل توجه دیگر این است که نامه تقریباً به طور کامل خطاب به نهادهای قدرت نوشته شده است: رئیس‌جمهور آمریکا، کنگره، دیوان عالی و پارلمان اروپا. در متن هیچ نشانی از خطاب به جنبش‌های صلح، جامعه مدنی یا افکار عمومی جهانی دیده نمی‌شود. در نتیجه، متن بیشتر شبیه یک لابی سیاسی محترمانه است تا بیانیه‌ای برای بسیج نیروهای اجتماعی علیه جنگ. نگاهی به قدرت و نه به توده مردم!
صادق کار
سیستم فدرالیسم دەها سال است کە در کشورهای زیادی برقرار شدە است و باعث تجزیە هیچ کشوری نشدە است. در تعدادی از کشورهای دمکراتیک گرایشات جدایی طلبانە نیز بە رسمیت شناختە شدە است، تقاضاهای جدایی طلبانە بدون اعمال خشونت بە رای گذاشتە شدە و این حق برای جدایی خواهان از طریق مراجعە بە آرا محفوظ است. اما در اکثر کشورهای فدرالیستی کە جدایی بە رای گذاشتە شدە، اکثریت مردم بە جدایی رای ندادەاند. موارد نادری هم مانند چکسلواکی وجود داشتە کە بطور مسالمت آمیز جدایی را پذیرفتەاند.
علی جنوبی
در نهایت، لحظه‌ای که ایران در آن قرار گرفته است لحظه‌ای تعیین‌کننده در تاریخ معاصر این کشور است. جنگی که امروز بر کشور تحمیل شده، می‌تواند به فاجعه‌ای انسانی و اجتماعی تبدیل شود، اما در عین حال می‌تواند به نقطه‌ای تبدیل شود که جامعه ایران در آن راهی تازه برای آینده خود بیابد. آینده‌ای که در آن دفاع از میهن با آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی پیوند خورده باشد.
بهروز فدائی
نتیجه گیری: یک هفته پس از آغاز بحران، تنها میتوان با قاطعیت گفت که منطقه وارد مرحله ای بسیار خطرناک و غیرقابل پیشبینی شده است. ایران در سرنوشت ترین نقطه خود ایستاده و سرنوشت آن، نه تنها آینده خاورمیانه، بلکه وضعیت اقتصاد جهانی را نیز رقم خواهد زد
نادر عصاره
ویرانی شهر و دیار و تهران و دیگر شهر ها و خطر موجودیتی ایران، آتش بس فوری را حیاتی کرده است. وقت “تو گو مو گو” و پلمیک نیست. وقت وفاق بر فوری ترین و‌حیاتی ترین هدف، آتش بس و جمع کردن نیرو برای عملی کردن آن است
بهزاد کریمی
تداوم جنگ، یعنی زایش انواع مخاطرات از دل آن برای ایران و مردم ایران. برای اجتناب از چنین خطراتی، تنها راه و بهترین راه، قطع فوری جنگ است تا مردم امکان بیابند طی مبارزه‌‌ای درونزا، جمهوری اسلامی را به موزه‌ی تاریخ بسپارند. شک نباید کرد که جمهوری اسلامی آن چنان کمرش شکسته است که دیگر توان ادامه‌ی حاکمیت زمان دار بر ایران را ندارد. اگر تعیین تکلیف مردم ایران با آن در شرایط غیر جنگی مستعد برقراری دمکراتیسم است، در وضعیت جنگی اما هر چیزی می‌تواند بارآورد مگر برون‌داد دمکراسی از دل خود.
بهروز فدائی
با توجه به تحلیل‌های صاحب‌نظران خارجی، می‌توان نتیجه گرفت که حمله آمریکا و اسرائیل هرچند نقطه عطفی در تاریخ ایران محسوب می‌شود، اما نتیجه نهایی آن قطعی و یک‌سویه نیست. سناریوی انتقال مدیریت‌شده همچنان محتمل‌ترین گزینه در کوتاه‌مدت ارزیابی می‌شود، اما این تداوم شکننده است و می‌تواند به سرعت به سمت نظامی‌شدن یا فروپاشی کامل حرکت کند. آنچه مسلم است، ایران وارد یکی از پیچیده‌ترین و خطرناک‌ترین مقاطع تاریخ معاصر خود شده است
بهزاد کریمی
خامنه‌ای در آخرین ماه زمستان ایران رفت و پیشواز بهار مردمی در راه. جمهوری اسلامی ماندنی نیست و چه بسا در چشم اندازی چنان نزدیک و دسترس‌پذیر فروبریزد که به تصور نیاید. او رفت؛ امید که جمهوری اسلامی هم برود.
