چهارشنبه ۱۱ مارس ۲۰۲۶
چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
زنان
علی کارون
جنبش «زن، زندگی، آزادی» و نتایجش آزمونی عینی بود و هست که راهی نوین و جدید در راستای آزادی زنان از قید و بند استبداد دینی و مرد سالاری گشود، و این امر در ادامه همان مبارزات بیش از یک قرن گذشته است ، که میبایست خستگی ناپذیر همچنان ادامه یابد تا پیروزی نهایی و دستیابی به اهداف والای جنبش آزادی و عدالتخواهانه در جامعه .
میگوییم: «زن، زندگی، آزادی»؛ و این نه یک شعار لحظه ای، بلکه افق اخلاقی و نقشه راه بازسازی ایران است؛
افقی که در آن کرامت انسانی، حضور سیاسی، برابری حقوقی و به رسمیت شناختن تکثر و تنوع اجتماعی پایه های نظم جدید را شکل میدهند
افقی که در آن کرامت انسانی، حضور سیاسی، برابری حقوقی و به رسمیت شناختن تکثر و تنوع اجتماعی پایه های نظم جدید را شکل میدهند
ما علیه نابرابریهای جنسیـجنسیتی و بهحاشیهرفتن مطالبات زنان مقاومت میکنیم؛ برای آزادی همهی زندانیان سیاسی میکوشیم و خواهان توقف ماشین کشتار جمهوری اسلامی هستیم. همزمان، در شرایطی که جنگ و مداخلهی نظامی آغاز شده است، بر ضرورت همبستگی با تشکلهای فمینیستی جهان و جنبشهای ضدجنگ و ضد فاشیسم تأکید میکنیم.
نه به جمهوری اسلامی
نه به جمهوری اسلامی
هشت مارس، روز فریاد زنان علیه ستم طبقاتی و جنسیتی
هشت مارس روز زنانی است که نامشان در رسانهها و تاریخ رسمی جایی ندارد؛ زنانی که در کارخانهها، مزارع، بیمارستانها، خانهها و خیابانها کار میکنند، اما استثمار و تبعیض همچنان سهم آنهاست. این روز، نه یک جشن فرمایشی، بلکه یادآور ضرورت مبارزه برای محو همهی اشکال ستمی است که بر زنان، تحمیل میشود.
هشت مارس روز زنانی است که نامشان در رسانهها و تاریخ رسمی جایی ندارد؛ زنانی که در کارخانهها، مزارع، بیمارستانها، خانهها و خیابانها کار میکنند، اما استثمار و تبعیض همچنان سهم آنهاست. این روز، نه یک جشن فرمایشی، بلکه یادآور ضرورت مبارزه برای محو همهی اشکال ستمی است که بر زنان، تحمیل میشود.
در پایان، ما جنگ را در هر شکل و از سوی هر طرف محکوم میکنیم. جنگها ساختارهای حمایتی را فرو میریزند، فقر و بیثباتی را گسترش میدهند و بیشترین آسیب را به غیرنظامیان، بهویژه زنان و کودکان وارد میکنند. بدن زنان در بسیاری از منازعات به میدان نبرد تبدیل میشود و خشونت جنسی به ابزاری برای تحقیر و سلطه بدل میگردد. ما بر این باوریم که صلح پایدار، پیششرط تحقق عدالت جنسیتی است و بدون امنیت انسانی، هیچ جامعهای به برابری دست نخواهد یافت
مسعود شبافروز
زنان ایران امروز در تقاطع جنگ، اقتدارگرایی و بحران اقتصادی ایستادهاند. با این حال، تجربه سالهای اخیر نشان داده که آنان نه صرفاً قربانی، بلکه کنشگران اصلی تغییر اجتماعیاند .
هشتم مارس امسال، یادآور این حقیقت است که هیچ صلح پایداری بدون عدالت جنسیتی، و هیچ آزادی واقعی بدون مشارکت کامل زنان، امکانپذیر نیست .مبارزه زنان ایران برای «زندگی» و «آزادی» همچنان ادامه دارد — حتی در تاریکترین روزها .