بهزاد کریمی
مبارزه با یورش سازمانیافته‌ی راست افراطی هم اکنون فعال در جلد و لباس پهلوی گرایی، آن زمان نافذیت خواهد یافت که ذوب در قطب گرایی نشود. مبارزه برای دمکراسی و مخالفت با هرگونه دیکتاتوری چه مستقر و چه منتظر، لازم است ضمن صراحت در موضع، با رفتاری واقع‌بینانه پیش برده شود. راست افراطی سلطنت طلب، مسلماً رقیب بسیار خطرناکی برای دمکراسی خواهانی است که در صدد به زیر کشیدن جمهوری اسلامی و گذر از این نظام هستند، اما مخالفت با این رقیب، بهیچوجه نباید کارش به «روایت‌سازی» مغرضانه و بازی در میدان جمهوری اسلامی بکشد
مسعود شب‌افروز
اصلاح‌طلبی در جمهوری اسلامی، در بهترین حالت، پروژه‌ای برای «تعدیل درون‌سیستمی» بوده است؛ نه گذار به سکولاریسم و نه برچیدن ساختار ولایت فقیه. تجربه دو دهه گذشته نشان داده که هرگاه اصلاح‌طلبان به قدرت نزدیک شده‌اند، در برابر نهادهای انتصابی و ساختارهای موازی عملاً ناتوان مانده‌اند
پوریا نایب
در نهایت، رسالت نیروهای پیشرو این است که اجازه ندهند «امید به تغییر» به سرنوشتِ پات دچار شود. پات در پایان داستان، فریبِ اتومبیلی را خورد که بوی گذشته می‌داد و در مسیرِ آن جان باخت. نیروهای مترقی باید با نقدِ بی‌رحمانه‌ی این نوستالژیِ ارتجاعی، مسیرِ نجات را نه در «بازگشت به صاحبِ مقتدرِ گذشته»، بلکه در «ساختنِ قدرتِ جمعیِ مردم» در حال و آینده جستجو کنند. مقابله با فاشیسم، تنها با افشای ماهیت ضدانسانیِ آن ممکن است؛ همان ماهیتی که هدایت در چشمانِ پات دید و لرزید.
بهزاد کریمی
خط راهنمای دمکرات‌های جمهوری‌خواه تمرکز مبارزه با جمهوری اسلامی است و رقابت متمدنانه در درون اپوزیسیون.
افشای رفتار فاشیستی در اپوزیسیون لازم است، فاشیسم نهادی را اما باید در رژیم قاتل هزاران تن طی دو روز جُست.
راه به زیر کشیدن این نظام، اجماع حداکثری است بر سر حداقل‌ها با چشم‌انداز گذار از جمهوری اسلامی به دمکراسی.
کمینه‌های عاجل لحظه نیز‌: نجات ایران است از دام جنگ، آزادی زندانیان سیاسی و کمیته حقیقت‌یاب جنایات دی خونین.
علی جنوبی
سلطنت‌طلبی، با تمام هیاهوی رسانه‌ایش، یکی از موانع جدی وحدت، آگاهی و پیشروی جنبش اعتراضی مردم ایران است. جنبشی که بهای آزادی را با خون داده، نیازی به بازتولید گذشته ندارد. آیندهٔ آزاد ایران نه در کاخ، نه در حوزه های دینی، و نه در اتاق‌های جنگ قدرت‌های خارجی، بلکه در خیابان‌ها، اعتصابات و مقاومت جمعی مردم رقم خواهد خورد.

جابر حسینی
در نهایت، ستیز با پنجاه‌وهفتی‌ها تلاشی برای قطع پیوند جامعه با تجربه تاریخی خویش است. خطای اصلی پنجاه‌وهفت نه صرفاً یک اشتباه نسلی، بلکه ناتوانی در مهار تمرکز قدرت و نهادسازی بود؛ و همین کاستی، به شکلی دیگر، دوباره بازتولید شده است. محروم کردن نسل جوان از فهم پیچیدگی آن تجربه، جامعه را از امکان یادگیری تاریخی محروم می‌کند.