هشتم مارس امسال، یادآور این حقیقت است که هیچ صلح پایداری بدون عدالت جنسیتی، و هیچ آزادی واقعی بدون مشارکت کامل زنان، امکانپذیر نیست .مبارزه زنان ایران برای «زندگی» و «آزادی» همچنان ادامه دارد — حتی در تاریکترین روزها .
برگزاری سمینار مجازی با شرکت تعدادی از فعالان سیاسی و جنبش زنان
بمناسبت ٨ مارس روز جهانی زن
شنبە ٧ مارس ساعت ٢١ بە وقت اروپای مرکزی
بمناسبت ٨ مارس روز جهانی زن
شنبە ٧ مارس ساعت ٢١ بە وقت اروپای مرکزی
٨ مارس روز جهانی زن ، نماد پیکار تاریخی و مترقیانە جنبش زنان و جنبش های مترقی و دمکراتیک در کشورهای مختلف جهان و کشور ما ست کە برای رفع تبعیض و نابرابری علیە زنان و برای برقراری برابری میان زنان با مردان پیکار کردند، یاد بنیان گذاران روز جهانی زن، و زنان مردانی کە در این راە پیکار کرند، همچنین یاد زنان و مردان آزادەای کە در جنبش زن، زندگی، آزادی برای آزادی و برچیدن بساط تبعیضات زن ستیزانە کشتە شدند، گرامی و راە آنان پایدار باد
مسعود شبافروز
برابری بدون دموکراسی پایدار نیست، و دموکراسی بدون قدرتگیری زنان کامل نمیشود.. قدرت سیاسی زنان امتیاز نیست؛ پیششرط عدالت اجتماعی، توسعه پایدار و جامعهای آزاد است هشتم مارس یادآور این حقیقت است :بدون انتقال واقعی قدرت به زنان، هیچ تغییر بنیادینی پایدار نخواهد ماند.
مسعود شبافروز
تجربه یک قرن اخیر نشان میدهد هر زمان زنان ایران در صحنه بودهاند، افق دموکراسی گستردهتر شده است. آنان نه فقط قربانیان تبعیض، بلکه معماران آزادیاند .تغییر دموکراتیک در ایران بدون رهبری زنان ممکن نیست؛ زیرا مسئله زنان، قلب تپنده نبرد میان استبداد و آزادی است. بدون آزادی زنان، آزادی هیچکس پایدار نخواهد ماند
پروین ملک
از منظرِ حقوقی و انسانی، پیکرِ ناشناخته تنها یک آماری سرد نیست؛ این پیکر نمادی است از فقدانِ نام، فقدانِ روایتِ رسمی، و محرومیتِ بازماندگان از حقوقِ ابتداییِ سوگواری و عدالت. نبودِ شناساییِ سریع و تحویلِ باکرامتِ پیکرها، خانوادهها را از مراسمِ سوگواری، دفنِ شایسته و حقوقِ مدنی محروم میسازد و میتواند سالها ابهام و دردِ اضافی برای بازماندگان بهجای بگذارد .
مسعود شبافروز
هیچ خوانش دقیقی از اعتراضات جاری ایران در سالهای اخیر ممکن نیست مگر با در نظر گرفتن جایگاه زنان؛ نه فقط بهعنوان «حاضران» در خیابان، بلکه بهمثابه نیرویی تاریخی که بارها و بارها هزینه داده، پیشقدم شده و مسیر اعتراض را تغییر داده است. اگر خیزش ۱۴۰۱ نقطه اوج ظهور آشکار زنان بهعنوان موتور محرک جنبش بود، اعتراضات اخیر نشاندهنده مرحلهای دیگر از همان روند است: مرحله فرسایشی، پرهزینه و خونینِ بقا و منزلت .
فقر زندگی آدم را میبلعد، الویتها را تغییر میدهد و فرصت زیستن را از همه میگیرد. همچون شرایط نازنین زهرا که تا ده سالگی به جای نشستن در کلاس درس، باید روز و شب، دستفروشی میکرد و همین مسئله جانش را گرفت. هرچند که چند ماهی بود که با اشتیاق در مدرسه ارفک شوش شروع به تحصیل کرده بود. معلمها از استعداد و علاقهاش به درس میگویند که حتی بعد از اتمام کلاسها تمایلی به خارج شدن از این مجموعه را هم نداشته و آنجا تنها پناه امن این کودک بوده است. ولی فرصت زیستنش کوتاه بود و دیگر در هیچ کلاس درسی حاضر نخواهد شد.
مسعود شبافروز
در تاریخ معاصر ایران، «آزادی» هرگز مفهومی خنثی یا انتزاعی نبوده است. آزادی، همواره میدانی منازعهبرانگیز میان قدرت و جامعه بوده؛ و در این میدان، بدن و زندگی زن نخستین و مداومترین عرصه اعمال سلطه بوده است. از همین روست که آزادی در ایران، بیش از هر چیز، نام یک زن است .
پروین ملک
مژده شمسایی صرفاً بازیگر نقشهای اصلی زن نبود؛ بلکه تجسم زنِ قدرتمند، جستجوگر و اندیشمند در منظومهٔ فکری بیضایی به شمار میرفت. شمسایی با تسلطی کمنظیر بر زبان آهنگین، دشوار و چندلایهٔ بیضایی، جان به شخصیتهایی میبخشید که نه تزیینی، بلکه پیش برندهٔ اندیشه و روایت بودند. حضور او در فرایند خلق بسیاری از آثار سه دههٔ اخیر بیضایی، نقشی تعیینکننده و انکارناپذیر داشت .
پروین ملک
ایران یکی از معدود کشورهایی است که رسمیتِ جنس سوم را بهطور قانونی نمیپذیرد و قوانین موضوعه در بسیاری از موارد بر پایهٔ تفسیرهای سنتیِ فقهی است که به نظر میرسد هنوز با واقعیاتِ اجتماعی و علمیِ معاصر فاصله دارد. هویتِ جنسی انسان عملاً در فرایند رشدِ زیستی شکل میگیرد و انتخابی صِرف نیست .
شهناز قراگزلو
عدالت برای زنان یعنی دسترسی واقعی به حقوق: استقلال قانونی، ممنوعیت کودکهمسری، جرمانگاری خشونت، طلاق برابر، حضانت عادلانه، حمایت مالی پس از طلاق و آگاهی حقوقی فراگیر، حتی برای زنان در دورترین نقاط کشور. اینها خواستههای افراطی نیستند؛ حداقلهای جهان مدرناند. قانونی که زن را ضعیف کند جامعه را ضعیف میکند؛ قانونی که خشونت را تحمل کند خشونت را تکثیر میکند. حق زن لطف نیست؛ عدالت است، و جامعهای که عدالت را درک نکند دیر یا زود فرو میریزد.
هیئت هماهنگی نهادهای چپ و دمکراتیک
طبقه حاکم درایران بخصوص در سالهای گدشته در ادامه انتقام و مقابله با اعتراضات اجتماعی گسترده زنان، احکام بی اساس و پایه ای را علیه بیشماری از زنان صادر نموده است. احکام اعدام، دستگیری و شکنجه و زندان و نیز با تحت فشار گذاشتن اجبار به خودکشی کردن و همچنین با تهمت زدن به مشکلات روانی، آنها را به بیمارستان روانی منتقل می کنند. زنان بیشماری امروز در خطر اعدام قرار دارند و فعالین زنان بیشماری بی پایه و اساس کماکان در زندان می باشند.
پروین ملک
حذفِ مهریه نباید بهعنوانِ گامی بهسویِ عدالت تفسیر شود؛ این یک هشدار است. ما باید بپرسیم که هدفِ اصلاحات چیست: تسهیلِ زندگیِ زنان یا تسهیلِ بازتوزیعِ قدرت به نفعِ مردسالاری؟ تا زمانی که تغییراتِ قانونی بر پایهی عدالتِ جنسیتی قرار نگیرد، هر اصلاحِ ظاهراً «مدرن» میتواند به بازتولیدِ نابرابری منجر شود. برای برابریِ واقعی لازم است که صدای زنان شنیده شود و اصلاحات بر پایهی خواست و منافعِ واقعیِ آنان صورت گیرد — نه بر مبنای پاککردنِ صورتِ مسئله.