یداله بلدی
«پراکندگی نیروهای چپ» احزاب وسازمان‌های سیاسی چپ و دموکرات و مجاهدین و احزاب کرد از آغاز بر‌پائی حکومت اسلامی تاکنون  ضربات زیادی را متحمل شده اند وبسیاری از کادرهای باتجربه خود را از دست داده  و به‌علت دوری از وطن نتوانسته‌اند با مردم پیوند داشته باشند واز داشتن یک رسانه فراگیر که پیام آرمان‌های آنان‌را به‌داخل برساند نیز محروم اند و در این سال‌ها موفق به سازماندهی یک بلوک نیرومند از تمام نحله‌های چپ نشده‌اند ازاین‌رو جوانان شناخت چندانی از این جریانات ندارند.
نادر عصاره
آلترناتیو دموکراسی‌خواهان، نام یک فرد نیست. بلکه یک «جبهه و شورای متکثر، مسئول و مدیر» است. تفاوت در اینجاست: ما باور داریم پایانِ رژیم نباید با «توطئه‌ی دولت خارجی» و «بازیگری یک فرد» رقم بخورد، بلکه باید محصول هم‌زمانی سه وضعیتِ اعتراض سراسری، اعتصاب عمومی و ریزش در بدنه قدرت باشد.
جابر حسینی
جنبش اجتماعی ایران امروز میان دو جریان تمامیت‌خواه گرفتار شده است: از یک‌سو نظام حاکمی که حفظ قدرت را به هر قیمتی دنبال می‌کند و از سوی دیگر بخشی از اپوزیسیون که برای رسیدن به قدرت، همان منطق حذف و انحصار را بازتولید می‌کند. این دوگانه، چالش اصلی پیش‌روی جنبش‌های اجتماعی در ایران معاصر است.
جابر حسینی
شرایط اضطراری است و زمان محدود. نجات میهن تنها با هم‌صف‌شدن ممکن است؛ هم‌صف‌شدنی که درد و رنج جامعه را مبنا قرار دهد، نه منافع گروهی، حزبی و سازمانی. هر نیرویی که مخالف جنگ و خواهان آزادی است، می‌تواند و باید حول خواست‌های مشترک کنار هم بایستد. تجربه هم‌گرایی نیروهای جمهوری‌خواه و صلح‌طلب عدالت‌جو در برخی تظاهرات خارج از کشور نشان داده است که چنین امری ممکن است. امروز همین امید جمعی است که می‌تواند خشم اجتماعی را از مسیر ویرانی، به سوی رهایی هدایت کند.
در متن شما، ترس امروز بارها به پیش‌بینی قطعی فردا تبدیل می‌شود. این‌که اگر این جریان به قدرت برسد، آزادی بیان، حقوق بشر، حتی روابط خانوادگی و حق زیستن را سلب خواهد کرد و از جمهوری اسلامی هم بدتر خواهد کرد. این نوع استدلال بیشتر بر بدترین سناریوی ممکن استوار است تا بر مسیرهای مشخص و اجتناب‌ناپذیر. ترس نشانه‌ی مهمی است، اما به‌تنهایی دلیل منطقی کافی برای حکم قطعی درباره‌ی آینده نیست.
اسماعیل صفرزاده
همیشه فکر می‌کردم که این افراد تنها در فضای مجازی و در تظاهرات خودشان این چنین بلبل زبانی می‌کنند اصلا باورم نمی‌شد که در بطن خانوادگی هم رخنه کرده‌اند. الان که« نه به‌دار است نه به‌یار» و هنوز قدرت را به‌دست نگرفته اند، این‌چنین می‌تازند  فردا که قدرت بگیرند آزادی بیان، حقوق بشر، دموکراسی و آزادی فعالیت احزاب توی سرشان بخورد، حق بیان، مراوده خانوادگی وحق زندگی ابتدایی …. را هم سلب خواهند نمود. فردا در صورتی به خانواده زندانیان سیاسی حق ملاقات خواهند داد که ابتدا« جاوید شاه» بگویند.
بهزاد کریمی
دی خونین بر چند ضرورت اساسی در رهایی از این نظام مُهر دیگربار کوبید: پتانسیل جامعه برای دگرگونی دمکراتیک بسی جلوتر از اپوزیسیون نظام قرار دارد؛ اقتدارگرایی و انحصارطلبی سم تحول دمکراتیک است؛ انفراد منشی‌ و عدم فهم اولویت‌های عمومی سد راه پیروزی‌اند؛ و بلاخره اینکه هیچ شاخه و جریان اپوزیسیون دمکراتیک حق ندارد که بیش از این از هماهنگی‌های لازم برای مبارزه با جمهوری اسلامی و رفتن پای وسیع‌ترین ائتلاف‌ها طفره رود و نسبت به آن کم اعتنا و کم تحرک باقی بماند.
یداله بلدی
جمهوری اسلامی و رهبر جلاد آن خامنه‌ای مانند هر دیکتاتور دیگری برای بقای دیکتاتوری خود هم‌چنان بر سرکوب و کشتار ادامه می‌دهد و هرچه جنبش آزادیخواهی تواناتر و متشکل تر شود از هراس سقوط دست به کشتار بیشتر خواهد زد. اما در نهایت خروش یکپارچه مردم آزادیخواه ، توانا و شجاع آنان‌را به زباله دان تاریخ خواهد سپرد و جامعه ای برپایه‌های دموکراسی ، سکولاریسم و عدالت اجتماعی را برپا خواهد کرد .
جابر حسینی
مسئله اصلی نه فقط سرکوب، نه صرفاً اپوزیسیون و نه تنها رسانه‌هاست؛ بلکه فروپاشی عقلانیت جمعی در شرایط خشم ساختاری است. جامعه‌ای که در وضعیت انسداد تاریخی قرار می‌گیرد، مستعد آن است که از «جنبش اجتماعی» به «کنش انفجاری» منتقل شود. در این نقطه، مرز میان مبارزه سیاسی و خودویرانگری اجتماعی به‌طرز خطرناکی محو می‌شود و جنبش، به‌جای تکیه بر پتانسیل‌های درونی خود، به امید مداخله خارجی می‌نشیند. دعوت از آمریکا و اسرائیل برای مداخله، نه راه‌حل بحران، بلکه تداوم و تکمیل فاجعه کشتار و ویرانی اجتماعی است.
بهزاد کریمی
جمهوری‌خواه تنها در مواجهه‌ی درست با طیف سلطنت خواهد توانست از پایگاه دمکراتیک خود در جامعه محافظت کند و آن را قوام بخشد. مشی درست، مخالفت پیگیر با منش‌های اقتدارگرایانه‌ی مدافعانی از آقای پهلوی و همزمان مدیریت اختلافات بین جمهوری‌خواهان و سلطنت‌طلبان از طریق گفتگو با جناح مشروطه خواه آنست. کوشش برای ائتلاف جمهوری خواهان سکولار دمکرات کماکان باید ادامه یابد، اما فقط با چهره کردن اثباتی در سکولار دمکراسی.
علی جنوبی
سلطنت‌طلبی، با تمام هیاهوی رسانه‌ایش، یکی از موانع جدی وحدت، آگاهی و پیشروی جنبش اعتراضی مردم ایران است. جنبشی که بهای آزادی را با خون داده، نیازی به بازتولید گذشته ندارد. آیندهٔ آزاد ایران نه در کاخ، نه در حوزه های دینی، و نه در اتاق‌های جنگ قدرت‌های خارجی، بلکه در خیابان‌ها، اعتصابات و مقاومت جمعی مردم رقم خواهد خورد.
نادر عصاره
«شورای صلح» بیش از آنکه پاسخی به بحران‌های جهانی باشد، نشانه‌ای از گذار از چندجانبه‌گرایی به نظم فرمانروایانه شخصی است، نظمی که در آن زور، پول و اراده یک دولت جایگزین قواعد حقوق بین‌الملل می‌شود. بعبارت دیگر، حاکمیت زور، بجای حاکمیت قانون در مناسبات بین المللی.  تضعیف سازمان ملل در این مسیر، جهان را نه به صلحی پایدار، بلکه به منطق زور و معامله نزدیک‌تر می‌کند.
مسعود شب‌افروز
۴۷ سال جنایت، دروغ و چپاول، حقیقتی است که دیگر قابل پنهان‌کردن نیست. مردم ایران، با وجود هزینه‌های سنگین، مسیر بازگشت به آزادی را یافته‌اند. آینده ایران، نه در تداوم این نظام فاسد، بلکه در اراده جمعی برای پایان‌دادن به آن رقم خواهد خورد .