شهناز قراگزلو
کاهش سقف ضمانت مهریه بیش از آنکه پاسخی سنجیده به چالشهای حقوقی خانواده باشد، بازتاب دیدگاهی است که از پذیرش تحولات اجتماعی و نقش نوین زنان در خانواده گریزان است. اگر قانونگذار بهراستی دغدغهی تحکیم نهاد خانواده را دارد، راه آن نه در محدودسازی حقوق زنان، بلکه در بازآفرینی نهاد خانواده بر پایهی برابری، مشارکت و احترام متقابل است.
مسعود شبافروز
امروز وظیفهی همهی نیروهای آزادیخواه، عدالتطلب و مدافع حقوق بشر است که ابعاد این جنایت سازمانیافتهی حکومتی را به گوش جهانیان برسانند و افکار عمومی را علیه آن بسیج کنند. تنها با پایان دادن به حاکمیت فاسد، زنستیز و کودکآزار جمهوری اسلامی میتوان امید داشت که این فاجعهی انسانی متوقف شود و کودکان ایران دوباره طعم آزادی، آموزش و زندگی را بچشند.
گروه کار زنان حزب چپ ایران
دختران هند بالیست ایران، در شرایطی به این افتخار بزرگ دست یافتند که حتی حضور آنان در میدان ورزش، زیر سایهی حجاب اجباری، سانسور، و کنترل ایدئولوژیک حکومت ممکن شده است. نظام جمهوری اسلامی، که چهار دهه است با تحقیر، تبعیض و سرکوب، زنان را از ابتداییترین حقوق انسانی محروم کرده، ناچار است امروز در برابر اراده و استعداد همین زنان سر تعظیم فرود آورد .
مسعود شبافروز
ما نیازمند واژگان تازهایم .
واژههایی که خون نریزند، زنجیر نسازند، و آزادی را بیگناه بدانند .
ناموس را باید از حصار مالکیت بیرون کشید و به کرامت انسانی بازگرداند .
شاید روزی برسد که وقتی گفتند <بیناموس >»
من با افتخار لبخند بزنم و بگویم :
آری، من بیناموسم — چون آزاد و انسانم .
واژههایی که خون نریزند، زنجیر نسازند، و آزادی را بیگناه بدانند .
ناموس را باید از حصار مالکیت بیرون کشید و به کرامت انسانی بازگرداند .
شاید روزی برسد که وقتی گفتند <بیناموس >»
من با افتخار لبخند بزنم و بگویم :
آری، من بیناموسم — چون آزاد و انسانم .
پروین ملک
در این میان، حتی برخی از مردان «روشنفکر» نیز با پوشیدن روسری و گرفتن عکس در شبکه های اجتماعی، معنای عمیق مبارزه را سطحی کردند و «حق بر بدن» را به یک شوخی رسانه ای تقلیل دادند. آنان نفهمیدند که مسئله فقط پوشش نیست؛ مسئله حق مالکیت زن بر بدن خویش و رهایی از قیمومیت اجباریست
Parvin Malek
The struggle for bodily autonomy is a struggle for the future — for breaking the chains that have bound women for centuries. It is the most revolutionary act of resistance because it begins with the most intimate sphere: the body.
لیدا
در میانهی بحرانهای گستردهی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیستمحیطی، جامعه با بحرانی عمیقتر و خاموشتر روبهرو است: بحران روحی و روانی نسل جوان، بهویژه زنان. این بحران در اشکال گوناگونی چون افسردگی، انزوا، زنکشی، دخترکشی و نهایتاً خودکشی نمود یافته است؛ پدیدهای شوم و دردناک که ریشه در سیاستهای سرکوبگرانه و تبعیضآمیز حکومت دارد.
پروین ملک
در این نشست، ۷ سخنران از کشورهای ترکیه، سوریه، فلسطین، لبنان، اوکراین، هند، ایران و افغانستان دعوت شده بودند. متأسفانه سخنران افغانستانی نتوانست در برنامه شرکت کند، اما شش سخنران دیگر در جلسه حضور یافتند. زبان اصلی برنامه انگلیسی بود. ترجمه فشرده ای از سخنان در چات توسط دو تن از اعضای گروه کار بین الملل کمپین، شهین حیدری و روحینه، همزمان انجام می شد. خانم الهه امانی، عضو گروه کار بینالملل کمپین، اداره جلسه را به عهده داشتند.