علی جنوبی
جنبش مردم ایران امروز بر سر یک دو راهی تاریخی ایستاده است. یا در چرخه فرساینده اختلافات درونی و فرصت‌سوزی باقی می‌ماند، یا با انتخاب آگاهانه وحدت عمل و توافق بر سر یک افق سیاسی مشترک، مسیر تازه‌ای می‌گشاید. جمهوری سکولار دموکراتیک می‌تواند به‌عنوان محور این همگرایی، نه پایان راه، بلکه آغاز ساختن آینده‌ای باشد که در آن مردم، صاحبان واقعی سرنوشت خویش‌اند.
مصطفی کمالی
در شرایطی که احزاب پیشرو امکان کنش علنی و مؤثر ندارند و ساختارهای رسمی نمایندگی مسدود شده‌اند، اتکا به نهادهای اجتماعی ریشه‌دار، واقع‌بینانه‌ترین مسیر پیشِ روست. دعوت از سندیکاهای کارگری، شوراهای کارگری، تشکل‌های معلمان و فرهنگیان، بازنشستگان، پرستاران، دانشجویان و دیگر نهادهای دموکراتیک برای شکل‌دادن به یک مرکز هماهنگی مستقل، افقی و پاسخگو، ضرورتی تاریخی است.
سعید رهنما
سرنگونی جمهوری اسلامی و جایگزین کردن آن با یک جمهوری دموکراتیک، سکولار و ترقی خواه، از مهم ترین خواست های بخش مهمی از مردم ایران بوده است. بر خلاف افراد و جریاناتی که معتقدند جنبش‌های مردمی به خودی خود قادرند بدون سازمان و استراتژی به موفقیتِ نهایی برسند، بیش از هر زمان دیگری به سازماندهی و استراتژی باور دارم. با آن که جنبش‌ها دستاوردهای مهمی دارند و مبارزه را به پیش می‌برند، اما اگر در هر مرحله از پیشرفتِ خود سازماندهی وسیع‌تری نیابند، در بهترین حالت خود را تکرار می‌کنند و یا به‌مرور به تحلیل می‌روند.
مسعود شب‌افروز
جمهوری اسلامی دیگر «حکومت بد» یا «نظام ناکارآمد» نیست؛ یک ماشین سازمان‌یافته‌ی کشتار است که بقای خود را تنها در سرکوب عریان، دروغ سیستماتیک و ریختن خون مردم می‌بیند. این واقعیت نه حاصل اغراق سیاسی، که نتیجه‌ی چهار دهه تجربه‌ی زیسته‌ی یک ملت است؛ ملتی که از سال ۱۳۵۷ تا امروز، بهای «جمهوری اسلامی» را با جان، آزادی و آینده‌ی خود پرداخته است .
نادر عصاره
امروز خیزش مردم ایران میان دو لبه‌ی یک قیچی گرفتار شده است: از یک‌سو فرمان سرکوب بی‌امان خامنه‌ای و از سوی دیگر فراخوان به خرابکاری و تسلیح خیابان از جانب گردانندگان پروژه  رژیم‌چنج. اعلام «اهداف مشروع» و دعوت به تخریب اماکن عمومی و مذهبی، در عمل اعلان خطر جنگ داخلی میان نظام اسلامی  با نیروی آگاه یا ناآگاه آن پروژه‌ی خارجی  است. در این میان، مردم بی‌دفاع، گوشت دم توپ هر دو سوی ماجرا می‌شوند.
اصلاح‌طلبان بیش از هر جریان دیگری، مفهوم «همبستگی ملی» را تهی کرده‌اند. همبستگی از نگاه آنان یعنی سکوت جامعه، نه شنیدن صدای آن. یعنی همراهی مردم با حکومت، نه پاسخ‌گویی حکومت به مردم. وقتی اعتراض به فقر و بی‌حقوقی «تروریسم» نامیده می‌شود، همبستگی دیگر یک فضیلت نیست؛ یک ابزار سرکوب است .
فرزانه عظیمی
در این شرایط حساس وظیفه تک تک نیروهای مردمی رساندن هرچه وسیع تر اخبار این کشتار و سرکوب به افکار جهانی و تلاش برای کمک به هر شکل ممکن به مردمی است که پا به میدان مبارزه گذاشته اند و از همه طرف در محاصره نیروهای ددمنش و تا دندان مسلح رژیم قرار گرفته اند. باید مانع از این شد که جمهوری اسلامی در روایت سازی خود موفق شود و با جلوگیری از درز اخبار، به کشتار مردم معترض ادامه داده و خیزش آن‌ها را یک بار دیگر به عقب براند.