سیمین کاظمی
دو دهه است نابرابری و تبعیض جنسیتی در آینه آمار قابل رویت شده و مشخص است ایران در کجای جهان ایستاده است اما یک قدم برای تغییر برداشته نشده است. شاخص شکاف جنسیتی فقط مشتی داده برای مقایسه نیست، گواه رنج و دردی است که زندگی میلیون ها زن را تباه می کند. درد و رنجی که نباید عادی شمرده شود. پرسش این است که آیا دو دهه در بدترین وضعیت از نظر شکاف جنسیتی بودن، کافی نیست که به خود بیاییم و برای بهبود وضعیت مان تلاش کنیم؟
ما در کنار مبارزات خستگیناپذیر مردم علیه دیکتاتوری، با اهدافی روشن و خطمشی محکم، مسیر مبارزه را تا سرنگونی و برچیدن هر شکلی از خودکامگی ادامه خواهیم داد. و در کنار این فراموششدگان که از چرخه زندگی بیرون گذاشته شدند، با عزمی راسختر از پیش مقاومت را دوره میکنیم. و به آنانی که صدایشان برای ما و شرایط نامساعدمان بلند است، با صدایی رساتر میگوییم آنچه امروز بر ما تحمیل شد، فراتر از رنج سالیان این زنان نیست.
تاکنون اسامی زندانیان بند سیاسی زنان اوین در این زندان ثبت نشده است و هیچگونه قطعیت یا چشماندازی مبنی بر انتقال مجدد آنان به اوین – پس از بازسازی زندان- یا تداوم حضور آنان در قرچک وجود ندارد. هماینک صغری خدادادی رئیس زندان قرچک ورامین، سازمان امور زندانها و قوه قضاییه، مسئول جان زندانیان بند سیاسی زنان اوین نیز هستند که در بلاتکلیفی کامل و بهت ناشی از انفجار و تخریب بند بر پیکرهشان، تنها از زندانی به زندانی دیگر منتقل شدند
رهایی ما مردم ایران از دیکتاتوری حاکم بر کشور به همت مبارزهی تودهها و با توسل به نیروهای اجتماعی میسر است. نه با دل بستن به قدرتهای خارجی یا چشم امید داشتن به آنان. قدرتهایی که همواره با استثمار و استعمار، با جنگافروزی و کشتار در پی کسب منافع بیشتر، ویرانی را نصیب کشورهای منطقه کردهاند برای ما رهآوردی جز ویرانی و استثمار نوین نخواهند داشت.
حمله به ایران و کشتار غیرنظامیان و نابودی زیرساختهای کشور توسط «رژیم صهیونیستی» و حامیان آمریکاییشان محکوم است. همچون دیگر جنایاتشان در دنیا، در خاورمیانه؛ و متعاقب آن حمایت از اسرائیل و اتکا به قدرتِ ویرانگرش توسط هر فرد، گروه یا جریان سیاسی، با هر رویا و تصوری نیز محکوم و نشان از دنائت و رذالتِ حامیانش دارد
ما زندانیان سیاسی به عنوان گروگان های حکومتی در زندان های شهرهای ایران بدون هیچ امکان دفاع از خود پشت دربهای آهنین متعدد در اسارتیم. اما با توجه به شرایط ویژه ای که بر ما تحمیل شده با تمام وجود از صمیم قلب نگران شما مردم عزیز و آزادیخواه و انقلابی ایران هستیم.
ما خواهان هرچه سریعتر خاتمه دادن به جنگ تحمیلی بر مردم هستیم و از شما مردم عزیز میخواهیم در مقابل جنگ طلبان قدرت و حاکمان با نیروی مردمی و حضور خود خواهان اتمام جنگ شوید
ما خواهان هرچه سریعتر خاتمه دادن به جنگ تحمیلی بر مردم هستیم و از شما مردم عزیز میخواهیم در مقابل جنگ طلبان قدرت و حاکمان با نیروی مردمی و حضور خود خواهان اتمام جنگ شوید